* افزایش قیمت نفت خام در بازارهای جهانی، طی دو ماه گذشته شتاب گرفته است. به عقیده شما این امر یک فرصت اقتصادی است یا اینکه میتواند تهدیدی برای کشورهای صادرکننده نفت باشد؟
** زمانیکه در رابطه با افزایش قیمت نفت و اقتصاد کشورهای صادرکننده آن سخن میگوییم، بلافاصله بحث اقتصاد کلان این کشورها به ذهن متبادر میشود. بنابراین نمیتوان تنها به موضوع درآمد این کشورها پرداخت. برای پاسخ به پرسش شما باید به تراز بازرگانی نظری انداخت. باید دید که کشورهای مورد نظر با افزایش درآمدهای نفتی خود، چقدر از میزان وابستگی به واردات فاصله میگیرند.
سابقه نشان داده است که متاسفانه در این کشورها و نیز ایران با افزایش درآمدها، کالاها و خدمات وارداتی نیز افزایش قیمت پیدا میکنند و بخش عمدهای از این افزایش درآمدهای حاصل از فروش نفت را واردات و افزایش هزینه به خود اختصاص میدهد. بدیهی است که در هر حال افزایش قیمت نفت میتواند امکانات جدیدی را برای کشور فراهم سازد. این امکانات نیز با برنامهریزی بلندمدت برای زیرساختها و همچنین پروژههای سودآور و اشتغالزا میتواند سودمند واقع شوند. در واقع شرط برنامهریزی درست و بلندمدت است که میتواند از عامل افزایش قیمت نفت خام برای کشوری چون ایران فرصتی فراهم کند تا از وابستگی به درآمدهای نفتی فاصله گیرد و اقتصاد کشور به حالتی رسد که کمترین تلاطم را از نوسانات قیمت نفت در بازارهای جهانی به خود ببیند.
برای مثال بخشی از این نوع برنامهریزی در برنامه توسعه چهارم دیده شده است اما به نظر میرسد با افزایش غیرمنتظره بهای نفت خام که حتی بیش از پیشبینی دولت برای بودجه سال جاری نیز بوده است، نیاز بر آن است که مجلس با نگاهی بسیار محققانه این افزایش قیمتها را که منتج به افزایش نرخ کالاها و خدمات وارداتی و به تبع آن افزایش نرخ کالاها و خدمات مشابه آن در داخل میشود را بررسی کند. مجلس نباید منتظر تعدیل بودجه و یا متمم در پایان سال شود، بلکه اگر نیاز باشد باید برای هر چهار یا شش ماه یکبار این تعدیل بودجه را انجام دهد تا مبادا نسبت به آنچه که غیرقابل پیشبینی بوده است، تصمیمی گرفته باشند که با افزایش بهای نفت خام دیگر کارساز برای اقتصاد کشور نباشد.
* به تعدیل بودجه کشور و بازنگری آن به عنوان راهکاری برای فرصتسازی در برابر افزایش قیمت نفت خام اشاره کردید. مایلم در این باره بیشتر توضیح دهید؟
** برای نمونه بنزین را به عنوان یک کالای صرف وارداتی و سرمایهای در نظر بگیرید. زمانیکه نفت خام با چنین افزایش قیمتی که امروز شاهد آن هستیم مواجه میشود، بلافاصله کالاهای دیگر نیز دچار افزایش قیمت میشوند. این افزایش قیمت برای دیگر کالاها به نسبت افزایش قیمت نفت خام معمولا بقای بیشتری دارد. برای مثال با پیشبینیهایی که میشد ما باید میتوانستیم با بودجه 5/2 میلیارد دلاری نیاز بنزین وارداتی کشور را برای شش ماه تامین کنیم.
اما قیمتهای افزایش یافته در ابتدا تمام محاسبات ما را تغییر داد. و متوجه شدیم که با افزایش ابتدایی قیمت بنزین، ما تنها تا اوایل شهریورماه توانایی تامین این نیاز را با چنین بودجهای خواهیم داشت. اینک قیمتها نشاندهنده آن است که این بودجه تا اواسط مردادماه کفایت خواهد کرد. اگر این روند افزایش قیمت بنزین ادامه یابد که به نظر میرسد چنین باشد، به نظر میرسدکه زودتر باید تعدیلهایی در بودجه کشور صورت گیرد تا کاهشی در واردات بنزین را شاهد نباشیم. این امر درباره پروژهها نیز صدق میکند. امروز نه تنها قیمت نفت خام و بنزین افزایش یافته است بلکه کالاهای صنعتی نیز با رشد قیمت روبرو است. بودجه ریالی کالاها و خدمات پروژهها به طور حتم در یک دوره کوتاه مدت به علت افزایش بهای کالاهای وارداتی، به پایان میرسد. این پروژهها باید تعدیل قیمت شوند تا تمام شدنی باشند، در غیر این صورت بودجه تخصیصی به پایان خواهد رسید و پروژه دچار تاخیر خواهد شد. به نظر من باید گروه خاصی از محققان زیرنظر مجلس، با توجه به افزایش قیمتهای جهانی نفت، کالا و خدمات به اعمال تعدیل بودجهها بپردازند تا اقتصاد کشور با توقف مواجه نشود.
* به مساله نفت بازگردیم. آیا از نظر شما نفت در دنیای دیپلماسی امروز یک سلاح است؟
** فکر میکنم کسانی از بیرون و بدون شناخت از کشور سعی دارند که ایران را اینگونه و با چنین تعبیر غلطی معرفی کنند. به باور اشتباه آنان ایران کشوری با رفتارهای غیرمنطقی است و بنابراین آنچه که در اختیار دارد و اتفاقا مورد استفاده عموم کشورها است را میتواند به عنوان حربهای علیه آنانی به کار گیرد که حرف ایران را به راحتی متوجه نمیشوند. ایران ثابت کرده است که حتی در سختترین دوران جنگ صدام حسین با این کشور، و زمانیکه برخی از کشورهای غربی با کمکهای خود به عراق باعث لطمات جانی و اقتصادی در ایران میشدند، به دلیل آنکه مصرفکنندگان نفت، مردم عادی کشورها هستند، ایران هرگز به این نتیجه نرسید که در مقابل مردم عادی را مورد فشار قرار دهد و صادرات نفت خود را به روی آنان قطع کند. این امر در وضعیت کنونی نیز صدق میکند و همانطور که مقامات مختلف جمهوری اسلامی اعلام کردهاند ما به دنبال استفاده از نفت به عنوان سلاح نیستیم.
* اگر بر اثر تحریمهای احتمالی، عکس این ماجرا اتفاق افتد و خرید نفت خام از ایران دچار مشکل شود، در آن صورت...
** سابقه عملکرد سازمان ملل متحد نشان میدهد که به دنبال تحریم مردم عادی کشورهای مختلف تنها بر اثر برداشتهای غلط برخی از کشورها نیست. ما امیدواریم هستیم که عقل جمعی در سازمان ملل و در شورای امنیت این سازمان به این نتیجه برسد که نباید در راستای قبول عقاید غیرمنطقی یک یا چند کشور خاص، مردم کشورهای عضو این سازمان را مورد تحریم قرار دهند.
* جدای از امیدواریها پرسش این است که آیا برای رویارویی با چنین تحریمهایی، استراتژی مشخصی تدوین شده است؟
** سابقه نشان داده است که در سختترین زمانها، کشورهایی مثل ایران با وجود فشارهای خارجی توانستند پاسخگوی تعهدهای خود در صادرات نفت باشند. بسیاری از مصرفکنندگان نیز به همین علت و با اعتمادی که با تکیه بر سوابق ایران به دست آوردهاند این تهدیدها را جدی نمیگیرند و به هر حال به نظر نمیرسد که سازمان ملل نیز به دنبال چنین رفتار غیرمنطقی باشد.
* به تازگی دولت مصوب کرده است تا بخشی از نفت خام ایران با بنزین وارداتی معاوضه شود. آیا این راهکاری بلندمدت خواهد بود؟
** همانطور که میدانید برای پرداخت معاملات بینالمللی میتوان از دو شیوه پرداخت نقدی و یا پرداخت معوض استفاده کرد. معمولا معاوضه نفت خام با فرآوردههای آن امر غیرعادی نیست. در سال گذشته نیز در مقابل نفت کوره و نفت خام، مقادیری بنزین به کشور وارد شد.
* آیا در پروسه فروش نفت ایران، روابط دیپلماتیک با کشورها نیز مدنظر قرار میگیرد؟
** در ضوابطی که مصوب هیات مدیره شرکت ملی نفت ایران است، ضوابط بینالمللی تجاری موردنظر واقع شده است. براساس آن هر کشوری به جز کشور اشغالگر قدس، اگر بخواهد وارد معامله نفت با ایران شود باید شرکت مربوطه دارای مشخصات و سوابقی باشد. همچنین از نظر امکانات مالی باید در حدی باشد که بتواند این معاملات را به صورت صحیح مالی انجام دهد تا در نهایت هیچ محموله نفت ایران بدولن داشتن مقصدی برای پالایش، سرگردان روی آبها باقی نماند. آنچه که در عمل وجود دارد، شرکتها تقاضای خود را به بخش بینالملل شرکت ملی نفت تسلیم میکنند و پس از تطابق مدارک موردنیاز با مصوبه موجود، نام آنان در لیست خریداران نفت ایران به هیات مدیره پیشنهاد میشود. در این رابطه هیچ موردی در خصوص روابط مثبت یا منفی روابط دو کشور و یا توصیه مقامات وجود ندارد.
* آیا به صورت موردی با تیره شدن روابط دو کشور باز هم تنها این ضوابط مدنظر قرار میگیرد. برای مثال اگر فرض کنیم که امروز دانمارک و یا ایالات متحده بخواهند از جمله خریداران نفت خام ایران باشند، آیا باز هم تاکید میکنید که نوع روابط دو کشور با یکدیگر در این تجارت بیتاثیر است؟
** مقررات داخلی ایالات متحده از 6 ژوئن 1995 علیه تجارت با ایران جهتدار شد و سپس در سال بعد، درعرصه بینالملل شدت گرفت. در عمل دیدیم که آمریکا در هیچیک از سرمایهگذاریها و یا معاملات با ایران وارد نشد. اگر ایالات متحده مقررات خود را لغو کند ما هیچ مشکلی با شرکتهای آمریکایی نداریم. چنانچه پیش از آن برخی از این شرکتها در تعامل اقتصادی با ایران از نظر اعتبار مورد قبول بودند. در خصوص دانمارک نیز با توجه به وضعیت این کشور و به تبع سوابق خود، هرگز خریدار نفت ایران نبوده و به نظر نمیرسدکه چنین تمایلی هم داشته باشد.
دانمارک برای اینکه شبیه نفت ایران را داشته باشد به نوعی از نفت خام دریای شمال و نیز از طریق دریای بالتیک در شمال شرق اروپا میتواند به نفت روسیه دسترسی داشته باشد. بنابراین این فرض که آنان بخواهند در فهرست مشتریهای نفت خام ایران قرار گیرند چندان مقرون به صحت نیست.
* تاکید دارید که فروش نفت ایران براساس مصوبه هیات مدیره شرکت ملی نفت ضابطهمند و روشن است. اگر این بحث را از نگاه داخلی پی بگیریم پس چه چیز بهانهای شد در دست عدهای که با تکیه بر آن مساله ارزان فروشی و وجود مافیای این تجارت را در کشور پیش کشند؟
** اجازه بدهید که من در این زمینه نظر ندهم. فقط یک پاسخ میدهم و امیدوارم که کافی باشد. آیهای است در قرآن شریف که خداوند میفرماید: «با یکدیگر نزاع نکنید چرا که باعث از بین رفتن قدرتتان میشود. صبر پیشه کنید که خداوند با صابرین است.» برخی از این موارد در وضعیت کنونی حل شده است و امیدوارم که هر شبههای هم که باقی است با بررسی دستگاههای ذیربط در آینده نزدیک روشن شود.
* قیمت نفت خام صادراتی ایران جدای از تاثیر نوسانات بازارهای جهانی چگونه محاسبه میشود؟
** قیمت نفت خام باید به گونهای محاسبه شود که برای مصرفکننده نهایی فرآوردههایی از آن در بازار عرصه شود. به عبارت دیگر ما باید بدانیم که هر نوع نفت خام چه فرآوردههایی را با توجه به کیفیت نسبی خود در بازارهای مختلف ارائه میکند. نزدیکترین رقیب ایران، کشور عربستان سعودی است. دو نوع نفت خام از مجموع نفت خامهای عربستان سعودی با نفتخامهای ایران شباهت بسیاری دارد. اگرچه در مواردی خاص مشخصات برخی از انواع نفت خام ایران مرغوبتر از این رقیب است.
بنابراین سعی میکنیم ارزیابی کیفی بازار درباره نفت خام ایران را در هر ماه نسبت به ماه گذشته و نیز نسبت به نفتخام رقبا به دست آوریم. همچنین عواملی چون رشد مصرف، میزان ذخیرهسازیها، وضعیت فصلی و وضعیت حملونقل در نظر گرفته میشود. در نهایت هر بخش از این پیشبینیها در مدلهای اقتصادسنجی موردتوجه قرار میگیرد.
همچنین برای جلوگیری از واگذاری سهم خود به رقیب در بازار سعی میشود که همه جوانب بررسی شود. پس از تایید قیمتهای به دست آمده، فرمول قیمت نفتخامهای صادراتی ایران برای هر ماه میلادی تا دهمین روز ماه میلادی قبل به بازار اعلام میشود. این مسالهای محرمانه نیست و به راحتی میتوان این فرمول را هر ماه با فرمول دیگر رقبا مقایسه کرد. تحلیل بازار از فرمول قیمتهای پیشنهادی ایران نشاندهنده آن است که روش ما مبتنی بر واقعیات بازار بوده است.
* قراردادهای فروش نفتخام ایران به لحاظ زمان چگونه تنظیم میشوند؟
** قراردادهای ما یا به صورت بلندمدت یعنی از 9 ماه تا یکسال و یا برای بیش از یکسال تنظیم میشوند. قراردادهایی که برای بیش از یکسال منعقد میشوند معمولا قراردادهایی هستند که به «همیشه سبز» موسوماند به این معنی که همواره مستدام خواهند ماند مگر آنکه یکی از طرفین خواهان توقف آن شود. در حال حاضر تعدادی از قراردادهای ما اینگونه است.
برخی از قراردادها نیز به قراردادهای «تک محموله» موسوماند که البته میتوان براساس آن برای سه تا چند ماه و برای چند محموله از آن استفاده شود.
* آیا بازبینی فرمول فروش نفت خام ایران و اعلام ماهانه آن به بازار، بر قراردادهای بلندمدت بیتاثیر است؟
** از آنجایی که براساس بند تعیین قیمت در قراردادهای ما، فروشنده مشخصکننده نرخ است، حق تغییر قیمت با ایران است. بدیهی است که ما نیز نکات موردنظر مشتریان خود را در تحلیلهایمان مورد توجه قرار میدهیم تا خریداران نفت ایران به سوی رقبا کشیده نشوند.
* گفته میشود که فهرست خریداران نفتخام ایران نزدیک به هفتاد کشور را شامل میشود. در حال حاضر عمدهترین این خریداران چه کشورهایی هستند؟
** حدود 60 درصد از نفتخام صادراتی ایران به آسیا منتقل میشود. این بخش از پاکستان تا کشورهایی نظیر چین و ژاپن را شامل میشود. 32 درصدبه کشورهای اروپایی و نیز 8 درصد باقی مانده به آفریقا صادر میشود. هرازگاهی نیز تک محمولههایی به کشورهای آمریکای لاتین تعلق میگیرد.
* چند درصد از این کشورها با ایران قراردادهای بلندمدت امضا کردهاند؟
** درصد بسیار بالایی از صادرات نفتخام ما از طریق قراردادهای بلندمدت است و درصد کمی نیز در برخی از فصول به صورت صادرات تک محموله و یا کوتاه مدت صورت میگیرد.
* در این سالها، نزدیک به 40 درصد از بنزین مصرفی کشور وارداتی بوده است و همچنان نیز به قوت خود باقی است این واردات از کدام کشورها صورت میگیرد؟
** این بنزین وارداتی از کشورهای مختلف از آسیای دور تا هند تامین شده است. ما بنزین موردنیاز کشور را حتی از مدیترانه هم تامین کردهایم. همچنین برخی از بنزینهایی که با کیفیت متفاوت وارد منطقه خلیجفارس شده و با اختلاط صورت گرفته در مخازن آن منطقه به کیفیت موردنظر ما نزدیک شده است را خریداری کردهایم. قبل از به وقوع پیوستن شرایط فعلی عراق، کشورهای کویت و عربستان سعودی در منطقه نیز میتوانستند به ایران بنزین بفروشند. اما در حال حاضر به علت ضرورت تامین بنزین مصرفی عراق، ما نمیتوانیم بخشی از بنزین وارداتی خود را از این دو کشور در منطقه تامین کنیم.
* جایگزین این دو کشور، کداماند؟
** عرض کردم، کشورهایی دیگر در آسیا و مدیترانه.
* به طور مشخص کدام کشورها هستند؟
** با توجه به حساسیت موقعیت فعلی و اینکه قراردادهای نفتی مثل هر قرارداد دیگری بخشی در خصوص محرمانه بودن نام خریدار و فروشنده دارد، اجازه بدهید به صورت کلی فقط مناطق نام برده شوند.
* این مساله محرمانه بودن نام خریدار و فروشنده در معادلات نفت و فرآوردههای آن آیا پیش از این هم اعمال میشد؟
** همیشه وجود داشته است. البته موسساتی وجود دارند که سعی میکنند به طور غیرمستقیم به برخی از اطلاعات دسترسی پیدا کنند. حملونقلکنندگان، موسسات بیمه، بانکها و دیگر موسساتی که بین خریدار و فروشنده واقع میشوند از این اطلاعات مطلع میشوند و آنانی که در پی تهیه فهرست از این معاملات هستند از اطلاعات آنان سوءاستفاده میکنند. اما هیچگاه این فهرستهای تهیه شده کامل نبوده و نیست. بدیهی است که پس از پایان دوره قراردادهای این معاملات هیچ ممانعتی از اعلام نام خریدار و فروشنده و حتی جزئیات آن وجود ندارد.
* نقش شرکت نیکو در فروش نفت خام کشور چیست؟
** نیکو براساس مصوبه مجمع شرکت نیکو که هیات مدیره شرکت ملی نفت ایران است فروش نفت به مجموعه بازار آفریقا را عهدهدار است. نیکو مثل هر شرکت خارجی دیگر و براساس مصوبات هیات مدیره شرکت ملی نفت، نفت ایران را میخرد و در بازار آفریقا میفروشد. پول حاصل از این معاملات نیز به شرکت ملی نفت باز میگردد.
* این کار مگر جزو وظایف امور بینالملل شرکت ملی نفت نیست؟
** بخش بسیار کوچکی از کار نیکو فروش نفت ایران به آفریقا است چرا که آنها فاینانسکننده بسیاری از پروژههای نفتی ایران بودهاند و با اجازه هیات مدیره شرکت ملی نفت، در برخی از قراردادهای بای بک به اتفاق یکی از طرفهای خارجی حضور داشتهاند و قرارداد بستهاند. بنابراین قسمتی از کار این شرکت مربوط به فروش نفت ایران در بازار آفریقا است.
* اجازه بدهید آخرین پرسشم را درباره سوآپ نفت خزر بپرسم. سال گذشته شاهد افتتاح خط لوله باکو ـ تفلیس ـ جیحان بودیم و این امر در برخی از تحلیلها به ناکامی طرح سوآپ ایران تعبیر شد. به راستی ایران در این طرح تا چه اندازه موفق بوده است؟
** همیشه در رابطه با نفت، گاز و فرآوردههای نفتی هیچ مصرفکنندهای حاضر نیست که خود را متکی به یک مبدا کند چرا که همواره آن مبدا انرژی میتواند در برابر انواع خطرات، به مخاطره افتد. به نظر میآمد که از ابتدا باید برای انتقال نفت و گاز مجموعه تولیدکنندگان دریای خزر، مسیرهای مختلفی دیده شود. این نکتهای منطقی و پذیرفته شده در بازار انرژی بود. متاسفانه با اعمال نظرات سیاسی توسط آمریکا این نظر منطقی یک شکل و بوی سیاسی به خود گرفت و در برخی از مقاطع این نظر اقتصادی به یک نظر صرفا سیاسی تبدیل شد.
در نهایت پرداختکننده هزینه این نظر سیاسی کسانی شدند که مجبور به اطاعت از دستورات آمریکا بودند. حتی برخی از شرکتهای آمریکایی در این زمینه نظر موافقی با تصمیمات اعمال شده نداشتند. بخشی از خط لوله BTC قسمتی از نفت خام تولیدی کشورهای حاشیه خزر را میتواند به مدیترانه منتقل کند. ولی در عمل تا زمانی که قیمت نفتخامهای شیرین بسیار بالا است و فاصله مابین نفتخامهای شیرین و ترش بسیار است، این نفتخامها میتواند به راحتی به سمت غرب منتقل شود و از آنجا به دست خریداران برسد. ولی اگر از فاصله قیمتهای نفتخامهای شیرین وترش کاسته شود و باز هم در بازار آسیا نسبت به غرب از 2 تا 4 دلار تفاوت قیمت وجود داشته باشد، در نتیجه خط لوله BTCبا مشکلات عدیدهای روبرو خواهد شد.
چرا که هزینه انتقال توسط این خط لوله گزاف است و اگر قرار باشد در نهایت قیمت نفت صادراتی پایینتر از قیمت در بازارهای آسیا باشد به هیچ عنوان این روند به لحاظ اقتصادی منطقی به نظر نمیرسد. اگر بخواهیم بازار بخش شمالی ایران را با نگاهی غیرسیاسی و با منطق اقتصاد انرژی بررسی کنیم، به نظر میآید که وجود خطوطی مثل خط لوله ایران و حتی خطوطی که از ایران نیز نمیگذرند برای انتقال نفت خامهای تولیدی کشورهای حاشیه دریای خزر طی یک دهه آینده ضرورت دارد و با توجه به وضعیت قیمتی بازار، هر کدام از این خطلولهها سهمی را به شرط قراردادهای بلندمدت میتوانند به خود اختصاص دهند.