حضور گسترده مردم در 24 آذر ماه، بىگمان پیروزى قاطعى براى نظام اسلامى و مردمسالارى دینى بوده و هست. ولى همین انتخابات 24 آذر نظیر سایر انتخابهاى مردمى بىگمان داراى پیامهایى است که توجه یا عدم توجه به آنها مىتواند صعود و نزول جریانها و تشکلهاى سیاسى را در پى داشته باشد.
هرچند در لحظه نگارش این سطور هنوز نتایج انتخابات شوراها روشن نشده است ولى نتیجه هر چه باشد مىتوان از دو موضع به آن نگریست:
1- مصادره به مطلوب و تحمیل ذهنیات بر واقعیات بیرونی
2- تجزیه و تحلیل دقیق عوامل پیروزى بعضى از خطوط سیاسى و شکست بعضى از جریانات.
به راستى مىتوان چشم را بر آنچه رخ داده یا رخ مىدهد بست و عیش خود را منغص و آسمان شادى خود را تیره نساخت و بالاتر از همه صفبندىها را به گونهاى تعریف کرد که همیشه بتوانیم خود را پیروز بدانیم.
تردیدى نیست که هر تحلیل و حرکت سیاسى که از بستر ناصاف واقعیات به بستر نرم خیالات بگریزد، در برابر تندباد حوادث پیشبینىنشده از پاى درخواهد آمد.
شاید بدبینانه به نظر رسد ولى برآنم که نمىتوان بر شکافهاى درونى و خرده بحرانهاى درون جناح اصولگرا چشم بست، زیرا در آن صورت به هنگام وقوع بحرانها که به ویژه در هنگام انتخابات خود را به نمایش مىگذارد، جناح نه تنها غافلگیر خواهد شد بلکه حتى از متن صحنه سیاست هم به حاشیه رانده خواهد شد.
تاکنون، حداقل در ظاهر چنین است که جناح هر بار توانسته است با اتخاذ شیوهها، تصمیمات و حتى تغییرات تاکتیکى به نحوى موقتى بر بحران فایق آید و یا چالش هویتى و نبرد غایى براى زیست سیاسى را به تاخیر افکند ولى آیا وقت آن نرسیده است که جراح گونه به دور از مصلحتبینىهاى مرسوم و معمول اعماق برداشتهاى تئوریک، مبانى دیدگاههاى سیاسى و اقتصادى و یا حتى تشکیلاتى جناح را بکاویم و بذرهاى شبهه و ابهام و تردید را که در عمل مایه جدایىها و ناهمآوازیها مىشود، براى یکبار شناسایى کرده و تا حد امکان از میان ببریم. ما باید روشن سازیم که دلیل چالشهاى درونى که زمانى به تعدد کاندیدا و اکنون به تفرق لیست و در آینده معلوم نیست به چه چالشى خود را به نمایش گذارد، چیست؟ آیا این اختلاف سلیقهها (!!) ماهیت ایدئولوژیک دارد یا ماهیت تشکیلاتی؟
آیا نوعى انحراف ریویزیونیستى (تجدیدنظر طلبانه) در ابعاد مختلف نظرى و عملى عامل اصلى و محورى وضع کنونى است یا خیر؟
تردیدى ندارم، تا زمانى که ما پاسخى شفاف به پرسشهایى اینچنین ارائه ندهیم، در ارائه یک برنامه حداقلی، خط مشى محدود و یا حتى شعارهاى روزمره دچار مشکل خواهیم شد.
انتخابات فرصتى بزرگ را براى خودشناسى احزاب و جریانات فراهم آورده است. مهمترین آن به رخ کشیدن “ناهم آوازیها” در میان دوستان است، این فرصت را اگر خردمندانه دریابیم، کامیابى در انتظار است و در غیر اینصورت ناهمآوازیها، وصله “ناکامی” را بر قباى ما خواهد دوخت.