تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۱  ، 
کد خبر : ۹۹۵۷۵
گفت‌وگو با هاشم‌زاده هریسی نماینده مجلس خبرگان

خبرگان نباید از انجام نظارت بترسند

اشاره: هاشم‌ هاشم‌زاده هریسی نماینده خبرگان رهبری در دور دوم و نامزد فعلی انتخابات خبرگان معتقد است خبرگان رهبری باید مشکلات خود را بشناسد و نظارت را به معنای مچ گیری معنا نکند. او هرچند که انتقاداتی به عملکرد مجلس خبرگان سوم داشت مدام این جمله را تکرار می‌کرد که این دوره گذشته و ما باید به فکر برنامه‌های آینده باشیم. او پیشنهاد کرد تا مردم به کسانی رای دهند که تفکری باز داشته باشند و خودشان مایل به تبیین وظایف نظارتی مجلس خبرگان داشته باشند.هاشم زاده هریسی متولد سال 1317 در تبریز است. پس از پایان درسهای کلاسیک وارد حوزه علمیه تبریز شد که پس از 5 سال تحصیل در این حوزه علمیه وارد حوزه علمیه قم شد تا به تحصیلات عالیه در محضر استادان بزرگ آن حوزه بپردازد. در سن 45 سالگی در جرگه نویسندگان کشور قرار گرفت و پس از 32 سال قلم زدن در این عرصه تا کنون 47 جلد کتاب از او منتشر شده است و در کنار این علاقه نویسندگی، مدت 20 سال مدرس درس نویسندگی در حوزه علمیه قم بود. به هرحال تمام سوابق عضو فعلی خبرگان در حضورش در حوزه علمیه قم خلاصه نمی‌شود و او از همان اوایل حرکت امام خمینی در جریان‌های انقلاب حضور داشت.‌هاشم زاده هریسی در دوران جنگ تحمیلی نیز بیش از 9 سال در اسارت بوده است. او مدتی نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی است که در همان دوره ریاست کمیسیون اصل نود را برعهده داشت. علاوه بر این عضو‌ هیات نظارت بر پیگیری قانون اساسی در زمان دولت خاتمی و عضو شورای عالی کمیسیون حقوق بشر اسلامی بوده است. ‌

*شما در خبرگان سوم حضور داشتید فضای این مجلس را چگونه می‌بینید؟
**فضای مجلس به گونه‌ای نیست که بتوان آن را ترسیم کرد ولی فقط در همین حد می‌توانم بگویم که حال و هوای سیاسی کمتر در آنجا حاکم بود و تقریبا فضا به صورت محترمانه و ملایم بود که حرمت‌ها حفظ می‌شد. البته من در اینجا این نکته را تذکر می‌دهم که باید فضای داخلی مجلس خبرگان آزادمنشانه‌تر باشد تا هرکسی بتواند هر مطلبی که در ذهن دارد بیان کند. زیرا بسیاری از علما که معتقد به ولایت هستند و دلسوزند از این امکان برخوردار باشند تا حرف‌های خود را بزنند. ‌
*یعنی در مجلس سوم چنان فضای آزادمنشانه‌ای حاکم نبود؟
**چرا چنین فضایی بود ولی من می‌گویم که باید بیش از آن باشد. زیرا فضای مجلس خبرگان محرمانه است و مطلبی به بیرون درج پیدا نمی‌کند و بنابراین تاکید من این است که فضای بسیار آزادمنشانه‌ای وجود داشته باشد. ‌
مجلس دوره سوم عملکردهایی داشته که می‌توان مطرح کرد و نباید گفت که این مجلس توخالی بوده و کاری انجام نداده است. معمولا در دو دوره قبلی خبرگان یک اجلاس را برگزار می‌کرد اما در این دوره دو اجلاس برگزار شد که مشروح مذاکرات آن گردآوری و به چاپ رسید تا به صورت اسناد باقی بماند که آیندگان از آن استفاده کنند. پس این یکی از کارهایی است که انجام گرفته و بنابر آن تاکنون 42 جلد از این مذاکرات چاپ شده و علاوه بر آن مجله حکومت اسلامی منتشر می‌شود که برخی از سال‌ها به عنوان مجله ممتاز انتخاب شده، از سوی دیگر دبیرخانه مجلس خبرگان 36 جلد کتاب را به چاپ رسانده است. ‌
سپس خبرگان سوم در طول این 8 سال از این‌گونه کارها بسیار انجام داده است. اما به نظر من این کارها برای مجلس خبرگانی که 86 نفر از مجتهدان و نخبگان کشور در آن جمع شده‌اند و دارای اختیارات گسترده‌ای می‌باشند بسیار کم است و آنها می‌توانند کارهای بیشتری از نظر کمی و کیفی انجام دهند.
من حتی معتقدم که مجلس خبرگان نقش عالی و بهتری می‌تواند در مدیریت کلان کشور داشته باشد تا به رهبری و مردم کمک کند. بنابراین مجلس خبرگان براساس وظایفی که در اصل 111 برای آن تبیین شده است می‌تواند کارهای اساسی‌تری انجام دهد و به این مقدار قانع نیستیم. البته این مربوط می‌شود به اینکه مجلس خبرگان به وظایف خودشان آشنا شوند تا بتوانند در مسیر انجام آن قدم بردارند تا این وظایف برای خبرگان تبیین نشود و آنها با نقش و وظایف خودشان آشنا نشوند در آن مسیر قدم نمی‌گذارند. پس خبرگان باید برای نحوه اجرای وظایفشان آیین نامه‌ای را تصویب کنند تا مسئولیتشان را به خوبی انجام دهند و در این‌صورت مردم با آنها آشنا می‌شوند؛ هرچند که من احساس نمی‌کنم در این حد مجلس خبرگان سوم فعال بوده باشد و امیدوارم که مجلس خبرگان چهارم چنین روندی را در پیش گیرد.
*شما گفتید کارهای تحقیقاتی خوبی انجام شده از جمله اینکه مشروح مذاکرات مجلس خبرگان به صورت مجلد به چاپ درآمده ولی شما فکر نمی‌کنید که به جای اینکه این مذاکرات مجلد شوند تا اندازه‌ای به اطلاع مردم برسد تا مردم از عملکرد مجلس خبرگان آگاهی یابند؟
**بله من قطعا به این معتقدم، زیرا اگر غیراز این باشد به ضرر مردم و مجلس خبرگان است. در قانون اساسی لفظ <مجلس> برای خبرگان به کار برده شده است و اینکه خبرگان نمایندگان مردم هستند و لذا مردم باید در جریان عملکرد نماینده‌های خودشان قرار گیرند و دیگر اینکه فضای مجلس خبرگان مانند مجلس شورای اسلامی نیست و جناح‌های سیاسی و صف آرایی وجود ندارد و بنابراین مسائلی که در این مجلس بیان می‌شود بسیار ملایم‌تر از موضوعاتی است که در مجلس شورای اسلامی مطرح می‌گردد و بنابراین هرچه در مجلس خبرگان بیان می‌شود محرمانه نیست. پس این سوال به وجود می‌آید که چرا مذاکرات مجلس شورای اسلامی علنی ولی خبرگان محرمانه است.
*ولی بسیاری از مردم حتی خیلی از اعضای مجلس خبرگان را نمی‌شناسند؟
**خب، من هم می‌گویم که اگر مذاکرات علنی باشد مردم آنها را می‌شناسند و به آنها اتکا خواهند کرد، بنابراین نباید مذاکرات را ثبت و ضبط کنیم تا 50 سال دیگر مورد استفاده قرار گیرد. البته ممکن است که در مجلس خبرگان مباحثی محرمانه به‌وجود آید و این امری طبیعی است ولی برای طرح آن مباحث می‌توان جلسه‌ای محرمانه تشکیل داد؛ پس اگر مجلس خبرگان علنی باشد جذب انقلاب می‌شوند. ما از اول هم پیشنهادمان مبنی بر این بود که مجلس خبرگان علنی باشد.
*پس چرا در طول هشت سال گذشته چنین تصمیمی گرفته نشد؟
**برای این کار طرحی ارائه شد ولی رای لازم را کسب نکرد و بنابراین به قانون تبدیل شد و به قانون باید عمل شود و اگر انتقادی به آن هست باید مورد نقد قرار گیرد و اصلاح شود. اگر در آینده طرحی مبنی براین ارائه شود این قانون مورد بازنگری قرار می‌گیرد و این به رای مردم بازمی‌گردد و اینکه مردم چه کسانی را انتخاب کنند. آنها کسانی را انتخاب کنند که با دیدگاه باز و سعه صدر وارد این مجلس شوند و مردم را از این موضوع محروم نکنند و یا اینکه افرادی تعیین شوند که مجلس را بیش از این در پشت درهای بسته نگه دارند. ‌

*شما گفتید که اعضای مجلس خبرگان باید بنشینند با وظایف خودشان آشنا شوند که مجلس خبرگان سوم نسبت به اهمیت جایگاه خودشان و وظایفشان واقف نبودند؟
**ببینید مجلس خبرگان طبق قانون اساسی دارای پنج وظیفه است. اول اینکه طبق اصل 5 و 109 تمام مراجع و علما و فقهایی که در کشور وجود دارند و در مظان شرایط رهبری هستند مورد شناسایی قرار گیرند و این وظیفه‌ای دائمی است زیرا گاهی تعدادشان و یا علم و تقوای افراد از نظر کیفیت و کمیت تغییر می‌کند. دوم اینکه اگر روزی حادثه‌ای اتفاق بیفتد و نیاز به معرفی رهبری باشد خبرگان باید درباره شناسایی آن به بحث بنشیند و معیارها را مورد ارزیابی قرار دهند و کسی که دارای برتری است به مردم معرفی کنند. اما سومین وظیفه خبرگان این است که این مجلس از حق قانونگذاری در مورد مسائل مربوط به خودش طبق اصل 108 برخوردار است. چهارم اینکه طبق اصل 111 خبرگان به صفات 11 گانه رهبری نظارت کند، هرچند گاهی براساس نزاع‌های لفظی واژه نظارت به عناوین مختلفی عنوان می‌شود و من نمی‌دانم درحالی‌که خود رهبری به اصل نظارت تاکید دارند چرا برخی نسبت به آن حساسیت دارند زیرا وقتی که ملت از حق نظارت به مسئولان برخوردار باشد برخی نسبت به حق نظارت مجلس خبرگان رهبری حساسیت دارند. البته باید بگویم که اصل 111 بسیار وسیع و اساسی است که جزو وظایف دائمی و اصلی است که مجلس خبرگان را از حالت منزوی و ذخیره‌ای بودن خارج و به مجلسی فعال و پویا تبدیل می‌کند. وظیفه پنجم خبرگان رهبری این است که وقتی قانون اساسی مورد بازنگری قرار گیرد 5 نفر از اعضای خبرگان انتخاب و به مجلس بازنگری قانون اساسی فرستاده می‌شوند. ‌
*علی‌رغم بحثی که شما درباره اهمیت اصل نظارت بیان کردید برخی معتقدند که مجلس خبرگان مجلس ذخیره‌ای است و نیازی به فعالیت ندارد؟
**در این مورد دو دیدگاه وجود دارد و همانطور که شما گفتید عده‌ای معتقدند مجلس خبرگان برای انجام کار مهمی که تعیین رهبری است، ولی دیدگاه دیگر معتقد است که مجلس خبرگان مجلس حاضر و ناظر است که اگر بخواهد به وظیفه‌اش عمل کند برگزاری ماهی یک اجلاس هم کم است. بنابراین مردم باید به عملکرد جناح‌های سیاسی و اینکه هر کاندیدایی متعلق به کدام جناح است توجهی نکنند بلکه باید ببینند که دیدگاه‌های کاندیداهای خبرگان ناظر براین است که این مجلس نهادی ذخیره‌ای است و یا اینکه باید نهادی فعال و ناظر برامور کلان کشور باشد. ‌
*در مجلس سوم کدام دیدگاه در اکثریت بود؟
**متاسفانه تعداد کسانی که نسبت به مجلس خبرگان دیدگاه ذخیره‌ای دارند در کشور کم نیست و حتی برخی‌ها از کلمه نظارت می‌ترسند. ‌
*در همین راستا گفته می‌شود که حتی برخی واژه <نظارت> را به <مچگیری> تعبیر می‌کنند؟
**ببینید وقتی من از مجلس مستمر و حاضر و ناظر صحبت می‌کنم به این می‌رسم که خیلی <نظارت> ناقص است.
*به نظر شما مجلس خبرگان باید بر نهادهای زیر رهبری نظارت کند؟
**اصلا اصطلاحی به نام نهادهای زیر نظر رهبری وجود ندارد و در قانون اساسی چنین چیزی وجود ندارد و طبق قانون اساسی همه نهادها زیرنظر سه قوه قرار دارد و قوای سه‌گانه زیرنظر رهبری هستند. پس اول ما باید این تعبیر را اصلاح کنیم؛ پس خبرگان باید روی این امر نظارت کند که آیا کشور در کلان خوب اداره می‌شود و آیا این مملکت می‌شد که در کلان بهتر اداره شود. ‌
*یعنی شما معتقدید که خبرگان دوره سوم وظیفه اصلی‌اش را متناسب برآنچه که در قانون وجود دارد انجام نداده است؟
**من اصلا کاری به گذشته ندارم زیرا مطرح کردن گذشته به همان مچگیری تعبیر می‌شود؛ پس من از این موضع صحبت می‌کنم که خبرگان باید چگونه باشد. اعضای خبرگان علاوه براینکه فاضل و با تقوا هستند باید مشکلات کشور را بشناسند و نظارت را به معنای مچگیری معنا نکنند. نظارت بالاتر از این است که یک نهاد را مورد تحقیق و تفحص قرار دهند بلکه گاهی نظارت شامل امور محسوسه می‌شود. یعنی اینکه این مملکت در کلان چگونه اداره می‌شود و آیا می‌توان کاری کرد که وضعیت کشور بهتر باشد، پس اصل 111 فراتر از آن هست که برخی به آن اعتقاد دارند. هرچند که در خبرگان قانونی برای نحوه اجرای اصل 111 در کمیسیون تحقیق تصویب شده است. اما این قانون صرفا این را مورد بحث قرار داده که خبرگان چگونه باید نهادهای زیرنظر رهبری را اداره کند و اما درباره نحوه اجرای اصل 111 آیین‌نامه‌ای اجرا نشده و هنوز وظایف خبرگان تبیین نشده و قانونی برای آن تدوین نشده است. ‌
*پس مجلس خبرگان چگونه در سایه عدم وجود قانون به وظایفش عمل می‌کند؟
**من به این چند سال کاری ندارم، ما برای آیندگان می‌گوییم که مجلس خبرگان چهارم باید به تبیین وظایف خودش و اصل 111 بپردازد. درحال حاضر پس از 24 سال هنوز اصل 111 تفهیم نشده است و هرکس یک لفظی برای آن به کار می‌برد؛ پس حالا که این اصل تبیین نشده می‌توان آن را از قانون حذف کرد. من از مجلس خبرگان این را توقع دارم. ‌
*یعنی باتوجه به وظایف و اختیارات گسترده رهبری در اصل 110 هنوز کار گروه‌های کارشناسی برای نظارت وجود ندارد؟
**وقتی که هنوز وظایف خبرگان تبیین نشده و اختلافاتی درباره آن وجود دارد خبرگان چه کاری می‌تواند انجام دهد؛ پس خبرگان آینده باید به این موضوع توجه کند. به نظر من باید طوری خبرگان را تقویت کنیم که بتواند اشکالات احتمالی را حل کند. ‌
*شما می‌گویید در خبرگان اول کمیسیون تحقیق تشکیل شده و امام(ره) نیز بر امر نظارت تاکید داشته است؛ پس چرا تاکنون اصل 111 تبیین نشده است؟
**خب، من هم همین را می‌گویم ولی یک نفر که نمی‌تواند آن را تبیین کند.
*خب اگر این طور باشد امکان دارد که تا پایان دوره چهارم این کار صورت نگیرد؟ ‌
**باید این کار را بکنند. پس من به خاطر این می‌گویم که مردم باید کسی را انتخاب کنند که چنین دیدگاهی داشته باشد و احساس مسئولیت کند و مجلس خبرگان قوی و مستقل که در تمام مشکلات نظام حضور دارد را تعیین کنند. من مسئول عمل نکردن به این نیستم. ‌
*پس چه کسی باید مسئولیت این دوره را قبول کند؟
**خب، اگر من حرفم را نزنم مسئول هستم؛ وقتی طرحی آوردم و رای نیاورده مسئول نیستم. ‌
*شما گفتید که مردم باید خبرگان قوی را انتخاب کنند ولی یکی از انتقادات علما و روحانیون به روند انتخابات خبرگان است. نظر شما در این‌باره چیست؟
**خب، روند انتخابات خلاف قانون نیست ولی مشکل اساسی است، مشکل این است که قانون این انتخابات را به شورای نگهبان واگذار کرده، زیرا احساس کرده که روند قبلی نظام مند نبوده است. اگر هم نمایندگان خبرگان چهارم به دنبال برطرف کردن ضعف این قانون بودند باید برای آن پیشنهاد عملی دهند. پس مردم نمایندگانی را تعیین کنند که چنین دیدگاهی داشته باشند. ‌
*همگان ابراز امیدواری‌می‌کنند تا انتخابات سالمی در کشور برگزار شود ولی متاسفانه از ماه‌ها قبل شاهد شکل‌گیری روندی برای تخریب چهره برخی از روحانیون بوده‌ایم، علت چنین برخوردهایی چیست؟
**پایه چنین کاری بی‌تقوایی است، زیرا کسی که تقوا داشته باشد حیثیت افراد را زیر سوال نمی‌برد. برخی به عنوان طرفداری از ارزش‌ها به چنین کارهایی می‌پردازند ولی آدم‌های ارزشمند این کار را نمی‌کنند. متاسفانه تندروی در جامعه ما طرفدار دارد ولی اسلام تندروی را برنمی‌تابد و این به کج فهمی از اسلام برمی‌گردد. باید یک نهضت مبارزه با تندوری و کج سلیقگی و بدعت‌گذاری در اسلام به نام اصولگرایی و ارزشگرایی در اسلام پایه‌گذاری شود. از سوی دیگر باید در میان مردم فرهنگی به‌وجود آید که از این هتک‌حرمت‌ها بدشان آید. همچنین باید مجازات شدید قانونی برای این کارها در نظر گرفته شود.
*شما یکی از کاندیداهای انتخابات خبرگان چهارم هستید، برنامه‌هایی که در صورت حضور در خبرگان این دوره پیگیری خواهید کرد چیست؟
**من به این نیت کاندیدا نشده‌ام که فقط نماینده این مجلس باشم بلکه نگرانی‌هایی درباره کشور دارم و دغدغه من این است که این نظام قوی و مقدس باقی‌بماند. در وهله اول بگویم که من اعتقادی به تندروی ندارم بلکه نظراتم را می‌گویم، رای می‌آورد. یا نمی‌آورد. پس دعوا و معرکه‌گیری نمی‌کنم. من تعدادی پیشنهاد هم دارم ولی این به معنای آن نیست که وقتی وارد خبرگان شوم تمام پیشنهاداتم را عملی می‌کنم و آن مجلس را دگرگونی می‌کنم زیرا من یک نفر هستم و به تنهایی نمی‌توان به نتیجه رسید. اول اینکه من معتقدم باید مذاکرات مجلس خبرگان علنی باشد ولی زمینه مناسب برای طرح مباحث محرمانه فراهم باشد. دومین برنامه من ارائه پیشنهادی برای اصلاح قانون انتخابات است. زیرا قانون انتخابات خبرگان 24 سال پیش توسط فقهای شورای نگهبان نوشته شده است و باید این قانون منطبق بر شرایط روز شود. سوم اینکه باید قانونی برای تبیین وظایف خبرگان تدوین شود تا اختلافاتی که بر سر محتوای اصل 111 قانون اساسی وجود دارد حل گردد.
‌ چهارمین پیشنهاد من برای مشخص کردن تکلیف نظارت خبرگان و تصویب آیین‌نامه‌اجرایی است تا اختلافات و نزاع‌ها میان اصل نظارت برطرف شود. پنجم اینکه باید فعالیت خبرگان را بیشتر کنیم زیرا اگر کاری برای خبرگان تعیین نشود تشکیل سالی یک اجلاس هم زیاد است. ششمین پیشنهاد من براین است که باید مفهوم غیرعلنی بودن مذاکرات خبرگان تبیین شود تا از این واژه به عنوان محرمانه بودن سوءاستفاده نشود. هفتم اینکه باید مجلس خبرگان در مسائل کلان کشور نظارت کند تا به ارزیابی مناسبی از نحوه مدیریت کشور برسد. در این راستا پیشنهاد من این است که مجلس خبرگان کمیته‌ای کارشناسی و تخصصی تشکیل دهد که برای خبرگان به کار کارشناسی درباره وضعیت کلان کشور بپردازد و در آن عرصه که به مدیریت کلان کشور مربوط می‌شود همراه با راه‌حل‌های آن به خبرگان ارائه کند و مجلس خبرگان به بررسی آن بپردازد. هشتم اینکه باید اعضای خبرگان در رسانه‌ها حضور داشته باشند زیرا عدم ارتباط با رسانه باعث انزوای خبرگان می‌شود و در موقع انتخابات با مشکلات بسیاری روبه‌رو می‌شوند. نهمین پیشنهاد من مبنی بر اصلاح برخی از نواقص قانونی است و بالاخره دهمین برنامه من پیشنهادی مبنی بر ارتباط بیشتر رهبری با مجلس خبرگان است و در این راستا خبرگان باید مسائل کلان کشور را با رهبری مطرح کنند و برای یافتن راه‌حل‌های مناسب به ایشان کمک کنند. ‌

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات