تاریخ انتشار : ۰۷ تير ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۶  ، 
کد خبر : ۹۹۴۶۶

هویت در سایه

اشاره: یکی از خصایص بارز پدیده های اجتماعی آن است که به سختی می توان تعریفی دقیق و همه جانبه از آن ارائه کرد. «جنبش دانشجویی» نیز به عنوان یک پدیده اجتماعی از این دایره بیرون نیست و جامعه‌شناسان، سیاستمداران، تاریخ نگاران و... هر یک به فراخور دیدگاه و مبانی فکری خود تعاریفی از آن ارائه کرده‌اند. این تعریف ـ که برگرفته از هویت است ـ از آن جهت دارای اهمیت است که زیربنا و چارچوب موضوع مورد بحث را تعیین کرده و خط مشی‌ها و جهت‌گیری‌های آینده را شکل می‌دهد.

جنبش دانشجویی از نگاه امام(ره) و رهبری
تأثیرگذاری کلام و اندیشه های حضرت امام خمینی(ره) چه قبل و چه پس از انقلاب بر جنبش دانشجویی غیرقابل انکار است. پیش از انقلاب اسلامی حضرت امام(ره) ضمن توجه به این قشر، بر نیرو و توان آنان برای ایجاد تحول عمیق تأکید می کردند و اولین گام را در این مسیر تجهیز آنان به سلاح آگاهی و بصیرت می دانستند. ایشان در سال 43 در یکی از اعلامیه های خود تأکید کردند: «بر اساتید دانشگاه است که جوانان را از آنچه پشت پرده است مطلع کنند.»
پس از انقلاب نیز حضرت امام«ره»، دانشجویان را به عنوان حافظان انقلاب معرفی کردند و علاوه بر نقش سیاسی، بر کارکردهای مهم فرهنگی و اجتماعی آنان نیز تأکید فرمودند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در بسیاری از دیدارهای خود با دانشجویان بر مسئله هویت دانشجو و دانشگاه تأکید می کنند. ایشان در دیدار با دانشگاهیان استان زنجان در سال 1382 در این زمینه می فرمایند: «به تشکل های دانشجویی سفارش می کنم که عزیزان من! اسمتان هر چه هست، باشد. برای من اسم ها اهمیتی ندارد، جناح و گرایش سیاسی تان هرچه هست، باشد. برای من چپ و راست اهمیتی ندارد. آنچه برای من اهمیت دارد، این است که جوان و عنصر فعال سیاسی ما توجه کند که امروز کشور و ملتش کجا ایستاده و باید چه کند و به چه چیزی همت بگمارد و نیرویش را صرف آن کند.»
ایشان در تعریفی موجز دانشجو را «روشنفکر تمام عیار مسلمان» معرفی کرده و تأکید می کنند برخی می خواهند دانشجو نه روشنفکر باشد و نه مسلمان.
جنبش دانشجویی و ضرورت پویایی
اگرچه نمی توان تعریفی دقیق از جنبش دانشجویی ارائه کرد اما «آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید.»
جنبش دانشجویی بخشی از یک نیروی بزرگ اجتماعی است که در محیط دانشگاه رشد و نمو می کند و آنچه آن را از سایر جنبش های اجتماعی متمایز می سازد هویت خاص آن است. البته این هویت در هر کشوری با توجه به ویژگی های فرهنگی، اجتماعی، مذهبی، تاریخی، سیاسی و اقتصادی آن کشور متفاوت خواهد بود. یک موضوع مهم در رابطه با جنبش دانشجویی بحث فراگیر بودن است. این فراگیر بودن به معنای غلبه یک تفکر و تشکل واحد در سراسر دانشگاه ها نیست بلکه منظور میزان مشارکت دانشجویان در این حرکت اجتماعی است.
بدون شک بدون حضور فعال دانشجویان به عنوان اصلی ترین رکن جنبش دانشجویی اساسا موضوعی به نام جنبش دانشجویی وجود نخواهد داشت.
ضعف‌های نمایان جنبش دانشجویی
یکی دیگر از مسائل مهم در بحث دانشگاه و جنبش دانشجویی مسئله تشکل های دانشجویی است. در واقع تشکل‌های دانشجویی به عنوان مهمترین ابزار این جنبش عمل می کنند. البته تشکل های دانشجویی درحال حاضر از مشکلات متعددی رنج می برند. مشکلاتی چون مباحث مالی، مراکزمتعدد تصمیم‌گیری، ضعف ساختاری و مدیریت و... که در کاهش فعالیت و تأثیرگذاری آنها موثر بوده است.
احمد علمشاهی دبیر اتحادیه انجمن های اسلامی (طیف شیراز) در تعریف خود از جنبش دانشجویی و ارتباط آن با تشکل های دانشجویی می‌گوید:
«جنبش دانشجویی، جنبشی اجتماعی برخاسته از متن مردم است که معمولا تشکل های دانشجویی نماد آن محسوب می شوند چرا که به علت برخورداری از ساختار و سازمان مشخص می توانند از فرصت ها و امکانات بالقوه در راستای تأثیرگذاری بر جامعه استفاده کنند.»
علمشاهی معتقد است که از سال 76 به بعد نمی توان تشکل‌های دانشجویی را نماد جنبش دانشجویی دانست. وی از هم گسیختگی و پراکندگی دامنگیر آنان را علت استنباط خود می‌داند.
نداشتن تعریفی روشن از آرمان ها و وضعیت مطلوب را شاید بتوان یکی از دلایل اصلی ضعف جنبش دانشجویی در کارکرد اصلی خود در سطح دانشگاه و جامعه دانست. به عبارت دیگر تا زمانی که جنبش دانشجویی نتواند به یک جمع‌بندی کلی از آرمان های خود دست یابد عملکرد آن نیز بالطبع دچار آفت‌هایی خواهد شد. آفت‌ها و آسیب‌هایی که یک سوی آن انفعال و سوی دیگر آن افراط است.
باید شفاف و روشن باشد
دکتر صادق کوشکی عضو هیئت علمی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی با تأکید بر خودجوشی به عنوان یکی از شاخصه های مهم جنبش دانشجویی می گوید: «به عقیده من جنبش دانشجویی تجمعی خودجوش از دانشجویانی است که با هدف رشد اجتماعی و فردی تلاش هایی را انجام می دهند و اهداف و آرمان های معینی را در نظر دارند. زمانی می توانیم یک حرکت دانشجویی را «جنبش» بنامیم و آن را از یک تشکل صنفی عادی و یا یک تشکل سیاسی مقطعی متمایز کنیم که آرمان های روشن و شفافی داشته باشند.»
کوشکی آرمان «آزادی» را مثال می زند و می گوید: «وقتی عده ای «آزادی» را به عنوان آرمان معرفی کنند اما تعریفی دقیق از آن نداشته باشند به بیراهه رفته اند چراکه آنها نمی توانند برای آن برنامه ای داشته باشند و تنها نتیجه اش هرز رفتن نیروها خواهد بود.»
وی معتقد است که باید بین آرمان ها و واقعیت ها نیز ارتباطی منطقی وجود داشته باشد. این عضو هیئت علمی دانشگاه خواجه نصیر طوسی می گوید: «اگر آن چه که به عنوان آرمان تعریف می شود از عالم عینیت فاصله زیادی بگیرد، در آن صورت ممکن است حرکتی انجام شود ولی نام آن «جنبش» نخواهد بود و اگر بعد از سال ها پس از شروع پرسیده شود که حالا در کدام مرحله از مسیر و آرمان خود قرار دارید جوابی ندارند. دلیل آنکه بسیاری از حرکت های دانشجویی به ورطه یأس و ناامیدی کشیده می شوند عدم تعریف آرمان و مسیر مشخص از سوی آنان است. وقتی پس از سال ها به عقب نگاه می کنند متوجه می شوند هیچ راهی را طی نکرده‌اند و نتیجه اش هم انفعال، سردرگمی و از دست رفتن نشاط است.»
هویت اصلی پنهان مانده است
یکی از مباحث مهم در زمینه جنبش دانشجویی موضوع ارتباط آن با حوزه تئوریک و عملگرایی است. برخی به علت دسترسی دانشجو به منابع علمی و فضای مناسب دانشگاه، حوزه تئوریک را برای «جنبش دانشجویی» ضروری می دانند برخی نیز معتقدند به علت فرصت اندک دوران دانشجویی بهتر است این جنبش عملگرایی را بیشتر مورد توجه قرار دهد.
محمد شجاعیان معاون سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر در این باره می‌گوید:
«حوزه نظریه پردازی و کار تئوریک را باید به عنوان زیربنای عمل و حرکت جدی گرفت. جنبش دانشجویی تا حدودی از ضعف تئوریک رنج می برد که یکی از دلایل اصلی آن نیز عدم حاکمیت روح مطالعه بر فضای دانشگاه هاست. دانشجویان باید بامطالعه عمیق در حوزه های گوناگون به تعریفی از شرایط دست یابند و در ادامه نقش خود را در این برهه مشخص کنند. البته بدنه جنبش دانشجویی در حوزه عمل کارکرد خوبی داشته است که ما نمونه های آن را در بحث حمایت از حق کشور در دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای و یا محکومیت توهین به اسلام و پیامبر اعظم(ص) شاهد بودیم. بدون شک فعالیت مستمر و عمیق نظری، حوزه عمل را هم درخشان‌تر و پربارتر خواهد کرد.»
احمد عزیزخانی دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی به نگاه ابزاری برخی از جوانان به دانشگاه اشاره می‌کند و می‌گوید:
«متأسفانه برخی جوانان که تعدادشان کم هم نیست دانشگاه را محلی برای گرفتن یک مدرک و به دنبال آن به دست آوردن یک شغل می پندارند و همین نگاه باعث شده است چه در حوزه نظری و چه عملی کارکرد در خور شأن دانشگاه را شاهد نباشیم. به نظر من دانشجویان فارغ از این که در چه رشته ای درس می خوانند باید مطالعات عمومی و جنبی خود را افزایش دهند.»
وی ادامه می‌دهد: «تشکل‌ها هم در این زمینه فعالیت سازمان‌دهی شده داشته باشند. گسترش مطالعات عمومی و روحیه تحقیق و پرسش گری در بین دانشجویان، جنبش دانشجویی را فعال و بانشاط می‌کند.»
به راستی دانشجویی که از تاریخ، فرهنگ، مذهب و به طور کلی ریشه‌ها و پیشینه خود مطلع نباشد چگونه می‌تواند وضع موجود را درک کند و در جهت بهبود آن بکوشد؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات