قاسم روانبخش
دهم مرداد 84، آخرین روز ضرب الاجل آمریکا اروپا برای پذیرش زیادهخواهی غرب دربارۀ موضوع هستهای از سوی جمهوری اسلامی ایران بود. آنها ادامه تعلیق کامل، واگذاری فنآوری هستهای و دست برداشتن از خواست به حق ملی را درخواست میکردند ولی دیپلماسی فعال دولت نهم به ویژه شخص رئیس جمهور در ارائه طرح جدید مبنی بر امکان مشارکت کشورهای اروپایی و غیراروپایی در غنیسازی اورانیوم و تولید چرخه سوخت هستهای در ایران، توانست تا حدود زیادی کشورهای عضو N.P.T را متقاعد سازد که تهران به دنبال تولید بمب هستهای نیست؛ زیرا آنان با مشارکت از نزدیک میتواند شاهد منحرف نشدن ما از فناوری صلحآمیز باشند. دیپلماسی فعال در کنار رزمایشهای بزرگ سپاه، ارتش و نیروهای بسیج و ... و آزمایش موشکهای فوق پیشرفته، قایقهای پرنده، هواپیماهای نظامی و حضور در سازمانهای سیاسی جهان و تبیین موضع به حق ایران فضا را به سرعت به نفع کشورمان تغییر داد، به گونهای که اکثریت قریب به اتفاق صاحبنظران سیاسی جهان راهی جز مذاکره برای حل مسأله هستهای ایران پیشنهاد نکردند و در نتیجه گروه 1+5 به مذاکره بازگشت. دستیابی به چرخه سوخت هستهای صلحآمیز و دیپلماسی فعال ایران، کارا بدان جا رساند که طرفهای مذاکره در برابر خواست به حق ایران تسلیم شدند و برای حفظ آبروی خود، تنها خواهان تعلیق یک روزه غنیسازی شدند! ولی از سوی ایران پذیرفته نشد اعلان آمادگی احمدینژاد برای مناظره با رئیس جمهور آمریکا و خودداری بوش سخنرانی ایشان در اجلاس غیرمتعهدها در کوبا و صدور بیانیه حمایت آمیز 115 کشور از موضع به حق هستهای ایران و نطق ایشان در سازمان ملل و ایجاد فضای ضد آمریکایی در این سازمان، آن چنان تأثیرگذار بود که فرانسه هم اعلام کرد به جمع کشورهای مخالف تحریم ایران پیوسته است و در نتیجه آمریکا به انزوا رفت و بوش در ضعیفترین جایگاه سیاسی خود در طول دوران ریاست جمهوری قرار گرفت و میرفت برای همیشه مشکل هستهای ایران از طریق مسالمتآمیز و با حمایتهای گسترده کشورهای جهان حل گردد. در چنین شرایطی همه شخصیتهای سیاسی کشور باید مراقب باشند و بدانند که یک اشتباه ممکن است فضا را به نفع دشمن تغییر دهد چرا که شیطنتهای سازمان جهنمی سیا را نیز نباید نادیده گرفت.
انتشار نامه محرمانه امام (ره) درباره علل پذیرش قطعنامه از سوی دیگر از شخصیتهای سیاسی کشور، اشتباه فاحشی بود که توانست تا حدودی این بهانه را به دشمن بدهد؛ آنها توانستند در خارج از کشور با مانور گسترده روی این نامه، به دروغ به افکار عمومی چنین القا کنند که ایران به دنبال تولید بمب هستهای است! در داخل نیز عوامل نفوذی دشمن در مطبوعات با درج مقالات و تحلیلهایی، این گونه وانمود کرده و میکنند که سرانجام پایداری، نوشیدن جام زهر است! پس چه بهتر که همانند معمر قذافی، عاقلانه! عمل کنیم و برای همیشه از دانش هستهای دست برداریم! ارجاع پرونده به شورای امنیت و تهیه پیشنویس قطعنامه تحریم علیه ایران، و حرکت دو ناو کهنه آمریکایی به سمت خلیج فارس دقیقاً با آتش تهیه مطبوعات و رسانههای وابسته داخلی هماهنگ است.
در حاشیه اشتباه مذکور و تحرکات جدید دشمن، نکاتی قابل تأمل است:
1- کسانی که اشتباه فوق را مرتکب شدند، باید از پیشگاه ملت و حضرت امام (ره) عذرخواهی کنند و درصد جبران گذشته خود برآیند.
2- صرف نظر از اشتباه مورد اشاره، بیگمان تحلیل وقایع جنگ برای نسل جوان لازم است. این نسل باید بداند که جنگ هشت ساله عراق علیه ایران، صرفاً بر سر آب و خاک نبود بلکه همه جهان کفر و نفاق اعم از شرق و غرب و مزدوران داخلیشان برای سرنگونی نظام نوپای اسلامی آمده بسیج شده بودند ولی ملت مسلمان ایران با تکیه بر ایمان الهی و اطمینان به نفس، با تمام قدرت ایستاد و دشمنان را سر جایشان نشاند. آنها نه تنها نتوانستند نظام اسلامی ما را سرنگون سازند. که حسرت در اختیار داشتن یک وجب خاک ایران نیز بر دلشان ماند. تحلیلگران وابسته به جریان انحرافی نهضت به اصطلاح آزادی که امروز بر کرسی نقد جنگ نشستهاند و از ضرورت پذیرش قطعنامه پس از فتح خرمشهر سخن به میان میآورند، در آن روزهای سرنوشتساز در لانههای خویش خزیده بودند و نه تنها هیچ گونه کمک سیاسی، مالی و نظامی به جبههها نمیکردند بلکه طی بیانیههایی خائنانه همسو با رژیم بعث عراق، دفاع حق ملت ایران را محکوم میکردند! بر تحلیلگران تاریخ جنگ لازم است نقش گروهها و احزاب آن روزها در جنگ را برای نسل جوان امروز تبیین کنند تا فرصتطلبان عرصه سیاست نتوانند از خون شهیدان ملت مسلمان ایران برای خود جایگاهی دست و پا کنند.
3- دشمن باید بداند ملت مسلمان ایران هیچ گاه از نقل و انتقالهای نظامی آمریکا در خلیج فارس بیمی به دل راه نداده است که امروز با حرکت دو ناو کهنه هواپیمایی بهراسد. امروزه کشور اسلامی ایران در برابر زیادهخواهیهای دشمنان، چون سدی بهتر ایستاده و علاوه بر ایمان قوی و تکیه بر امدادهای الهی، به پیشرفتهترین سلاحهای جهان دست یافته؛ بنابراین تهدید چنین ملتی آب در هاون کوبیدن است و هیچگاه نمیتواند ملت و دولت ما را از راهی که برگزید. بازگرداند.
4- عوامل خودباخته داخلی نیز که دانسته یا نادانسته آب به آسیاب دشمن میریزند، امروز در میان ملت جایگاهی ندارند و انتخابات خبرگان و شوراهای آینده بیش از پیش این مدعا را ثابت خواهد کرد.