تاریخ انتشار : ۰۸ تير ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۸  ، 
کد خبر : ۹۹۶۱۰
تحلیل انتقادى مفسر انگلیسى از ظهور و سقوط صدام

دیکتاتورى که ما خلق کردیم


نوشته: رابرت فیسک
برگردان: پوراندخت مجلسى
اعدام صدام با چوبه دار، به نظر منصفانه مى آمد. چه کسى بیشتر از این حیوان درنده بغداد و هیتلر تکریت، مستوجب بالارفتن از سکوى اعدام بود؟ چه کسى بیشتر ازمردى که صدها هزار نفر از افراد بى گناه را با ریختن بمب شیمیایى بر سر آنها به قتل رساند ، سزاوار چنین عاقبتى بود؟ مقام هاى ما روز اعدام صدام را « روز بزرگى» براى عراقى ها به شمار خواهند آورد و امیدوارند جهان اسلام فراموش کند این محکومیت که به وسیله مسئولان عراقى امضا شد، به نفع و به خاطرهمه آمریکائیان بوده است.
تاریخ ثبت خواهد کرد که براى اعراب و سایر مسلمانان و در واقع میلیون ها نفر در غرب سؤال دیگرى مطرح خواهد بود، سؤالى که در سایر روزنامه هاى غربى مطرح نخواهد شد و به وسیله رئیسان جمهور و نخست وزیران ما درباره آن صحبت نشده است و آن این که سایر گناهکاران چه خواهند شد؟ نه، تونى بلر صدام نیست. ما دشمنان خود را با گازهاى شیمیایى نمى‌کشیم. او به ایران و یا کویت حمله نکرده است . او فقط عراق را مورد حمله قرار داده است! ولى صد ها هزار مردم غیر نظامى عراقى جان خود را از دست داده اند و هزاران سرباز غربى مرده اند . زیرا آقایان بوش و بلر و نخست وزیران اسپانیا، ایتالیا و استرالیا در سال 2003بر اساس آشى که از دروغ و کذب در باره سلاح هاى کشتار جمعى صدام پخته بودند- سلاح هایى که ما خودمان در کمال بیرحمى از آن استفاده مى کردیم - وارد جنگ با عراق شدند.
در روزهاى پس از جنایت هاى ضد حقوق بشرى مان در سال 2001، ما مرتکب شکنجه شدیم و بى گناهان را کشتیم و حتى رسوایى و بى آبرویى خود را به بى آبرویى صدام در زندان ابوغریب اضافه کردیم و هنوز هم از ما انتظار مى رود همان طور که براى اعدام دیکتاتورى که خلق کردیم ، کف مى زنیم و شادى مى کنیم، این جنایت هاى وحشتناک را فراموش کنیم.
چه کسى صدام را در سال 1980تشویق کرد به ایران حمله کند و در نتیجه، بزرگ ترین جنایت هاى خود را در آنجا انجام دهد؟ این جنگ منجر به ازدست رفتن جان 5/1میلیون نفر شد. چه کسى اجزاى سازنده سلاح هاى شیمیایى را به صدام فروخت که با آن بمب شیمیایى بر روى کرد ها بریزد؟ ما این کار را کردیم. عجیب نیست آمریکائیان که محاکمه غیر عادى صدام را در کنترل داشتند ، در اتهام هاعلیه صدام ، مانع نام بردن از این کشتار شدند، کشتارى که رذیلانه ترین جنایت هاى او بود. آیا نمى شد صدام را به خاطر جنایت هایى چنان بزرگ که در ایران انجام داده بود، تحویل ایرانیان بدهند؟ البته که نه، زیرا این کار جرم هاى ما را آشکار مى‌کرد.
در قتل هاى زیادى که در سال 2003با گلوله هاى اورانیوم ضعیف شده و بمب هاى فسفرى مان پس از تهاجم به فلوجه و محاصره آن مرتکب شدیم؛ و با هرج و مرجى که پس از«پیروزى» مان در عراق وپس از این که « مأموریت انجام شد»! مانع آن نشدیم ، فاجعه اى فراموش نشدنى را بر مردم عراق روا داشتیم . چه کسى در این موارد گناهکار است؟ تاوانى را که مردم عراق در این روز ها پس دادند ، شکى نیست که بلر و بوش در خاطرات خود در دوران بازنشستگى بسیار راحت و سعادتمندانه شان ، بازگو خواهند کرد.
شب پیش از مرگ صدام ، یکى ازاعضاى خانواده او مى گفت « آنچه باید بشود مى شود ، ما باید فقط صبر کنیم تا اوضاع جریان خودش را طى کند». ولى صدام مى دانست و قبلاً اعدامش را به او اطلاع داده بودند. اوتاهنگام مرگ، خود را هنوز رئیس جمهورتصورمى کرد.همه افراد محکوم به اعدام از این نوع، با این تصمیم روبرو هستند که قبل از مرگ، ملتمسانه تقاضاى عفو کنند و یا هر چه مى توانند براى آخرین ساعت هاى عمر خود آبرو و اعتبار کسب کنند. سیماى صدام در آخرین روز محاکمه اش و آن لبخند بى روحى که بر سیماى جنایتکارش نقش بسته بود ، نشان مى داد که صدام کدام راه را براى رسیدن به طناب دار خواهد پیمود.
من سال ها جنایت هاى زشت و نفرت انگیز صدام را فهرست کرده ام. با بازماندگان کرد ها در حلبچه گفت و گو کرده ام و با شیعیانى که علیه او در سال 1991و به درخواست ما علیه صدام قیام کردند و ما به آنها خیانت کردیم و با کسانى که ده ها هزار نفر رفقایشان، همراه با همسران خود به وسیله مأموران صدام به دار آویخته شدند.
من از محل اعدام در ابو غریب دیدن کرده ام - تنها چند ماه بعد از آن که معلوم شد ما هم از آن زندان براى شکنجه و کشتار استفاده کرده ایم- و عراقى ها یى را دیدم که جسد نزدیکان خود را از گور هاى دسته جمعى حیلا از بین هزاران جسد بیرون مى‌کشیدند. یکى از این مردگان هنوز شماره پزشکى اش را روى بازوى خود داشت و از بیمارستان یک راست به محل اعدام برده شده بود. من مانند دونالد رامسفلد دست نرم و نمناک صدام را فشرده بودم. این جنایتکار جنگى روز هاى آخر زندگى خود را به نوشتن داستان هاى رمانتیک گذراند. همکار من ، تام فریدمن، که اکنون ستون نویس نیویورک تایمز است و درباره مسیحیت مطلب مى نویسد، شخصیت صدام را پیش از سال 2003به تصویر کشید. در تعریف منحصر به فرد او از صدام ، شخصیت او بخشى مانند دون کورلیونه ( پدر خوانده، که نقش او را مارلون براندو در فیلمى به همین نام بازى کرد) است و بخشى مانند دانلد داک ( شخصیت سوپرمن در کارتونى از والت دیسنى به همین نام) .  ولى اعراب او را اینگونه نمى بینند. آنهایى که از ستم هاى او رنج کشیدند، از اعدام او بسیار خشنود بودند. بسیارى از کرد ها و شیعه هاى بیرون از عراق از اعدام او استقبال کردند ولى آنها و میلیون ها مسلمان دیگر چگونگى اطلاع یافتن صدام را از محکوم شدن به مرگ و اعدام او را در بامداد 30دسامبر به خاطر خواهند آورد.
مى توانستند صدام را پیش از مرگ به مقام هاى عراقى تحویل بدهند ولى اکنون اعدام او، به درستى، یک موضوع آمریکایى تفسیر مى شود که به تفسیرهاى ماندنى دیگر در این باره اضافه خواهد شد، همراه با این تفسیر که غرب یک دیکتاتور دیگر عرب را که دیگرمصرفى براى کاخ سفید نداشت از میان برداشت و به خاطر همه این اشتباهات غرب، و با این کار راز بسیارى از جنایت هاى وحشتناکى که او انجام داد،ناگشوده ماند.
وقتى در نوامبر 2003صدام دستگیر شد ، شورش علیه نیرو هاى آمریکایى در عراق شدت یافت . پس از مرگ او شدت این شورش هاعلیه آمریکایى ها دو برابر خواهد شد. از بین رفتن او امید اندکى را که طرفدارانش براى بازگشت او داشتند به یأس تبدیل کرد و دشمنان غرب در عراق هم دیگر دلیلى ندارد که از بازگشت حزب بعث به قدرت در هراس باشند. این فکر هم وجود دارد که انتقام بسیارى از جنایت هاى دوران بعث گرفته خواهد شد. ولى این خوشبینى هنوز درمیان محافل غربى وجود دارد که ما از این انتقام ها جان سالم به در خواهیم برد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات