محمدعلی آذرینیا
ژنرال دیوید پترائوس طی مراسمی با در دست گرفتن فرماندهی نیروهای آمریکایی در عراق اعلام کرد که وظیفهء آمریکا در حال حاضر کمک به عراقیها برای نجات کشورشان است.ژنرال پترائوس گفت:«در صورت ناتوانی نیروهای آمریکایی و عراقی در برقراری امنیت، جنگ طوایفی عراق را در بر خواهد گرفت.»
ژنرال دیوید پترائوس که به دکترای روابط بینالملل از دانشگاه پرینستون،گروهی از هواداران و نیز تعداد زیادی مشاور متبحر مجهز است این هفته وارد بغداد شد تا جنگی را که بیش از سه سال است آغاز شده و هر روز ایالات متحده در آن با مشکلات بزرگتری روبهروست فرماندهی کند. او تاکنون بارها رویکرد کشورش به جنگ عراق را مورد انتقاد قرار داده و معتقد است افزایش نیرو به تنهایی نمیتواند مشکلات و بحران روبهرشد در عراق را حل کند. از دید او راه پیشرو برای موفقیت عدم تمرکز عملیات در عراق است. برنامهء او شامل تشکیل گروههایی متشکل از سربازان عراقی و آمریکایی و استقرار آنها در بغداد است اما کارشناسان معتقدند این یک استراتژی خطرناک است که آمریکاییهای بیشتری را در معرض خطر حملات قرار میدهد. البته نکتهء مثبت این طرح آن است که احتمالاً آمریکاییها از این طریق بهتر میتوانند با عراقیها آمیخته شوند. پترائوس میگویند امیدوار و خوشبین است اما واقعیت این است که او در مقایسه با میزان در نظر گرفته شده در دستورالعمل جدید ضدشورش ارتش آمریکا، تعداد بسیار کمتری سرباز در اختیار دارد. وی بخش اعظم سال گذشته را به تصحیح این دستورالعمل جدید اختصاص داده و معتقد است با همین تعداد نیرو نیز میتوان بحران عراق را حل کرد. اگر او در دوران فرماندهیاش بر نیروهای آمریکایی همین دیدگاه خوشبینانه را حفظ کند، به اهدافی که در سر دارد خواهد رسید. این در حالی است که متخصصان ضدشورش و برخی فرماندهان آمریکایی در ارتش بر این باور هستند که شرایط کنونی اصلاً به نفع او نیست. توماس هامس سرهنگ بازنشسته و متخصص امور ضدشورش که در عراق نیز حضور داشته میگوید:«این یک استراتژی ظاهراً خوب است و تنها گزینهای است که میتواند در شرایط حاضر مطرح شود. اما مشکل آن است که اگر منابع انسانی ضروری در اختیار نباشد، پترائوس تا چه حد میتواند موفق شود.»هامس نیز در تایید گزارش درج شده در دستورالعمل جدید ارتش آمریکا معتقد است، پترائوس برای انجام ماموریتی که در عراق دارد از منابع لازم برخوردار نیست. در چارچوب زمانی تعیین شده موفقیت او دور از ذهن است به ویژه به این دلیل که واشنگتن قصد دارد تعداد سربازان آمریکا در عراق را نسبت به شش ماه پیش به شدت کاهش دهد.
متخصصان امور ضدشورش میگویند اصل بسیار ساده در عملیات ضدشورش به ویژه آن دسته از عملیاتها که هدفشان استقرار امنیت و ایجاد اعتماد در بین مردم است، این است که به ازای هر یک هزار نفر جمعیت، بیست سرباز در منطقه مستقر شود. در دستورالعمل، این نسبت حداقل میزان ممکن در نظر گرفته شده و برای موثربودن عملیات، وجود آن ضروری است. پترائوس در سخنان خود در برابر اعضای کنگره اعلام کرد برای شهر بغداد که شش میلیون نفر جمعیت دارد، باید 120 هزار نفر نیروی امنیتی استقرار یابد اما واقعیت آن است که نیروهای آمریکایی در نظر گرفته شده برای بغداد به اضافهء نیروهای عراقی اعم از ارتش و نیروهای پلیس، کلاً 85 هزار نفر هستند.پترائوس در عین حال که از کمبود نیروی امنیتی اظهار نگرانی کرد،گفت: میتوان روی کمک پیمانکارهای نظامی و نیز نیروهای به استخدام درآمده از سوی وزارتخانههای عراق نیز حساب کرد.یکی از کارشناسان معتقد است علت اینکه پترائوس تقاضای سرباز نمیکند این است که میداند در اختیارش قرار نخواهد گرفت.
نگاه به تجربههای گذشته
پترائوس که زن و دو فرزند دارد، اکنون 55 ساله است و به استادی در انجام قدم به قدم کارهای بزرگ مشهور است.او اکنون باید به کشوری برود که طی یکسال گذشته تجربهای از آن ندارد. وی در سخنان خود با دوستانش، نیروهای شورشی در عراق را دشمنانی سرسخت و پرانعطاف توصیف کرده بود.به اعتقاد او در کنار نیروی فیزیکی، سربازان آمریکایی باید از روحیۀ بالا برای موفقیت برخوردار باشند.وی از افزایش نیروهای آمریکایی در بغداد برای پایبند نگهداشتن نیروهای عراقی و نیز کنترل وضعیت این شهر حمایت کرده است. طبق برنامهء جدید بوش، قرار است 500، 21 سرباز جدید به عراق اعزام شوند که از این تعداد چهار هزار نفر به بغداد منتقل خواهند شد. سربازان آمریکا در این شهر در مراکز پلیس در 9 بخش این شهر مستقر خواهندشد و تعاملی دایمی با نیروهای امنیتی عراقی خواهند داشت. پترائوس قصد دارد با تجربه گرفتن از عملیاتهای ضدشورش پیشین در مناطقی مانند الجزایر، ویتنام و مالزی با نیروی موجود امنیت را به بغداد و عراق بازگرداند. در حقیقت مبنای اصلی استراتژی او عدم تاکید بر تعداد نیروها و استفاده از روشهای امتحان شده در گذشته است.در حال حاضر بنابه متن دستورالعمل جدید ارتش آمریکا، وضعیت عراق یک پارادوکس را نشان میدهد به این معنا که هرچه نیروها از خود بیشتر حفاظت میکنند، امنیتشان کمتر میشود. در این دستورالعمل آمده است اگر نیروهای آمریکایی در اردوگاههای خود بمانند، ارتباط خود با مردم را از دست میدهند و به نظر ایمنتر میآیند اما کنترل اوضاع را نیز از دست میدهند. این امر امنیت آنها را کاهش میدهد و ابتکار عمل را در دست تروریستها قرار میدهد. در حال حاضر یک سرهنگ استرالیایی که در عراق حضور داشته و در دههء 1950 با موفقیت توانست جدایی طلبان اندونزیایی را سرکوب کند، مشاور ارشد ضدشورش پترائوس شده است.وی معتقد است استراتژی جدید آمریکا در عراق نباید بر افزایش نیرو مبتنی باشد زیرا کیفیت اقدامات و عملیاتها از تعدد نیروها بسیار مهمتر است. در برنامهء جدید پترائوس، عنصر اصلی حفظ امنیت مردم عراق در خانههای خود است. گروههای کوچک از نیروهای آمریکا و عراقی این مسوولیت را بر عهده دارند و واقعیت این است که عملیات جدید به هیچ وجه یک جنگ متعارف نیست. یکی دیگر از مشاوران ضدشورش پترائوس ژنرالی است که در سال 2005 با موفقیت توانست شورش کردها در شمال عراق را سرکوب کند. او برای کنترل رفت و آمدها، حول شهر کردنشین حصار کشید و با قطع رابطهء این شهر با خارج منابع تامین سلاح و مواد منفجره را برای شورشیان از میان برد. سپس به پاکسازی داخلی شهر پرداخت اما او برای انجام این کار به ازای هر هزار نفر جمعیت 20 سرباز در اختیار داشت. پترائوس برای موفقیت به زمان بسیار بیشتری نیاز دارد این در حالی است که سیاستمداران در واشنگتن خواهان نتیجهگیری سریع او هستند.
موفقیتهای نامتعارف
یکی از عوامل مهم شهرت او موفقیتی است که در سال 2004 در کنترل شهر موصل کسب کرد. این شهر که از شیعیان، سنیها و کردها تشکیل میشود، شرایطی مناسب برای جنگ فرقهای داشت اما پترائوس با همین روشی که قصد دارد در بغداد اجرا کند، از بروز تنش و بحران در آن جلوگیری کرد. او در شهر موصل بر حساسیتهای فرهنگی تکیه کرد و با مذاکره با رهبران مردم زمینهء مصالحه را فراهم کرد اما پس از خروج نیروهای پترائوس از موصل، بحران آغاز شد. در حقیقت هنگامیکه 20 هزار نیروی او جای خود را به ششهزار نفر دادند، تنشها بار دیگر نمایان شد. اکنون مهمترین پرسش این است که انتصاب او در این مقام آیا یک روش برای وقتکشی بوده یا او خواهد توانست از تجربیاتش در عراق استفاده کرده و راه را برای ایجاد آرامش و امنیت فراهم کند اما اگر او از دانش آکادمیک خود استفاده کند شاید بتواند در کنار امنیت نظامی، فضای حاکم بر شهر را نیز تغییر دهد. در موصل در سال 2004، او پس از استقرار نیرو به پرداخت حقوق و دستمزدها پرداخت و تلاش کرد مردم را از آنچه در حال وقوع است، آگاه کند.وی قصد دارد در بغداد نیز چنین شیوهای را اجرا کند اما بسیاری از کارشناسان معتقدند حل کامل مشکل عراق مستلزم تغییر عینی و واقعی در شرایط کلی این کشور است و ایالات متحده ثابت کرده که تاکنون در این زمینه تجربهء موفقی نداشته است.