تاریخ انتشار : ۰۹ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۶  ، 
کد خبر : ۹۹۴۴۰

واکاوى فرهنگ مهاجم در قرن جدید


سیدسلمان رضوی
فرهنگ مهاجم همواره در مقابل فرهنگ اصیل و مخصوصا متافرهنگ اسلامى قرار دارد. به عبارت دیگر هدف فرهنگ مهاجم تغییر قالب‌ها و هنجارهاى تعریف‌شده در اجتماع بر اساس چینش‌هاى مطلوب مولدان آن مى‌باشد. مولدان فرهنگ مهاجم نسبت به اصالت‌ها، ریشه‌ها و بنیان‌ها و باورهایى که در میان یک ملت ریشه داشته و موجبات بیدارى آنها در مقابل بیگانه را فراهم مى‌آورد بسیار بدبین و حساس بوده و سعى دارند با نشکاندن اصالت‌ها و ریشه‌ها زمینه را جهت مسخ انسان‌ها و شکل‌دهى آنها در قالب‌هایى ایستا فراهم آورند.
بر این اساس جامعه‌اى اسلامى که فرهنگ اسلامى و پویایى این دین مبین در زیرساخت‌ها و متن آن جارى مى‌باشد همواره از سوى فرهنگ مهاجم مورد هجمه قرار مى‌گیرد. این مسئله امرى اجتناب‌ناپذیر است. به عبارت دیگر نمى‌توان وجود فرهنگ مهاجم و کلیت آن را نادیده گرفت. نادیده‌گرفتن این نکته در سطح کلان موجب خمودى و سستى مسلمین در مقابل این فرهنگ مسموم مى‌شود.
در هزاره سوم میلادى “فرهنگ مهاجم” با شدت و سرعت بیشترى سعى در هجوم به فرهنگ‌هاى اصیل دارد. به عبارت دیگر پس از گسترش فناورى ارتباطات ابزارهاى این هجمه شوم علیه ملت‌هاى مسلمان و اصیل افزایش یافته است. از سوى دیگر مولدان فرهنگ مهاجم با هدف تزریق ایستایى و سکون در میان مسلمانان نسل جوان کشورهاى مسلمان را مورد هدف قرار داده‌اند. ویژگى این فرهنگ مهاجم به گونه‌اى است که برخلاف دهه‌هاى قبل نمى‌توان به راحتى به شناسایى آن پرداخت و تنها با دقت بر مصادیق و نمودهاى آن در قالب “آگاهی” است که مى‌توان نسبت به شناسایى و واکاوى این ضدفرهنگ مسموم اقدام نمود.
ویژگى‌هاى فرهنگ مهاجم
ویژگى‌ها و خصوصیات فرهنگ مهاجم جوامع مسلمین را در شناخت این هجمه یارى مى‌نماید. مهمترین خصوصیات فرهنگ مهاجم عبارتند از:
1- خزنده‌بودن فرهنگ مهاجم
یکى از ویژگى‌هاى اساسى فرهنگ مهاجم، خزنده‌بودن آن است. مطابق این ویژگى فرهنگ مهاجم هیچ‌گاه به صورت عینى خود را در تقابل با ملت‌هاى مسلمان به تصویر نمى‌کشد. فرهنگ مهاجم از یک نقطه حرکت خود را آغاز مى‌نماید و سپس به صورتى کاملا پیوسته و خزنده و تا نیل به هدف شوم خود به این حرکت ادامه مى‌دهد. بر این اساس هرگز نمى‌توان چالش‌هاى فرهنگى مانند رسانه‌هاى جمعى مبتذل و... را به صورتى کاملا مستقل بررسى نمود. زیرا این موارد جزئى از حرکت خزنده فرهنگ مهاجم محسوب مى‌شوند.
2- تمایز میان هسته و چهره در فرهنگ مهاجم
همان‌گونه که اشاره شد فرهنگ مهاجم ماهیت و هسته‌اى پلید دارد؛ ولى این هسته در قالبى تزئین‌شده ظهور مى‌یابد و خود را بر ملت‌هاى حامى فرهنگ اصیل عرضه مى‌نماید. متاسفانه در بسیارى موارد این قالب تزئین‌شده هوش و حواس افراد را نسبت به خود جلب مى‌نماید و سپس در چارچوب حرکتى خزنده به سوى هدف شوم خود حرکت مى‌نماید. آنچه در این راستا مورد توجه است اینکه معمولا میان این قالب تزئین‌شده و هسته پلید فرهنگ مهاجم که خود را از انظار پنهان مى‌نماید فاصله زیادى وجود ندارد. به عبارتى دیگر تشخیص هسته پلید از قالب تزئین‌شده در این ضدفرهنگ در صورت استناد بر یک سلسله قواعد مبتنى بر آگاهى فردى و جمعى امکان‌پذیر است.
3- حرکت فرهنگ مهاجم بر مبناى جایگزینی
برخى از افراد جامعه تصور مى‌کنند که فرهنگ مهاجم خود را در کنار فرهنگ اصیل بر افکار عمومى و نسل جوان عرضه مى‌نماید؛ اما حقیقت امر این است که فرهنگ مهاجم و فرهنگ اصیل با یکدیگر جمع‌پذیر نیستند. این خصلت جمع‌ناپذیرى میان فرهنگ‌ها موجب مى‌شود تا فرهنگ مهاجم از ابتدا با هدف نابودى فرهنگ اصیل وارد جامعه شود. پس فرهنگ مهاجم به نسل جوان یک جامعه فرصت انتخاب و امکان تعقل در خصوص فرهنگ اصیل و غنى را نمى‌دهد بلکه با عقب‌مانده و غلط جلوه‌دادن فرهنگ غنى و اصیل سعى دارد خود را به عنوان جایگزین براى این فرهنگ در جامعه نمادینه سازد. از این‌روست که عدم مقابله با فرهنگ مهاجم ضربه‌هاى سنگینى را بر بستر جامعه وارد مى‌سازد.
4- گذار فرهنگ مهاجم از خصلت پویایی
فرهنگ مهاجم در راستاى تشویق ملت‌ها به ایستایى و سکون از هرگونه ابزارى استفاده مى‌کند. ایستایى یا سکون عامل مسخ‌کننده ملت‌ها در برابر مولدان فرهنگ مهاجم محسوب مى‌شود. در چارچوب و قالب ایستایى است که دشمنان فرهنگ اصیل مى‌توانند انسان‌ها و افکار را تغییر شکل داده و به سمت و سوى مطلوب خود هدایت نمایند.در غیر این‌صورت پویایى آنچنان راه فرهنگ مهاجم را سد خواهد نمود که امکان مانور آن در میان یک ملت یا جامعه از بین خواهد رفت.
بنابراین فرهنگ مهاجم گذار از پویایى و تشویق به ایستایى را در دستور کار خود قرار مى‌دهد. در این راستا طراحان این ضدفرهنگ مسموم سعى دارند ابزارهاى تشدید‌کننده سکون در میان نسل جوان یک جامعه را تقویت نمایند. خروج از ایستایى و گذار به پویایى موجب نشکاندن ریشه‌هاى فرهنگ مهاجم و وارداتى غرب خواهد شد. این فرهنگ در مصاف با پویایى و تحرک مسلمانان و دیگر ادیان در راستاى نظریه‌ها و اصالت‌ها، رنگ مى‌بازد و در نیل به اهداف خود ناکام خواهد ماند.پس از بررسى چهار عامل ذکرشده لازم است نسبت به نکته‌اى مهم توجه نماییم:پس از گذار بشریت به هزاره سوم شاهد تحرکات جدى غرب در خصوص القاى فرهنگ مهاجم بر جوامع مسلمین هستیم. قدرت یافتن مسلمانان در خاورمیانه و جهان و گرایش شدید ایجادشده در اروپا در خصوص پیوستن دیگر پیروان ادیان به دین مبین اسلام موجبات نگرانى صاحبان ابتذال و سکون را فراهم آورده است. آنها در حال حاضر سعى دارند با استناد به انواع راهکارهاى ارتباطى و تبلیغاتى و رسانه‌اى و نیز با استفاده از حمایت پشت پرده اشخاصى مانند جرج بوش و پاپ بندیکت شانزدهم هجمه‌هاى خود را بر سر جهان اسلام گسترش دهند. این در حالى است که کاخ سفید و اتحادیه اروپا در قالب حضور در عراق و افغانستان و فشار بر سایر کشورهاى اسلامى سعى در تقویت بنیان‌هاى متزلزل فرهنگ مبتذل خود در جوامع اسلامى دارند. متاسفانه برخى از عوامل سکولار داخلى در کشورهاى اسلامى نیز به صورت آگاهانه و به ندرت ناخودآگاه به تشدید این روند از سوى غرب یارى مى‌رسانند.اما سئوال اصلى اینجاست که راه مبارزه با فرهنگ مهاجم چیست؟ به عبارت دیگر چه راهکارهایى را مى‌توان جهت مقابله جدى با ابعاد و جوانب مختلف این فرهنگ اتخاذ نمود و جوامع مسلمان در این راستا چه وظیفه‌اى برعهده دارند؟تنها راه مقابله با فرهنگ مهاجم، اتکا بر فرهنگ اصیل اسلامى بر اساس آگاهى است. آگاهى در بالاترین سطح فرهنگ مهاجم را خلع سلاح کرده و قالب مجازى و تزئین‌شده را از هسته پلید آن مى‌زداید و چهره اصلى آن را در مقابل همگان به تصویر مى‌کشد. پس مى‌توان گفت که هر آنچه موجب افزایش شناخت نسبت به فرهنگ اصیل اسلامى و آگاهى نسبت به ضد فرهنگ مهاجم غربى شود در بیدارى مسلمین و سرکوب دشمنان اسلام موثر است. بنابراین آگاهى باید در خصوص دو مورد صورت پذیرد:یکى در خصوص فرهنگ اصیل اسلامى و دیگرى در خصوص ماهیت اصلى فرهنگ مهاجم.همان‌گونه که از متون دین و روایات متعدد اسلامى برمى‌آید دین مبین اسلام دینى پویاست و این پویایى با ایستایى و تسلیم در برابر فرهنگ‌هاى از خودبیگانه و منحط هیچ‌گونه سنخیت و همخوانى ندارد.این آگاهى مى‌تواند به صورت‌هاى مختلفى میان افراد جامعه تعمیم یابد. علماى دین و دانشمندان آگاه در این راستا مى‌توانند نقش بسیار تاثیرگذارى را ایفا نمایند. نباید فراموش کرد که در حال حاضر هجمه‌هاى غرب در راستاى مقابله فرهنگى با مسلمانان و به تعبیر مقام معظم رهبرى ایجاد شبیخون فرهنگى افزایش یافته است؛ اما از سویى دیگر پیروزى‌هاى مسلمین در عرصه‌هاى سیاسى و اجتماعى و حضور فعال اسلام‌گرایان در ایران، فلسطین، عراق، لبنان و دیگر کشورهاى خاورمیانه زمینه بسیار مساعدى را در جهت افزایش این آگاهى و دفاع از ارزش‌ها فراهم کرده است. در شرایط کنونى شاهد هستیم که تمایل به اسلام‌گرایى همزمان با رشد آگاهى در جوامع مسلمان افزایش یافته است. در فضاى مطلوب کنونى سازماندهى و بازتعریف جوامع اسلامى توسط دغدغه‌مندان دین و فرهنگى دینى یک الزام محسوب مى‌شود.مسلما در صورت شکست کامل هجمه‌هاى فرهنگ غربى علیه مسلمانان باید در انتظار ترسیم فضایى ایده‌آل در جهان یکپارچه اسلامى بود. مجموعه‌اى که در آن اتحاد مسلمین در سایه فرهنگ اسلامى قوت گرفته و فرهنگ مهاجم غربى هیچ جایگاهى در درون این جوامع نخواهد داشت. فضایى که ایجاد آن همت علما و دانشمندان مسلمان و ملت‌هاى مسلمان را مى‌طلبد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات