ترجمه و تلخیص: حسین رفیعی/ Stephen Lendmem
افغانستان تولیدکنندۀ 90 درصد تریاک جهان است که در زمان طالبان در یک مبارزۀ موفق با تریاک تولید آن تا پنج درصد کاهش یافت. یکسال بعد از اشغال افغانستان تولید تریاک به سطح قبل بازگشت.
2- تجارت تریاک در یک دورۀ 200 ساله به دقت و شدیداً توسط خانوادهء سلطنتی انگلستان کنترل میشده است.
3- 11 سپتامبر شرایط را برای بازگشت انگلستان به افغانستان آماده کرد. بلر با همتای استرالیایی خود -هوارد- درتدارک این هستند که استعمار زدایی قرن بیستم را به عقب برگردانند در عراق و در افغانستان.
4- در قرن 19 افغانستان قربانی «بازی بزرگ» امپراتوری بریتانیا و روسیۀ تزاری شد که در تقابل برای کنترل منطقه بودند. در دهۀ 1980 آمریکا چریکهای مجاهدین را برای جنگ با شوروی استخدام کرد و خسارت آن را افغانستان پرداخت و در دهۀ 1960 از تخریب یک جنگ داخلی رنج برد که پس از خروج شوروی به وقوع پیوست. در حملۀ 11/9 آمریکا افغانستان را اشغال کرد و همچنان به تخریب آن ادامه میدهد در حالی که هیچ چشمانداز روشنی برای آن متصور نیست.
5- امروزه در افغانستان نه امنیت است و نه آزادی، بخشی را «جنگ سالاران» گذشته اداره میکنند و طالبان در حال بازگشت است تا تخاصم را دوباره شعلهور سازد و قاچاقچیان تریاک همه جا غیر از کابل را کنترل کنند.
6- کرزای «سرمایه سیا» و مشاور عالی شرکت نفتی آمریکایی UNOCAL ، کاریکاتور و شمشیر کندی است که به اندازۀ کمتر از شهردار یک شهر عمل میکند. خارج از کابل نه نفوذی دارد و نه طرفداری و بدون حفاظت ارتش آمریکا و پیمانکار خصوصی حفاظتی خود Duncorp یک روز هم نمیتواند دوام آورد.
7- آقای Axtonio Maria costa ، رییس مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل میگوید که تولید تریاک در سال جاری به 6100 تن، یعنی 92 درصد تولید جهانی رسیده است که 30 درصد بیش از مصرف جهانی آن است. تجارت جهانی مواد مخدر 400 تا 500 میلیارد دلار است یعنی دو برابر فروش کارخانجات بزرگ داروسازی آمریکا در سال 2005. این تجارت برای بانکهای آمریکایی و سایر مراکز پولی جهان، یک مرکز پولساز حتمی است. کاملاً مستند شده است که سیا در ترافیک مواد مخدر، مستقیم و غیرمستقیم در تمامی دوران عمر 50 سالهء خود مخصوصاً از 1980 و جنگ کژاها در نیکاراگوئه مشارکت داشته است.امروزه سیا با «جنگ سالاران» افغانستانی و سندیکاهای جنایتکار در قاچاق هرویین شریک شده است. این مشارکت برای رهبران جنایتکاران، ورود به بازار پرمنفعت آمریکا را ساده کرده و بودجۀ عظیمی برای سیا فراهم میکند که محرمانه بوده و توسط خانم Mary Margaret Graham ، نایب رییس موسسۀ National Tmtelligmce for collect افشا گردید که برای سال 2005، 44 بیلیون دلار بوده است.
چرا آمریکا به افغانستان حمله و آن را اشغال کرد
8- حملۀ آمریکا به افغانستان یک سال پیش از 11/9 به دقت طراحی شده بود و بخشی از طرح استراتژیک آمریکا بود تا کنترل منابع نفت و گاز آسیای مرکزی را به دست گیرد.
این مطلب در کتاب برژنیسکی، مشاور امنیت ملی کارتر، تحتعنوان «صفحۀ بزرگ شطرنج» که در سال 1997 چاپ شده، آمده است. او از «اوراسیا» بهعنوان «مرکز قدرت جهانی که از آلمان و لهستان، در شرق از روسیه و چین تا اقیانوس کبیر و خاورمیانه و شبه قارۀ هند»، ادامه دارد، نام میبرد. ابتدا، آمریکا خیلی تمایل داشت که با طالبان کار کند، چون اعتقاد داشت که اقتدارگرایی آن، ثبات ایجاد خواهد کرد. بدون اینکه هیچ نقشهای آن را به مخاطره اندازد. در 1999 بود که طالبان در ایجاد ثبات ناموفق شد و سیاست بر محو طالبان در آمریکا، تغییر کرد.
9- Marc Herold از دانشگاه New Hampshire تعداد کشتهشدگان و مجروحان افغانی را از جولای 2004 به ترتیب 000ر12 و 000ر32 تخمین میزند. چیزی که به شدت رو به افزایش است و آمار دقیقی از آن در دست نیست.
شرایط کنونی افغانستان
10- شرایط زندگی امروزه در افغانستان خیالی و وهم آلوده ( Surreal ) است. در بخشی از کابل یک الیت توانگر ظاهر شده است که از فساد و قاچاق موادمخدر ثروتمند شدهاند و در بازار این محل کالاهای لوکس به فروش میرسند. در مراکز خرید Roshanpalja و Kabul city center plaja که در سه طبقه مغازههای گرم دارد، یک «بار» کاپوچینو و اولین پله برقی کشور، در آن نصب شده است. خیابانهای «شخمزده» در شب، خاموش و متروکه هستند ولی در روزها جیپها و لیموزینهای اشرافی در آنها دیده میشوند. در هتلهای پنج ستاره، از جمله Serena که توسط «شبکۀ توسعۀ آقاخان» ( AKDN ) ساخته شده، آپارتمانهای اشرافی برای ملاقات اشخاص عالی مقام، تجار غربی و سایر افرادی که از عهدۀ پرداخت صورت حساب برآیند، ارایه میشود ولی شهر در فقر و تخریب حاصل از سالها جنگ، به سر میبرد. طبقۀ نوکیسه، در عمارات مجلل منظمی که برای آنها ساخته شده و شعبات بانکهای خارجی به آنها خدمات میدهند و ذائقهها و درخواستهای اصرافگرایی آنها را، برآورده میکنند زندگی میکنند. در کشوری که قاچاق مواد مخدر، صنعت هدایتکننده و فساد سیستماتیک است، بازار آمادهای برای کسانی است که از عهدۀ این تمناها برمیآیند. همچنین یک بازار آماده برای تبعیدیها جذاب و بازیگران ماهر NGO ها (با مهمانسرای اختصاصی برای کارمندانشان)، مدیران استعماری، مزدوران، شکارچیان فرصتها، نیروهایی با دستمزدهای بالا، سایر شکارچیهای جفت و جور شدهای است که برای بلعیدن این کشور استثمار شده، هر چه میتوانند، میکنند. هیچچیز جلودار آنها نیست و هیچ چیز نمیتواند آنها را متوقف کند، به جز افراد عصبانی و مایوسی که آمادۀ انفجار به هر بهانهای برای رشد مقاومت و کسب قدرت و حمایت از بازگشت طالبان، هستند. هیچ کمبودی در تهیۀ الکل در یک کشور مسلمان بنیادگرا که مصرف آن ممنوع است وجود ندارد. گرانترین فاحشهها در دسترس هستند. 80 فاحشهخانه در شهر فعالیت میکنند. فاحشهها و ماساژورهای تایلندی وارداتی در هتل مجلل و اشرافی Mustafa Hotel در دسترس هستند که صاحب آن را آقای Fix مینامند و یک «کافی نت» (لا)Imternet Caf در طبقۀ پایین آن قرار دارد که ارتباطات ماهوارهای ارایه میکند و رستورانی که از غذاهای بومی افغانستان تا استیک و پیتزا و «بهترین همبرگر در تمام کابل» را ارایه میکند.
نتیجه آنچه در افغانستان اتفاق افتاده است را در جدول زیرمیتوان خلاصه کرد:
- بیکاری حدود 45 درصد
- نصف کسانی که کار میکنند، سالانه 200 دلار حقوق میگیرند و تعداد کمی که در تجارت تریاک که صنعت اصلی است به کار گرفته میشوند، حقوقشان سالانه به 300 دلار هم میرسد.
- فقر عمومیت دارد و حدود یک چهارم جمعیت به زحمت و به ندرت کمک غذایی دریافت میکنند، آن هم در کشوری که در معرض جدی قحطی است.
- امید به زندگی 5/44 سال است. یکی از پایینترین در جهان.
- مرگ نوزادان 161 در هزار تولد است. بالاترین در جهان.
- یک پنجم کودکان قبل از پنج سالگی میمیرند.
- هر 30 دقیقه یک زن افغانی به هنگام زایمان میمیرد.
-در کابل 500 هزار نفر بیخانمان با خانه موقت و با وضع رقتانگیزی زندگی میکنند.
- فقط یک چهارم جمعیت به آب آشامیدنی سالم دسترسی دارند.
- برای هر شش هزار نفر یک دکتر و برای هر 2500 نفر یک نرس دارد.
- هر ماه پیش از یکصد نفر از انفجار نارنجکهای عمل نکرده کشته میشوند.
- کودکان برای فروش (برده) و یا فروش اعضایشان که پول خوبی است، ربوده میشوند.
- کمتر از 6 درصد افغانها از برق استفاده میکنند.
- 19درصد زنان سواد دارند. مدارس در جنوب سوزان میشوند. در این فجایع، مسلمان پیشاپیش شاگردان خود هستند.
- خیلی از زنان از اجبار، گدایی یا فاحشهگری میکنند.
تجارت سودمند جنگ سودآور
11- بی دلیل نیست که آمریکا، جنگ را به عنوان یک تجارت سودمند ارزیابی میکند. تمامی پیمانکارانی که دستگاه مدیریت بوش برای «بازسازی» افغانستان و عراق انتخاب میکند، براین باور هستند. برای خیلی از پیمانکاران ثروت باد آوردهای وجود دارد که مشاوران، مهندسان، مزدورانی که برای آنها کار میکنند، روزانه هزار دلار میگیرند و این مبلغ را مقایسه کنید با افغانهای خوشبختی که میتوانند شغلی پیدا کنند و روزی فقط پنج دلار دریافت میکنند.
12- در افغانستان و عراق میلیاردها دلار نصیب 70 شرکت آمریکایی شدهاست که ارتباط سیاسی داشتهاند و نام آنها امروزه مشخص هستند:
Bechtel ، Fluor ، Show Group ، SAJC ، M Hill2CH ، DynCorp ، Black Water ، The Louis Berger Group ، T Rendon= Group و خیلیها از جمله در راس آنها Halliburton و شرکتهای فرعی آن Kellogg ، Brown و Root . از 2001 این شرکتها در مقاطعه کاریهای خود - مرتبط با جنگ- 20 میلیارد دلار به دست آوردهاند و کارهای بنجل انجام داده به بالای قیمت، کارها را گرفته و با کلاهبرداری صورت حساب دادهاند.
13- Halliburton و سایر پیمانکاران طوری ترتیب میدهند که دایماً در عراق و افغانستان برای پنتاگون، پایگاه نظامی و زندان میسازند تا آمریکاییها، هرکس را بخواهند بازداشت و شکنجه کنند. کار آنها جز ساختن «ابزار جنگی» چیزی نیست ولی آن را «بازسازی» مینامند. در عراق Halliburton یک کار کوچک!، تعمیر میدانهای نفتی عراق را گرفت که ارتش آمریکا آن را هشت میلیارد دلار تخمین زد. یک کار ساده دیگر! ایجاد سیستم اندازهگیری نفت صادراتی عراق بود تا از قاچاق آن جلوگیری شود!
14- به عنوان مثال 7/17 میلیون دلار از طرف آمریکا در سال 2005 جهت آموزش در افغانستان اختصاص یافته است. این مبلغ به دانشگاه انتفاعی آمریکایی افغانستان اختصاص یافته که افغانهایی که از عهدۀ هزینۀ این دانشگاه برمیآیند میتوانند از آن استفاده کنند.