تاریخ انتشار : ۰۸ تير ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۶  ، 
کد خبر : ۹۹۵۲۶

جنگ بی‌تاثیر


رضا سراج
جنگ روانی یکی از موثرترین وجدیدترین سلاحهای معاصر علیه اندیشه ها، اعتقادات، احساسات و عواطف مخاطبین هدف می باشد. این سلاح بسیار کارآمد دارای کارکردی دوگانه می باشد که در کارکرد مثبت به آن عملیات روانی تحکیمی گفته می شود. عملیات روانی تحکیمی به تقویت روحیه خودی می پردازد و باعث تقویت عزم و اراده ملی می‌گردد.
اما جنگ روانی درکارکردی منفی ومخرب می تواند با از بین بردن امید و ترویج بی اعتمادی درجامعه هدف موجبات رویگردانی افکار عمومی از نظام و مسئولان کشور هدف را فراهم نماید.
جنگ روانی علاوه برسلب امنیت و آرامش روانی یک جامعه، زمینه را برای تحمیل اراده مورد نظر خود به یک دولت را فراهم می‌نماید.
با این مقدمه در تعریف جنگ وعملیات روانی می توان گفت که جنگ و عملیات روانی عبارت است از استفاده دقیق و طراحی شده از رسانه ها و سایر اقداماتی (امنیتی،نظامی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ...) که منظور اصلی آن تاثیر گذاری براحساسات، تمایلات و رفتارگروه مخاطبین هدف می باشد.
 تهدید حمله نظامی علیه ایران سناریوی جنگ روانی است
 تهدید به نومحافظه کاران مبنی برقریب الوقوع بودن حمله نظامی به جمهوری اسلامی ایران که البته مسبوق به سابقه نیز می باشد، اخیرا ذهنیت برخی از افراد را به خود مشغول ساخته است. تردیدی وجود ندارد که آمریکائیها نه در شرایط حمله به ایران می باشند و نه توانایی آن را دارند که البته توصیف آن از حوصله بحث خارج می‌باشد.
اما موضوع مهم چرایی عملیاتی کردن این سناریوی جنگ روانی و تبیین اهداف تعبیه شده در آن می‌باشد.
پس از به قدرت رسیدن نومحافظه کاران درآمریکا ، این گروه براساس یک طرح از پیش تنظیم شده درصدد تحقق جهانشمولی آمریکا در جهان بودند؛ بدین معنا که مدل سیاسی، اقتصادی و هنجارهای فرهنگی آمریکا در تمام جهان فراگیر گردد.
در این راستا منطقه خاورمیانه به دلیل فرهنگ اسلامی حاکم برآن و شکل گیری بیداری اسلامی از یک سو مانع تحقق این جهانشمولی محسوب می گردید و از سوی دیگر وجود ذخائر سرشار انرژی، نفت وگاز دراین منطقه و نیاز آتی آمریکا به انرژی این منطقه و کنترل قدرت های جهانی از طریق ابزار انرژی مورد توجه نومحافظه کاران قرار گرفت. لشکرکشی آنها به منطقه به بهانه مبارزه با تروریسم فرجامی جز شکست و واماندگی عاید سران کاخ سفید نکرد. ناکامی دراجرایی کردن طرح خاورمیانه بزرگ و خاورمیانه جدید و فرو رفتن در باتلاق عراق و همچنین شکست فضاحت بار رژیم جعلی اسرائیل در جنگ 33 روزه ، آشفتگی و پریشان احوالی نومحافظه کاران را بیش از پیش آشکار کرد.
با روی گردانی افکار عمومی آمریکائیان از بوش و تیم نومحافظه کاران و پیروزی جناح ضد جنگ در انتخابات کنگره و سنا شرایط برای جنگ سالاران پیچیده وسخت تر گردید.
وارد آوردن هزینه و خسارات 600 میلیارد دلاری جنگ افروزی توسط نومحافظه کاران بر پیکره اقتصاد آمریکا کار را بدانجا رسانیده که در نظرسنجی روزنامه واشنگتن پست و شبکه خبری اس بی اس تنها 17 درصد از شهروندان آمریکایی از عملکرد بوش رضایت دارند.
دستیابی قریب الوقوع جمهوری اسلامی ایران به سطح صنعتی فن آوری هسته ای و تبدیل شدن ایران به هژمون منطقه سردمداران شیطنت و شرارت را به چاره جویی واداشته ودر واقع این مهم شاه بیت چرایی سناریوی جنگ روانی اخیر آمریکا علیه ایران می‌باشد.
مقامات آمریکا براین انگاره اند که مهار جمهوری اسلامی ایران ( جلوگیری از دسترسی ایران به سطح صنعتی فن آوری هسته ای و کنترل و تعدیل قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران درمنطقه) از یک سو قدرت بازیگری ایران را کاهش می دهد و از سوی دیگر موازنه را به نفع آمریکا خواهد کرد و با توهم از هم اکنون خود را در پای میز مذاکر از موضع بالا می‌بینند.
بنابراین نومحافظه کاران، مهار ایران و به پای میز مذاکره کشاندن ایران را رمز پیروزی خود و رهایی از بحران بن بست استراتژیک فرض کرده اند. از این رو با راه اندازی جنگ روانی پردامنه و ساختن یک فضای غیر واقعی درصدد رسیدن به اهداف یاد شده می‌باشند.
سناریوی جنگ روانی کاخ سفید دارای ابعاد زیر می‌باشد:
1- تهدید و ارعاب نظامی
2- اعمال فشار سیاسی برای القای انزوای منطقه ای و جهانی ایران
3- تلاش برای اعمال محدودیت های اقتصادی و تجاری از طریق قطعنامه های شورای امنیت
مبرهن است که تهدید و ارعاب نظامی آمریکا با توجه به وضعیت نیروهای نظامی این کشور یک شوخی بسیار مضحک است چراکه آمریکائیها با داشتن 140 هزار نیرو در عراق از ایجاد امنیت برای سربازان خود عاجز می باشند و براساس اعلام پنتاگون یک سوم نیروهایی که از عراق مراجعت کرده اند دارای بیماریهای روحی و روانی شده‌اند.
درخصوص القای انزوای منطقه ای و جهانی نیز کافی است به تعاملات دیپلماتیک کشورهای منطقه و فرامنطقه در یکی دوهفته اخیر با جمهوری اسلامی ایران دقت نظر داشته باشیم، آنگاه در می یابیم که این موضوع نیز یک جنگ روانی بیش نیست و نباید در دامی که مرعوبین و برخی از رسانه های داخلی پهن کرده اند گرفتار آمد.
پیرامون موضوع سوم یعنی اعمال محدودیت های اقتصادی وتجاری نیزشاهد مثال بسیار رو شده آن، پذیرش پیشنهاد رهبر معظم انقلاب اسلامی درخصوص اپک گازی از سوی روسیه وانعقاد و قرارداد گازی فیمابین ایران ومالزی و مذاکرات سه جانبه هند،پاکستان و ایران می‌باشد.
درخاتمه باید اذعان کرد که دست آمریکایی ها برای مردم آگاه و خردمند ما روشن است ومردم می دانند که در مسیر رسیدن به یک قله افتخار وعزت هستند وجنگ روانی آمریکا و عناصر مرعوب و ستون پنجمی او نیز هیچ خللی در اراده و عزم آنان ایجاد نخواهد کرد. ان شاءالله

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات