تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۰  ، 
کد خبر : ۹۹۷۱۴

مروری بر آرایش انتخاباتی


محمد ایمانی
کمتر از 2 ماه تا 24 آذر، موعد قانونی انتخابات خبرگان و شوراها زمان باقی است. همزمان با آغاز مراحل اجرایی و ثبت نام نامزدها، طبیعی است که جریان های سیاسی- اجتماعی «مرجع» نیز در تدارک فهرست های انتخاباتی باشند همچنان که احزاب و گروه ها به آرایش های انتخاباتی سامان می‌دهند.
صرف نظر از مختصات هر یک از انتخابات خبرگان و شوراها، باید توجه داشت که انتخابات 24 آذر 85 در حد فاصل انتخابات اخیر ریاست جمهوری (27خرداد و 3تیر84) و انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی (احتمالاً بهمن یا اسفند 86) قرار گرفته و به همین اعتبار جایگاه خاصی پیدا می‌کند.
انتخاباتی که گذشت و با پیروزی نامزد اصولگرا پایان یافت، نشانه افت فزاینده اعتبار جبهه ائتلافی دوم خرداد (اصلاح طلبان) بود، چرا که اگرچه آنها هم در مرحله اول انتخابات مانند اصولگرایان نامزدهای متعددی داشتند اما در مرحله دوم، برای حمایت از نامزد واحد به توافق رسیده و هزینه کردند. از این جهت، جریان مذکور با نوعی تردید و نگرانی پا به عرصه رقابت می گذارد به ویژه اینکه «افت اعتبار اجتماعی» و «تهی شدن جریان از پشتوانه مردمی» نه یک بار که 3 بار- در انتخابات ریاست جمهوری، مجلس و شوراها- خود را به رخ کشیده و تردیدی باقی نگذاشته است. متقابلاً جریان اصولگرا با اعتمادنفس بالا در انتخابات حضور خواهد یافت.
اما انتخابات دیگری هم قرار است سال آینده برای مشخص شدن ترکیب مجلس هشتم برگزار شود. از این جهت گروه های اصلاح طلب اگرچه با نگرانی و ترس وارد گود انتخابات می شوند اما ناچار از این کارند وگرنه همان حداقل تشکیلات سیاسی باقی مانده هم تا انتخابات سال آینده به تحلیل می رود و اوضاع را از آنچه هست بدتر می کند. برای عموم جریان سیاسی انتخابات شوراها، سکوی پرش برای انتخابات مجلس است که اگر حتی نتیجه «آنی» هم ندهد، برای امید بستن به نتیجه «آتی»، ضرورتی ناگزیر است.
در این میان همزمان شدن دو انتخابات، صورت مسئله را جذاب تر و در عین حال غامض تر کرده است. مجلس خبرگان به لحاظ جایگاه تخصصی آن طبیعتاً عرصه فعالیت هر حزب و گروهی نیست الا اینکه فعالیت های تبلیغاتی منفی و تخریبی برای ضربه به اساس این مجلس صورت گیرد. به همین دلیل به ویژه در مجموعه دوم خردادی ها، برخی احزاب افراطی مخالف روحانیت و اجتهاد و ولایت فقیه، منت سر جریان هایی نظیر مجمع روحانیون گذاشته و چنین ادعا کرده اند که از این جریان و نیز جریان موسوم به مجمع محققین حوزه علمیه قم تبعیت می کنند. طبیعتاً در مقابل توقع دارند که مجمع روحانیون هم مرجعیت سیاسی گروه های سیاسی را در انتخابات شوراها بپذیرند. با این وجود جریان موسوم به اصلاحات به دلایل مختلف، اغلب در جلب اعتماد علمای مجتهد که حائز شرایط نامزدی انتخابات خبرگان باشند، ناکام مانده از جمله به دلیل عملکرد پر ابهام و اشکالی که در حوزه عقاید و فرهنگ عمومی در دوران حاکمیت آنها از سوی دولت و مجلس و مطبوعات و احزاب وابسته به نمایش گذاشته شد. این ضعف البته ساختاری تر از انتخابات خبرگان است و یکی از دلایل مهم روگردانی مردم از مجموعه اصلاح طلبان را باید در همین عملکرد سؤال برانگیز یا سکوت های معنادار در قبال آن جست وجو کرد. درست به همین دلیل ملاحظه می شود که زمزمه حمایت از برخی چهره های موج اصولگرا در انتخابات خبرگان در محافل اصلاح طلب شنیده می شود که این البته نشانه هوشیاری و پایبندی نیروهای اصولگرای درون جبهه اصلاحات نیز هست.
از جمله نکات قابل اعتنا در فضای انتخابات پیش رو این است که غیر از برخی عناصر منعزل و منزوی، دیگر کسی از تحریم انتخابات و تحریم حاکمیت و خروج از آن سخن نمی گوید در حالی که روزگاری این ادا و اطوارها میان جریان مدعی اصلاحات در حال اپیدمی شدن بود. اکنون عناصر افراطی دوباره سایه نشین شده اند حاکی از این که فضا مناسب جولان و گرد و خاک کردن و میدانداری آنها نیست. آنها البته به ناچار به پنهانکاری و ایفای نقش از طریق حرکت دادن دیگران دل بسته اند و برخلاف شعارهای داغ خروج از حاکمیت، در حسرت بازگشت، حاکمیت - ولو در حد شورای شهر- روزگار سپری می کنند. آنها اگرچه در روزگار قدرت امثال خاتمی و کروبی و هاشمی را به انواع اهانت ها و اتهام ها نواختند اما این روزها دوباره در برابر همین چهره های روحانی زانوی ادب می زنند و ابراز اطاعت و حمایت می کنند و البته منت هم می نهند که ایثار می‌کنند!
طبیعی است که آرایش سیاسی انتخابات آتی را نوع تعامل و رقابت جریان های اصولگرا و اصلاح طلب و البته میزان میدانداری عناصر افراطی شکل خواهد داد و تا آنجا که رقابت، در مجرای قانونی جریان دارد، نوعی مسابقه است و همه نامزدها محترمند، فارغ از اینکه برنده ها چه کسانی باشند و چه کسانی موفق به جلب اعتماد مردم نشوند. به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب ملاک، اصولگرایی اصلاح طلبانه است و هدفگذاری کشور خارج از این مجرا نبوده و نمی تواند باشد. اما نگرانی آنجاست که عناصر افراطی به خاطر ورشکستگی و بی پایگاهی خویش و به اعتبار ارتباط ارگانیک با جریان قدرت خارج از کشور که به ویژه در این چند سال اخیر در ماجراهای خاورمیانه اسلامی، چالش هسته ای و... چوب اقتدار جمهوری اسلامی را خورده است، بتوانند در جریان ها و چهره های سیاسی رخنه کنند و حرف خویش از زبان آنها بگویند و کار خویش را به کمک آنها پیش ببرند که تجربه ای دیرپاست.
این را استاد روانشناسی تعریف می کرد که در دوران دانشجویی، استاد به ما «شرطی کردن» و «شرطی شدن» را آموخت و ما برای تست کردن آموخته های خویش دسته جمعی در کلاس قرار گذاشتیم همین مسئله را روی خود استاد پیاده کنیم. تصمیم گرفتیم وقتی استاد پشت میز حرف می زند بی اعتنایی کنیم، یکی سرش را بخاراند، یکی با کاغذ و قلم بازی کند و... اما وقتی دم در کلاس که رفت همه با حواس جمع گوش بدهیم و سر به نشانه فهم و تأیید تکان دهیم. چنین هم کردیم و مدتی بعد، استاد پشت میزنشین را عادت دادیم تا فقط دم در کلاس بایستد و تدریس کند. او خیال می کرد کلاس تحت اداره اوست غافل از آن که این کلاس است که او را مدیریت می کند. ماجرای تعامل برخی رجال با عناصر حزبی و سیاسی رند، بی شباهت با این فعالیت نیست.
نکته مهم دیگر، موضوع «ائتلاف»هاست. اگرچه ائتلاف ها معمولاً برای هم افزایی قدرت است اما اگر در موضعی مانند شوراها منجر به ناکارآمدی و تعارض مدیریتی شود، نقض غرض تشکیل این نهاد است. تجربه شورای شهر اول تهران نمونه ای از این دست ائتلاف های نامبارک بود که صدای مردم و حتی اصلاح طلبان را درآورد و عملاً به گروکشی و بن بست انجامید تا آنجاکه مجلس اصلاحات مجبور به تحقیق و تفحص درباره تخلفات شورای شهر و شهرداری منصوب آن شد اما وقتی کار به قرائت گزارش در صحن علنی رسید رئیس کارگزاران شورای شهر اعلام کرد هیچ ترتیب اثری به این گزارش داده نخواهد شد و نمایندگان فقط به آن خندیدند، تا رسید به آنجا که آقای رئیس مجلس اعلام کرد کسی در مجلس به این گزارش نخندیده و شماها بودید در شورای شهر با عملکرد بد خود به ریش مردم خندیدید و اصلاح طلبان را پیش افکار عمومی سرافکنده و شرمنده ساختید.
اکنون پرسش این است که زمزمه ائتلاف برای چیست؟ اگر قرار است دوباره گذشته تکرار شود و گروه هایی گرد هم بیایند و وسط کار همدیگر را متهم کنند که تو مرتجع و محافظه کاری یا تو بی اعتقاد به مذهب و خدمتگزاری به ملت و انحصارطلب هستی و پس از چند سال فرصت سوزی از هم جدا شوند، پس چه حاجت به ائتلاف چهره های معتدل با عناصر افراطی؟ این رویکرد بی شباهت به یک طنز در میان عامه نیست. مردی عرض خیابان را دیوار کشیده و روی آن چراغ چشمک زن گذاشته بود. از او پرسیدند چرا وسط راه دیوار کشیده و مزاحم عبور و مرور شده ای. گفت برای اینکه بتوانم این چراغ را روی آن کار بگذارم. دوباره از او پرسیدند؛ خوب! برای چه می خواهی چراغ را اینجا وسط خیابان کار بگذاری. گفت معلوم است، برای اینکه عابرین از بودن دیوار باخبر شوند و با آن تصادف نکنند!
شورای شهر نهاد خدمت عمومی است، جایگاهی کاملاً غیرسیاسی برای خدمت رسانی به شهروندان و رتق و فتق امور شهر و روستا. حالا اگر قرار باشد همین نهاد غیرسیاسی، تبدیل به سکوی پرش سیاسی به قدرت- مثلاً مجلس- شود در واقع این، نقض غرض خواهد بود همچنان که در شورای شهر اول تهران اتفاق افتاد و برخی اعضای شورا (امثال عبدالله نوری و جمیله کدیور) برای رفتن به مجلس، شورا را لنگ گذاشتند و اختلاف ها از همان جا آغاز شد. آیا بهتر نیست نهاد شهری را به کارشناسان و سیاست را به سیاسیون واگذاریم و بحران اعتبار اجتماعی را با این ترفند جبران نکنیم؟
و آخرین سخن در این مجال اینکه ورود به انتخابات برای کدام مقصود عمومی و اجتماعی است؟ مردم باید این را درک کنند وگرنه به قول آقای بهزاد نبوی در جمع گروهی از هواداران سازمان مجاهدین انقلاب (7شهریور 1385)، مردم اعتماد نخواهند کرد: «مطمئنم که اکثریت قاطع شما خواهید گفت که چه؟ 8سال مگر از همین راه پیش نرفتیم؟ مگر با انتخابات ریاست جمهوری رئیس مورد نظرتان را انتخاب نکردیم؟ مگر مجلس انتخاب نکردیم؟ مگر با همین دیدگاه، شورای شهر انتخاب نکردیم؟ خوب نتیجه اش بعد از 8سال چه شد؟ دوباره بعد از این مدت به خانه اول بازگشتیم و تلاش می کنیم این سنگرها را به دست آوریم؟ واقعاً پاسخ این سؤالات سخت است» (سایت امروز، 8 مهر1385)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات