میشل میچر
برگردان: بابک پاکزاد
در حالی که توجهء اذهان عمومی در جهان به عواقب و پیامدهای جنگ اسراییل-حزبالله معطوف شده، تهدیدات خطرناک برای امنیت جهانی به شکل قابل توجهی در حال رشد است. در ماه جولای، وزیر انرژی ایالات متحده، ساموئل بودمن اظهار کرد: «در آیندهء نزدیک، شاهد عبور حجم تقاضای نفت از میزان تامین آن خواهیم بود.»
ماه گذشته، بیل کلینتون، رییسجمهور پیشین ایالات متحده این زنگ خطر را به صدا در آورد که جهان طی 35 تا 50 سال، منابع نفتی خود را از دست خواهد داد و این امر خطر جنگ بر سر منابع از هر نوع را افزایش میدهد. نوامبر گذشته، جولیبرمن، کاندیدای پیش معاونت ریاست جمهوری آمریکا هشدار داد که تلاشهای ایالات متحده و چین برای واردات بیشتر جهت پاسخ به تقاضای فزاینده، ممکن است رقابت را به چیزی حاد و خطرناک در اندازهء مسابقهء تسلیحاتی هستهای میان ایالات متحده و اتحاد شوروی بدل کند.
هم اکنون مصرف جهان حدود 84 میلیون بشکه در روز است. اما به دلیل تقاضای رشد یابنده ناشی از رشد فزایندهء اقتصادی چین، هند و دیگر کشورها، مرکز اطلاعات انرژی ایالات متحده اخیرائ پیشبینی کرده که میزان تقاضا تا سال 2050 به 121 میلیون بشکه در روز افزایش خواهد یافت. اما نمیتوان به 50 درصد افزایش تقاضا طی 20 سال پاسخ داد. در این زمینه رییس بخش اکتشافات شرکت توتال اظهار کرد: «ارقامی نظیر 120 میلیون بشکه در روز هرگز محقق نخواهد شد.»
دلیل اول این که دیگر ذخایر نفتی چندانی وجود ندارد. در دههء گذشته، مصرف جهان 24 میلیارد بشکه در سال بوده است، اما به طور متوسط سالانه کمتر از 10میلیارد بشکه منابع نفت جدید کشف شده است. دوم آن که حتی اگر چنین ذخایری در دسترس باشد، هزینه بهرهبرداری از آن به صرفه نیست، تخمین زده میشود که برای این کار 17 هزار میلیارد دلار سرمایهگذاری نیاز است تا بتوان نفت را به مصرفکنندگان رساند که معادل بیش از نیمی از تولید ناخالص داخلی ایالات متحده است. سوم آن که بدون جهش قیمتی غیرقابل کنترل زیربناهای لازم برای تحویل آن فراهم نخواهد شد و چهارم آن که تولید و ظرفیت تصفیهء مازاد جهانی دیگر وجود ندارد.
در 20 سال آینده وابستگی غرب به تولیدکنندگان عمده در خلیجفارس ـ ایران، عراق، عربستان سعودی، کویت و امارات متحده عربی ـ تقریبائ دو برابر خواهد شد. همچنین سهم این کشورها در تولید جهانی نفت از یک چهارم به تقریبائ نصف، افزایش پیدا خواهد کرد و همراه با روسیه و ونزوئلا انتظار میرود که آنها مسئولیت بیش از 60 درصد از تولید جهانی نفت را تا سال 2025 برعهده گیرند. هم اکنون میزان تولید کشورهای غیراوپک، تقریبائ به نقطهء اوج خود رسیده و روند نزولی خود را طی خواهد کرد.
هنگامی که در سال 2010 این کشورها قادر به تامین تقاضاهای فزاینده نباشند، انتظار میرود که اوپک توانایی لازم برای جایگزینی و کنترل نوسانات کوتاهمدت را نداشته و افزایش قیمت و ناپایداری آن اجتنابناپذیر و رشد تقاضا نیز دامن گستر شود.
تنها سه راه برای خروج از این بحران قریبالوقوع وجود دارد:
راه اول، تخریب تقاضاست که براثر کاهش عرضه تا حدودی اجباری و تحمیل خواهد شد اما این امر مطمئنائ بسیار محدود و با تاخیر صورت خواهد گرفت. راه دوم، تنوع بخشی منافع انرژی غیر از سوختهای فسیلی و گرایش به منابع انرژی تجدید شونده است. راه سوم هم حفظ و ذخیره سازی انرژی است. هیچ نشانهای مبنی بر پیگیری راه دوم در سطح جهانی و در مقیاس مورد نیاز وجود ندارد. راه سوم که بینش کوتاه مدت و غیرخلاق بر آن حاکم است، مسیری است که در حال حاضر پیگیری میشود و هدف آن به دست آوردن سهم بیشتری از ذخایر در حال اتمام فعلی است.
ژنرال جانابی زید، فرماندهء ستاد فرماندهی ایالات متحده در عراق در ماه مارس خطاب به کمیتهء تخصیص بودجه اظهار کرد: «ممکن است نیاز باشد نیروهای آمریکایی به خاطر نفت برای مدت نامحدودی در عراق بمانند.»
در طرف مقابل طی سال گذشته چین، هند، روسیه و ایران قراردادهایی را در حوزهء انرژی به امضا رساندهاند که ارزش آنها بالغ بر 500 میلیارد دلار است و شروع به تاسیس «کلوپ انرژی» آسیای میانه کردهاند که شبکهء خط لوله و بازار انرژی خاص خود را دارد. سازمان همکاریهای شانگهای نه تنها روسیه و چین را شامل میشود بلکه همچنین از ایران، پاکستان و هند دعوت کرده تا به عضویت دایم این سازمان درآیند. هدف این بازی اقتصادی واضح است منحرف ساختن تلاشهای ایالات متحده برای سلطه بر ذخایر انرژی دریای خزر. سازمان همکاریهای شانگهای در مسیر تبدیل به سازمانی است که دسترسی ژئو پلیتیکی ایالات متحده را به چالش میکشد.
وضعیت پیرامون گاز تهدیدآمیزتر است. پیوندهای تعمیق یابنده میان روسیه و الجزایر نگرانیهایی را دامن زده مبنی بر اینکه مذاکرات اخیر میان گازپروم روسیه و سونات راچ، کمپانی ملی انرژی الجزایر گام نخست در تشکیل یک کارتل گاز طبیعی محسوب شود. تعداد اندک کشورهای تامین کننده میتواند شکلگیری یک اوپک گازی را ترغیب کند. ائتلافی میان کشورهای برتر یا چهار صادرکنندهء گاز ـ که میتواند بسیار موثرتر از اوپک نفتی باشد ـ و برای بازار جهانی یک کابوس است.
این یک نقطه عطف تاریخی است. قبل از این هرگز در تاریخ منبعی چنین اساسی مانند نفت با کاهش سریع بدون هیچ چشماندازی برای جایگزینی آن مواجه نشده است. استراتژی خود ویرانگر کنار گذاشتن منابع نفت و گاز در حال اتمام باید فورائ با ساختن نظم نوین انرژی جهانی بر پایهء اقتصاد هیدروژنی و بر پایهء منابع تجدید شونده در کنار ذخیره و حفظ انرژی پیگیری شود در غیر این صورت ما خود را در معرض رکود بزرگ دوم تنشهای نظامی و چشمانداز جنگهای بزرگ قرار دادهایم.