منیره غلامى توکلی
منم که عصمت الله و به ساق عرش زیورم
حبیبه خدا منم، حباب نور داورم
رضاى من رضاى او، ولاى من ولاى او
که من ولیهالله و زهر بدى مطهرم
گروه فرهنگی: اعتقاد اکثر مردم بر این است؛ یا معمولا چنین مىپندارند که مناقب و فضائل حضرت زهرا(س) فقط به این جهت است که وى دختر رسول اکرم(ص) مىباشد. اما باید معتقد بود که حضرت فاطمه(ص) صاحب ولایتکبرى است، یعنى همان طور که باید به ولایت رسول خدا و امیرالمومنین و حسنین(ع) اعتقاد داشت، به ولایت این بانوى بزرگ نیز همانگونه معترف بود. از این رو شناخت درست فاطمه مرضیه(س) مهم و در خور توجه است. شناختى که باید از آغاز تولد تا لحظه شهادت مسیرى الهى و عرفانى را بپیماید.
شیخ طوسى در مصباح مىگوید: ولادت آن حضرت در روز بیستم ماه جمادىالآخر بوده و برخى گفتهاند: در روز جمعه سال دوم از بعثت و علامه مجلسى روایت کرده است که پنج سال بعد از بعثت، حضرت فاطمه(س) از خدیجه متولد شد.
درست از همان زمانها بود که “امابیها” لقب گرفت؛ اگر ما قبول داریم حضرت محمد(ص) پدر امت اسلام است، پس حضرت فاطمه(س) مادر و بزرگ زنان تمامى مسلمانان مى باشد.
براى آن حضرت نزد حقتعالى نه نام است؛ فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا؛ که فاطمه از همه محبوبتر است. فاطمیه یعنى “فطمت من الشر” بریده شده از بدیها. با این اوصاف اگر او را به امیرالمومنین تزویج نمىکردند، برایش نظیرى بر روى کره زمین تا قیامت نبود.
شیخ مفید و شیخ طوسى از طریق عامه، روایت کردهاند که حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند «فاطمه پاره تن من است؛ هرکه او را شاد گرداند مرا شاد گردانیده و هرکه او را آزار دهد، مرا آزار داده است و در جایى دیگر فرمودند: فاطمه نزد من عزیزترین مردم است. با این میزان علاقه رسول خدا به فاطمه که عشق الهى است چه کسى مىتواند جز وصى پیامبر شایستگى همسرى کوثر الهى را داشته باشد؟ چه کسى مىتواند امانتدارى شایستهتر و انسانى قابلاعتمادتر براى به ودیعه گذاشتن این موجود عزیز، نزدش بر کره خاکى باشد؟ جز امام اول شیعیان علی(ع)؟
اما فاطمه(س) فقط، دختر نبى و همسر ولى مادر حسین(ع)، سرور جوانان بهشت و مادر زینب نبود؛ او مادر پدر امت و یک مطهره و معصومه بود که مىتوان شخصیت او را از دیدگاه قرآن و روایات مورد نظر و تحقیق قرار داد؛
حضرت فاطمه(س) از دیدگاه قرآن
انما یریدالله لیذهب عندکم الرجس اهلبیت و یطهرکم تطهیرا «خدا چنین مىخواهد که هر آلایش را از شما خاندان نبوت ببرد و شما را پاک و منزه گرداند.» قریب 300 نفر از پیامبر نقل کردهاند که فرمود: این آیه در شان من (محمد! و على و فاطمه و حسنین مىباشد. ایشان براى اثبات و روشن نمودن حقیقت این امر کار بسیار جالبى نیز کردهاند، که 9 نفر اصحاب آن را نقل نمودهاند به این شرح که؛ بعد از نزول آیه، حضرت رسول(ص)، هنگام خروج از منزل وقتى براى اقامه نماز صبح به مسجد مىرفتند، در مسیر حرکت، درب منزل حضرت صدیقه آمده و این آیه را تلاوت مىکردند و نیز حضرت امیرالمومنین(ع) در «یومالدار» براى اثبات گفتار خود به این آیه (تطهیر) استناد نمودند. همچنین در سوره بقره آیه 27 آمده است «فتلقى آدم من ربه کلمات فتاب علیه» پس حضرت آدم (ع) از حضرت حق تبارک و تعالى کلماتى را فرا گرفت. آن کلمات را وسیله قبول توبه خویش قرار داد؛ از پیامبر(ص) سئوال کردند: آن کلمات که به وسیله آن توبه آدم مورد قبول قرار گرفت شد چه بود؟ حضرت فرمود: «آدم با این کلمات از خدا خواست که توبهاش را بپذیرد؛ «به حق محمد و على و فاطمه و حسن و حسین، توبه مرا قبول فرما» پس خداى تبارک و تعالى توبه او را پذیرفت. این روایت را “سیوطی” در “دارالمنشور” و “بدخشانی” از “حافظ دارقطنی” و “ابن النجار” با ذکر سند نقل کردهاند.
اما حدیث فاطمه در روایات دو دستهاند؛
یکى از روایاتى که در آنها پنج تن مورد نظر بودهاند و دیگرى روایاتى که مخصوص مدایح و فضائل حضرت صدیقه(س) مىباشد، و ما به بررسى دسته دوم مىپردازیم: خلقها من نور عظمهالله تبارک و تعالی، و هى ثلث النور المقسوم بینهما و بین ابیها و بعلها «آفرینش زهرا(س) از نور عظمت حضرت حق تبارک و تعالی، همان نور واحدى که حضرت رسول اکرم(ص) و علىبنابیطالب نیز از آن آفریده شدهاند. و مایه خلقت فاطمه علیه السلام یک سوم همان نور بوده است.
«هو (فاطمه) نور مخزون مکنون فى علم الله و اونورى نهفته در خزینه علم خدایی، نور مقدس، نور جلال نور کمال، نور کبریایى الهى است.
«ولادتها طاره مطهره زکیه، میمونه، کما یعتقد فىالائمه الاطهار.» «فاطمه علیهماسلام، همانند ائمه اطهار مبارک و با طهارت و پاک و پاکیزه از مادر تولید یافته است.
«فىانها من الکلمات القى تلقها آدم و ابتلى بما ابراهیم ربه» فاطمه سلامالله یکى از کلماتى است که حضرت آدم(ع) فرا گرفت و حضرت ابراهیم نیز با همان کلمات امتحان شده؛ یعنى با کلمات محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهمالسلام.
«یا اهلالعمشه حتى تجوز فاطمه»، اى اهل محشر نگاهتان را فرو افکنید تا فاطمه عبور نماید. و شاعر چه زیبا و به حق مىگوید از زبان فاطمه(س)؛
بجز نور محمد و على که نور ما بود یکی
ز انبیاء و اولیاء، خدا نموده برترم
محمد و على و من، چو اصل وام خلقتیم
منم که باب خویش را در این مقام مادرم
افسوس که بعد از رحلت پیامبراکرم با زهراى مرضیه آن کردند؛ که کردند. فدک را از وى ستاندند، على امامش، شویش را از حق خویش منع کردند؛ وى را به جهت جمعیت حمایت از امامش سیلى زدند، جلوى دیدگان على خانهاش را آتش زدند، ضربه کشنده و فجیعى بر او وارد کردند، او را به بستر بیمارى سپردند تا به شهادت رسید؛ اما قبل از شهادت چون دیگر بزرگان دین قیامها کرد و رازها در هر قیامش داشت.
على در راستاى سکوت و صبر، جریان سرنوشت امت را به سردمدارى فاطمه(س) نظارهگر بود، قیامى که در تاریخ همچنان جارى است.
اولین قیام از واپسین لحظات پیامبر(ص) شروع شد
بعد از دفن پیامبر(ص) توسط على (ع)، حضرت فاطمه(ع) در اقدامى شبانه به درب منزل انصار و مهاجر مىرود تا علی(ع) را دریابند. و وقتى آنها را در عمل انجام شده مىبیند و رد خواستهاش را مىشنود به مزار پدر مىرود و با آه و گریه درد دل کردن با پدرش برخى را وحشتزده و زبان اعتراض گشوده مىیابد. از جمله اقدامات فاطمه(س) در آن قیام؛ زنده کردن یاد غدیر و احتجاج به غدیر بود. مقاومت فاطمه در مقابل غصب فدک و محکوم کردن آن با نطقى قوى و استوار و نمایان کردن منطق کور و ضعیف دشمنان، جلوه دیگرى از قیام فاطمه(س) در این مرحله بود و با این کارش لکه ننگى ابدى بر دامن برخى نشست.
مرحله بعدى قیام فاطمه(س) در بستر بیمارى بود.
در اولین اقدام براى زنانى که به ملاقات او مىآمدند در پاسخ به احوالپرسى آنان، شروع به سخن گفتن مىنمود و حقایق را آشکار مىکرد و از طریق آنان شوهرانشان را آگاه و تحریک مىکرد.
و قیام سوم ایجاد سوال در تاریخ است؛
که حضرت وصیت کرد «اى على مرا در شب غسل بده، در شب دفن کن، به گونهاى که کسى خبردار نشود.» به این ترتیب سوالات متعددى در اذهان مسلمین در طلوع تاریخ وجود داشته و دارد. چرا دختر پیامبر شبانه غسل داده شد؟ چرا با جمع اندک هفت نفر تشییع شد؟ و ... سئوالات پاسخ مىطلبد و پاسخ آن یعنى پیروزى قیام حضرت فاطمه(س!) و هرگز این سئوالات بىپاسخ نخواهد ماند! لذا هم اکنون نیز فاطمه در قیام است.به راستى راز سکوت علی(ع) و قیام فاطمه(س) چه بود؟ آنها هر دو معصوم بودند، اما یکى در مقابل حادثه سکوت اختیار کرد و دیگرى قیام؟ در یک کلام مىتوان گفت؟ راز قیام فاطمه(س) در حفظ اصل و اصول و اصالتها بود وصبر و سکوت علی(ع) براى حفظ فرع و فروع و ساختمان اسلام که با تلاش پیامبر بنا شده بود؛ یعنى جامعه اسلامی. قیام فاطمه(س) براى حفظ اساس دین بود اما سکوت علی(ع) براى حفظ ظواهر دین و شعائر بود و اگر هر دو براى حفظ اصل قیام مىکردند از فرع و شاخههاى شجره نبوت چیزى باقى نمىماند و اصل و ریشه براى همیشه زیر خاک جهل مدفون مىشد مخصوصا باتوجه به خاتمیت پیامبر اسلام(ص) اگر هر دو براى حفظ فرع شجره نبوى سکوت مىکردند اصل از بین مىرفت و فرع بىاصل چندان دوامى نداشت و هرگز ثمر نمىداد.درباره تاریخ شهادت این بانوى بزرگ اسلام اختلافنظر بسیار است، اما اظهر آنها سیزدهم جمادىالآخر به و قولى هفتاد و پنج روز و بنا بر قولى دیگر، نود و پنج روز بعد از وفات رسول خدا بودهاست.فدک چه جلوهاى کند به پیشگاه دولتم
که مالکیت جنان به کف بود چو حیدرم
علیه غاصب فدک از آن قیام کردهام
که راه بر جهاد حق نشان دهم به دخترم
حسان بود مودت رسول و آل مصطفی
امید برزخ من و پناه روز محشرم