تاریخ انتشار : ۰۷ تير ۱۳۸۸ - ۱۳:۴۰  ، 
کد خبر : ۹۹۵۰۳

تبلیغات سفید، تبلیغات سیاه


سعدالله زارعی
«آمریکا به ایران حمله می کند»، «حتماً حمله می کند»، «در فکر حمله است»، «برگ حمله روی میز مقامات کاخ سفید است»، «حمله به ایران در دستور کار نیست»، «همه چیز بستگی به ایران دارد تا صلح را انتخاب کند یا جنگ را»، «مقامات آمریکا گفتند برنامه ای برای حمله به ایران نداریم»، «نمایندگان مجلس سنا با جنگ افروزی جدید بوش مخالفند»، «اعضای مجلس نمایندگان آمریکا هم به مخالفان حمله به ایران پیوستند»، «اروپا نگران حمله به ایران است»، «کشورهای عربی با جنگ جدیدی در منطقه مخالفند»، «عمرو موسی گفت حمله به ایران منطقه را به جهنم واقعی تبدیل می کند»، «مقامات اسرائیل گفتند ما خط مقدم حمله به ایران نیستیم»، «عدم پذیرش قطعنامه 1737 به معنای انتخاب جنگ از سوی تهران است»، «رایس گفت اگر ایران قطعنامه را بپذیرد با او در بالاترین سطح مذاکره می کنیم»، «پوتین نسبت به اقدام جدید نظامی در منطقه به بوش هشدار داد» و... این گزارش بسیار کوتاهی است از آنچه طی حدود یک ماه اخیر به تکرار توسط رسانه های خاصی نظیر بی بی سی، سی ان ان، نیویورک تایمز، واشنگتن پست، الشرق الاوسط و صدها رسانه دیگر خارجی مطرح و برجسته سازی شده است.
اما در داخل کشور، «نخبگان و فعالان سیاسی گفتند نگران کشوریم»، «اعتراض اعلمی به ماجراجویی در سیاست خارجی»، «امام جمعه موقت تهران گفت شرایط کشور عادی نیست»، «وی گفت فرصت سوزی برای کشور سم است»، «جمع دیگری از نخبگان کشور هم گفتند نگران کشوریم»، «کروبی گفت همه نگرانیم»، «هفت انحراف لایحه بودجه 86»، «حساب ذخیره ارزی خالی شد»، «هشدار دوباره درباره شرایط کشور»، «کسری کلان در کمین بودجه 86»، «بی سابقه ترین شیوه رد صلاحیت در انتخابات اتاق بازرگانی» «تنفس مرگ در تهران»، «دعوت خاتمی به آرامش و دوری از تنش در پرونده هسته ای»، «یک نماینده مجلس در نطق پیش از دستور گفت باید کوتاه بیاییم، توان مقاومت در برابر آمریکا را نداریم» و... این هم گزارش بسیار کوتاهی است از آنچه طی - فقط- یک هفته اخیر به تیتر اول جمعی از روزنامه های داخلی ایران تبدیل شده است.
عملیات روانی وضعیت کاملاً شناخته شده ای است که برای ایجاد پذیرش خواسته طرف «الف» به طرف «ب» و یا وادار شدن طرف «ب» به عقب نشینی از موضع خود صورت می گیرد. عملیات روانی گاهی با استفاده از تبلیغات سفید و گاهی با استفاده از تبلیغات سیاه تعقیب می شود. اما زمانی که موضوع مورد تهاجم از پیچیدگی و سرسختی برخوردار باشد از تبلیغات سفید و سیاه بطور توأمان استفاده می شود. تبلیغات سفید توسط رسانه های رسمی که گردانندگان آن ها کاملاً مشخص می باشند اداره می شوند و تبلیغات سیاه- نوعاً- توسط رسانه هایی که رسمی نیستند و یا گردانندگان-واقعی- آن ها برای مخاطب مشخص نیست اداره می شوند. اما اشتباه نشود در این نوع از عملیات روانی، تبلیغات سیاه و تبلیغات سفید هر دو القاء خواسته طرف «الف» به طرف «ب» و یا وادار کردن طرف «ب» به عقب نشینی از موضع خود صورت می‌گیرد.
در شکل عملیات روانی توامان، حمله پی درپی و مکرر بعنوان راهبرد مدنظر می باشد جان اوستین کارشناس سرشناس عملیات روانی انگلیس در قرن 19 می گوید:« به دشمن خود پی در پی حمله کنید تا او ناچار باشد پی در پی واکنش نشان دهد در این صورت بعد از مدتی واکنش او بی اثر می شود و ناچار به قبول خواسته شما و یا کنار رفتن از صحنه می شود» در تبلیغات نوع اول شاهد بودید که رسانه های غربی - و بخصوص آمریکایی و انگلیسی- از جنگ سخن می گفتند-حتی آنگاه که از عدم وقوع آن حرف می زدند- این شگرد روانی برای آن است که طرف «ب»-یعنی ایران- باور کند که واقعاً جنگی در کار است و باید موضوع را کاملاً جدی گرفت. در تبلیغات نوع دوم شاهد بودید که بعضی از رسانه های داخلی ایران وضعیت داخلی را تاریک و ضعیف ترسیم نمودند کاربرد این تبلیغات-چه عمدی باشد و چه خطا- این است که طرف «ب» به این نتیجه برسد که در خارج تهدید است و در داخل بحران. خوب از نظر طرف «الف» نتیجه این تبلیغات کاملاً مشخص می باشد از همین رو در انتهای تبلیغات پرسروصدای جنگ جنگ رسانه های خارجی، از قول رایس وزیر خارجه طرف «الف» گفته شده است: «اگر ایران قطعنامه 1737 را بپذیرد در بالاترین سطح با مقامات آن مذاکره می کنیم» و در انتهای تبلیغات فراوان این دسته از رسانه های داخلی از قول یک نماینده مجلس گفته شده است: «باید کوتاه بیائیم، توان مقاومت در برابر آمریکا نداریم»
در عملیات روانی موجود علیه مقاومت ایران تلاش زیادی صورت می گیرد تا واقعیت ها-در محیط داخلی و خارجی ایران- واژگونه دیده شوند. این برای آن است که اگر واقعیت ها آنگونه که هستند دیده شوند این طرف «الف» است که باید در مقابل طرف «ب» زانو بزند. این دو محیط را کمی مرور کنیم:
1- محیط بیرونی. ایران در محیط بیرونی خود از ابعاد مختلف دارای قدرت فراوان و اقتدار ناشی از این قدرت است. هیچ تردیدی در این وجود ندارد که نفوذ ایران در میان ملت ها-و نیز دولت ها-ی خاورمیانه حرف اول را می زند. در روی این کره خالی هیچ دولت و ملتی به اندازه طرف «ب» یعنی ملت ایران در پاکستان، افغانستان، ترکمنستان، آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، عراق، بحرین، قطر، کویت، عربستان، یمن و عمان نفوذ ندارد-این ها همه کشورهای اطراف مرزهای ایرانند- و جالبتر این است که هیچ دولت و ملتی به اندازه طرف «الف» یعنی آمریکا نزد ملت های این کشورها منفور نیست! این در حالی است که نفوذ ایران در مصر، فلسطین، لبنان، الجزایر و دهها کشور دیگر نیز به همین منوال است کما این که منفور بودن آمریکا نیز در این کشورها به همین منوال است. آیا برای لحظه ای می توان تصور کرد که طرف منفور می تواند با طرف محبوب مواجه شود؟ اگر ایران اراده کند و کمی از روش مسالمت آمیزجویانه خود فاصله بگیرد، منطقه کاملا دگرگون می شود به گونه ای که ناتو در افغانستان، ناوگان پنجم آمریکا در بحرین، نظامیان انگلیسی در جنوب عراق و هر عنصر وابسته به اردوگاه آمریکا مرگ را پیش چشم خود مجسم ببیند اما تبلیغات سفید و سیاه آمریکا می خواهد این واقعیات را قلب کند.
2-  محیط داخلی. محیط داخلی ایران کاملا امن است و امنیت آن در خاورمیانه بی بدیل است. این امنیت ناشی از «ثبات» است و ثبات آن ناشی از «ماندگاری» است. این مانایی منشأ فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی دارد. ایران دارای مردمی فهیم با فرهنگی پویاست که دشمنان خود را -در همان اندازه خود بدون کاستن یا افزودن - می شناسد و راه های مواجهه- قهرآمیز یا صلح آمیز- با آن ها را بخوبی می داند. اقتصاد ایران امروز از مرحله ضعف عبور کرده و قابل انهدام نیست. با کم و زیاد شدن نفت یا رابطه با یک بلوک خاص و یا محدود شدن از جنبه های خاص هم آسیب نمی بیند، از نظر سیاسی کاملا بر ملت خود متکی است و با انتخابات هر سال «نو» شده است و کاملا با طراوت است و از نظر امنیتی نیز به توانایی های کاملا داخلی اتکاء دارد و به هیچ وجه تهدید پذیر نیست و توانایی بسیار بالایی در تهدید دشمنان دارد. ایران در حل مسائل مردم خود دچار ضعف نیست و در هیچ دوره ای به اندازه امروز دولتی مردم محور و مردمی نظام گرا نداشته است اما طرف «الف» و زائده های داخلی آن در محیط «ب» می خواهند این را واژگونه نشان دهند و لذا اگر به ده تیتر هر روز یکی از آنان مراجعه نمایید مشاهده می کنید که 9 تیتر آن از جنگ، آتش سوزی، قحطی، محاصره، لغو قرارداد، بحران، حبس، ناکارآمدی، دیکتاتوری، ته کشیدن منابع مالی کشور، شرایط دشوار کشور و... خبر می دهد و این حکایت ده ها نشریه ای است که این همه را با داعیه «میانه روی»، «اصلاح طلبی»، «ملی گرایی»، «ایران گرایی» و... دنبال می کنند ولی اگر بتوان در مورد بعضی از آنان تردید کرد درباره اکثر آنان تردیدی وجود ندارد که با طرف «الف» هماهنگ شده‌اند.
تلاش وسیع برای به کنار رینگ راندن دولت- و نظام- از سوی دست ها و دسته هایی که آلودگی شان عیان تر از آن است که به ارائه سند و یا ذکر شاهد نیاز باشد این روزها به اندازه ای است که اگر دولت و نظام راه رسیدن به مقصد و مقصود را تجربه نکرده بود، درجا می زد.
البته دشمن در این روزها حمله به تشیع- و به طور کلی اسلام- را در همه جای دنیا وجهه همت خود قرار داده است و در همان حال علیه نظام جمهوری اسلامی نیز وارد عمل شده است و گمان می کند با زدن ریشه و شاخه اسلام کار را تمام می کند جالب این است که ما همزمان شاهد گشت وگذار کریستین امانپور در قم برای سر درآوردن از مقوله مهدویت و تهیه گزارشی خاص برای سیا و حمله مشکوک گروهی به نام مهدویت به پایگاه مهم شیعه در عراق- یعنی حرم حضرت امیر سلام الله علیه و حوزه علمیه نجف- بودیم که در هر دو سرنخ های روشنی از دست های آلوده سازمان سیا مشاهده می شود. این ها عبرت آموز است.
با توجه به روند بحث بی مناسبت نیست اگر گذری بر سخن رهبر مبارزان ایرلندی علیه انگلیس در قرن 19 «چارت استوارت پارنل» بیاندازیم. او خطاب به مبارزان علیه سلطه انگلیس می گفت: «با ایستادن کنار یکدیگر خود را یاری کنید، کسانی که ضعیف هستند را تقویت کنید، پیوندها را بین خود برقرار کنید، خود را سازمان بدهید... و باید پیروز شوید.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات