اتحادیه اروپا در سال 2007میلادی دستور کار بینالمللی جامعی را پیش رو دارد که طیف گستردهای را از تحولات خاورمیانه، آفریقا، آسیا و اروپا تا رفع مشکلات مهمی از جمله انرژی و مهاجرت دربرمیگیرد. علاوه بر این، قانون اساسی و گسترش این اتحادیه نیز از اولویتهای اصلی این نهاد 27 عضوی در سال 2007خواهد بود. به گفته دیپلماتهای این اتحادیه، روابط با ایران موضوع مهمی است که توجه بروکسل را در سال جاری به خود معطوف میکند. ایران بهعاملی برای محک سیاست خارجی اتحادیهاروپا بدل شده است، آلمان که از دهها سال پیش همکاری اقتصادی و تجاری نزدیکی با ایران دارد، در جایگاه هدایت اتحادیه اروپا در شش ماه آینده قرار گرفته است و انتظار میرود برای حل و فصل موضوع هستهای ایران از طریق مذاکره، گامهایی منطقی و معقول بردارد. علاوه بر این، تحولات فلسطین، عراق، لبنان، افغانستان، سومالی و سودان نیز همچنان از محورهای مورد توجه دیپلماسی اتحادیه اروپا در جهان اسلام خواهند بود. بهبود روابط با روسیه به عنوان مهمترین تامینکننده انرژی اروپا، از دیگر اولویتهای اتحادیه اروپا در سال 2007است.
مناقشه بلاروس و اوکراین با روسیه بر سر بهای گاز صادراتی روسیه به اروپا، تردیدهایی را در زمینه قابل اطمینان بودن روسیه به عنوان یک تامینکننده انرژی ایجاد کرد. انتظار میرود اتحادیه اروپا در تلاش برای تقویت همکاریهای اقتصادی خود با کشورهای آسیایی، توجه خود را از چین به هند معطوف دارد. قرار است سه کمیسر اروپایی برای پراهمیت نشان دادن توسعه روابط اتحادیه اروپا و هند، ماه فوریه از دهلینو دیدن کنند. اتحادیه اروپا برای جلب افکار عمومی شهروندان اروپایی و حل و فصل مسائل داخلی خود، به شدت نیازمند کسب موفقیتهایی در عرصه دیپلماسی خارجی است. الحاق بلغارستان و رومانی به اتحادیه اروپا در اول ژانویه، روند جاری گسترش این اتحادیه را به پایان رساند و اکنون برای تضمین کارکرد آرام و هموار نهادهای اروپایی، قانون اساسی جدیدی در رابطه با گسترش بیشتر لازم و ضروری است. اتحادیه اروپا در حال حاضر با یکی از دشوارترین و نامطمئنترین دورهها در طول تاریخ خود مواجه است. مخالفت فرانسه و هلند با قانون اساسی این اتحادیه، بحران سیاسی شدیدی را موجب شده است. دستور کار داخلی اتحادیه اروپا، از سرگیری روند تصویب قانون اساسی است. موفقیتهای اقتصادی حاصل از یکپارچگی اروپااز طریق قرار گرفتن کشورهای غرب و شرق این قاره تحت چتراتحادیه اروپا، توام باتعمیق و تشدید یکپارچگی سیاسی نبوده است. هرچند این اتحادیه از لحاض عملی در صحنه جهانی حضور دارد اما ترجیح منافع ملی کشورهای عضو بر منافع جمعی اروپا، موجب تضعیف تاثیر و نفوذ این اتحادیه شده است.
محدودیتهای ایفای نقش اتحادیه اروپا در پهنه جهانی از جمله جنگ عراق، در اختلافات داخلی این اتحادیه ریشه دارد. اما ویژگی متمایز نقش بینالمللی اتحادیه اروپا که میتواند بر روی آن سرمایهگذاری کند، در گروی توانمندیهای این اتحادیه در میانهروی و اعتدالی است که با خط مشی تند آمریکا مبتنی بر استفاده از نیروی نظامی و تحریم مغایرت دارد. در عین حال، ضعف اصلی دیپلماسی اتحادیه اروپا نشات گرفته از رویکرد جانبدارانه آن از معیارهای دوگانه است. مردمسالاری، آزادی و حقوق بشر، شعارهای روزانه بروکسل هستند. اما در عمل، سیاست خارجی اتحادیه اروپا نشان از چنین ارزشهای شریفی ندارد. متعاقب پیروزی حماس در انتخابات سال گذشته شورای قانونگذاری فلسطین که در جریان رقابتی عادلانه و دمکراتیک صورت گرفت، اتحادیه اروپا کمکهای مالی مستقیم خود به حکومت خودگردان فلسطین را به حال تعلیق دراورد تا حماس را برای به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی تحت فشار قرار دهد. این اتحادیه در ارتباط با ایران نیز، پرونده هستهای این کشور را به شورای امنیت سازمان ملل منتقل کرد تا تحریمهایی علیه آن اعمال شود، اما این نهاد اروپایی هیچگاه خواستار بازرسی از تاسیسات هستهای اسرائیل نشده است. اتحادیه اروپا به شدت نیازمند افکار تازه و عملگرایانه است و باید تعامل منصفانهای را برای ایفای نقشی جهانی و اثرگذار در سال 2007میلادی داشته باشد.