پس از تهاجم نظامی آمریکا در مارس سال 2003 به عراق و اشغال آن، این کشور شاهد تغییر و تحولات گسترده و عمیقی در ابعاد سیاسی، اقتصادی، نظامی و ژئوپلتیکی گردیده است. پس از اشغال عراق عوامل ژئوپلتیکی د راین کشور به گونه جدیدی مبادرت به ایفای نقش نموده اند، به نحوی که توانسته اند منطقه خاورمیانه و همسایگان عراق را از نقش جدید خود متأثر سازند. در این نوشتار سعی می شود با بررسی سیر تحولات عوامل مهم ژئوپلتیک عراق، نقش ژئوپولتیک عراق جدید در روند همگرایی با ایران تبیین گردد. بخش نخست این مقاله تقدیم می گردد.
عراق که در لغت به معنی کنار نهر یا دریا آمده، یکی از کشورهای بسیار مهم منطقه خاورمیانه محسوب می گردد که از نظر ژئوپلتیکی، اقتصادی، امنیتی و نظامی دارای اهمیت زیادی می باشد. از دیرباز سرزمین عراق به دلیل برخورداری از عوامل ثابت و متغیر بسیار مهم ژئوپلتیکی همواره مورد توجه قدرت های محلی و بین المللی قرار داشته است. موقعیت جغرافیایی عراق به گونه ای است که به لحاظ بر خورداری از عوامل مختلف ژئوپلتیک دارای بسترهای لازم برای ایفای نقش مؤثر در منطقه خاورمیانه و جهان می باشد.
کشور عراق بین 29 درجه و 6 دقیقه الی 37 درجه و 5 دقیقه عرض شمالی و 38 تا 46 درجه طول خاوری از نصف النهار گرینویچ واقع شده و دارای 438446 کیلومتر مربع مساحت است(1). سرزمین عراق بطور عمده از سه بخش تشکیل شده است: منطقه کوهستانی در شمال و شمال شرقی، منطقه جلگه ای در شرق و جنوب شرقی و زمین های پست و هموار در جنوب. دو رود مهم دجله و فرات که از ترکیه سرچشمه می گیرند پس از عبور از مرز وارد عراق می شوند و قسمت شرقی این کشور را سیراب می کنند (رود فرات پس از عبور از سوریه وارد خاک عراق می گردد). جمعیت عراق در جولای سال 2004 معادل 691/374/25 نفر برآورد شده که از این تعداد 55 تا 60 درصد را اعراب شیعه، 25 درصد را اعراب سنی و 15 الی 20 درصد را اکراد تشکیل می دهند. تعداد مسیحیان در عراق نیز تا قبل از جنگ دوم خلیج فارس در سال 1991 یک میلیون نفر و در حال حاضر حدود 650 هزار نفر برآورد شده است.
تولید ناخالص داخلی عراق در سال 2003 معادل 38/79 میلیارد دلار برآورد شده است که با احتساب جمعیت 25 میلیونی این کشور، درآمد سرانه در عراق کمتر از 1600 دلار محاسبه می گردد.(2)
عراق در شمال خلیج فارس واقع شده که از این نظر دارای موقعیت ممتازی است. به همین دلیل بسیاری از صاحب نظران، عراق را دومین کشور در منطقه آسیای جنوب غربی می دانند که دارای امکانات مناسب جغرافیایی است و در بین کشورهای عربی حوزه خلیج فارس مقام ویژه ای را داراست. به همین دلیل است که عراق همواره از نظر تاریخی با درک ژئوپلتیک خود، به دنبال کسب رهبری در بین کشورهای منطقه بوده است.(3)
در هر صورت ژئوپلتیک یکی از عوامل مؤثر بر ایفای نقش منطقه ای توسط عراق بوده و همواره بر ذهن دولتمردان و جهت گیری های سیاست خارجی این کشور تأثیر گذاشته است. بدون تردید یکی از دلایل تغییر و تحولات سریع در روابط خارجی و تلاش برای ایفای نقش یک بازیگر تعیین کننده و قدرت منطقه ای طی دهه های اخیر، بسترهای ژئوپلتیکی در این کشور بوده است.
کشور عراق از ویژگی های ژئوپلتیکی بارزی برخوردار است که ترکیب و حاصل تأثیرگذاری آنها بر عملکرد دولتمردان و سیاست خارجی این کشور، اوضاع و شرایط منحصر به فردی را به وجود آورده است؛ این شرایط طی سه دهه اخیر موجب تحولاتی در سطح منطقه و کشور عراق گردیده که نهایتاً تغییرات ژئوپلتیکی قابل توجهی را در این کشور رقم زده است.
پس از تهاجم نظامی آمریکا در مارس سال 2003 (فروردین 1382) به عراق و اشغال آن، این کشور شاهد تغییر و تحولات گسترده و عمیقی در ابعاد سیاسی، اقتصادی، نظامی و ژئوپلتیکی گردیده است. پس از اشغال عراق عوامل ژئوپلتیکی د راین کشور به گونه جدیدی مبادرت به ایفای نقش نموده اند، به نحوی که توانسته اند منطقه خاورمیانه و همسایگان عراق را از نقش جدید خود متأثر ازند. در این نوشتار سعی می شود با بررسی سیر تحولات عوامل مهم ژئوپلتیک عراق، نقش ژئوپولتیک عراق جدید در روند همگرایی با ایران تبیین گردد.
پیشینه ژئوپلتیک عراق
سرزمین عراق همواره در طول تاریخ از موقعیت ویژه ای برخوردار بوده است. تمدن سومر در 3000 سال قبل از میلاد و امپراطوری های بابل و آشور در 1350 سال قبل از میلاد در این سرزمین بوجود آمده اند. در قرن ششم میلادی سرزمین عراق جزو قلمرو امپراتوری ایران بوده است. در قرن هفتم میلادی اعراب مسلمان با شکست دادن آخرین پادشاه سلسله ساسانی، سرزمین واقع بین دو رودخانه دجله و فرات را به تصرف خود درآوردند و این اراضی را بین النهرین نامیدند. بین النهرین قریب یکصد سال مرکز خلافت اسلامی شد و بغداد پایتخت آن از اعتبار خاصی برخوردار بود. بغداد که در لغت به معنای دارالاسلام است، حدود 5 قرن مرکز حکومت خلفای عباسی بود تا این که در سال 1258 میلادی مغول ها آن را به تصرف خود در آورند.(4)
در سال 1534 میلادی بغداد به تصرف ترکان عثمانی درآمد و بدین ترتیب سرزمین بین النهرین یا عراق کنونی تا اوایل قرن بیستم جزو قلمرو امپراتوری عثمانی بود. در دوران عثمانی سرزمین عراق از نظر دسترسی سلاطین عثمانی به سرزمین های عربی و شمال آفریقا اهمیت فراوانی داشت، ضمن آنکه این منطقه برای متحدین امپراتوری عثمانی (مثل آلمان) و دولت های مخالف (مانند انگلستان)، به منظور دسترسی به شبه قاره هند نیز از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بود. پس از شکست عثمانی در جنگ جهانی اول و تجزیه آن، عراق که بخشی از خاک عثمانی محسوب می شد توسط انگلستان اشغال گردید و به موجب مصوبه جامعه ملل، تحت قیمومیت این کشور قرار گرفت. پس از گذشت حدود 10 سال، عراق در سال 1932 استقلال یافت و به عضویت جامعه ملل در آمد. در واقع شکل گیری کشور کنونی عراق محصول اقدامات انگلستان است که در پی قرار داد سایکس- پیکو در سال 1916 بین وزرای خارجه انگلیس و فرانسه به وجود آمد.(5)
عراق که از سه ولایت بصره، بغداد موصول تشکیل شده بود به لحاظ امکان ارتباط با خلیج فارس، همسایگی با اردن و ارتباط با دریای سرخ می توانست راه زمینی مناسبی برای انگلستان در دسترسی به هند فراهم آورد که مکمل راه دریایی هند به شمار می رفت. بنابراین در این مقطع نیز عراق از اهمیت ژئوپلتیک فراوانی برخوردار بود.
با افول قدرت انگلستان و پایان جنگ جهانی دوم از اهمیت موقعیت ژئوپلتیک عراق کاسته نگردید. در دوران جنگ سرد، عراق در حلقه اقمار اتحاد جماهیر شوروی بود و به عنوان مسیری برای حضور شوروی در خاورمیانه در کانون توجه بلوک شرق قرار داشت. به همین دلیل اتحاد شوروی در عراق نفوذ بسیار زیادی ایجاد نموده و ساختارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی این کشور را از خود متأثر ساخته بود. در دوران مذکور اتحاد جماهیر شوروی از وحدت و یکپارچگی عراق حمایت می کرد و این موضوع به ابزاری در دست دولت مرکزی این کشور برای سرکوب حرکت های جدایی طلبانه مانند جنبش کردها و شیعیان تبدیل شده بود.
پس از روی کارآمدن "صدام حسین " در عراق در سال 1978، جاه طلبی های وی برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای و ایفای نقش رهبری جهان عرب، که خود متأثر از انزوای مصر پس از امضای قرارداد کمپ دیوید بود، زمینه برهم خوردن تعادل قدرت در منطقه را فراهم آورد. تهاجم نظامی عراق به ایران در سال 1980 به وضوح نمایانگر زیاده طلبی های صدام حسین در سال های پایانی جنگ سرد است که البته در آن مقطع هر دو ابر قدرت شرق و غرب این کشور را در توسعه طلبی های خود یاری دادند.
جنگ دوم خلیج فارس که پیامد اشتباهات رژیم عراق و نتیجه آتش افروزی های این رژیم در منطقه بود، همزمان با پایان جنگ سرد و فروپاشی نظام دو قطبی، توجه آمریکا و غرب را بیش از پیش به موقعیت ژئوپلتیک این کشور جلب نمود.
عراق از اهمیت زیادی برای آمریکا برخوردار است. تضمین امنیت جریان صدور نفت، تأثیر گذاری بر روند صلح اعراب و اسرائیل، مهار جمهوری اسلامی ایران و نقش آفرینی در شمال عراق و منطقه کردستان برای کنترل تحولات و تأثیرگذاری بر کشور هایی که دارای مناطق کرد نشین هستند، فرصت هایی بوده اند که پس از جنگ دوم خلیج فارس با استفاده از موقعیت ژئوپلتیکی عراق برای آمریکا فراهم شده است.
به طور کلی در دوران جنگ سرد عراق در قلمرو ژئواستراتژیک قدرت برّی یعنی اتحاد جماهیر شوروی قرار داشت، اما فروپاشی اتحاد شوروی و جنگ دوم خلیج فارس موجب حضور آمریکا در مناطق امن در شمال و جنوب عراق بر اساس قطعنامه 688 شورای امنیت سازمان ملل متحد گردید(6)؛ که نهایتاً جدایی ژئوپلتیکی عراق را به همراه داشت.
سیاست های کاملاً اشتباه صدام حسین در ابعاد منطقه ای و بین المللی و نقض مکرر قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل موجبات انزوای این رژیم را فراهم آورد. پس از رویدادهای 11 سپتامبر 2001 در ایالات متحده آمریکا و اعلام استراتژی مبارزه با تروریسم از یک سو و ادعای واشنگتن مبنی بر تلاش رژیم عراق جهت دستیابی به تسلیحات اتمی و همکاری این رژیم با شبکه القاعده، با جوسازی و تبلیغات گسترده رسانه ای و اقدامات دیپلماتیک وسیع در سطح سازمان ملل متحد و منطقه خاورمیانه، بستری فراهم شد که علی رغم مخالفت شورای امنیت سازمان ملل متحد و مخالفت های مردمی در سطح جهان، آمریکا با همراهی تعدادی دیگر از کشورهای غربی در مارس سال 2003 به عراق حمله و پس از مدت کوتاهی رژیم حاکم براین کشور را ساقط نماید. بدون تردید یکی از دلایل و ملاحظات آمریکا در تهاجم نظامی به عراق اهمیت ژئوپلتیکی این کشور بوده است.
پس از گذشت شش سال از اشغال عراق، آمریکا متحمل هزینه های فراوانی گردیده و سیاست های این کشور بر پیچیدگی های مسایل منطقه افزوده است. بدست گیری قدرت توسط یک دولت شیعی و خروج شیعیان و اکراد از انزوای سیاسی پس از حدود 80 سال، تحولات ژئوپلتیکی جدیدی را در عراق رقم زده که علاوه بر تحت تأثیر قرار دادن عراق و منطقه خاورمیانه، روابط راهبردی قدرت های بزرگ را نیز متأثر ساخته و موجب واکنش برخی کشورهای منطقه مانند عربستان و اردن گردیده است، تا جایی که پادشاه اردن با ابراز نگرانی از تحولات عراق در دسامبر سال 2005 از موضوعی تحت عنوان «هلال شیعی» صحبت به میان آورد. بدون تردید تحولات اخیر در عراق روابط کشورهای منطقه را هم متأثر ساخته است. در ادامه عوامل مهم ژئوپلتیک در عراق و سیر تحولات آنها مورد بررسی قرار می گیرد. ادامه دارد ...