مرجان توحیدی
با یورش روز21 دی نیروهای نظامی آمریکا به کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در شهر اربیل، تنش موجود حدود سی ساله بین دو کشور به اوج خطرناکی رسید. در پی این اقدام، مقامات جمهوری اسلامی تاکید کردند که بازداشت شدگان از مصونیت سیاسی برخوردار بوده اند و به همین سبب نیروهای آمریکایی را به نقض قوانین بین المللی متهم نمودند. اما آمریکا افراد دستگیر شده را از غیر دیپلمات ها دانست و آنها را به حمایت از شورش ها در عراق متهم کرد. در ادامه این ماجرا روز پنجشنبه 28 دی حسن کاظمی سفیر ایران در بغداد، اظهار داشت وزیر خارجه عراق به وی اطمینان داده است که پنج سیاستمدار ایرانی به زودی آزاد می شوند.
صرفنظر از نتیجه نهایی این رخداد، می توان گفت این یورش جدیدترین اقدام خصمانه آمریکا در برابر کشوری است که مردم آن کمتر از سه دهه پیش علیه رژیمی که یکی از مهمترین متحدان آن کشور در خاورمیانه به شمار می رفت، انقلاب کرده و آن را سرنگون ساختند.
تقریبا سه دهه است که ایران و آمریکا با یکدیگر هیچ رابطه مستقیم سیاسی رسمی نداشته اند. رابطه و همکاری این دو کشور که در زمان رژیم شاه شهره آفاق بود، مدتهای مدیدی است که جای خود را به نفرت و دشمنی عظیمی داده است. در واقع در سه دهه گذشته -به استثنای یکی دو مورد ـ نه تنها هیچ نقطه خوشبینانه ای در روابط آنها به وجود نیامده، بلکه روند آن از بد به بدتر و از کم به کمتر بوده است.
یکی از موارد استثنایی مربوط به دوران رؤسای جمهور «سید محمد خاتمی» و «بیل کلینتون» می شود که برای نخستین بار پس از انقلاب اسلامی، در شهریور1377 (سپتامبر 1998) رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی رئیس جمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، حضور یافت و به تمام نطق او، گوش فرا داد. در دوران این دو رئیس جمهور کار به جایی رسید که حتی مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه دولت کلینتون، به خاطر نقش کشورش در کودتای 28 مرداد عذرخواهی کرد.
اما از معدود استثنائات که بگذریم، در جو سه دهه اخیر بهترین حالت بین دو کشور تنش پایین بوده که دوطرف تنها به تحقیر و متهم کردن لفظی یکدیگر، بسنده کرده اند. اما در بدترین حالت، حتی ترس از یک جنگ تمام عیار نیز وجود داشته است. جنگی که حتی احتمال آن نیز می تواند نه تنها آثار مخربی بر هر دو طرف بگذارد، بلکه احتمالا تأثیر آن بر کل منطقه شکننده و جنگ زده خاورمیانه مشهود خواهد بود.
بسیاری از اتفاقاتی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی سال 1357 (1979) ایران بین دو کشور رخ داد، سبب افزایش جو بی اعتمادی بین آنها شده است. اجازه رئیس جمهور کارتر برای ورود شاه ایران به آمریکا -که ایران خواستار بازگرداندن و محاکمه او بود-، اشغال سفارت آمریکا در ایران در 13آبان1385 (4 نوامبر 1979)، و سرنگونی هواپیمای مسافربری ایرباس ایران در خلیج فارس توسط ناو وینسنس آمریکا در 21 تیر1367 (3 ژوئیه 1988)، تنها چند نمونه از این رخدادها به شمار می روند.
با این همه شاید بتوان گفت که در طول سه دهه اخیر هیچگاه چون امروز و تا این حد، وضعیت پر تنش نبوده است. چرا که روزی نمی گذرد که دو دولت تهدیدات خود علیه یکدیگر را تکرار نکنند. این در حالی است که به نظر می رسد هیچ یک از دو طرف، ذره ای خیال عقب نشینی ندارند.
اما جدیدترین تنش بین دوکشور در سال 1382 ( 2003) و در مورد برنامه هسته ای ایران، آغاز شد. ایالات متحده مدعی شده که ایران در نظر دارد سلاحهای هسته ای تولید کند، و دولت ایران مکرر گفته که تنها هدفش تولید انرژی است.
با این حال پس از انتخاب آقای احمدی نژاد به ریاست جمهوری ایران بود، که جنگ لفظی در این مورد شدت پیدا کرد. دولت وی تنها چند هفته پس از روی کار آمدن، اعلام کرد که ایران به توقف داوطلبانه غنی سازی اورانیوم پایان می دهد. از آن هنگام تا کنون، دنیا شاهد کشمکش بی پایان بین آمریکا و ایران بوده، و هر یک از دو طرف مایل به پیش بردن و ترویج دستور کار خود هستند.
به این مفهوم که از یک سو مقامات ایران پافشاری می کنند که برنامه هسته ای شان برای مقاصد صلح آمیز است، و تحت هیچ شرایطی آن را متوقف نخواهند کرد. از دیگر، سو آمریکا برای اعمال دیپلماسی تحریم بر علیه ایران و حفظ موضع خود مبنی بر عدم نرمش در مورد این کشور، بی صبری زیادی از خود نشان داده است. این موضعی است که جورج بوش شخصا در خلال دوران ریاست جمهوری خویش اتخاذ کرده است.
در نهایت به نظر می رسد آمریکا با اتخاذ استراتژی حرکت ایستگاهی برای عقب راندن ایران می خواهد، جمهوری اسلامی را در یک موقعیت عکس العملی قرار دهد و به واکنش وادارد؛ و اینجا نقطه ای است که دیپلماسی و منطق روابط بین الملل به کار می آید. در همین راستا بسیاری از تحلیلگران سیاسی با نگرانی به اوضاع سیاسی و روابط رو به تیرگی ایران و آمریکا می نگرد و معتقدند باید این بار بیش از گذشته تدبیر و عقلانیت به کار برد. چرا که موقعیت خطیر ایران به لحاظ اقتصادی و سازندگی و همچنین به لحاظ اجتماعی و سیاست داخلی به نحوی است که ایجاب می کند در این برهه در جست وجوی معقولانه ترین رفتار دیپلماتیک باشیم. رفتاری که بر مبنای احساسات و هیجانات زودگذر نبوده و با تدبیر و خردورزی همراه باشد. نکته ای که طی چند روز گذشته بسیاری از فعالان سیاسی به آن اشاره کردند و خواستار نوعی رفتار معقولانه و به دور از شتاب در سیاست خارجی ایران شدند.
تداوم سیاست های بوش
دکتر مجید صفاتاج در گفت وگوی خود با روزنامه کارگزاران به این نکته اشاره می کند که سیاست های بوش نسبت به گذشته هیچ تغییر ماهوی نداشته است. وی معتقد است رفتاری که آمریکا در جریان پرونده هسته ای با ایران داشته، ادامه خواهد یافت. وی دلیل نخستش را چنین ابراز می کند؛ بوش نمی تواند برای دوره بعدی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا کاندیدا شود، بنابراین سیاست هایش را بدون هیچ گونه ترس و ابایی اعلام می کند. به اعتقاد صفاتاج اگر چه دموکرات ها در انتخابات کنگره عملا دولت بوش را تحت فشار گذاشتند، اما دیدیم که رئیس جمهوری آمریکا استراتژی نوین خود را در عراق اعلام کرد به طوری که سیاست هایش نسبت به گذشته هیچ گونه تغییر ماهوی نداشت. صفاتاج همچنین معتقد است که بوش و نومحافظه کاران آمریکا قصد دارند ظرف یکی، دو سال باقی مانده از عمر کابینه خویش، برخورد با ایران را به صورت جدی در دستور کار خود قرار دهند. داوود هرمیراس باوند نیز با اشاره به تصویب قطعنامه 1737 اشاره می کند که این قطعنامه حالت خزنده دارد. یعنی کمیسیون 15 نفره ای که این قطعنامه را تصویب کردند، می توانند اقدام اشخاص حقوقی و جدیدی را به مواد و بندهای تحریم اضافه کنند. باوند همچنین با اشاره محدودسازی روابط پولی بانک های اروپایی از سوی آمریکا، خاطرنشان می کند که آمریکا تهاجم تحریمی علیه ایران را به صورت جدی تری پیگیری می کند.
وی همچنین با بیان اینکه آمریکا با تصویب قطعنامه احساس مشروعیت بیشتری می کند، چنین ادامه می دهد؛ آمریکا احساس می کند، می تواند قدم های موثری را برای گسترش تحریم ها علیه ایران بردارد. از سویی بوش در استراتژی خود، ایران و سوریه و موضع گیری این دو کشور را دلایل عمده ناامنی در عراق ذکر می کند. باوند می گوید؛ آمریکا مدعی است ایران کنترل لازم را بر مرزهای خود ندارد و نیز افراد القاعده از طریق سوریه و ایران وارد عراق می شوند.
بنابراین آمریکا نقش این دو کشور را در ناامنی های عراق جدی می خواند. باوند در ادامه صحبت هایش خاطرنشان می کند؛ آمریکا دیگر به اعتراض بسنده نمی کند و علیه ایران و سوریه دست به اقدامات علنی خواهد زد. این اقدامات علنی از نگاه هرمیداس باوند می تواند در محدوده مرزهای ایران و عراق صورت بگیرد. همچنین باوند این گمانه را هم مطرح می کند؛ استقرار موشک های پاتریوت، از دیگر اقدامات امنیتی آمریکاست که گسترش اینگونه رفتارهای امنیتی، نگرانی های جدی در پی خواهد داشت. باوند ادامه می دهد؛ اگرچه اینگونه اقدامات امنیتی به اصطلاح برای جلوگیری از فعالیت های تروریستی ایران و سوریه در داخل عراق صورت می گیرد. اما ممکن است این اقدام نظامی فراتر از مرزهای امنیتی و خاک عراق نیز گسترش یابد.
آمریکا میخواهد در خاورمیانه بماند
دکتر علی بیگدلی نیز در تحلیل خود از رفتارهای اخیر آمریکا، تصویب قطعنامه شورای امنیت علیه ایران را مورد اشاره قرار دهد و به کارگزاران می گوید؛ همین که آمریکا توانست قطعنامه را به تصویب 15 عضو شورای امنیت سازمان ملل برساند، پیروزی بزرگی را کسب کرد به طوری که آمریکا توانست در پی تصویب قطعنامه تصمیمات بعدی را گرفته و کشورهای دیگر را وادار کند تا سیاست های مغرضانه تری در مقابل ایران اتخاذ کنند. بیگدلی، جابه جایی قدرت در دولت آمریکا و تغییرات دیپلماتیک نظیر تغییر سفرا در منطقه را مورد توجه قرار داده و می افزاید؛ حضور ناوگان نظامی آمریکا در خلیج فارس و تصویب استراتژی بوش برای عراق نشان می دهد که آمریکا در آنچه که گفته و در نظر دارد، روز به روز مصرتر می شود.
وی در توضیح سخنش می گوید؛ آمریکا فکر می کند که اگر در بازی با ایران بازنده شود، باید بساطش را از خاورمیانه جمع کند! بنابراین حتی اگر سیاست های جدید بوش مورد پسند دموکرات های کنگره هم واقع نشود تغییری در سیاست های طولانی مدت آمریکا در خاورمیانه ایجاد نمی شود، چرا که آمریکا همواره سعی دارد در مواجهه با ایران به پیروزی برسد. از برآیند صحبت های ناظران سیاسی چنین برمی آید که جو غالب بر روابط ایران و آمریکا در شرایط حاضر جو آرام و ملایمی نیست.
اگرچه چندی پیش خبرگزاری فرانسه گزارش داد؛ کاخ سفید و پنتاگون سعی دارند بیم ها را نسبت به اینکه هشدارهای بوش به سوریه و ایران درباره عراق و استقرار نظامی آمریکا در خلیج فارس مقدمات یک جنگ است، رفع کنند. رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا نیز در برابر کمیته خدمات مسلح سنا گفته بود سخنرانی بوش به عملیات هایی اشاره دارد که درون خاک عراق صورت می گیرد نه با عبور از مرزها. با این حال بسیاری از نمایندگان مجلس و فعالان سیاسی در ایران خواهان خویشتنداری و تدبیر در رویکرد سیاست خارجی کشور هستند تا بدین طریق بتوانند تنش ها را به سطوح قابل کنترل تقلیل دهند.
اتخاذ سیاست با رویکرد آرامش
یوسف مولایی در پاسخ به این سوال که از این پس معقولانه ترین رفتار دیپلماتیک که باید از سوی ایران سر بزند، چیست به کارگزاران می گوید؛ باید از همه ظرفیت های ملی استفاده شود. وی می افزاید؛ زمان آن رسیده است که ما در مقابل مسائل خارجی، سیاستی را اتخاذ کنیم که بر همه امکانات ملی مبتنی باشد. وی خویشتن داری و جلوگیری از حرکات شتاب زده را فرمولی دائمی برای روابط خارجی ایران خوانده و معتقد است؛ در این باره باید اتاق های فکر تشکیل شده و با کارشناسان مختلف هم اندیشی لازم صورت بگیرد. همچنین کارشناسان باید بتوانند نظرات کارشناسی خود را به دور از فضای التهاب ارائه دهند. مولایی تاکید می کند؛ نهادهای مرتبط باید فضای مناسب را برای اظهارنظر کارشناسی فراهم کنند. به اعتقاد مولایی آمریکا مقاصد خود درباره ایران را انکار یا پنهان نمی کند، به همین دلیل آنها در حال آزمایش و تست کردن رفتار ایران بوده و نحوه پاسخگویی ایران را ارزیابی می کنند. هرمیداس باوند نیز تاکید می کند که باید بر مبنای مصالح و منافع ملی تصمیم گرفت. تصمیم هایی که باید در جهت تقلیل و نه در جهت تشدید بحران اتخاذ شود.
دکتر بیگدلی هم در این باره سفر اخیر دبیر شورای امنیت ملی به چین را مورد اشاره قرار داده و می گوید؛ در این سفر توصیه شد که ایران رفتار آرام تری داشته باشد.
بیگدلی معتقد است؛ امتیازاتی که ایران از آن بهره مند بود رفته رفته ارزش خود را از دست می دهد. وی می افزاید؛ نفوذ ایران در برخی کشورهای منطقه نظیر عراق و فلسطین منجر شده بود تا ایران به تدریج به قدرتی منطقه ای تبدیل شود. اما این شرایط امروزه در حال از دست رفتن است. وی در همین راستا مهلت کمتر از 60 روزه برای بازبینی در رفتارهای هسته ای ایران را مورد توجه قرار داده و خاطرنشان می کند؛ باید در جهت کاهش نگرانی ها حرکت کرده و نشان دهیم که قصد ما از ادامه غنی سازی اورانیوم، تولید سلاح نیست. وی در این رابطه مذاکرات مجدد با طرف های درگیر در پرونده هسته ای کشورمان را مورد تاکید قرار داده و می گوید؛ با آغاز مذاکرات بدون پیش شرط و استفاده از اهرم های باقیمانده در برخی کشورهای منطقه نظیر عراق می توانیم امتیازاتی را از طرفین مذاکره دریافت کنیم.
قمار آمریکایی
در همین حال، دکتر صفاتاج اذعان می دارد؛ در حقیقت آمریکا با نوعی قمار روبه رو است که یا منتج به نتایج مطلوب جمهوریخواهان (پیروزی در پرونده هسته ای و استقرار حکومت های متمایل به آمریکا در لبنان و اراضی اشغالی) می شود و یا شکست آمریکا را در پی دارد. وی ادامه می دهد؛ بوش به دلیل اینکه دوباره شانس رئیس جمهوری را ندارد، در صورت شکست هم چیزی را از دست نمی دهد. وی در همین رابطه تاکید می کند؛ به عنوان نمونه بوش ذاتا به نظر کارشناسان این کشور مبنی بر حضور ایران در حل بحران عراق اعتقادی ندارد. بنابراین حال که آمریکا سیاست تهاجمی را در دستور کار خود قرار داده، ایران باید سیاستی خردمندانه را در پیش بگیرد. صفاتاج می افزاید؛ ایران باید با شجاعت از منافع خود دفاع کند، اما شجاعت نه به این مفهوم که هر حرکتی از جانب ایران سر بزند و یا به اصطلاح به انقلابی گری منجر شود. وی تاکید می کند؛ ایران باید بر مبنای یک طرح مدون و البته خردمندانه سعی کند تا از مواضع خود عقب نشینی نکند. وی در همین راستا، دقت بیشتری در گفتمان سیاسی و مواضع سیاسی را به خصوص در مسئله هستة ای کشور مورد تاکید قرار می دهد و می گوید؛ هر نظام سیاسی که می خواهد پایدار و مقتدر بماند باید امنیت پایدار و مردمی را تضمین کند.
وی ادامه می دهد؛ بنابراین حضور مردم در صحنه های مختلف سیاسی و اجتماعی ایران عامل موثری در تامین امنیت کشور است و لذا باید شرایط را برای این قشر عظیم به لحاظ اقتصادی و اجتماعی فراهم کرد. وی در ادامه می افزاید؛ درست است که مردم پشتوانه نظام جمهوری اسلامی هستند اما نباید نوع نگرش مردم و ارادت آنها به کشور و سرزمین را به راحتی هزینه کنیم. صفاتاج همچنین در توصیه ای به مقامات و تصمیم گیرندگان عرصه سیاست داخلی می گوید؛ باید از تمام افراد و گروه هایی که در چارچوب نظام حرکت می کنند استقبال کرده و از نظرات آنها استفاده کنیم و در یک مشارکت حداکثری از تمام جریان ها و احزابی که در داخل کشور و در چارچوب نظام فعالیت دارند، بهره ببریم.
وی همچنین تهدید آمریکا برای ایران را تهدیدی خارجی قلمداد کرده و می گوید؛ این مسئله ایجاب می کند که دیگر جریان های سیاسی خارج از کشور را همسو با نظام کرده و در یک مشارکت حداقلی بتوانیم از این جریان ها در مقابل با تهدیدهای دشمن استفاده کنیم. وی می افزاید؛ اگر کسی بخواهد سیاست افراطی را در پیش گرفته و هر کسی را که اعتراض می کند، تکفیر کرده و یا با تهدید و انگ زدن از صحنه سیاسی خارج کند، بخشی از جریان مردمی و سیاسی کشور را که می توانند در حفظ اقتدار نظام موثر باشند، کنار زده ایم. بنابراین ایران باید در رفتارها و اتخاذ مواضع و سیاست هایش از تحریک کردن طرف مقابل خودداری کند و زمینه را برای حضور بیشتر احزاب و گروهی در عرصه دفاع از منافع ملی کشور فراهم کند.
یوسف مولایی؛ آمریکا مقاصد خود درباره ایران را انکار یا پنهان نمی کند پس باید بر مبنای مصالح و منافع ملی تصمیم هایی گرفت که در جهت تقلیل و نه در جهت تشدید بحران باشد.
هرمیداس باوند؛ آمریکا با تصویب قطعنامه احساس مشروعیت بیشتری می کند و می تواند قدم های موثری را برای گسترش تحریم ها علیه ایران بردارد.
مجید صفا تاج؛ تهدید ایران از سوی آمریکا ایجاب می کند که جریان های سیاسی خارج از کشور را همسو با نظام کرده و در یک مشارکت حداقلی بتوانیم از این جریان ها در مقابله با تهدیدهای دشمن استفاده کنیم.
علی بیگدلی؛ باید در جهت کاهش نگرانی ها حرکت کرده و نشان دهیم قصد ما از ادامه غنی سازی اورانیوم، تولید سلاح نیست.