مهدى مروتی
ناتو” در ماههاى اخیر و به عبارت بهتر دهه اخیر به کانون ایجاد بحران در مناسبات جهانى تبدیل شده است. کاخ سفید در راستاى تقویت ناتو در جهت اهداف خود از هیچ اقدامى دریغ نمىکند. واشنگتن نسبت به ناتو و پیمان آتلانتیک شمالى به عنوان دستاویزى جهت حفظ و گسترش مناسبات جهانطلبانه خود مىنگرد.
در جریان جنگ وحشیانه صربها علیه مسلمانان بىگناه بوسنى و هرزگوین ناتو نقش بسیار مخربى را در بالکان ایفا کرد. ناتو در هنگام جنگ وظیفه اصلى پشتیبانى از جلادانى مانند اسلوبودان میلوشوویچ را برعهده داشت. هم اکنون پس از گذشت حدود پانزده سال از فجایع بالکان، شاهد کشتار بسیارى از افراد بىگناه در افغانستان به دست ناتو هستیم. آنها به بهانه مبارزه با طالبان و القاعده بسیارى از زنان و کودکان بىگناه را هدف حمله قرار مىدهند.
در جریان جنگ 33 روزه اسرائیل علیه حزبالله لبنان که در نهایت با شکست تلآویو خاتمه یافت، ناتو سعى مىکرد بار دیگر از فضاى متشنج به وجود آمده استفاده کرده و وارد مناسبات بیروت شود. اما درایت سیدحسن نصرالله از پیاده شدن این طرح کاخ سفید و ناتو جلوگیرى کرد. فرانسه و انگلستان و آمریکا در شوراى امنیت سازمان ملل متحد تلاش زیادى براى ورود ناتو به معادلات خاورمیانه انجام دادند اما در نهایت پس از شکست اسرائیل عملا این طرحها معلق ماند. ناتو در هر نقطهاى که پاى گذاشته است، تنها بر تنشها و بحرانهاى موجود در آن منطقه افزوده است. متاسفانه سازمان ملل متحد نیز در پشت پرده معادلات خود به صورتى کاملا هماهنگ با ناتو عمل مىکند و از وظایف روساى سازمان ملل در هر دوره، همکارى گسترده با ناتو به عنوان نهادى بینالملى است!
آمریکا حامى اصلى ناتو در شوراى امنیت سازمان ملل متحد محسوب مىشود. ورود ناتو به صحنههاى بینالمللى به صورت کاملا فرموله شده صورت مىگیرد:
در مرحله نخست، کاخ سفید و متحدانش نسبت به ایجاد بحران در یک نقطه حساس بینالمللى اقدام مىنمایند.
معمولا این اقدام با همراهى انگلستان و چند کشور دیگر همراه است.
در مرحله دوم واشنگتن سعى در بحرانى جلوه دادن اوضاع خود ساختهاش مىنماید.
و با تقویت رسانههاى وابسته خود در سرتا سر جهان مسائل را به صورتى کاملا غیرواقعى مطرح مىسازد. ناگفته نماند که در این مرحله متاسفانه سازمانهاى بینالملى نیز نقش مکمل آمریکا را ایفا نموده و با تایید بحرانى بودن اوضاع بحث “نیاز به نظارت” را در میان افکار عمومى جهان مطرح مىنماید.
در مرحله آخر کاخ سفید ضمن گذار از سازمانهاى بینالمللی، پاى ناتو را به معادلات سیاسى مناطق مختلف جهان باز مىنماید.
دخالت ناتو در اوضاع افغانستان بهترین و عینىترین مثالى است که مىتوان در این راستا نسبت به آن اشاره نمود. آمریکا بحران در افغانستان را ایجاد کرد. در مرحله بعدى کاخ سفید و انگلستان ضمن ایجاد تنش در کابل و دیگر شهرهاى این کشور سعى در بحرانى جلوه دادن اوضاع داشتند. آمریکا در حالى که مذاکرات مخفى خود با طالبان را ادامه مىداد سعى داشت تهدید طالبان را همچنان پررنگ نگاه دارد. چنین تناقضى در حال حاضر نیز همچنان به چشم مىآید.
از سوى دیگر کاخ سفید ناتو را وارد معادلات افغانستان نمود تا بدین وسیله به تقویت همراهان خود در نظام بینالملل بپردازد. بمباران بسیارى از مناطق مسکونى افغانستان و کشته شدن دهها انسان بىگناه در اثر اصابت موشکهاى ناتو محصول این دخالت بىشرمانه بود.
در کل نام ناتو با بحران گره خورده است. “ناتو” مجراى عمل کاخ سفید در مناسبات پنهانى و آشکار نظام بینالمللى محسوب مىشود. در حیاط خلوت روسیه، ناتو سعى دارد با جذب کشورهاى گرجستان و اوکراین، تحت تدابیر آمریکا و افرادى مانند “خاویر سولانا” از قدرت یافتن کاخ کرملین در آسیاى مرکزى مسکو جلوگیرى نماید.
در نهایت اینکه سیستم و ساختار مبتنى بر خشونت در سایر نقاط دنیا محکوم به شکست است. این حقیقتى است که هیچ کس نمىتواند آن را انکار نماید.
کاخ سفید و ناتو به عنوان دو عامل اصلى بحران ساز در معادلات نظام بینالملل تاکنون سعى در اخلال در میان سایر کشورهاى جهان داشتهاند. پیمان آتلانتیک شمالى نیز همزمان با افول قدرت کاخ سفید به سوى زوال گام برمىدارد. زوالى که در آیندهاى نزیک در انتظار ناتو خواهد بود.