سیدمسعود علوی
از آیات قرآن، در مىیابیم اسوهها به سه گونه تقسیم مىشوند؛ اسوههاى عام، اسوههاى خاص و اسوههاى اخص. اسوههاى عام، مردمانى هستند که با جهد و کوشش، شایسته عناوینى همچون “عبادالله” ، “عبدالرحمن”، “الذین آمنوا”، “الذین هاجروا”، “الذین جاهدوا” و .. شدهاند و خداوند متعال در قرآن کریم، خصائل و خصائص آنان را براى الگوگیرى اهل ایمان برمىشمارد. اسوههاى خاص، نخبگان و سرآمدانى از جرگه ایمانیان هستند که به درجات بالاترى از ایمان و عمل صالح رسیده و اعمال آنان الگو و سرمشق بىچون و چراى مومنین قرار گرفته است از جمله انبیا(ع)، صالحین، صدیقین و شهدا. اسوههاى اخص، آنانى هستند که در راس هرم اسوهگان قرار دارند و مقتداى همگان حتى اسوه و مقتداى اسوههاى عام و خاص نیز مىباشند از جمله رسول اعظم اسلام، حضرت محمد مصطفی(ص) و حضرت ابراهیم(ع) که قرآن مجید از آنان به عنوان “اسوه حسنه” یاد مىکند.
در این راستا مىتوان با ضرس قاطع بیان نمود که حضرت فاطمه زهرا سلامالله علیها یک ستاره درخشان در میان اسوههاى اخص هستند به طورى که رسول خدا(ص) ایشان را “ام ابیها” مىخوانند و مىدانیم که بالاترین جنبه جایگاه مادری، تربیت است. همچنین اسوهاى جهانشمول همچون حضرت حجتبن الحسن العسکری، ارواحنا فداه، حضرت زهراى مرضیه سلام الله علیها را اسوه و مقتداى خویش معرفى مىکنند.
با این تفاسیر و تفاصیل، میزان الگوپذیرى تمام مردان و زنان اهل ایمان از وجود جودآگین دخت معظم پیامبر اعظم، مشخص مىشود؛ به عبارتى باید در تمام شئون فردى واجتماعى به مقتداى مقتدایان، حضرت صدیقه طاهره(س) اقتدا کنیم و سیره و سخن آن بزرگوار را برترین ملاکات و معاییر، برشماریم.
یکى از نکات برجسته در زندگى ریحانه رسول خدا حضرت فاطمه انسیه(س)، ایستادگى و اصرار ایشان بر احقاق حق و صبر بر سختىها و ناملایماتى است که در این راه پدیدار مىشود. مىدانیم که به علت دستیابى به منافع شخصى نبود که آن حضرت براى استرداد فدک، تلاش و مجاهدت داشت بلکه؛ اولا روش ایفاد و ایفاى حق را به شیعه آموخت، ثانیا زحمات و رنجهایى که در این زمینه متقبل شد به خاطر تقویت و تثبیت حکومت اسلامى بود، ثالثا منافع مردم محروم را مد نظر مبارک خود داشت. چه اینکه از همان زمان پیامبر اعظم(ص) که فدک در تصرف ایشان بود، محرومان و نیازمندان بسیاری، از محصولات و عواید آن بهره مىبردند.
زمانى که مولاى موحدین، حضرت علی(ع) به حق خود یعنى جانشینى رسول خدا(ص) دست یافتند و مسئولیت زعامت امت اسلامى را پذیرفتند، این مقام و مسئولیت سنگین، هزینههاى گزافى را مىطلبید تا شوون مختلف آن تدبیر و اداره شود، لذا ثمرات و عایدات فدک مىتوانست بخشى از این هزینهها را مهیا نماید و اگر فدک به ذىحق و صاحب اصلى آن بازمىگشت، هم حق الهى محقق مىشد، هم منافع ملى و هم منافع و مصالح حکومتى تامین مىگردید. بر این اساس، ایستادگى و استقامت دختر گرامى رسول الله(ص) به ما مىآموزد که؛
- تا پاى جان در پى احقاق حق باشیم.
- به منافع مردم و حکومت اسلامى بیندیشیم و در راه تامین آن از ناملایمات و تهدیدها و هجمهها نهراسیم.
اینک زمانى است که درس آموزى از محضر معظم حجتاعظم خداوند، حضرت فاطمه طاهره(س) بالاترین نیاز یکایک آحاد ملت و مقامات و مسئولین میهن ما خصوصا در قضیه دستیابى به دانش هستهاى و ایستادگى بر ایفاد و احقاق تمام و کمال این حق یقینى و انکار ناپذیر است. این حق مسلم، همانند استرداد فدک، تامین کننده منافع مادى و معنوى مردم و عزت و اقتدار حکومت الهى است؛ کما اینکه زمخشرى در کتاب “ربیع الابرار” آورده است که هارون در یکى از ملاقاتها به امام کاظم(ع) پیشنهاد نمود فدک را تحویل بگیرد ولى آن حضرت نپذیرفت. وقتى هارون اصرار زیادى کرد، حضرت فرمود مىپذیرم به شرط آن که تمام آن ملک را با حدودى که تعیین مىکنم به من واگذاری. هارون گفت: حدود آن چیست؟امام فرمود: یک حد آن عدن است، حد دیگرش سمرقند، حد سومش آفریقا و حد چهارمش کرانه دریاى خزر است. هارون بر آشفت و گفت پس براى ما چه چیز باقى مىماند؟ امام فرمود: مىدانستم اگر حدود فدک را تعیین کنم آن را به ما مسترد نخواهى کرد.
در مىیابیم که دستیابى به حقوقى که متعلق به مردم است، با مسئله حکومت و حاکمیت، عجین است و هرگز جدایىپذیرنخواهند شد و حاکمان و دولتمردان، اگر در احقاق این گونه حقوق، تقصیر یا قصورى نمایند ارکان نظام حکومتى را متزلزل ساخته و هرگز بخشیده نخواهند شد.