گروه بینالملل
پیتر فیلیپس(1)
پیوند شرکتهاى بزرگ ملى و فراملى ایالات متحده با رسانههایى که به عنوان رسانههاى آزاد شناخته مىشوند، حقیقتى است که افشاى ابعاد و دامنه آن همگان را به تامل وا مىدارد. در حال حاضر، اعضاى هیئت مدیره ده شرکت برجسته رسانهاى آمریکا، 118 نفر مىباشد که این افراد اداره 288 شرکت مهم تجارى ملى و بینالمللى را بر عهده دارند.(2)
“رسانههاى جریان غالب” اصطلاحى است که با هدف توصیف گروه بزرگ تلویزیونی، رادیویى و مطبوعاتى ایالات متحده به کار مىرود. “جریان غالب”حکایت از آن دارد که خبرهاى منتشر شده، با هدف آگاهى و در راستاى منافع جمعیت غالب آمریکاست. این رسانهها شامل تعدادى از رسانههاى ارتباطى هستند که تصور مىشود، تقریبا همه اخبار و اطلاعات جهان را به اطلاع جامعه آمریکا مىرسانند.
به عقیده ما، این رسانهها به هیچ وجه اطلاعات و اخبار مورد نیاز جمعیت غالب را ارائه نمىکنند. به عبارت دقیقتر، بهتر است از رسانههاى بزرگى صحبت کنیم که در جامعه امروزى ما با عنوان رسانههاى وابسته به شرکتهاى تجارى به فعالیت مشغولند و نوعى ساختار قدرت هرمى غول پیکر دارند که رفتارى منفعتجویانه از خود نشان مىدهند.
گروه تحقیقاتى دانشگاه دولتى سونوما اخیرا بررسى خود را درباره هیئت مدیره ده شرکت بزرگ رسانهاى آمریکا به پایان برده است. این گروه در بررسىهاى خود به این نتیجه رسید که اعضاى هیئت مدیره این ده شرکت بزرگ، تنها 118 نفر هستند، یعنى تقریبا به تعداد اعضاى حاضر در یک کلاس دانشگاهی. اما مسئله قابل تامل آن است که این 118 نفر، عهدهدار اداره 288 شرکت مهم ملى و بینالمللى هستند. به عنوان نمونه، شرکتهاى رسانهاى NBC و واشنگتن پست از اعضاى هیئت مدیرهاى سود مىبرند که مدیریت شرکتهاى کوکاکولا و جى پى مورگان را عهدهدار مىباشند و شرکتهاى خبرى تریبون، نیویورک تایمز و گانت، همگى اعضاى مشترکى با شرکت پپسى دارند؛ یک خانواده بزرگ و شاد که منافعشان سخت به یکدیگر گره خورده است.
آنچه در پى مىآید، تنها نمونههایى از پیوند گسترده ده غول رسانهاى آمریکا با شرکتهاى تجارى این کشور است:
* نیویورک تایمز: کارلى گروپ، الى لى لی، فورد، هال مارک، جانسون اند جانسون، لهمن، استپلز، پپسی.
* واشنگتن پست: لاک هید مارتین، کوکاکولا، ژیلت، جىپى مورگان، مودیز، دون اند برد استریت.
* نایت ریدر: ادوب سیستمز، اچیلون، کیمبرلى کلارک، استاروود هتلز، اچ اند آربلاک.
* تریبون (شیکاگو و لسآنجلس تایمز:) آل استیت، کاترپیلار، کونوکوفیلیپس، مک دونالد، پپسی، ولز فارگو، ترىام، کواکر اوتس.
* نیوزکورپ (فاکس:) بریتیش ایرویز، روس شیلد.
* انبىسی: آون، بکتل، کوکاکولا،دل، جىام، هوم دپوت، جىپى مورگان، مایکروسافت، موتورولا، کلوگ.
* دیزنى (اىبىسی:) بوئینگ، نورث وست ایزلانیز، کلورکس، ژیلت، هالیبرتون، یاهو، استیپلز، فداکس، کمارت.
* ویاکام (سى بى اس:) امریکن اکسپرس، اورکل، لافارگ، ادیسون.
*گانت: اىپی، لاک هیدمارتین، کانیتننتال ارلاینز، گولدمن ساچز، تارگت، پپسی.
* سىانان: سیتى گروپ، استىلودر، کالگیت پالمولیو، هیلتون.
آیا در چنین شرایطى مىتوانیم مطمئن باشیم که مثلا واشنگتن پست نسبت به اخبار قراردادهاى لاک هیدمارتین جانب انصاف را رعایت کند؟ و آیا مىتوانیم کاملا مطمئن باشیم که شرکت خبرى اىبىسى گزارشهایى واقعى از قراردادهاى هالیبرتون در عراق ارائه کند؟ اگر به این باور برسیم که رسانههاى وابسته به این شرکتها اخبارى واقعى و غیر سانسور شده درباره مسائل اساسى مرتبط با منافع خاص نظام سرمایه سالارى آمریکا به جامعه ارائه مىکنند، آنگاه احتمالا مى توانیم بگوییم که آنها نیازهاى جامعه غالب آمریکا را تامین مىکنند. اما اکثریت جامعه آمریکا به این باور رسیدهاند که این شرکتها نه در جهت منافع جامعه که در راستاى منافع خود گام بر مىدارند و نباید آنها را به عنوان رسانههاى جریان غالب برشماریم. به عبارت دیگر باید شرکتهاى رسانهاى آمریکا را شرکت زده بنامیم و جامعه غالب هم باید به دنبال منافع مستقل خبرى و اطلاعاتى دیگرى بگردند.