تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۶  ، 
کد خبر : ۹۹۷۲۸

عصر ایمان


محسن آلوستانى مفرد
نسبت عقل و ایمان از بحث برانگیزترین موضوعات در حوزه مطالعات الاهیاتى است و با وجود سابقه‌اى طولانی، همواره به صورت موضوعى زنده و اثرگذار در بحثهاى اندیشمندان بروز و ظهور کرده است. بحث بر سر این است که آیا اساسا لازم است ایمان و باورهاى دینى عقلانى باشد یا نه، و اگر لازم است این عقلانیت چه شرایطى دارد و چگونه تامین مى‌شود. در دوران جدید گرایشهاى متعدد و متفاوتى در این باره پدید آمده است که مى‌توان آنها را به سه گرایش عمده تقسیم نمود: گرایش اول که شامل عمده فیلسوفان و متکلمان مى‌شود به عقل گرایى یا الهیات طبیعى معروف است. قرینه گرایى جان لاک نمونه معروفى از عقل گرایى است که پذیرش باور هاى دینى را منوط به داشتن شواهد کافى مى‌داند. گرایش دیگرى که بلز پاسکال و ویلیام جیمز نمایندگان مهم آنند از عقلانیت عملى یا الهیات پراگماتیسمى دین سخن مى‌گویند. پاسکال پس از ناتوان یافتن عقل در اثبات یا انکار وجود خدا مصلحت اندیشى و احتیاط کارى را پیشه خود مى‌سازد و از این جهت باور به وجود خدا را ترجیح مى‌دهد. جیمز نیز ملاحظات عملى را راه‌حل برون رفت از مسائلى مى‌داند که دلایل کافى براى حل آنها در دست نیست. گرایش سوم که ایمان گروى نامیده مى‌شود ایمان را فراتر از آن مى‌داند که نیازمند استدلال و محاسبات عقلى باشد که سورن کى‌یرکگور نماینده اصلى این جریان است. البته ایمان گروى خود تقسیماتى را در دل خود مى‌پروراندکه به طور مثال ایمان گروى کى‌یرکگور دیدگاهى تفریطى ولى ایمان گروى ویتگنشتاین تا حدى در این زمینه تعدیل شده است. گفتنى است که ایمان گروى نیز دو رقیب جدى دارد که شامل عقل گرایى انتقادى و عقل گرایى حداکثرى مى‌شود. البته شق سومى نیز مى‌توان براى عقل گرایى در نظر گرفت که به عقل گرایى معتدل نامبردار است که در این مقال به توضیح آنها خواهیم پرداخت. از این رو مسئله رابطه عقل و ایمان، ریشه بسیارى از مباحثى است که در طول تاریخ در جهان اسلام و مسیحیت و سایر ادیان پدید آمده است.
1- تعریف دین: تعاریف زیادى از دین وجود دارد. تى یل نوشت که “در حقیقت دین وضعیتى روحى یا حالتى ناب و حرمت آمیز است که آن را خشیت مى‌خوانیم.” برادلى مى‌گفت که “دین بیش از هر چیز کوششى است براى آنکه حقیقت کامل خیر را در تمام وجوه هستى‌مان باز نماییم.” و جیمز مارتینو مدعى بود که دین اعتقاد به خدایى همیشه زنده است، یعنى اعتقاد به اراده و ذهنى الهى که حاکم بر جهان است و با نوع بشر مناسبات اخلاقى دارد.” روشن است که هر کدام از این تعاریف ویژگى متفاوتى را مورد تاکید قرار مى‌دهند. بنابر تعریف اول خشیت عاملى بنیادین براى تعریف دین است. اما در تعریف دوم توجه ویژه‌اى بر مفهوم خیر شده است و سرآخر در تعریف سوم مشخصه اخلاقى یکتاپرستى در تعریف دین لحاظ شده است. تعاریف دیگر دین نیز بر همین منوال هستند که به پاره‌اى از ویژگى‌هاى دین اشاره دارند ویژگى‌هاى نظیر : مناسک، دعا و نیایش. و به نظر مى‌رسد که هر یک از این تعاریف خطى از اعتبار و معقولیت را در دل خود مى‌پرورانند. ادیان بسیار پیچیده هستند بنابراین شرط عقل آن است که هیچ وجه منفردى را تعریف کامل دین قلمداد ننماییم. البته این امکان میسر است که با توجه به ویژگى‌هاى عامى که در ساختار تمام ادیان مشترک است تعریفى کارآمد از دین به دست دهیم. نینان اسمارت این رویه را در پیش گرفته و شش خصیصه یا بعد کلى را که به اعتقاد وى در تمام ادیان موجود مشترکند، به این ترتیب فهرست کرده است: شعایری، اسطوره‌ای، اعتقادی، اخلاقی، اجتماعى وتجربی.
با این حال دین چگونه حقیقتى است؟ بحث ما درباره برخى از خصایص عمده دین نشان مى‌دهد که دین داراى ماهیت پیچیده‌اى است و براى آن نه تعریف ساده‌اى وجود دارد ونه ماهیت واحدى که بتوان آن را معین کرد. واژه دین به تعدادى از ادیان حاضر تعریف ناشده‌اى دلالت دارد که خصایص غالبآن ها در هر مورد شبکه پیچیده‌اى را شکل مى‌دهد که تا حد زیادى مشتمل بر خصایص مشابه یا یکسان از ادیان دیگر است. و به همین جهت با دیگر نظام‌ها هم پوشى دارد. در نتیجه مى‌توان گفت: دین واژه‌اى است که مرزهایش مبهم است. این امر بر واقعیتى دلالت دارد که ماهیتش از نوع چیزى است که ویتگنشتاین از آن به عنوان شباهت خانوادگى یاد مى‌کند. او با این تعبیر به شیوه‌اى اشاره مى‌کند که با آن جنبه‌هاى متنوع اعضاى یک خانواده به عنوان اعضاى وابسته به یکدیگر در یک خانواده قابل تشخیص‌اند و مجموعه متنوعى از شباهتها را که متداخل و به انحاى پیچیده یکدیگر را پوشانده‌اند، شکل مى‌دهند. جنبه‌هاى متمایز ادیان مختلف به طور مشابهى متداخل و بر یکدیگر منطبق‌اند.
2- تعریف ایمان:  در تعریف ایمان قرنها میان متکلمان، فیلسوفان و الهى دانان مسلمان و مسیحى و پیروان دیگر ادیان اختلاف نظرهاى جدى وجود داشته است. بیشترین اختلافها بر سر وارد کردن سه موضوع در تعریف ایمان است. اول علم، دوم اراده و سوم عمل. بسیارى از فیلسوفان و متکلمان شیعه ایمان را همان علم- علم جزمى ویقینی- مى‌دانند. برخى از شیعیان و نیز اغلب اشاعره و مرجئه ایمان را علمى ارادی، یعنى تصدیق مى‌دانند و حتى برخى مرجئه اقرار زبانى را کافى مى‌دانند. خوارج عمل را جزء ایمان مى‌دانند و فاسق را خارج از حوزه ایمان مى‌شمارند. اما به نظر مى‌رسد که ایمان چیزى بیش از علم است و عمل خارجى در آن دخالتى ندارد. ایمان تصدیق قلبى است که به اراده و اختیار انسان و در پى علم یا باور تحقق مى‌یابد و عمل خارجى از لوازم ایمان است و نه جزء ماهیت آن. اقرار به زبان نیز جزء ماهیت ایمان نیست، بلکه آن نیز مانند سایر عملهاى خارجى از لوازم ایمان به شمار مى‌آید.
3- عقل: ‌عقل نیروى دراکه آدمى است که هم به کار فهم مى‌آید و هم استدلالگر است. همچنین عقل نیروى نقاد نیز هست. شهود حقایق عقلانی، مانند بدیهیات اولیه واصول ریاضیات و منطق نیز از کارهاى عقل است. عقل داراى کارکردهاى مختلفى است. درباره ارتباط عقل و دین، شش نقش متفاوت براى عقل قابل تصور است1 ؛) در مقام فهم معناى گزاره‌هاى دینی2 ؛) در مقام استنباط گزاره‌هاى دینی3 ؛) در مقام انتظام بخشیدن به آنها. 4) در مقام تعلیم گزاره‌هاى دینی5 ؛) در مقام اثبات گزاره‌هاى دینی6 ؛) در مقام دفاع از آنها. اما در بعضى جاها این بدگمانى وجود دارد که عقل ویروسى خطرناک است که مى‌خواهد در تن سالم ایمان رخنه کند تا آن را از پاى درآورد. به طور مثال کشیشان هنگامى که عازم مدارس دینى مى‌شوند، گاهى از سوى مومنان خوش نیت، توصیه مى‌شوند که “نگذارید شما را فاسد کنند” در پس این سخنان هشدار دهنده این نگرانى نهفته است که اگر باب ایمان شخص بر مداقه‌هاى عقلى گشوده شود، ایمان سست و متزلزل خواهد شد. باید ایمان را در برابر تمام این تهدیدها سالم نگه داشت. البته این دلمشغولى و دغدغه شیوه‌اى براى طفولیت دائمى است. مردم هنگامى که با دشواریها مواجه مى‌شوند و در مى‌یابند که چگونه مشکلات خویش را حل نمایند یا با آنها چگونه سر برند، رشد کرده و پرورش مى‌یابند. ایمان نیز آن گاه که در معرض شبهات وچالشها قرار مى‌گیرد و مى‌یابد که چگونه به آنها پاسخ گوید، به رشد و بالندگى مى‌رسد. هرچند نیاز به رشد در زمینه ایمان پذیرفته است، اما چه بسا هنوز برخى مومنان اصرار مى‌ورزند که استفاده از عقل از اساس با ایمان بیگانه است. هنگامى که مردم از عقل خویش استفاده مى‌کنند براى خود تصمیم مى‌گیرند. بدین سان آنها استقلال خویش را اعلام مى‌کنند و این کار به نظر معترضان در نقطه مقابل اطاعت الهى قرار دارد که ایمان اصیل خداباورانه بدان نیازمند است. به رغم برخوردارى ایمان از جایگاه محوری، سوالات و ابهامات بسیارى از این دست در خصوص آن مطرح شده است که از جمله آنها مى‌توان به موارد زیر اشاره نمود: ایمان چیست؟ مقولات و مولفه‌هاى آن کدام است؟ راه رسیدن به ساحت ایمان کدام است؟ آیا ایمان امرى معرفتى و در حقیقت نوعى از شناخت است؟ یا اینکه علاوه بر شناخت عناصر دیگرى در ماهیت ایمان دخیل است؟‌ جایگاه عمل در ماهیت ایمان کدام است؟ آیا عمل صالح لازمه ایمان است یا مقدم بر آن است؟ ایمان چه رابطه‌اى با عقلانیت دارد؟ و سوالاتى از این دست در مورد مسئله ایمان و عقل طرح مى‌گردد. اما پرسش اصلى که در مبحث ایمان و عقل مطرح مى‌گردد این است که عقل در قلمرو دین چه جایگاهى دارد و چه جایگاهى باید داشته باشد؟ اما در مورد این پرسش اخیر هم دست کم بخشى از پاسخ مورد اتفاق است که عقل در قلمرو دین داراى جایگاهى است. تمام جوامع دینى براى تعلیم نظام اعتقادات دینى به کودکان و نودینان از عقل بهره مى‌جویند و نیز به مدد عقل، مومن را قادر مى‌سازند که حتى الامکان موضوع ایمان خود را بفهمد. در نتیجه جوامع دینى استفاده از عقل را تصویب مى‌کنند. حقیقتا این نوع بهره‌جویى از عقل محتاج بحث نیست. پرسشى که در واقع مناقشه انگیز است، این است: که عقل در تعیین اعتبار یا عدم اعتبار نظامهاى اعتقادات دینی، چه نقشى را ایفا مى‌کند؟‌ما پذیرفتیم که ممکن است براى فهم ایمان ناگزیر از عقل بهره جوییم اما آیا این مدعا هم درست است که به یک معنا ایمان داشتن منوط به آن است که شخص دلایل خوبى براى اعتقاد به صدق ایمانش داشته باشد؟‌گوهر اصلى مسئله ایمان وعقل همین است و مابقى مباحثى که مطرح مى‌گردد در ذیل آن مى‌گنجد. البته ما قصد نداریم که دیگر سوالاتى که در حوزه ایمان و عقل قابل طرح است را خدشه دار کنیم بلکه باید بگوییم آنچه سبب شده است که متکلمان و فیلسوفان درباره اعتقادات دینى دیدگاه‌هایى چون عقل گرایى حداکثری، عقل گرایى انتقادی، ایمان گروى تفریطی، ایمان گروى تعدیل شده، ایمان مشروط و دخالت اراده در قلمرو عقل عرضه نمایند، مسئله ارتباط ایمان و معقولیت داشتن آن است. به عبارت دیگر آیا ایمان دینى معقول و موجه است یا نامعقول و ناموجه؟
این قبیل ملاحظات عقلانى نقشى مهم در بارور کردن مسائل دینى و اعتقادى داشته است.
ما نیز در این نوشتار به تعدادى از این دیدگاهها اشاره نموده و ضعف و کاستیهاى آنها را گوشزد مى‌کنیم.
4- دیدگاه کلاسیک تصدیق به وحی: یکى از رایج‌ترین دیدگاه‌ها درباره ماهیت ایمان و رابطه آن با عقلانیت دیدگاه کلاسیک ارائه شده از سوى متفکران رسمى کلیساى کاتولیک و در راس آنها دیدگاه توماس آکویناس است. براى فهم درست این دیدگاه، توجه به نکات زیر ضرورى مى‌نماید:
1- در دیدگاه آکویناس، ایمان در ارتباط با وحى مورد توجه قرار مى‌گیرد؛ یعنى ایمان به محتواى وحى تعلق مى‌گیرد. در واقع شخص مومن به آنچه از سوى خداوند براى هدایت انسان وحى شده است، ایمان مى آورد. بنابراین ایمان و وحى داراى ارتباط وثیق و تنگاتنگى هستند. وحى متعلق ایمان قرار مى‌گیرد. 2- وحى از دیدگاه آکویناس داراى ماهیت گزاره‌اى است به این معنا که پیام خداوند براى هدایت انسان‌ها در قالب گزاره‌ها و قضایاى موضوع- محمولى بیان شده است. در این دیدگاه خدا براى هدایت انسان سخن مى‌گوید و این سخن در قالب گزاره‌هاى دینى در کتب مقدس تجلى مى‌یابد. 3- در این دیدگاه ایمان به معناى ایمان به آنچه وحى شده است و در واقع به معناى پذیرش مطیعانه و مخلصانه گزاره‌هاى وحیانى مطرح شده در کتاب مقدس است. 4- گزاره‌هاى وحیانى در نظر بدوى و به احتمال عقلى ممکن است یکى از این سه نوع باشد: گزاره‌هاى خرد پذیر، گزاره‌هاى خردستیز و گزاره‌هاى خردگریز. توماس از این سه نوع احتمال، وجود محتمل دوم را نفى نموده است و تمام گزاره‌هاى وحیانى را از نوع گزاره‌هاى خرد پذیر و یا خرد گریز مى‌شمارد. گزاره‌هاى خردپذیر، گزاره‌هایى هستند که به وسیله عقل انسان قابل توجیه عقلانى و اثبات منطقى هستند. بهترین نمونه این نوع از گزاره‌ها، گزاره “خدا وجود دارد”، است که آکویناس براى اثبات آن پنج راه عقلانى نشان مى‌دهد. بخش وسیعى از گزاره‌هاى وحیانى فراتر از قدرت ادراک عقلانى بشر بوده و به وسیله ابزارهاى عادى شناخت بشرى قابل ادراک نیستند وعقل انسان توانایى شناخت صدق یا کذب این گزاره‌ها را ندارد. به طور مثال در دین مسیحیت تجسد خداوند در انسان بارزترین نمونه این حقایق هستند. 5- گزاره‌هاى خردپذیر، متعلق معرفت قرار مى‌گیرند؛ در حالى که گزاره‌هاى خردگریز که فراتر از عقل بشرى بوده و از نوعى رازآلودگى و غیبى بودن برخوردار هستند، متعلق ایمان قرار مى‌گیرند. از این رو از نظر آکویناس امرى متعلق ایمان قرار مى‌گیرد که فراتر از شواهدوقراین عقلانى بوده، از نوعى وصف غیبى برخوردار باشد. 6- آکویناس بین سه نوع آگاهى تفکیک قائل مى‌شود: معرفت؛ ایمان و رای. معرفت، آگاهى برخاسته از شواهد و قرائن کافى و وافى است در این نوع از آگاهى ما به طور معمول با سه مولفه باور، صدق و توجیه روبه‌رو هستیم. از نظر وى معرفت در بالاترین مرتبه آگاهى قرار دارد و راى در پایین‌ترین مرتبه جاى مى‌گیرد زیرا در راى تردید و دودلى راه دارد و آگاهى آن مبتنى بر شواهد وقراین و برخاسته از آن نیست. همچنین از نظر آکویناس ایمان در مرتبه‌اى فروتر از معرفت و فراتر از راى قرار مى‌گیرد چرا که ایمان آن نوع باورى است که از پشتوانه معرفتى شواهد و قراین برخوردار است ولى این شواهد و قراین هرگز کافى و وافى نیست. 7- آکویناس معتقد است که به هنگام مواجهه با سخنان یک متکلم و پذیرش سخنان او ممکن است یکى از دو حالت زیر را داشته باشیم:‌الف:‌سخنان او را درست و مطابق با واقع بدانیم و بنابراین آنها را بپذیریم. البته پذیرش این درستى به دلیل ارائه شواهد وقرائن کافى است. از این رو ارائه دلیل پشتوانه‌اى براى پذیرش است. ب: گاهى سخن را نه به دلیل استدلالها و شواهد و قراین کافى بلکه به دلیل اعتماد به متکلم مى‌پذیریم. لذا در پذیرش سخن علاوه بر اقامه شواهد نیاز به اعتماد متکلم است. که این اعتماد نیز جهات دیگرى را مى‌طلبد که یا در جهت تامین منافع ما است؛ به دلیل سازگارى با نیازهاى وجودى خود آ‌ن کلام را مى‌پذیریم؛ و یا اینکه سخن با سایر باورهاى ما سازگارى دارد. 8- آکویناس معتقد است که مواجهه ما با گزاره‌هاى وحیانى و محتواى آنها، مواجهه‌اى صرفا فیلسوفانه و منطقى نیست. گزاره‌هاى وحیانى از این حیث که از خدا و عالم غیب و وحى و معجزات الهى و... حکایت مى‌کنند داراى محتوایى هستند که از نوعى رازآلودگى برخوردارند. از این رو شواهدوقراین در این جاها وجود دارد اما تمام و کامل نیست بلکه مابا شواهدى ناقص مواجه‌ایم. 9- بنابر این آکویناس معتقد است که در فرآیند ایمان به خدا، و نیز در مورد سایر مقولات دینى مندرج در وحی، فقط اقامه شواهد و قراین، شرط لازم و کافى را براى قبول مطیعانه ایمان دینى فراهم نمى‌آورد و ما علاوه بر شواهد و قراین ناقص و ناتمام به متمم و مکمل دیگرى نیاز داریم تا این کمبود را جبران نماید که همانا آن چیزى جز دخالت اراده مومن نیست. از این روى ایمان از نظر آکویناس آمیزه‌اى از عناصر معرفتى و غیر معرفتى است و شواهد و قراین معرفتى در فرآیند ایمان تاثیرگذار هستند ولى بدون دخالت عنصر غیر معرفتى اراده، هرگز این شواهد ناقص و ناتمام به ایمان منتهى نمى‌شوند. ایمان علاوه بر عناصر معرفتی، نیازمند به داشتن عزمى استوار از سوى شخص مومن و اراده قبول یک سلسله حقایق خردگریز است.
5- دیدگاه کاتولیکى نوین: شوراى اول واتیکان در سال 1870 میلادى نظریه‌اى در باب ایمان تدوین کرد که با وجود همه اصلاحات و دقت‌هایى که در آن صورت گرفته بود جوهره اصلى آن همان نظریه آکویناس در باب ایمان بود. بر این اساس:‌”ایمان یک کیفیت ماوراء الطبیعى است که به واسطه آن، در حالى که لطف خداوند شامل حال ما گردیده و به مدد ما شتافته، باور مى‌کنیم که چیزهایى را که خدا وحى کرده است واقعى است.” اساس و مبناى این دیدگاه نیز ناکافى بودن شواهد و مدارک در اثبات قطعى حقایق دینى و عدم وابستگى ایمان به شواهد و قراین عقلى است. در این دیدگاه، ایمان نوعى پذیرش مطیعانه است که مبناى این پذیرش نه در کیفیت و اعتماد بر شواهد و قراین عقلی؛ بلکه در “اعتماد به صدق خداوند” است. در این دیدگاه بین دو دسته از حقایق وحیانى تفکیک شده است: 1. آن دسته از حقایق که از استدلال عقلى در مورد آنها گریزى وجود ندارد و ما از طریق شواهد و قراین عقلی، مى توانیم صدق آنها را اثبات کنیم. از جمله این حقایق مى‌توان به اصل وجود خدا، جاودانگى نفس و اصل ضرورت ارسال رسولان براى هدایت انسانها اشاره کرد.
2 .حقایق وحیانى دیگرى نیز وجود دارد که عقل قادر به فهم و اثبات قطعى آنها نبوده و ما تنها از طریق سخن خداوند به آنها آگاه مى‌گردیم و به دلیل اعتماد و ایمان آن را پذیرفته‌ایم. این نظریه به “نظریه دو ساحتى ایمان” نیز معروف است. بر اساس این نظریه ما در قلمرو الهیات طبیعى با گزاره‌هایى روبه رو هستیم که خردپذیر بوده و با استفاده از براهین عقلى مى‌توانیم به صدق آنها پى ببریم ولى بخش اعظمى از حقایق دینى وجود دارد که از تیررس عقل خارج است. لذا تنها دلیل و پذیرش آنها ایمان و اعتقاد به کلام خداوند است که به این دسته از حقایق اصطلاحا “الهیات وحیانی”‌ مى‌گویند. از این رو دیدگاه کاتولیکى نوین درباره ماهیت ایمان را اینگونه مى‌توان تلخیص نمود: .1 ایمان نوعى پذیرش مطیعانه و از سر تسلیم است. ایمان نوعى تصدیق و التزام درونى است.2 ؛ مبناى این پذیرش و تصدیق اعتماد به صدق خداوند است نه تکیه بر شواهد و قراین عقلی.3 ؛ متعلق ایمان وحى است؛ یعنى ایمان به آنچه “وحى شده است” تعلق مى‌گیرد.4 ؛ وحى داراى ماهیتى گزاره‌اى است.5 ؛ گزاره‌هاى وحیانى بر دو دسته‌اند:‌خردپذیر و خرد گریز.6 ؛ گزاره‌هاى خردپذیر متعلق معرفت و الهیات طبیعى را به وجود مى‌آورند.7 ؛ گزاره‌هاى خردگریز متعلق ایمان قرار گرفته و الهیات وحیانى را شکل مى‌دهند.8؛ به طور منطقى پذیرش گزاره‌هاى خردپذیر بر گزاره‌هاى خردگریز مقدم است.
6- دیدگاه پاسکال؛ ایمان مشروط:‌در تابستان 1955 میلادی، جان فون نیومن، نابغه ریاضى و از پیشگامان نظریه بازیها که از افراد تاثیرگذار در توصیه به ارتش ایالات متحده آمریکا در مورد دکترین منع تجهیز و استفاده از سلاحهاى هسته‌اى بود، به سرطانى پیشرفته و درمان ناپذیر مبتلا شد. در زمانى که بیماری، او را زمینگیر کرد و در بستر افتاد، فون نیومن به مذهب کاتولیک درآمد و بیان داشت:‌پاسکال در سخن ظریفى گفته: اگر این شانس و احتمال باشد که خدایى وجود داشته باشد و قرعه اقبال غیر معتقد به وجود خدا، عذاب دوزخ باشد، در این صورت باور به وجودخدا، معقول است. نظریه پاسکال در مورد ایمان که به نظریه شرط بندى معروف است به طور خاص در کتاب اندیشه‌هاى وى ارائه شده، در واقع استدلالى است از موضع ایمان گروانه براى اثبات معقولیت باورهاى دینى و بیان ارزش باور دینى عقلانى و از جمله باور به وجود خدا و آموزه‌هاى دینى دیگرى چون معاد و زندگى پس از مرگ- و به طور خاص، اثبات مسیحیت- نه اثبات عقلانى یا تجربى وجود خدا. استدلالهاى عقلانى یا تجربى وجودخدا، در واقع در قلمرو استدلالهایى قرار مى‌گیرد که با توسل به شواهدتجربى یا مفهومی، درصدد اثبات وجود خدا هستند که از آن جمله مى‌توان به استدلالهاى جهان شناختی، وجود شناختى و غایت شناختى و تجربه دینى اشاره کرد.اما استدلال شرطى را مى‌توان آخرین حربه و مستمسک متدینان دانست که بیان مى‌دارد در جایى که استدلالهاى عقلانى وتجربى یا پیشینى و پسینى در باب اثبات وجود خدا مارا متقاعد نمى‌سازند، مى‌توان با تمسک به روش احتیاط اندیشانه، عمل گروانه و مصلحت جویانه به گونه‌اى عمل نمود که بیشترین سود و منافع شخصى حاصل آید و از خطر احتمالی، اجتناب گردد. به عبارت دیگر استدلال شرطى بیان مى‌دارد که باور به وجود خدا و آموزه‌هاى دینی، به لحاظ عملى معقول است و در نگاهى عمل گروانه نسبت به مدعاى رقیب، سود بیشترى را نصیب ما مى‌کند وتلاش جهت پرورش باور دینی، پاسخى است به اصل احتیاط عقلی؛ در نتیجه دلمشغولى پاسکال در این استدلال بیشتر معطوف به عقلانیت باور دینى وسودحاصل از آن است تا صدق باور دینی. استدلال شرطى پاسکال تلاشى است براى بحث در باب اینکه باور دینی، و به طور خاص باور مسیحی، تنها رویکرد صحیح و عاقلانه در مواجهه با سوال از وجودخدا مى‌باشد و از آنجا که عقل از دادن پاسخى قاطع به این سوال ناتوان است باید با سلوک مومنانه و احتیاط اندیشى به سود مورد انتظار دست یافت.
7- دیدگاه ویلیام جیمز: دخالت اراده در قلمرو عقل: ویلیام جیمز یکى از طراحان اصلى مکتب پراگماتیسم و در واقع مبدع و بنیانگذار این مکتب به شمار مى‌آید. امروزه فلسفه پراگماتیسم یکى از رهیافتهاى غالب شناخته شده در عرصه معرفت شناسی، اخلاق، تعلیم و تربیت وسیاست جامعه آمریکایى است. گفتنى است که دیدگاه ویلیام جیمز در باب ایمان، ادامه و تکمیل دیدگاه پاسکال است که باید به نکات ذیل توجه نمود:1‌- یکى از اصلى‌ترین نکته‌هایى که مکتب پراگماتیسم را از سایر مکاتب کلاسیک و رسمى جدا مى‌نماید دیدگاه این مکتب درباره حقیقت و ملاک و معیار حقیقى بودن است. در واقع پراگماتیسم با نقد نظریه رایج و سنتى در باب معیار صدق آغاز مى‌شود. بر طبق دیدگاه کلاسیک حقیقت به معناى مطابقت با واقع و معیار آن تطابق یا عدم تطابق آن با واقع است. بر اساس این دیدگاه، سخنى صادق است که مطابق با واقع باشد.این دیدگاه که به دیدگاه مطابقت مشهور است نظریه معروفى در باب صدق در جهان اسلام و مسیحیت است که طرفداران بى‌شمارى نیز دارد. در مقابل این دیدگاه، دیدگاههاى دیگرى در باب ملاک صدق مطرح گردید که مى‌توان به دو دیدگاه انسجام گرایى و عمل گرایى یا پراگماتیسم یا دیدگاه اصالت افاده عملى اشاره نمود. پراگماتیست ها که براى کشف صدق، راه عرضه بر واقع را مسدود دیدند تنها راه کشف صدق و حقانیت را داشتن افاده عملى مطلوب دانستند. بر این اساس در بررسى دو نظریه با یکدیگر، باید این دو نظریه را از حیث افاده عملى مطلوب مقایسه کنیم. .2 مقصود از سودمندى درعمل از منظر جیمز سازگارى آنها با مجموع دلبستگى‌هاى وجودى انسان است. به این معنا که تنها نظریه‌اى مفید فایده یا سودمند است که با دیگر علایق وجودى انسان سنخیت داشته باشد. .3 در مواجهه با یک عقیده یا باور، مانند باور به اینکه “الف، ب است”، ما ممکن است در یکى از سه حالت زیر قرار بگیریم:‌الف: شواهد و قراین کافى به سود این باور داشته باشیم؛ ب:‌شواهد و قراین کافى به سود یا زیان این باور نداشته باشیم؛ ج: شواهد وقراین کافى به زیان این باور نداشته باشیم. اگر بخواهیم بر طبق موازین عقلى رفتار نماییم باید در حالت “الف” که شواهد و قراین کافى به سود باورى وجود دارد آن باور را بپذیریم و در حالت “ب” که هیچ شاهد و قرینه‌اى وجود ندارد و قراین در سود و زیان، مساوى هستند، باید در حالت شک وتردید به سر بریم و از پذیرش یا عدم پذیرش باور امتناع کنیم. ولى در حالت “ج” که شواهدو قراین به زیان باور است آن را نپذیریم. جیمز معتقد است که ما در واقع چندان هم عقلانى رفتار نمى‌کنیم و در بسیارى موارد، به امورى باور داریم که هیچ شاهد وقرینه‌اى به سود و زیان آنها نداریم. وى باورهاى دینی، مانند باور به وجود خدا و جاودانگى نفس را از این قبیل مى‌شمارد. او معتقد است این باورها به اینکه خردگریزند و در حوزه‌اى فراتر از شواهد و قراین عقلى قرار دارند، ولى متعلق به ایمان مومنان قرار مى‌گیرند. جیمز در مقام تبیین این فرآیند به طرح این پرسش مى‌پردازد:‌آیا اراده آدمى مى‌تواند در مقام کشف حقیقت از سوى عقل، به او کمک کند یا مانع او شود؟ به عبارت دیگر آیا اراده آدمى در کار عقل دخالت مى‌کند یا نه؟ و آیا چنین دخالتى مجاز و مطلوب است؟ در چه شرایطى چنین مداخله‌اى صورت مى‌گیرد و امرى مطلوب نیز هست؟ جیمز در پاسخ به این سوالات معتقد است که چنین مداخله‌اى صورت مى‌گیرد و اراده آدمى در شرایطى خاص مى‌تواند و باید در کار عقل دخالت نماید. آنچه از نظر او اهمیت دارد، بیان شرایط و ضوابط خاصى است که در آن شرایط و ضوابط، دخالت اراده آدمى در کار عقل نه فقط ممکن، بلکه مطلوب و ضرورى هست. از دیدگاه جیمز، اراده آدمى در شرایطى خاص در حوزه عقل مداخله مى‌کند و مددکار یا مزاحم عقل انسان است هنگامى که تزاحم میان عقل و اراده صورت مى‌گیرد ملاک و معیار نهایى سلایق وجودى آدمى است. به این معنا که باید ببینیم مجموعه علایق و سلایق وجودى ما رو به سوى چه چیزى دارند واز چه چیزى روى گردان است. سازگارى با این علایق و دلبستگى‌ها وجودى مى‌تواند و باید یکى از معیارها و گزینش و داورى ما در سراسر زندگى باشد.
8- ایمان گرایى کى‌یرکگور: مطالبى را که کى‌یرکگور در باب ایمان مطرح کرده است در دو دسته قابل طرحند. وى از سویی، دیدگاه کسانى را که اثبات وجود خداوند و دیندارى را بر استدلال آفاقى مبتنى مى‌کنند، نقد کرده و از سویى دیگر به ارائه نظریه خود در باب چگونگى حصول ایمان پرداخته است. مباحث سلبى و ایجابى او در کتابهاى مختلفش به صورت پراکنده ذکر شده است. اما یکى از کتابهایى که به صورت کامل‌تر به چنین مباحثى اختصاص یافته است، کتاب پاره نوشته‌هاى فلسفى اوست. کى‌یرکگور در این کتاب نام مستعار “یوهان کلیماکوس” را براى خود برگزیده است که نشان مى‌دهد که مى‌خواهد از موضعى بى‌طرفانه خواننده را با خود همراه سازد و معلوم کند آیا استدلالهاى آفاقى نقشى درحصول ایمان ایفا مى‌کنند یا اینکه باید از آنها دست شست و راهى دیگر در پیش گرفت. در هر حال کى‌یرکگور در این کتاب در صدد بیان دو مطلب اساسى است اول آنکه در علم بشرى هیچ نوع یقینى یافت نمى‌شود و دوم آنکه در عین حال، انسان مجبور است که در زندگى خود، تصمیم بگیرد و دست به عمل بزند. مطلب نخست ما را با مباحث سلبى کى‌یرکگور مرتبط مى سازد. وى با بیان مطلب نخست درصدد است که ما را با این حقیقت آشنا نماید که پژوهشهاى آفاقی، یقین زا نیستند به همین دلیل نمى‌توانند مبناى گرویدن انسان به خداوند و ایمان دینى قرار گیرند. مطلب دوم ما را با مباحث ایجابى کى‌یرکگور آشنا مى‌نماید به این معنا که اگر ایمان بر پایه پژوهشهاى آفاقى مبتنى نیست و در عین حال باید تصمیم گرفت و به اقتضاى آن عمل کرد، چنین تصمیمى بر چه امرى بنا مى‌شود. کى‌یرکگور براى ورود خود به بحث میان دو دسته پژوهش تمایز مى‌نهد. پژوهش آفاقى و پژوهش انفسی. ارائه تعریفى دقیق از این دو پژوهش دشوار است، اما اگر بخواهیم تمایز این دو را از یکدیگر نشان دهیم، مى توانیم بگوییم که پژوهشهاى آفاقى هر گونه پژوهشى را که سروکار آن با امرى غیر از شهود و وجود آدمى است، در بر مى‌گیرد. بر این اساس، پژوهشهاى آفاقى شامل پژوهشهاى تجربی، ریاضی، فلسفى و تاریخى خواهند بود. در مقابل پژوهشهاى انفسی، پژوهشهایى از طریق تامل در وجود خود هستند. از این رو کى‌یرکگور براى نقد پژوهشهاى آفاقى سه دلیل ارائه مى‌نماید که عبارتند از: برهان هاى تقریب و تخمین، برهان تعویق وبرهان شورمندی. برهان تقریب و تخمین که درباره نفى یقین بخشى دلایل آفاقى است بیان مى‌دارد که: اگر به پژوهشهاى تاریخى بپردازیم لازم است ابتدا وثاقت کتابهاى مقدس را بررسى کنیم. براى چنین کارى نیاز به چند چیز داریم. تحقیقات تاریخى هنگامى مى‌توانند پایه‌اى براى ایمان قرار گیرند که در حیطه‌هاى زیر یقین‌زا باشند. .1 بتوانند نشان دهند که کتابهاى مقدس شرعیت دارند.2؛ بتوانند معلوم سازند که کتابهاى مقدس داراى سندیت و اعتبار هستند.3 ؛ بتوانند این یقین را براى ما حاصل کنند که کتابهاى مقدس کامل هستند.4 ؛ بتوانند این مطلب را معلوم دارند که مصفان کتابهاى مقدس قابل وثوقند. .5 بتوانند معلوم کنند که وحی، ضامنى جزمى در صحت مطالب است و به این جهت مورد پذیرش است. بنابراین اگر بتوان در باب متون مقدس به عنوان اسناد و مدارک اصلى صحت مسیحیت، در حیطه‌هاى ذکر شده به یقین دست یافت مى‌توان ادعا کرد که تحقیقات تاریخى توانسته است مشکل بى‌یقینى را حل نماید و به فرد یقینى ارزانى دارد که بتواند ایمان خودرا به عنوان یک دلبستگى بى حد وحصر بر آن بنا دارد. اما سوال این است که آیا تحقیقات تاریخى توان ایجاد یقین را دارند؟ پاسخ کى‌یرکگور منفى است. برهان تعویق صحبت از این دارد که آن دسته از دانشهاى بشرى که مستند به دلایل آفاقى‌اند بدون استناد واجد صفت عدم قطعیت هستند. نظامهاى مختلف فلسفی، علوم تجربى و حتى ریاضى همه و همه نشان از عدم قطعیت دارند. استدلال دوم کى‌یرکگور را مى‌توان به صورت منطقى اینگونه خلاصه نمود: مقدمه اول:‌انسان به چیزى مى‌تواند ایمان دینى اصیل داشته باشد که به آن کاملا ملتزم باشد؛ مقدمه دوم‌اگر انسان عقیده‌اش را مبتنى بر تحقیقاتى ساخته باشد که احتمال تجدید نظر در نتایج آنها در آینده بدهد، نمى‌تواند به آن عقیده التزام کامل داشته باشد؛ مقدمه سوم: در هر تحقیق آفاقی، این امکان وجود دارد که با توجه به شواهد یا استدلالهاى جدید، نیاز به تجدید نظر در نتایج تحقیقات پیدا شود. نتیجه این سه مقدمه آن است که ایمان به عنوان دلبستگى بى حد وحصر به سعادت ابدى با تحقیقات آفاقى تعارض دارد و کسانى که در پى مبتنى ساختن ایمان خود بر تحقیقات آفاقى هستند، لازم است ایمان خود را به تاخیر اندازند. اما در برهان سوم، یعنى برهان شورمندى در پى بیان این مطلب است که مومن حقیقى نباید به پژوهش آفاقى دست بزند زیرا با این کار به ایمان خود ضرر مى‌رساند. اگر بخواهیم این برهان را نیز در قالب یک استدلال منطقى معتبر بریزیم اینگونه مى‌توان آن را تقریر نمود:‌مقدمه اول:‌ اساسى‌ترین و ارزشمندترین خصیصه ایمان شورمندى و در واقع شورمندى بى حد وحصر است؛ مقدمه دوم: شورمندى بى‌حد و حصر با یقین آفاقى ناسازگار است؛ پس این نتیجه را مى‌توان از این دو مقدمه اخذ نمود که پژوهشهاى آفاقى مانعى در جهت تحقق شورمندى یک فرد متدین است. از این رو پژوهشهاى آفاقى داراى هیچ یقینى نیستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات