مهدى مروتی
بحرین کشورى است به شکل جزیره در خلیج فارس که پایتخت آن “منامه” است. این کشور حکومتى پادشاهى دارد. زبان اصلى این کشور عربى و زبانهاى فرعى آن انگلیسی، فارسى و اردو هستند. در گذشته “بحرین” متعلق به ایران بوده است. در سالهاى پایانى دولت صفوى این منطقه مورد تاخت وتاز “خوارج عمان” قرار گرفت و دولت صفوى نیز نتوانست در سال 1129 از عهده آنها برآید. سرانجام “خوارج” با گرفتن مبالغ هنگفتى پول حاضر به تخلیه بحرین شدند.
کشور بحرین تا میانههاى پادشاهى “محمدرضا پهلوی” یکى از استانهاى ایران بود. تا اینکه در زمان نخست وزیرى “امیرعباس هویدا” با طرح همهپرسى در سازمان ملل متحد، بحرین به عنوان کشورى مستقل شناخته شد.
بحرین داراى 706 کیلومتر مربع مساحت است که 400 کیلومتر مربع آن بیابانى است. بحرین به جزیره “یک میلیون نخل” نیز شهرت دارد (البته این لقب از قدیم وجود داشته است.) بحرین شامل سه جزیره “منامه”، “محرق” و “ستره” است که جزایر اصلى آن به شمار مىآیند. “منامه” پایتخت بحرین و بزرگترین جزیره این کشور محسوب مىشود.
پادشاه فعلى “بحرین” حمدبن عیسى آل خلیفه نام دارد که از سال 1999 تاکنون بر مسند قدرت نشسته است.
معادلات قدرت در بحرین
حدود 70 درصد مردم بحرین را شیعیان تشکیل مىدهند و پس از ایران و عراق داراى بیشترین جمعیت شیعه در خاورمیانه است.
عربستان همواره نگاهى اقمارى به بحرین داشته و در صدد تاثیرگذارى بر مناسبات داخلى این کشور بوده است.
همچنین روابط بحرین و ایالات متحده آمریکا نیز روابط کاملا حسنه است. این روابط از سال 1932 و با توسعه صنعت نفت بحرین آغاز شد. در سال 1948 بحرین فرماندهى ناوهاى آمریکا در خلیج فارس را عهدهدار شد.
سال 2001 نقطه اوج روابط منامه - واشنگتن محسوب مىشود. در این سال “جرج بوش” بحرین را یکى از متحدان استراتژیک خود اعلام کرد.
اما بحرین روابط حسنهاى نیز با انگلستان دارد. روابط منامه - لندن ریشه در قرن هفدهم میلادى و زمان قیمومیت بریتانیاى کبیر بر این جزیره دارد. امروزه بحرین به صورت وسیعى از مشاوران انگلیسى در مسائل سیاست داخلى و خارجى خود مشورت مىگیرد.
بنابراین بحرین در مناسبات سیاسى خود به شدت از انگلیس، عربستان سعودى و ایالات متحده آمریکا متاثر است. این تاثیرپذیرى در روندى خودکار در سیاست داخلى بحرین انعکاس یافته است. بر این اساس پادشاه بحرین سعى دارد معادلات سیاسى داخلى کشورش را به گونهاى تنظیم نماید که خللى به مناسبات “منامه” و سه کشور مذکور به وجود نیاورد.
بحرین کشور ثروتمندى نیست و حتى بخشى از انرژى آن توسط عربستان سعودى تامین مىشود. این دو کشور با پلى 25 کیلومترى به نام “پل فهد” به یکدیگر مربوط هستند. تنها صنعت داخلى بحرین “آلومینیوم” است که در مقیاس فراوان عرضه و در بازارهاى جهانى به فروش مىرسد. گفته مىشود که اقتصاد بحرین تاحدود زیادى متاثر از اقتصاد ایران است ولى تلاش عربستان و ایالات متحده آمریکا در راستاى کاهش این تاثیر بوده است.
دخالت علنى “ریاض” در امور داخلى بحرین باعث شده است تا خاندان آلسعود به صورتى غیرمستقیم جنبشهاى شیعى در بحرین را محدود نمایند.
شیعیان در بحرین
همان گونه که اشاره شد حدود 70 درصد جمعیت بحرین را شیعیان تشکیل مىدهند. آن گونه که در تاریخ آمده تشیع توسط قبیله “عبدالقیس” وارد این کشور شده است. باتوجه به اینکه اهل تسنن قدرت را در بحرین در دست دارند، شیعیان “اکثریت بدون قدرت را تشکیل مىدهند. در عین حال شیعیان بحرین سعى داشتهاند در مناسبات سیاسى کشورشان حضورى پویا داشته باشند. به عبارت دیگر قدرت داشتن اهل تسنن هرگز باعث خاموشى و منفعل بودن شیعیان این کشور کوچک نشده است.”
اکثر شیعیان بحرین “عرب زبان” بوده و به طور طبیعى گرفتار تبعیضات طایفهاى قرار دارند. همچنین تعدادى از شیعیان بحرین نیز فارسى زبان هستند و از استانهاى فارس و بوشهر در ایران به آنجا مهاجرت کردهاند. آنها سعى کردهاند علىرغم گذشت سالیان دراز همچنان اصالت خود را حفظ نمایند.
“حمدبن عیسى آل خلیفه” 2 سال پس از به قدرت رسیدن خویش اصلاحات سیاسى را در سال 2001 آغاز کرد. پس از انجام این اصلاحات تاحدودى فشارها از شیعیان برداشته شده است ولى هنوز کلیت آنها بر روى شیعیان احساس مىشود. البته پیروزى امیر شیعیان در انتخابات بحرین امیدوارىهاى زیادى را براى شیعیان به وجود آورده است.
علماى بزرگ شیعه از جمله على بن میثم بحرانى معروفترین شارح نهجالبلاغه در بحرین زندگى مىکرده است. همچنین افرادى مانند “محمد بن عیس بحرینی” و “شیخ جعفر بن کمال بحرانی” نیز در این منطقه ساکن بودهاند.
در بحرین کلا حدود 15 حزب وجود دارند که اعضاى آنها شیعه، سنی، ملىگرا، سکولار، بعثى و ... هستند. البته باتوجه به جمعیت اندک بحرین بعضا اعضاى این احزاب به بیش از یکصد نفر نمىرسد. در اینجا به معرفى و بررسى چند مجموعه و تشکل مهم بحرین (از میان شیعیان) مىپردازیم:
مجلس علماى شیعی
مجلس علماى شیعى یک تشکل جدى و نسبتا منسجم در بحرین محسوب مىشود.
“شیخ عیسى احمد قاسم” رئیس این تشکل شیعى است. شیخ عیسى در نجف و قم تحصیل کرده و اکنون حدود دوازه سال است که در بحرین سکونت دارد.
او در مسجد امام صادق(ع) در منطقهاى بهنام “دراز” نماز جمعه را برپا مىدارد. و در واقع متنفذترین روحانى بحرین محسوب مىشود. معاون شیخ عیسى در مجلس علماى شیعى “سیدعبداللهعزیفی” نام دارد. او از علماى تبعیدى بوده و اکنون حدود 7 سال است که به بحرین بازگشته است. “شیخ محمد صنقدر” نیز سخنگوى این مجلس است و در ایران تحصیل کرده است. در این مجلس حدود هفتاد نفر از علماى شیعه حضور دارند که مىتوان در این میان به افرادى مانند “شیخ عادل”، “شیخ على سلمان” و “شیخ باقر الحواج” اشاره کرد. نکته لازم به ذکر اینکه این مجلس نفوذ زیادى در میان شیعیان دارد ولى بسیارى از تحلیلگران نفوذ آن را “دینی” مىدانند. به عبارت دیگر این تشکل در صحنههاى جدى حیات سیاسى بحرین سعى دارد به صورت غیرمستقیم و از راه دور به هدایت اوضاع بپردازد.
شیعیان وابسته به حکومت
اما در بحرین شیعیان نیز وجود دارند که با حکومت همکارى مىکنند که برجستهترین آنها “شیخ حمید مبارک” است. او هم یک وزنه علمى محسوب مىشود و هم مقبولیت عمومى دارد. او قاضى است. همچنین “شیخ احمدعصفور” نیز عالمى شیعى است که قاضى بوده و نزدیکترین ارتباطات را با حکومت بحرین دارد. بسیارى از شهروندان بحرینى وى را با نفوذترین عالم شیعى در حکومت بحرین مىدانند. “شیخ محسن آل عصفور” برادرزاده “شیخ احمد” که کتابى در شرح حال صاحب حدائق دارد نیز نفوذ چشمگیرى در حکومت بحرین داشته و دارد.
جمعیت التوعیه
“جمعیت التوعیه” شاخهاى از حزب الدعوه عراق بود که شیخ عیسى قاسم، شیخ سلیمان مدنى و شیخ عبدالامیرالمجمرى بنیانگذاران آن بودند. در حال حاضر این جمعیت با نظارت مجلس علماى شیعى بحرین اداره مىشود و مدیر فعلى آن “شیخ باقر الحواج” است. لازم به ذکر است که این جمعیت جنبهاى فرهنگى دارد و بعد سیاسى در آن کمرنگ است.
حزبالوفاق الوطنى الاسلامی
برجستهترین حزب سیاسى شیعه در بحرین حزب الوفاق الوطنى الاسلامى است. بنیانگذاران آن یکصد تن از علماى بحرین بودند. اصلى ترین فرد در تشکیل این حزب “دکتر سعید شهابی” بود که یکى از معارضان حکومت بحرین است و در لندن زندگى مىکند. “شیخ على سلمان” از ابتدا رئیس این حزب بوده است و حدود 40 سال سن دارد و نفوذ بسیار زیادى در بین جوانان شیعه دارد. وى در “ریاض” دانشجو بودن و بعدها به قم رفته است. دو موسس اصلى دیگر این حزب “استاد عبدالوهاب حسین” و “استاد حسن المشیمع” بودند. هیچ یک از این دو روحانى نیستند ولى به علوم اسلامى وارد هستند.
در میان شاکله و بافت اولیه حزب الوفاق الوطن الاسلامى اختلافات عدیدهاى آغاز شد که در نهایت موجب جدایى “دکتر شهابی”، “المشیمع” و “عبدالوهاب حسین” از این مجموعه شد. در آن سو “شیخ على سلمان” رئیس این حزب موافق شرکت شیعیان در انتخابات و حضور آنها در پارلمان بود. نکته اصلى اختلاف به “مشروعیت حکومت” در نزد علماى شیعه بحرین باز مىگردد. عدهاى از جمله دکتر شهابى معتقدند که کلیت حکومت بحرین باید از بین برود و حضور پادشاهى سنى مذهب در این کشور به تحدید قدرت شیعیان و نظارت عربستان و غرب بر معادلات سیاسى منامه مىانجامد. در آن سو شیخ على سلیمان مخالف این دیدگاه است و معتقد به مشارکت شیعیان در حیات سیاسى بحرین است. همچنین دکتر شهابى معتقد است که حضور شیعیان در پارلمان تحت لواى پادشاهى بحرین به منزله مهر تائیدى است که برحکومت این کشور از سوى شیعیان نواخته مىشود. در هر صورت این اختلافات در بین حزب الوفاق با پیروزى قاطع این حزب مغلوب مانده است.
احزاب دیگر بحرین
همانطور که اشاره شد اصلىترین و پرنفوذترین حزب بحرین، حزب الوفاق الوطنى اسلامى است. اما در بحرین احزاب دیگرى نیز وجود دارند. یکى از این این احزاب، حزب “العملالاسلامی” است که از مدرسىها و شیرازىها تشکیل مىشود. شاخه فرهنگى این حزب نیز تبدیل به حزبى دیگر با عنوان “الرساله” شده است. جریان شیرازى در بحرین بسیار ضعیف است و هواداران اندکى دارد. جمعیت دیگر، “جمعیه الاهل البیت” است که موسس آن شیخ عبدالعظیم المهندى البحرانى است که با جریان شیرازىها اختلاف دارد.
همچنین در بحرین یک مجلس علماى حکومتى نیز هست که از علماى شیعه و سنى تشکیل شده است و رئیس آن “شیخ عبدالله آلخلیفه” وزیر شئون اسلامى است.
همان طور که اشاره شد در بحرین احزاب لیبرال چپ، بعثى و حکومتى هم وجود دارند که اعضاى هریک از آنها بسیار اندک بوده و عملا وزنهاى در معادلات سیاسى بحرین محسوب نمىشوند.
پیروزى شیعیان در انتخابات بحرین
در جریان انتخابات پارلمانى و شوراى شهر اخیر بحرین جریان اسلامى وفاق ملى توانست به پیروزى قاطعى دست یابد و 17 کرسى از 40 کرسى موجود در پارلمان را به دست آورد. نکته جالب توجه اینکه در این انتخابات “عبدالعزیل ابل” نامزد مخالف حکومت بحرین نیز توانست با حمایت قاطع مردم به پیروزى برسد. “ابراهیم شریف” و “سامى سیادی” نامزدهاى جمعیت عملى دموکراتیک ملى نیز در این انتخابات شکست خورده و از راهیابى به پارلمان باز ماندند.
در هر صورت این انتخابات به سود شیعیان پایان یافت و فضاى تنفس سیاسى قابل توجهى را براى آنها باز کرد.
این پیروزى را مىتوان به عنوان مهمترین پیروزى شیعیان بحرین در طول تاریخ این کشور قلمداد کرد.
پیامدهاى پیروزى شیعیان در بحرین
شیعیان با پیروزى اخیر خود در انتخابات تا حدودى ساختار یک سویه قدرت در منامه را برهم ریختند. آنچه شیعیان مىخواهند دخالت در حاکمیت بحرین یا سرنگونى پادشاه این کشور نیست، بلکه جوانان شیعه مىخواهند تحت لواى حزب وفاق اسلامى به فعالیتهاى آزادانه سیاسى در کشورشان بپردازند. در این جا به نظر مىرسد برخلاف نظر کسانى که عقیده داشتند “اسلام سیاسی” و پویا در بحرین به کلى رنگ باخته است، جوانان بحرینى متعاقب تحولات خاورمیانه و آنچه در ایران، عراق، لبنان یا فلسطین رخ مىدهد خواهان نقشآفرینى سیاسى و اجتماعى در قالب اسلامى اصیل هستند.
حکومت عربستان سعودى که این پیروزى را بسیار خطرناک ارزیابى مىکنند ممکن است در این مرحله دست به دو نوع اقدام بزنند.
یکى فشار به “حمد بن عیسى آلخلیفه” پادشاه بحرین درجهت اعمال فشار بیشتر به شیعیان که به هیچ عنوان عملى عقلانى محسوب نمىشود. زیرا هم اکنون پارلمان بحرین عملا در دست شیعیان است.
دیگرى راه شناخت و درک عمیق تحولات بحرین دست برداشتن از دخالت آشکار در امور داخلى شیعیان است.
متاسفانه تفکر مسمومى که کاخ سفید از ابتداى هزاره سوم به آلسعود تزریق کرده و بحث “هلال شیعی” را به عنوان توهمى آشکار به جاى حقیقت به آنها گوشزد کرده است باعث شده تا دامنه دخالت “ریاض” در بحرین وخصوصا در قبال شیعیان افزایش یابد. شیعیان بحرین که تاکنون از آزادىهاى سیاسى محروم بوده و در قالب نشستها و تجمعات مخفیانه به حیات خود ادمه مىدادند هم اکنون با شجاعتى مثال زدنى در انتخابات پارلمانى بحرین به پیروزى رسیدهاند.
پیام این پیروزى چیزى جز فرا رسیدن زمان افول تفکرات منفى و القایى در قبال شیعیان نیست. این پیامى است که آلسعود و دیگر مخالفان قدرت یافتن شیعیان در بحرین باید نسبت به آن توجه داشته باشند.