آزمایش هستهای کره شمالی موجی از حیرت و سردرگمی را در میان ناظران جهانی و نیز سیاستمدارانی که تصور میکردند با تکیه بر تهدید به تحریم و یا حتی برخورد نظامی موفق خواهند شد پیونگیانگ را از چنین عملی منصرف کنند، ایجاد کرد.آنچه که روز گذشته جهان را لرزاند نه پسلرزه آزمایشی هستهای و اضافه شدن عضوی دیگر به کلوپ کشورهای دارای این سلاح مرگبار، که به صدا درآمدن زنگ خطر آغاز مسابقهای تسلیحاتی در منطقهای بود که نزاعهای دیرین و کهنه میان حاضران در آن و خصومتهایی که در گذر دههها ترمیم نیافته و هنوز نیز گاه به صورتی نمادین سر باز میکنند، میتواند هر آن درگیری را از احتمالی بعید به حادثهای قریبالوقوع تبدیل کند.چین، کره شمالی، ژاپن و کره جنوبی اکنون رئوس مربعی را تشکیل میدهند که حضور دو کشور هستهای مقارن را به سمت و سوی مخالفان آمریکا برهم زده است. در چنین شرایطی بعید به نظر میرسد کاخ سفید از این پس مانعی جدی بر سر راه تلاشهای احتمالی دو راس دیگر مربع برای رسیدن به شرایط <موازنه قوا> گردد. واشنگتن پیش از این نیز در سال 2002 اعلام آمادگی کرده بود تا با ارسال برخی تسلیحات هستهای خود به ژاپن این کشور را از تهدیدات احتمالی کره شمالی مصون دارد. واکنش آمریکا در شرایط فعلی میتواند به گسترش سایه شوم تکثیر تسلیحات هستهای بر سر منطقه منجر شود، امری که با توجه به عدم پایبندی ایالات متحده به معاهدات منع آزمایشات هستهای و یا عدم تکثیر چندان دور از ذهن نیست.اقدام سران کرهشمالی اما درسی نیز برای جامعه جهانی داشت.
پیونگیانگ در شرایطی که پیش از این برای دفاع از خود به تسلیحات متعارف متوسل میشد پس از افزایش فشارهای جامعه جهانی، تهدیدات مداومی که اصل و بنیان رژیم حاکم را هدف میگرفت، قرار گرفتن در محور اهریمنی و در نهایت مشروط کردن مذاکرات ششجانبه به شروطی غیرقابل تحقق، تصمیم گرفت تا برای به تعادل کشاندن عرصه تعامل با غرب قدم در راهی بگذارد که پیش از این هند و پاکستان و دیگران با پیمودن آن نشان دادهاند به موقعیتی برابر با غرب میانجامد. کاخ سفید امروز شاید حسرت دیروزی را میخورد که با تهدید و ارعاب، کرهشمالی را وادار به پیمودن راهی کرد که گام گذاشتن در آن در شرایط عادی ضروری نبود.پیونگیانگ در چنین بستری است که در مواجهه با تهدیدات ترجیح میدهد به جای فراهم آوردن حداقل امکانات اولیه زندگی برای شهروندان خود، با صرف بودجهای کلان، خود را تبدیل به قدرتی هستهای کند. غرب اگر در اندیشه بهبود سطح زندگی و رفاه مردمان این منطقه است ، آنگونه که شعار میدهد ـ باید میدانست که سیاست تهدید و ارعاب نهتنها کارآمد نیست که حداقل منابع کشور را هم به سمت و سویی میبرد که مردمان کمتر از آن بهرهای میگیرند.آزمایش هستهای کرهشمالی اما در این میان از نگاه برخی دوراهی دشواری را بر سر راه آمریکا قرار داده است. کاخ سفید اگر در ماههای گذشته حتی در تصویب قطعنامه تحریم علیه پیونگیانگ هم نرمش نشان داد، در حقیقت قصد آن داشت تا با امتیازدهی به چین و روسیه، زمینه را برای همراه کردن آنها در اقدام علیه ایران فراهم کند. اکنون اما آزمایش هستهای کرهشمالی، آمریکا را بر سر دوراهی دشواری قرار داده است. برخورد با کرهشمالی که آزمایش خود اقتدار آمریکا و شورای امنیت را به تمسخر گرفته است ـ ولو برخوردی نمادین ـ ضروری است، از سوی دیگر آمریکا به خوبی میداند دارای چنان اعتباری نیست که بتواند دیگران را به همراهی با خود در هر دو جبهه تهران و پیونگیانگ وادار کند.
کاخ سفید اکنون باید انتخاب کند؛ برخورد با کرهشمالی که اکنون حتی چین و روسیه هم از مانور قدرت این کشور ناراضی هستند و نرمش در قبال تهران یک شق این انتخاب است و در سوی دیگر هم گزینه گذشتن از کنار تهدیدات بالفعل هستهای کرهشمالی و تاکید بر برخورد با تهدیدات موهوم و اثبات نشده تهران، آن هم در شرایطی که نه جامعه جهانی و نه نهادهای بینالمللی انحرافی را در برنامههای صلحآمیز این کشور مشاهده نکردهاند. آمریکا کدامیک را انتخاب خواهد کرد؟ تحلیلگران سیاسی از هماکنون شق اول را برمیگزینند، گزینهای که به معنای تعامل و تحمل ایران در چشماندازی میانمدت (حداقل) و اکتفا کردن به سنگاندازیهای گاه و بیگاه بر سر تحقق تفاهمی میان ایران و سایر اعضای جامعه جهانی است.