دکتر حسین علایی
با پایان مهلت شورای امنیت سازمان ملل متحد به ایران مبنی بر توقف غنیسازی و نیز راهاندازی تاسیسات تولید آب سنگین از سوی جمهوری اسلامی ایران در اراک نحوه مدیریت چالش هستهای بین غرب و ایران از مسائل مهمی است که مورد بحث محافل علاقمند به امنیت جهانی است. آمریکا تلاش میکند از طریق فشار قطعنامه شورای امنیت علیه ایران و نیز از طریق بکارگیری اروپا در ارائه بسته پیشنهادی ایران را وادار به تعلیق غنیسازی و کنترل پروژه هستهای بنماید. از سویی ایران هم علاقمند است تا با تکمیل فناروی چرخه سوخت هستهای آمریکا را در یک عمل انجام شده قرار داده و از حقوق خود در NPT استفاده نماید و جدی بودن خود را در کسب فناوریهای نو نشان دهد. آمریکا به خوبی دریافته است که برای مدیریت آینده جهان و تشکیل خاورمیانه جدید نبایستی به کشورهای دارای قدرت انرژی اجازه دهد تا به قدرت فناوریهای برجسته نیز دستیابی داشته باشند زیرا ترکیب این دو قدرت بخصوص همراه شدن آن با قدرت ژئوپلتیک که از ایران یک قدرت منطقهای منحصر به فرد و تاثیرگذار در خاورمیانه میسازد و میتواند یک رقیب جدی و مشکل اساسی برای برنامههای آمریکا در خاورمیانه به وجود آورد. لذا آمریکا تمام تلاش خود را به کار میگیرد تا از ایجاد پایه سوم قدرت در ایران جلوگیری نماید. استفاده آمریکا از شورای امنیت برای مقاصد خود همچنین با چالشهایی به شرح زیر همراه است: 1. گرفتن قطعنامههای مکرر از شورای امنیت منطقه خاورمیانه را به سوی تشدید تخاصمات و احتمال بروز جنگ جدیدی در مهمترین منطقه صدور انرژی سوق خواهد داد که معلوم نیست نتیجه آن به نفع برنامههای آمریکا باشد و ممکن است شرایط غیرقابل کنترلی را برای آمریکا و اروپا بوجود آورد. ملاحظه این نکته ضروری است که گرچه اروپا روسیه و چین در جلوگیری از تبدیل ایران به یک قدرت هستهای توافق دارند ولی این قدرتها تمایل ندارند تا با اقدام نظامی آمریکا حداقل نفوذ خود در منطقه را نیز از دست بدهند و با دست خود به یکه تازی آمریکا کمک کنند. در واقع گرچه اروپا و آمریکا در مورد پرونده هستهای ایران با هم متحد هستند ولی آنها در این زمینه با هم رقابت هم دارند و میدانند که تسلط آمریکا بر ایران موجب تسلط ایالات متحده بر قدرت انرژی جهانی میشود و اروپا چین و ژاپن را در آینده با مشکلات جدی مواجه خواهد کرد. 2- شورای امنیت در صدور قطعنامه جدید بایستی به پاسخ ایران به بسته پیشنهادی اروپا نیز توجه کند. ایران در این پاسخ بر آمادگی جمهوری اسلامی برای مذاکره و نیل به تفاهم و نیز رفع برخی از ابهامات تاکید کرده است و علامتی از انعطاف از خود نشان داده و فرصت جدیدی را برای یافتن راهحلی سیاسی برای پرونده هستهای ایجاد کرده است. در حالی که آمریکا بدون منتظر ماندن برای دریافت پاسخ ایران با صدور قطعنامهای در مردادماه و همزمان با حمله اسرائیل به حزب الله سعی کرده است که بر روند امنیتی کردن پرونده هستهای ایران بیفزاید و از دیپلماسی به سمت تهدید علیه ایران استفاده کند. طبیعی است که همسویی کشورهای عضو شورای امنیت در این زمینه نمیتواند همه خواستههای آمریکا را پوشش دهد. 3- توجه شورای امنیت به گزارش البرادعی نیز مهم است. گرچه البرادعی عدم تصمیم ایران به خواسته شورای امنیت مبنی بر تعلیق غنیسازی را مطرح کرد ولی طبیعتا عدم انحراف برنامه هستهای ایران از مقررات NPT نیز موردتوجه آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار گرفت و آمریکا و شورای امنیت هیج دلیل حقوقی و فنی برای صدور قطعنامه تند علیه ایران ندارند بلکه خود میدانند که با سیاسی کردن پرونده ایران میخواهند جمهوری اسلامی را از حقوق قانونی خود منع کنند. در حالی که هم اکنون ایران مسیر مذاکره را در پرونده هستهای پیش گرفته هر نوع اقدام تند شورای امنیت مسیر این پرونده را رو به تقابل و رویارویی جلو خواهد برد این تقابل میتواند روز به روز پیچیدهتر گشته و بر اوضاع ناامن خاورمیانه اثرات منفی زیانباری از خود بر جای گذارد. 4- آمریکا و اروپا میدانند که در ایران همه گروهها و جناحها و جریانات سیاسی بر روی توانمندی هستهای ایران توافق دارند و فشار شورای امنیت بر ایران انسجام سیاسی کشور را حول این مساله بیشتر خواهد کرد و آنها جواب مناسب از فشارهای فزاینده نخواهند گرفت همان گونه که حمله اسرائیل به لبنان موجب حمایت بیشتر مردم از حزب الله گردید. حمله نظامی اسرائیل به حزاب الله به دولت مردان آمریکا نشان داده است که اتخاذ استراتژی نظامی راهحل مناسبی برای حل و فصل مسائل سیاسی و حقوقی نیست. 5- رفتن شورای امنیت به سوی تحریم ایران هم نمیتواند یک راه حل موثر باشد زیرا اگر سطح تحریمها به تحریم نفتی منجر نشود ایران میتواند آن را مدیریت نماید و در صورت تحریم نفتی ایران خود اروپا، چین و ژاپن بیشتر ضرر خواهند کرد زیرا قیمت نفت به سرعت بالا رفته و کشورهای همپیمان آمریکا بیش از ایران از این تحریم آسیب خواهند دید و آمریکا برای توافق در این زمینه دچار مشکل اساسی است. البته تحریم نفتی گرچه درآمدهای ایران را کاهش میدهد ولی با مدیریت صحیح کمکی خواهد بود تا ایران معضلات اساسی اقتصاد کشور را حل کند و با پرداختن به اقتصاد ملی به رشد اقتصادی توجه جدی بنماید. تجربه اقتصاد ایران نشان داده است که تولید ملی در این شرایط افزایش یافته و شاخصهای اقتصادی بهبود مییابد و سلامت اقتصادی بهتر شده و دولت مردان نیاز بیشتری به کار مردم پیدا میکنند و لذا از دخالتهای زاید در روندهای اقتصادی خودداری کرده و اجازه میدهند که اقتصاد به رشد طبیعی خود ادامه دهد. دولت در این شرایط میتواند برخی مشکلات ساختاری اقتصاد از جمله موضوع سوخت و پرداخت یارانههای غیرهدفمند را نیز حل کند. پس در مجموع توجه اعضای شورای امنیت سازمان ملل به حقوق هستهای ایران و تفاهم با جمهوری اسلامی ایران راهی کمهزینهتر برای طرفین برای رسیدن به شرایط مطلوب است.