سیدعلی موسوی خلخالی
ترور همواره بدترین و کثیفترین گزینه در فعالیتهای سیاسی کشورهای مختلف به شمار آمده است. در بسیاری از موارد ترور شخصیتهای سیاسی منجر به تغییر روند سیاسی کشورهای مختلف شده و مسیر تحولات آن کشور را تغییر داده است.
با نگاهی به برخی کشورهای جهان می توانیم نمونه های بسیاری را در این زمینه بیابیم. ترور آبراهام لینکلن در ایالات متحده، ترور جان اف کندی در همان کشور، ترور علی بوتو در پاکستان، ترور مهاتما گاندی در هند، ترور ملک فیصل در عراق، ترور عبدالکریم قاسم در همان کشور، ترور ناصرالدین شاه در ایران و غیره نمونه هایی از ترور شخصیت های سیاسی هستند که مرگشان تاثیر بسزایی در تاریخ کشورهایشان داشتهاند.
در این میان لبنان نیز یکی از مهمترین کشورهای خاورمیانه است که تاریخ ترور سیاسی در آن ید طولایی دارد و وقایع تروریستی باعث ایجاد تغییرات اساسی در حیات سیاسی آن شده و در مقطعی این کشور را وارد جنگ داخلی کرده است. آنچه در پی می آید نگاهی دارد به ترورهای سیاسی و تبعات آن در تاریخ سیاسی لبنان که میخوانید.
ترور بشیر جمیل و سعد عریقات
ترور بشیر جمیل برادر امین جمیل در سال 1982 یکی از مهمترین رخدادهای تروریستی در لبنان محسوب میشود. ترور وی توانست تاثیر شگرفی به تاریخ لبنان گذارده و روند سیاسی-اجتماعی آن را به شدت تغییر دهد.
بشیر جمیل رئیس حزب مارونی های مسیحی فالانژ بود. این حزب در سال 1936 توسط پیر جمیل پدر بشیر تاسیس شد. گرایش های این حزب تا حد بسیاری منطبق با سیاست های رژیم اسرائیل بود و تمام تلاش آن بر تصاحب قدرت سیاسی در لبنان متمرکز شده بود. همزمان با افزایش انتقادها به نظام حاکم در لبنان که از سوی غربی ها به خصوص فرانسوی ها هدایت می شد، احزاب مهم مسیحی از جمله فالانژها تلاش کردند، خود را در عرصه سیاسی لبنان سردمدار و قدرتمند معرفی کرده و با حمایت آنها مسیحیان را قدرت مطلق لبنان کنند. آنها برای رسیدن به این هدف با اسرائیلی ها همدست شده و تلاش های خود را برای پیمودن پله های قدرت تندتر کردند.
در سال 1982 «بشیر جمیل» موفق شد، رئیس جمهوری لبنان شود، اما در یک اتفاق ناگهانی ترور شد و کل روند سیاسی لبنان را تغییر داد.
گرچه در آن سال «امین جمیل» به سرعت جانشین برادر شد، اما ضربه ناشی از ترور بشیر جمیل نتوانست آرمان های حزب را به کرسی بنشاند و در نهایت اختلاف های شدید و فعالیت فالانژهای مسیحی را کند و به مرز مرگ رساند.
اما در آن سال ترور دیگری نیز عرصه سیاسی لبنان را به شدت تحت تاثیر قرار داد. تروری که به اعتقاد بسیاری عامل اصلی کشیده شدن لبنان به دامان جنگ داخلی بود. ترور «سعد عریقات» رهبر اهالی صیدا در جنوب لبنان یکی از مهمترین اتفاق های سیاسی لبنان محسوب می شود. وی یکی از چهره های مهم سیاسی لبنان محسوب می شد که توانسته بود در عرصه های سیاسی لبنان فعال شده و نماینده یکی از مهمترین قشرهای مردمی لبنان شود.
«سعد عریقات» به شدت ضدیهودی بود و با فعالیت های سیاسی فالانژها که در آن هنگام در راستای سیاست های یهودی ها فعالیت می کردند، مخالف بود. وی همچنین با قدرت گرفتن فالانژها به شدت مخالفت می کرد. در سال 1975 وی توسط افراد ناشناس ترور شد. به اعتقاد بسیاری این ترور توسط عوامل اسرائیل صورت گرفت.
ترور کمال جنبلاط
کمال جنبلاط موسس حزب سوسیالیست های لبنان و رهبر دینی دروزی های لبنانی بود. وی همچنین پدر «ولید جنبلاط» رهبر کنونی دروزی های لبنان است. کمال جنبلاط خود را نماینده اندیشههای چپ در لبنان و مخالف با سیاست های اقتدارگرایانه احزاب مسیحی و وابستگان یهودی معرفی میکرد.
ترور کمال جنبلاط باعث تسریع حرکت لبنان به سمت جنگ داخلی شد. زیرا ترور سعد عریقات در سال 1975 و بعد از آن ترور کمال جنبلاط در میان مردم لبنان به سر به نیست شدن رهبران مسلمانان تعبیر شد. در سال 1982 ترور «بشیر جمیل» که رهبر مخالفان «سعد عریقات» و «کمال جنبلاط» محسوب می شد، لبنان را رسما وارد جنگ داخلی کرد. جنگی که حداقل دوازده سال به طور انجامید.
ترور رفیق حریری
«رفیق حریری» نخستین ثروتمند لبنانی و موسس حزب المستقبل مهمترین حزب طیف سنی لبنان محسوب میشود.
فعالیتهای رفیق حریری ابتدا سیاسی نبود، وی سال های میانی دهه 60 به عربستان سعودی مهاجرت کرد و ضمن تحصیل در آن کشور و تاسیس یک شرکت تجاری توانست موفقیت های اقتصادی مهمی کسب کند. در همان دوران اقامتش در عربستان با یکی از دختران شاهزاده عربستانی ازدواج کرد و توانست بدین ترتیب بنیان های اقتصادی و سیاسی خود را گسترش دهد. وی با آغاز دهه 80 علاقه مند به حضور در دنیای سیاست شد و به لبنان بازگشت.
در طول دهه 80 و با آغاز جنگ های داخلی، توانست خود را در عرصههای سیاسی لبنان مطرح کند. رفیق حریری در همین مدت توانست خود را به سوریه ای ها نزدیک کرده و اعتماد آنها را نسبت به خود جلب کند. به پشتوانه سیاسی آنها حریری توانست رهبر بزرگترین گروه سنی لبنانیها شود.
با پایان یافتن جنگهای داخلی، حریری موفق شد به پست نخستوزیری کشور منصوب شود. در طول این مدت وی توانست به پشتوانه ثروت کلان خود به اقتصاد لبنان رونق تازه ای داده و رهبری بسیاری از بخش های اقتصادی کشور را عهده دار شد. وی همچنین توانست به واسطه رابطه خویشاوندی خود با عربستانی ها و حمایت سوریه ای ها مبالغ هنگفتی از سرمایه های آنها را در کشور سرازیر کند.
حریری همچنین با سپردن امنیت کشور به دست ارتش سوریه موفق شد تا حدودی امنیت سیاسی و اجتماعی لبنان را تضمین کند.
این فعالیت ها باعث شد، رفیق حریری جایگاه ویژه ای در میان مردم لبنان برای خود دست و پا کرده و به این ترتیب پیشرفت روز به روز اصلاحات دائمی و عمران آن کشور محبوبیت ویژه ای برای وی ایجاد کرد. محبوبیتی که بسیاری از احزاب سنی لبنان را حامی و پشتیبانش ساخت.
با آغاز سال 2003 و نزدیک شدن زمان انتخابات ریاست جمهوری اختلاف ها در لبان دوباره آغاز شد.
امیل لحود اعلام کرد به رغم فشارها، از سمتش کناره گیری نکرده و قصد دارد منصب ریاست جمهوری همچنان در اختیار داشته باشد.
در همین حال رفیق حریری حضور ارتش سوریه در لبنان را غیرضروری می دانست و اصرار به خارج شدن آنها از کشور داشت.
در 14 مارس 2003 در ساعت های میانی روز، درحالی که رفیق حریری به همراه سه خودروی همراه راهی دفتر نخست وزیری بود، در یک انفجار مهیب ترور شد.
مرگ وی شوک بزرگی به جامعه لبنان وارد کرد. بعد از آن حرکت سیاسی لبنان دچار تغییر و به سمت بحران منحرف شد. ترور حریری همچنین چالش ها بر سر حضور سیاسی سوریه در کشور را به شدت افزایش داد. چالشی که همچنان ادامه دارد.
درپی این ترورن چند ترور دیگر نیز به وقوع پیوست که آخرین آن با ترور «پیر جمیل» فرزند «اسین جمیل» رئیس جمهور سابق لبنان و وزیر صنایع و انرژی کابینه فواد سینوره وارد مرحله تازه ای شده است. مرحله ای که ممکن است حرکت سیاسی لبنان را به سمت یک بحران وخیم سیاسی رهنمون کند. بحرانی که احتمال دارد مانند حلقه داری به گردن جامعه لبنان آویخته شود.
گاهشمار ترورهای سیاسی لبنان
14 فوریه سال 2005 ترور رفیق حریری با بمب گذاری خودروی حامل وی پیامدهای بعدی این ترور ترورهای پراکنده دیگری بود که شامل خبرنگاران و سیاستمداران داخلی لبنان بود. از جمله ترور «فائق می شیداق»، خبرنگار شبکه تلویزیونی ال .بی .سی و یکی از منتقدان و معارضان اصلی حضور نیروهای سوری در لبنان که براثر این ترور ناموفق که در 25 دسامبر 2005 رخ داد وی یکی از پاهای خود را از دست داد. پس از ترور شیداق، جورج حاوی، دبیرکل سابق حزب کمونیست لبنان در 21 ژوئن 2005 ترور شد.
این درست دو روز پس از پیروزی حزب مخالف سوریه یعنی 14 مارس در انتخابات پارلمانی لبنان انجام گرفت و بسیاری از ابهامات را به دنبال خود داشت. پس از ترور حاوی، سمیر قصیر یکی از دیگر از روزنامه نگاران مخالف با حضور نیروهای سوری در لبنان نیز در ماه ژوئن ترور شد و پس از آن در تاریخ های 19 مارس، یکم آوریل و ششم می 2005 نیز انفجارهای متعددی در مناطق مسیحی نشین لبنان رخ داد و تلفات این انفجارها کشته شدن چند تن از شهروندان مسیحی ساکن این مناطق بود.»
1977 کمال جنبلاط رهبر حزب و روزهای لبنان در منطقه شون واقع در جبل لبنان ترور شد. ژوئن سال 1978 تونی فرنجیه، فرزند سلیمان فرنجیه، رئیس جمهور لبنان در منطقه اهدان واقع در شمال لبنان ترور شد.
سپتامبر 1982 بشیر جمیل، رئیس جمهور لبنان در بیروت ترور شد که هنوز 21 روز از انتخاب وی به پست ریاست جمهوری لبنان نگذشته بود.
ژوئیه سال 1987 رشید کرامی، یکی دیگر از رئیسان جمهور لبنان و برادر نخست وزیر سابق لبنان یعنی عمر کرامی در طرابلس واقع در شمال لبنان ترور شد.
مه 1989 حسن خالد، مفتی لبنان و یکی از شخصیت های مهم اهل تسنن این کشور در بیروت ترور شد.
نوامبر 1989 دینیه معوض، یکی دیگر از رئیسان جمهوری لبنان در بیروت به ترور رسید. ترور وی بلافاصله پس از امضای توافقنامه طائف و متوقف ساختن جنگ های داخلی در لبنان رخ داد.
اکتبر 1990 دنی شمعون، رئیس حزب ملی گرایان آزاد لبنان به همراه خانواده خود در بیروت ترور شد.
فوریه 1992 عباس موسی، رهبر حزب الله لبنان در جنوب لبنان توسط یک هلیکوپتر اسرائیلی ترور شد که بعدا مشخص شد این عملیات با سازماندهی دقیق برخی گروه های داخلی لبنان با موساد و اسرائیل انجام گرفته است.
ژانویه 1994یکی از مقام های دیپلماتیک اردن و مشاور اول سفارت اردن در بیروت ترور شد.
اگوست 1995 شیخ نزار حلبی، یکی دیگر از شخصیت های مهم اهل تسنن لبنان به دست گروه مسلح ناشناس ترور شد.
ژانویه 2002 ایلی حبیقه، یکی از وزیران لبنان و فرمانده سابق ارتش این کشور در بیروت به ترور رسید.
مه 2002 محمد جهاد احمد جبریل، فرزند احمد جبریل، دبیر کل جبهه ملی آزادی بخش فلسطین در بیروت ترور شد.
ژوئیه 2004 غالب عوالی، یکی از مسئولان سیاسی حزب الله لبنان در جنوب بیروت ترور شد.
اکتبر 2004 ترور ناموفق مروان حماده، یکی از نمایندگان طایفه دروزی لبنان در بیروت رخ داد که منجر به واکنشهای سیاسی گسترده حزب حاکم و گسترش اتهامات این حزب علیه سوریه شد.