صالح اسکندری
به دور از هرگونه اغراق و مبالغه، دیروز میلیونها ایرانى در سرتاسر کشور به خیابانها آمده بودند تا در جشن ملى خود شرکت کنند. در تهران کلیه خیابانهاى منتهى به میدان آزادى تا چند ساعت پس از پایان زمان رسمى راهپیمایى به علت ازدحام جمعیت بسته بود. برخى خبرگزارىهاى داخلى و خارجى فقط در تهران، شمار مردمى را که به خیابان آمده بودند، تا چند میلیون تخمین زدند. حماسه میلیونى ملت ایران در 22 بهمن امسال از وجوه مختلف قابل بررسى است.
اصولا تجمعات میلیونى در کشورهاى مختلف جهان بسیار نادر و کم سابقه هستند واگر در برخى کشورها به ندرت و در سطحى محدود رخ مىدهند بیشتر جنبه اعتراضى و واکنش به سیاستهاى رسمى دولت دارند. مثل راهپیمایى میلیونى سیاهپوستان آمریکا (1995) در اعتراض به قوانین تبعیضآمیز دولت این کشور.
در منطقه خاورمیانه تنها دو کشور ایران و لبنان توانستهاند به تجمعات میلیونى در حمایت از سیاستهاى کلان دولت رنگ واقعیت بزنند. در ایران هرساله به مناسبتهاى مختلف و علىالخصوص در روز 22 بهمن این پدیده حادث مىشود و در لبنان در سالهاى اخیر به فراخور موضوع، با فراخوانهاى سیدحسننصرالله رهبر مقاومت اسلامى میلیونها نفر از مردم این کشور در یک مکان مشخص تجمع کردهاند. فهم این پدیده بىبدیل در دو کشور ایران و لبنان ناشى از ادراک فرهنگ شیعى حاکم بر این جوامع است. در واقع بدون در نظر گرفتن مفهوم ولایت که از مختصات فرهنگ شیعى است نمىتوان پدیده تجمعات میلیونى در حمایت از اهداف استراتژیک را تحلیل کرد. ولایت یک دال مرکزى است که حول آن مفاهیم و نشانههایى چون انتظار، شهادت و... منظومهوار در حرکت هستند. از تحلیل گفتمانى این نشانهها مىتوان به راز تجمعات میلیونى جوامع “شیعى فرهنگ” پى برد.
اما اگر از منظرى دیگر بخواهیم به راهپیمایى میلیونى دیروز ایران بپردازیم باید ادعا کنیم که سرمایه اجتماعی “Social capital” در ایران در حال افزایش است. اگرچه درباره مفهوم سرمایه اجتماعى تعاریف مختلفى وجود دارد اما از نگاه جامعهشناسى سیاسی، سرمایه اجتماعى عبارت است از مجموعه منابع نرمى که در حمایت از سیاستهاى کلان دولت در یک جامعه شکل مىگیرد. راهپیمایى دیروز تجلى عینى سرمایه اجتماعى در جامعه ایرانى بود. برخى از منتقدان اجتماعى معتقدند که با گذشت 28 سال از انقلاباسلامى و علىالخصوص در دولت کنونی، استراتژینها و دولتمردان نظام اسلامى بسیارى از سرمایههاى اجتماعى را خرج کرده و جامعه را با کاهش سرمایههاى اجتماعى مواجه نمودهاند. اگرچه این فرضیه با حماسه حضور میلیونى دیروز ملت ایران رد شد اما رابرت پاتنام (Robert Putnam) نیز در پاسخ به این فرضیه توجیه جالبى دارد. پاتنام اعتماد اجتماعى را ناشى از دو منبع یعنى هنجارهاى معامله متقابل و شبکههاى مشارکت مدنى مىداند. از نظر وى اعتماد، همکارى را تسهیل مىکند و هرچه سطح اعتماد در یک جامعه بالاتر باشد، احتمال همکارى هم بیشتر خواهد بود و باز این همکارى به نوبه خود اعتماد را ایجاد مىکند. به این ترتیب هرچه سرمایه اجتماعى بیشتر استفاده شود، به جاى استهلاک و کاهش، بیشتر افزایش خواهد یافت. وى اضافه مىکند، نبود این ویژگىها در برخى از جوامع عهدشکنی، بىاعتمادی، فریب و حیله، بهرهکشی، انزوا، بىنظمى و رکود را به دنبال خواهد آورد.
نظام اسلامى در دورههاى مختلف و بخصوص در دوره دولت کنونى توانسته بر میزان اعتماد عمومى بیفزاید و همین اعتماد موجب همکارى میان مردم و دولت یا به تعبیر مقام معظم رهبرى “مشارکت عمومی” گردد. این سخن که دولت احمدىنژاد سرمایه اجتماعى کشور را خرج کرده است نمىتواند چندان منصفانه باشد. مىتوان با استفاده از مدلهاى ارائه شده در اندازهگیرى سرمایهاجتماعى از قبیل مدلهاى کیفى سرمایه اجتماعى چون (ORLRA)(1) ،(2)(SCAT) و مدلهاى کمى اندازهگیرى سرمایهاجتماعى مانند مدل فوکویاما(1999)3)، الگوى مبتنى بر تحقیقات پیمایشی،... و حتى بهکارگیرى روش منطق فازى در اندازهگیرى سرمایهاجتماعی (4) که توسط محققان ایرانى پیشنهاد شده است، سرمایه اجتماعى کشور را اندازهگیرى کرد.
تمام تحقیقاتى که تاکنون صورت گرفته حکایت از افزایش سرمایه اجتماعى در ایران دارد. آنچه که در 22 بهمن امسال رخ داد مهر تائیدى بود بر این ادعا که اعتماد ملى علىالخصوص نسبت به دولت در جامعه ایرانى روبه افزایش است. در واقع به نظر مىرسد که احمدىنژاد توانسته تا حدودى در تحقق شعار “بازگشت دولت به مردم” موفق عمل کند.