تاریخ انتشار : ۰۶ تير ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۵  ، 
کد خبر : ۹۹۴۷۰

خبرگان؛ اقتدار مردمی نظام


آیت‌الله جوادی آملی*
فصل انتخابات خبرگان ملت همواره از درخشان ترین دوره های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بوده است و این درخشش بواسطه حضور برگزیدگان علمی و معرفتی کشور در بزرگترین کنگره تصمیم سازی خطوط حرکت انقلاب اسلامی است. آنچه در هر انتخابات و بویژه خبرگان رهبری حائز اهمیت می باشد، علاوه بر حضور مردم، انتخاب آگاهانه و آگاهی بخشی به قشرهای مختلف از هر دریچه و نظرگاهی است. آیت الله جوادی آملی از زبده ترین چهره های علمی ـ فقهی نظام ـ چه در پیش و چه در پس از شکل گیری انقلاب ـ در آسیب شناسی عملکرد روحانیت در فصل انتخابات با تاکید بر آگاهی از سم پاشی های بیگانگان برای ارائه اطلاعات دقیق به مخاطب، روشنگری را وظیفه قشرهای مختلف مردم بویژه روحانیون می داند و توصیه های بسیار کارگشایی برای منتقدان انتخابات خبرگان و دلایلی شنیدنی و منطقی برای تضعیف کنندگان جایگاه رفیع این مجلس دارد... دست یابی به افق 1404 بی تردید با مجلسی توانا و برگزاری انتخاباتی آگاهانه از هر حیث دست یافتنی‌تر است.
خبرگان سبب اقتدار نظام
هر شرکت کننده ای به هر انگیزه ای به هر منتخبی خواست رای بدهد، آزاد است. آن مطلب، از حریم سخن ما به کلی دور است. به کی رای بدهند، به کی رای ندهند؛ آنچه این محفل عظیم برای او منعقد شد، تشویق مردم به مشارکت سیاسی است و حضور مردم در صحنه انتخابات خبرگان رهبری است.
ضرورت این امر برای آن است که نظام مردمی اقتدار ملی را از حضور مردم کسب می کند، مشروعیت را از مکتب! مبادا گوینده یا نویسنده ای مشروعیت را که صبغه اسلام دارد، به جمهوریت واگذار کند و قدرت را با مشروعیت خلط کند! در جمهوری اسلامی، اقتدار با حضور مردم تامین می شود، مشروعیت فقط و فقط به مکتب حاصل می شود. اسلام عین شرع است، ولی بازوان توانمند اسلام، حضور مردمی است. پس مطلب اول آن است که این مجلس برای تشویق مردم در مشارکت سیاسی است و دیگر هیچ! هر کس مورد پذیرش هر رای دهنده خواست باشد، آزاد است؛ عمده حضور مردمی است.
روحانیون روشنگری کنند
مطلب دوم؛ شما بزرگواران که اگر خواستید ایثار کنید، در این ایام انتخابات هجرت کنید، یا دست به قلم ببرید، مقاله ای بنویسید، یا در کنار تریبونی حضور پیدا کنید، مقالی ایراد کنید، چه مقال، چه مقالت؛ بدانید که اقتدار از ناحیه جمهوریت است، مشروعیت از ناحیه اسلام! اینچنین نیست که حضور مردم، به این امر مشروعیت ببخشد! مشروعیت را شارع می دهد، قدرت را حضور مردمی!
مطلب سوم آن است که اگر حضور مردمی به نصاب نرسد، امام زمان چنین نظامی را نمی پذیرد و خود را در تقیت می بیند، نائب او هم به شرح ایضاً. امام زمان ما وجود مبارک ولی عصر (ارواحنا فداه) که آخرین امام است، حرف اش همان سخنان اولین امام، یعنی علی بن ابیطالب (علیه آلاف التحیه و الثناء) است. وجود مبارک امام اول، امیرالمومنین (سلام الله علیه) طبق خطبه شقشقیه چنین فرمود: لولا حضورالحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر(1). اگر حضور مردمی نبود و من احساس وظیفه و تکلیف نمی کردم، و نصاب لازم را به دست نمی آوردم، همانطوری که تاکنون در این ربع قرن تقریبی ساکت بودم، از این به بعد هم: لالقیت حبلها علی غاربها(2).این سخن امام اول را امام آخر هم می گوید و اگر امام زمان چنین سخنی گفت، نائبان او هم چنین اطاعتی را در مغز و جان می پرورانند. اگر حضور مردمی نباشد، کسی مکلف نیست و اگر مکلف نبود، دیگران می برند! پس حضور مردمی جزء وظایف همگان است. اگر قدرت نباشد، شرع منهای قدرت همان آسیبی را می بیند که یقتلون النبیین بغیر حق(3) حکایت می‌کند. همان گزندی را می بیند که بقتلهم الانبیاء(4) شاهد اوست. همان صدماتی را می بیند که کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر(5) ناظر اوست.
چگونه حق از باطل شناخته شود
مطلب چهارم این است: غالب شما یا همه شما آن نصوص علاجیه باب تعارض را دیده اید! رهبران وحی ما، یعنی خاندان عصمت و طهارت (علیهم آلاف التحیه والثناء) فرموده اند: اگر مطلبی برای شما مشتبه شد، راه تشخیص نداشتید، نتوانستید با عرض حدیث بر کتاب الله بفهمید کدام یک حق است، کدام یک غیر حق؛ نتوانستید با عرض بر سنت قطعی بفهمید کدام یکی از دو متعارض صادر شده است، کدام یکی از دو متعارض صادر نشده است، ببینید بیگانگان چه می گویند! هر چه بیگانگان گفتند، خلاف اش را بگیرید. هرچه بیگانگان گفتند، آن را ترک کنید. فان الرشد فی خلافهم(6). این سخن کوتاه نصوص علاجیه است.
اگر برای مردم ایران زمین، جریان شرکت در انتخابات خبرگان رهبری برابر خطوط کلی آیات قرآن کریم حل شد، که نیازی به موعظت و ارشاد نیست؛ همگان حاضرند! و اگر برای آنها از راه عرض بر سنت قطعی مسئله ضرورت حضور در صحنه حاصل شد که نیازی به مطلب بعدی نیست. ولی اگر نتوانستند روی تحلیل های قرآنی یا روائی به این نتیجه مثبت برسند که حضور در صحنه انتخابات جزء وظایف واجب الهی است و حضور و شرکت در انتخابات خبرگان رهبری جزء تکالیف است؛ اگر تاکنون رادیوهای بیگانه را نشنیدید، از این به بعد در ظرف این چند شب و روز بشنوید، یا آنها که شنیده اند و پیاده کرده اند، آن حرف ها را ببینید؛ ببینید چندین رادیو، چه در اسراییل، چه در آمریکا، چه درانگلیس و چه در دیگر کشورهای مغرب زمین، از نهادهای انقلاب به چه عنوان یاد می کنند، یک. و از آن نهاد برین ولایت فقیه به چه عنوان تعبیر می‌کنند، دو.
رادیو اسراییل، صدای شیطنت
رادیوی اسراییل که یکی از فرستنده های شیطنت است، که نطق بالسنتهم(7)؛ طبق بیان نورانی امیر بیان، علی بن‌ابیطالب(ع): اگر شیطنت شیطان در قلب عده ای رسوخ کرد، چشم آنها را به استخدام درمی آورد، گوش آنها را به استخدام درمی آورد، از آن به بعد به زبان آنها سخن می گوید. از آن به بعد با چشم آنها می‌بیند.
این در اوایل نهج البلاغه است فرمود: اگر شیطان در دل کسی راه پیدا کرد، باض و دب و درج(8). اول آنجا آشیانه می کند بعد تخم گذاری می کند. بعد جوجه ها و فرزندان خود را می پروراند. این (دابه ها) همان خاطرات مشئوم اند که در صحنه ذهن افراد رسوخ می کنند. مانع حضور قلب آنها در نمازند. این جنبنده ها فرخ و فروخ و جوجه شیطنت اند. آنگاه صحنه جان انسان شیطنت زده را دامداری و مرغداری شیطان و جوجه های شیطان پر می کنند. از آن به بعد؛ نطق بالسنتهم، نظر باعینهم. با زبان اینها سخن می گوید، با چشم اینها می‌بیند.
مراقب باش سخنگوی شیطان نشوی
این حرف ها افسانه نیست. هم برهان عقلی همین را تأیید می کند، هم مشهودات اهل معرفت همین را تثبیت می کند، هم منقولات روائی اهل بیت ناظر به این است. شیطان هست، در انسان نفوذ می کند، انسان را به بردگی می گیرد، بعد به زبان او سخن می گوید. انسان می شود سخنگوی شیطان. اگر درباره استکبار جهانی گفته شد: شیطان کبیر، سخن تشبیهی نیست. از باب قدح نیست از باب هجو نیست از باب مذمت نیست بلکه تفسیر آیه شیاطین الانس است، از یک سو، تفسیر حدیث نهج البلاغه است از سوی دیگر، اینها تشبیه نیست هجو نیست.
حرف رسانه‌های بیگانه فقط تحریم انتخابات است
اینگونه از رادیوهای بیگانه که جعل الرشد فی خلافهم، مصاحبه های فراوانی با دشمنان داخل و خارج دارند؛ حتما این بولتن ها را ببینید. در این ایام از یک مصاحبه گری سؤال می کنند «رادیوی اسرائیل» که نظر شما درباره شورای نگهبان، مجلس خبرگان، مجمع تشخیص مصلحت و سرانجام ولایت فقیه چیست؟ جوابی که او می دهد این است می گوید: اینها غده اند و درباره ولایت فقیه می گوید: «غده سرطانی» است!! این حرف با اینترنت به همه جا می رسد، با ماهواره به همه جا می رسد با فرستنده های دیگر تصویری و غیرتصویری به همه جا می رسد. در تمام این رادیوها یک حرف به چشم می خورد و آن تحریم انتخابات است! و ترغیب مردم به عدم حضور در صحنه انتخابات! آن گروهی که مخالف اهل بیت بودند، ائمه (علیهم السلام) به ما فرمودند: ببینید هر چه آن ها گفتند، بر خلاف شان عمل کنید. فان الرشد فی خلافهم.
رسانه‌های بیگانه آزادی انسان را نمی‌خواهند
اما این رادیوهای بیگانه نه تنها مخالف قرآن و عترت اند نه تنها مخالف انجیل و تورات و کتاب های آسمانی دیگراند، بلکه مخالف آزادی و انسانیت هر انسان آزادمرد اند! اینها مخالف آزادی اند، مخالف حریت اند، مخالف انسانیت‌اند.
نه تنهاهر چه صبغه الهی دارد، اینها مخالف اند؛ هر چه صبغه انسانی دارد اینها مخالف اند! اگر الجزائر بود و انتخابات آزاد بود و برنده شدن نیروهای اسلامی بود، بر انداختند! اگر ترکیه بود و روی کار آمدن اربکان بود، برانداختند! اگر افغانستان بود و نیروی متحد بود، برانداختند! اینها نه تنها مخالف الهیت اند، نه تنها مخالف اسلامیت اند، بلکه مخالف انسانیت اند! این رادیو که می گوید: «ولایت فقیه غده سرطان است، مبادا در انتخابات خبرگان شرکت کنید» در چنین فضای مسموم سیاسی آیا وظیفه ما این نیست که عزیزان مان را روشن کنیم که ان الرشد فی خلافهم؟!
عالمانه آغاز کردیم و عارفانه به پیش می‌رویم
مطلب بعدی آن است که انقلاب عالمانه شروع شد، آگاهانه ادامه پیدا کرد، عارفانه راه خود را طی می کند به فضل الهی تا به دست صاحب اصلی و اصیل اش که ولی عصر (ارواحنا فداه) است بسپارد! لکن همه ما موظف ایم که محور اصلی انقلاب را که مشارکت آگاهانه سیاسی عموم مردم از یک سو، زنان و جوانان از سوی دیگر بالخصوص است، تثبیت کنیم.
دین ما، دین تحقیق است. به ما فرمود: یا محقق باش، یا گوش ات به حرف محقق بدهکار باشد. اگر کسی خود اهل تحقیق نبود، یا به محققین سر نسپرد، این می خشکد. فرمود: سخنان الهی درباره کسی سودمند است؛ لمن کان له قلب او ألقی السمع و هو شهید(10) دو گروه اند که به عنوان منفصله مانعه الخلو اهل نجات اند عده ای مانند چشمه های جوشان اند که از درون آنها چشمه تحقیق، تحلیل، استدلال، سیاست صحیح می جوشد. گروهی مثل چشمه نیستند، اما مانند استخری اند که راهی به آن نهر یا بحر یا چشمه یا قنات و چاه دارند. اگر استخر راهی به چشمه نداشته باشد، می خشکد. در این کریمه فرمود: یا چشمه جوشان تحقیق باش، یا استخری باش که به چشمه جوشان وصلی! یا صاحب دل باش، یا دارای گوش شنوا. لمن کان له قلب أو ألقی السمع و هو شهید. اگر کسی صاحب دل نبود که از خود بجوشد، و گوش شنوا به مراجع تقلید و محققان حوزه و دانشگاه نداد، این پژمرده است و می‌خشکد.
انقلاب دو گروه دارد
ملت بزرگوار ایران اسلامی به دو قسم تقسیم شده بودند: عده ای صاحب دلانی بودند که محققانه وارد صحنه انقلاب شدند، جنگ را پشت سر گذاشتند، دوران سازندگی را سپری کردند، وارد مقطع چهارم شدند؛ ان شاءالله ظفرمندانه به مقصد می رسند. گروه دوم کسانی بودند که فرصت تحقیق تفصیلی نداشتند، به تحقیق اجمالی بسنده کردند، اما هماره گوش شان به مراجع تقلید بود، به حوزه بود، به محور بسیج دانشگاه بود، به دانشگاهیان متعهد متخصص مسلمان دل سپرده به قرآن و عترت بود. این گروه دارای گوش شنوا بودند، به مقصد رسیده اند. چه در مغرب زمین، چه در مشرق زمین همه آحاد یک ملت اهل تحقیق نیستند به طور تفصیل! بعضی به طور تفصیل محققانه رأی می دهند، بعضی به طور اجمال عالمانه رأی می دهند. و آن اینکه اینها در تقلیدشان محقق اند. می فهمند حرف که را گوش بدهند.
قرآن کریم به ما فرمود: هر چه را تصدیق می کنید، عالمانه و محققانه باشد. تکذیب می کنید، عالمانه و محققانه باشد. اگر بدون علم تصدیق یا تکذیب کردید، از حرم امن قرآن به درید! این حصن خدا را عمدا رها کردید. آن «لا اله الاالله» که حصن خداست، به صورت قرآن و عترت تجلی کند. وا گر کسی وارد حصن اله نشد، در امان نیست! فرمود: لا تقف ما لیس لک به علم ان السمع و البصر والفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولا(11). درباره تکذیب هم فرمود: بل کذبوا بما لم یحیطوا بعلمه و لما یأتهم تأویله(12). فرمود: اگر کسی عالمانه تکذیب نکرد، از نظر قرآن مطرود است. عالمانه تصدیق نکرد، از نظر قرآن مطرود است. سلب و ایجاب، نفی و اثبات، آری و نه در فرهنگ قرآن باید محققانه باشد، به استناد این دو آیه.
رهبر و رهرو
در یک نظام برخی رهبراند، برخی رهرو. برخی متبوع اند، برخی تابع. قرآن کریم همان طوری که درباره نفی و اثبات، سلب و ایجاب، تصدیق و تکذیب در هر دو مدار فتوای تحقیق داده است، درباره رهبری و رهروی، مطاع بودن و مطیع بودن، متبوع بودن و تابع بودن فتوای تحقیق داده است. فرمود: آنکه جاهلانه رهبری می کند، اهل جهنم است. آنکه جاهلانه رهروی می کند، اهل جهنم است. هم مطاع و متبوع باید در مسیر باشد، هم مطیع و تابع باید در طریق.
دو آیه در سوره مبارکه حج است؛ یکی آیه سوم و چهارم، یکی هم آیه هشتم و نهم سوره مبارکه حج. این دو بخش از آیات وظیفه رهبری را از یک سو، وظیفه رهروی را از سوی دیگر؛ وظیفه مطاع و متبوع را از یک سو، وظیفه مطیع و تابع را از سوی دیگر محقق کرد. فرمود: اگر رهبری، عالمانه باش! چیزی را که نمی دانی، نگو. چیزی که بیرون از توست، ادعا نکن و قدم برندار! اگر رهبری، باید محققانه رهبری کنی!
و من الناس من یجادل فی الله بغیر علم و لاهدی و لاکتاب منیر ثانی عطفه لیضل عن سبیل الله له فی الدنیا خزی و نذیقه یوم القیامه عذاب الحریق ذلک بما قدمت یداک و ان الله لیس بظلام للعبید(13). فرمود: بعضی اند نظیر ائمه کفر، و جعلناهم ائمه یدعون الی النار(14) که اینها بدون علم، بدون هدایت، بدون کتاب آسمانی، بدون دلیل عقلی معتبر، بدون دلیل نقلی معتبر مطاع مردم اند، متبوع مردم اند؛ ثانی عطفه، سر خم می کنند، سر بلند نمی کند که فضای باز علمی، فرهنگی را ببیند. لیضل عن سبیل الله. این برای اضلال دیگران خود را مطاع و متبوع کرده است. نظیر آنچه که شما در جهان غرب یا شرق می بینید. اینها مطاع و متبوعی اند که یدعون الی النار.
بعد فرمود: له عذاب خزی فی الدنیا و نذیقه یوم القیامه عذاب الحریق. ذلک بما قدمت یداک و أن الله لیس بظلام للعبید. این آیه 8 و 9 به قرینه «اضلال» مال رهبران جاهل است.
آیه 3 و 4 به قرینه «تبعیت» و «ضلالت» مال پیروان جاهل است. فرمود: و من الناس من یجادل فی الله بغیر علم و یتبعوا کل شیطان مرید کتب علیه انه من تولاه و انه یضله و یهدیه الی عذاب السعیر(15). فرمود: برخی جاهلانه پیروی می کنند. گوش شان به رادیوهاست. گوش شان برخی از مطبوعات سم انگیز است. گوش شان به برخی از قلم های مسموم است. گوش شان به برخی از حرف های مسموم کننده است. و یتبعوا کل شیطان مرید. تابع هر شیطانی است که او متمرد است!
این «مرد» جمع مارد است. «مارد» یعنی متمرد. مرید یعنی متمرد. شیطان را مرید می گویند، مارد می گویند، چون اهل تمرد است. یک انسان جاهل، تابع هر شیطان متمرد است. و یتبعوا کل شیطان مرید. آنگاه فرمود: کتب علیه انه من تولاه و انه یضله و یهودیه الی عذاب السعیر. این آیه 3 و 4 می گوید: اگر تابعی، تابع کتاب و سنت باش! اگر متبوعی، برابر کتاب و سنت رهبری بکن. چیزی در نظام اسلامی با جهل آمیخته نیست.
تکلیف است...
احیاناً اگر برخی ها خواستند بگویند که حضور مردم با یک فتوا، با یک اعلامیه، با یک بیانیه توده مردم را به صحنه آوردن، این مشارکت عاقلانه عالمانه سیاسی نیست، این سخن ناثواب است! برای اینکه تعقل و علم گاهی به طور تفصیل است، گاهی به طور اجمال! همانطوری که در بسیاری از موارد این مردم تحقیق تفصیلی درباره معارف دین ندارند، به اهل اش و به خبره مراجعه می کنند، درباره شرکت کردن در انتخابات هم به شرح ایضاً. گرچه درباره اصل مسئله و ضرورت حضور همگان در این مشارکت سیاسی نیازی به تحلیل ندارد. همین که جریان را از نزدیک ببیند که این رادیوهای بیگانه اند که سخن امام را که فرمود: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی نبینید؛ این سنگر را، این حصن حصین را، این نعمت الهی را که سبب پیروزی انقلاب و سبب ظفرمندی مجاهدان در جنگ تحمیلی شد، این را غده سرطانی می‌دانند.
آن نوح را تسفیه می کردند! می گفتند: انا نراک فی سفاهه(16). آن خلیل خدا را تسفیه کردند. این انا نراک فی سفاهه، یک ترجیع بندی بود که در طول تاریخ طاغیان به انبیاء می گفتند. تنها به نوح نگفتند! شما به قرآن کریم که مراجعه می کنید، ملاحظه می فرمائید؛ بسیاری از طاغوتیان اعصار گذشته به بسیاری از انبیاء (علیهم آلاف التحیه و الثناء) همین جمله گزنده و تلخ را می گفتند؛ انا نراک فی سفاهه. تا رسید به خاتم شان (علیهم آلاف التحیه و الثناء)، گفتند: انک لمجنون(17) این تجنین، نسبت به جنون دادن؛ این تسفیه، نسبت سفاهت دادن، این اسطوره خواندن وحی الهی یک ترجیع بند دیروز بود و غده سرطانی نامیدن ولایت فقیه یک ترجیع بند امروز است! مائیم و این رادیوهای بیگانه! و اگر خدای ناکرده نسل نو بدون این تحلیل آن حرف ها را بشنود، قلب اش با همان حرف‌ها زنده می‌شود!
این بیان نورانی امیر بیان بارها به عرضتان رسید؛ در نامه سی و یکم نهج البلاغه که برای فرزندش مرقوم فرمود، فرمود: پسرم! قلب جوان مانند سرزمین موات است. هر بذری در سرزمین موات بپاشند، آن می رویاند. قبل از اینکه دیگران در سرزمین جان تو بذر مسموم بپاشند، من تو را به معارف الهی آشنا می کنم. قلب الحدث کالارض الخالیه؛ کل ما القی فیها قبلته(18). این بیان نورانی علی(سلام الله علیه) در نهج البلاغه.
مطلب دیگر همان حدیث معروفی است که فریقین از رسول اکرم نقل کردند؛ (علیه و علی آله آلاف التحیه والکرم) که من احیا ارضاً میته فهی له(19). فرمود: هر کس زمین مرده را آباد کرد، مال اوست. زمینه مرده هم به شرح ایضاً. اگر کسی زمین موات را آباد کرد، مالک می شود. ولی می شود به غصب از دست او گرفت. ظلم ممکن است، ولی زمینه مرده را اگر آباد کرد، نمی شود دل را به غصب ربود. هرگز ممکن نیست شبهه قلم های مسموم، دلهای یک عده ای را احیاء بکند با بذر مسموم! زمینه دل را تصاحب بکند، خود را به سمت دیگر بکشاند، بعد بشود با سخنرانی ها این جوان را اصلاح کرد! پیام چنین جوان آسیب زده این است: سوآء علینا و اصل ام لم تکن من الواعظین(20).
اطرافت را خوب رصد کن!
تا دیر نشده، باید قلم ها را شناسائی کرد، بیان ها را شناسائی کرد، شبهات را شناسائی کرد، قبل از اینکه این شبهه در دل کسی بنشیند، با حرف های دلنواز و دلپذیر و دلنشین اینها را روشن کنید. اگر شد مسافرت را ترک نکنید! این چند روز به هر وسیله ای هست در حوزه فعالیت و تبلیغات خود مردم را، زنها را، جوانها را، بزرگسالان را، نوسالان را، واجدین شرائط رای را تشویق کنید، ترغیب کنید به هر که خواستند رأی بدهند. در رأی دادن مردم دخالت نکنید!
فقط بدانید که مردم حتماً باید شرکت کنند و مردم بزرگوار ایران اسلامی هم مستحضر باشند که دشمن صف بسته است تا ببیند آراء مردم در این انتخابات به چه حد است. قدرت مردمی است که این نظام را حفظ کرد. و اگر چنانچه این قدرت معاذ الله گرفته بشود و در اختیار نظام نباشد، این کمربند امنیتی که الآن دور ایران زمین را گرفته است، حمله همان و گرفتن همان.!!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات