تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۲  ، 
کد خبر : ۹۹۹۸۲

آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری در نگاه امام خمینی


علی معصومی(وزوایی)
هنگامی که اولین نشانه های انحراف نهضت مشروطه آشکار شد ، فقط عده معدودی این نشانه ها را به خوبی درک کردند و به پا خاستند تا از نهضت مردم و خون هایی که در این راه داده و از زجرهایی که در این باره کشیده بودند ، پاسداری کنند. در راس افراد هوشیاری که این نشانه ها را از همان ابتدا مشاهده کردند ، آیت الله شیخ فضل الله نوری قرار داشت . آیت الله شیخ فضل الله نوری که سال 1259 قمری در روستای لاشک (در منطقه کجور مازندران ) دیده به جهان گشود ، از بزرگترین شاگردان میرزای بزرگ شیرازی (صاحب فتوای تحریم تنباکو) بود و در عرصه عرفان ، سیاست ، فقه ، اصول ، کلام ، حکمت و ... تبحر کامل داشت . وی حدود 24 سال پیش از مشروطه از طرف میرزای شیرازی به ایران آمد تا اوضاع دینی و اجتماعی و سیاسی را زیرنظر بگیرد. آیت الله شیخ فضل الله نوری در جریان نهضت تنباکو که تحت رهبری میرزای شیرازی شکل گرفت ، تلاش ها و کوشش های فراوان کرد و از رهبران این نهضت در تهران گردید.
آیت الله شیخ فضل الله نوری در عتبات در موقعیتی قرار داشت که بعد از میرزای شیرازی می توانست مرجع عام شیعه شود ، ولی اوضاع حساس ایران ایجاب می کرد که وی در تهران استقرار یابد و جامعه را از انحراف باز دارد. وی بعد از رحلت آیت الله میرزا حسن آشتیانی ، زعامت دینی مرکز سیاسی ایران (تهران ) را در دست گرفت و به اوج شهرت و مقبولیت عامه رسید.
آیت الله شیخ فضل الله نوری که در جریان نهضت تنباکو نیز رهبری یک نهضت را تا حدود زیادی تجربه کرده بود ، یکی از پایه گذاران بزرگ نهضت مشروطه محسوب می شد. در آن زمان که نهضت مشروطه تازه آغاز شده بود ، بسیاری از علما هنوز موضعی در این باره نگرفته بودند و در باره ورود یا عدم ورود به نهضت تردید داشتند. اما شیخ فضل الله نوری نه تنها خودش وارد نهضت شده بود بلکه سایر علما را نیز با استدلال دعوت می کرد به نهضت بپیوندند و زمینه را برای سامان یافتن اوضاع ایران فراهم نمایند.وی در آن زمان که غرب گرایان او را متهم به مخالفت با مجلس و نهضت می کردند ، در این باره چنین گفت : ایهاالناس ، من به هیچ وجه منکر مجلس شورای ملی نیستم ، بلکه مدخلیت خود را در تاسیس این اساس ، بیش از همه کس می دانم ، زیرا که علمای بزرگ ما که مجاور عتبات عالیات و سایر ممالک هستند ، هیچ یک همراه نبودند ولی من همه را با اقامه دلایل و براهین ، همراه کردم . از خود آقایان عظام می توانید این مطلب را جویا شوید.
الان هم من همان هستم که بودم ، تغییری در مقصد و تجددی در رای به هم نرسیده است ....
موضوعی که آیت الله شیخ فضل الله نوری را از دیگران متمایز می کرد و همین تمایز ، مشکلاتی را برای ایشان پیش آورد ، این بود که فهم ایشان فراتر از فهم زمان خود بود و بسیاری مسائل و حوادث را را پیش از آنکه دیگران درک کنند ، ایشان درک می کرد.در بسیاری از نهضت ها و انقلاب ها ، روند انحراف به شکلی فراگیر می شود و به گونه ای همه عرصه ها را در می نوردد که حتی رهبران و بزرگان انقلاب نیز نمی توانند به خوبی جریان انحراف را تشخیص بدهند ، ولی آیت الله شیخ فضل الله نوری عالمی بود که انحرافات را در همان مراحل اولیه تکوین به خوبی تشخیص می داد. به همین دلیل است که وی در حالی که از بنیانگذاران اصلی نهضت بود ، در همان مراحل اولیه بعد از پیروزی ، متوجه شد که غرب گرایان و عوامل استعمارگران خواب دیگری برای نهضت دیده اند و می خواهند آن را به سمتی کاملا مخالف و متضاد با اهداف اولیه نهضت بکشانند. به همین دلیل ، وی بدون کم ترین مسامحه و ملاحظه کاری و با صراحت و شجاعت تمام در برابر منحرفان ایستاد و از تهمت ها و تهدیدها و حتی از جان خود نترسید.
یکی از علل مهم قیام آیت الله شیخ فضل الله نوری علیه غرب گرایان این بود که وی به خوبی دریافت که آن ها به بهانه انقلاب و به اسم مشروطه خواهی ، می خواهند به تعبیر خودشان جامعه ایران را از نوک پا تا فرق سرفرنگی کنند و دین و فرهنگ دینی و میهنی و بومی را به طور کامل از میان بردارند .در واقع غرب گرایان انقلابی را که هدف آن عدالت و اجرای تعالیم و احکام دین و مبارزه با استبداد بود ، به یک انقلاب ضددینی وانقلابی برای غربی کردن نظامات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی تعبیر کرده بودند. به همین دلیل ، از همان ابتدا ، قوانین غربی را ترجمه کردند و به همان صورت ، به عنوان قوانین جامعه ایران مطرح نمودند ، حتی نام انقلاب را نیز به همان نحو که در غرب معمول بود ، نامگذاری کردند. آیت الله شیخ فضل الله نوری با درک سریع توطئه غرب گرایان ، در مقابل آن ها ایستاد و نظام « مشروعه » ، مجلس شورای اسلامی و... را مطرح کرد. شیخ فضل الله نوری به دلیل اعتقاد راسخی که به راه خود داشت تا لحظه شهادت استوار ماند و جان خویش را فدای اعتقادات اصیل و اسلامی خود کرد.
امام خمینی در باره علت شهادت آیت الله شیخ فضل الله نوری ، نکته سنجی و تجلیل ویژه ای دارند. ایشان معتقدند یکی علل مهم شهادت آیت الله شیخ فضل الله نوری ، درک قدرت روحانیت ، به ویژه درک قدرت آیت الله شیخ فضل الله نوری از سوی غرب گرایان و دشمنان اسلام در آن زمان است . به عبارت دیگر ، چون دشمنان اسلام و غرب گرایان متوجه شدند که روحانیت اصیل چنان قدرتی دارد که به راحتی انقلاب ایجاد کند و در هر آن، اوضاع را به نفع اسلام و به زیان دشمنان اسلام تغییر بدهد ، بنابر این ، درصدد برآمدند قدرت مندترین و هوشیارترین روحانی را از میان بردارند تا کسی نتواند در برابر انحرافات آن ها بایستد. امام خمینی در این باره چنین می‌فرماید:
در مشروطه دیدند که یک ملا یا چند ملا درنجف و چند معمم و ملا در تهران اساس استبداد و حکومت خودکامه ای که در آن وقت بود آن را به هم زدند و مشروطه را مستقر کردند و در این مسائل آنهایی که مخالف هم بودند از پا ننشستند. آنها هم فعالیت خودشان را می کردند که حالا بخواهیم همه را بگوییم طولانی است . لکن راجع به همین مشروطه و اینکه مرحوم شیخ فضل الله نوری ـ رحمه الله علیهم ایستاد که «مشروطه باید مشروعه باشد ، باید قوانین موافق اسلام باشد. » در همان وقت که ایشان این امر را فرمود و متمم قانون اساسی هم از کوشش ایشان بود ، مخالفین ، خارجیها که یک همچون قدرتی را در روحانیت می دیدند کاری کردند در ایران که شیخ فضل الله مجاهد مجتهد دارای مقامات عالیه را ، یک دادگاه درست کردند و یک نفر منحرف روحانی نما او را محاکمه کرد و در میدان توپخانه شیخ فضل الله را در حضور جمعیت به دار کشیدند.(1)
دوران مشروطه را که همه آقایان شنیده اند یک عده ای که نمی خواستند که در این کشور اسلام قوه داشته باشد و آنها دنبال این بودند که اینجا را یا به نحوی طرف خودشان بکشانند ، آنها جوسازی کردند به طوری که مثل مرحوم آقا شیخ فضل الله که آن وقت یک آدم شاخصی در ایران بود و مورد قبول بود همچون جوسازی کردند که در میدان علنی ایشان را به دار زدند و پای آن هم کف زدند و این نقشه ای بود برای اینکه اسلام را منعزل کنند و کردند و از آن به بعد دیگر نتوانست مشروطه یک مشروطه ای باشد که علمای نجف می خواستند ، حتی قضیه مرحوم آقا شیخ فضل الله را در نجف هم یک جور بدی منعکس کردند ، که آنجا هم صدایی از آن در نیامد. این جوی که ساختند در ایران و در سایر جاها ، این جو اسباب این شد که آقا شیخ فضل الله را با دست بعضی از روحانیون خود ایران محکوم کردند و بعد او را آوردند و در وسط میدان و به دار کشیدند و پای آن هم ایستادند کف زدند و شکست دادند اسلام را در آن وقت و مردم غفلت داشتند از این عمل ، حتی علما هم غفلت داشتند(2)
از نظر غرب‌گرایان، مساله محدود به آیت الله شیخ فضل الله نوری نبود و آن ها اساسا با حضور روحانیت در سیاست مخالف بودند ، زیرا می دانستند هرگاه روحانیان حضور داشته باشند و بر امور نظارت کنند، دشمنان دین و میهن نمی توانند به اهداف خود برسند. امام خمینی در باره توطئه کلی کنار نهادن روحانیت در دوره مشروطیت چنین می‌فرماید:
همان طوری که در صدر مشروطه با روحانی این کار را کردند و اینها زدند و کشتند و ترور کردند ، همان نقشه است آن وقت ترور کردند سیدعبدالله بهبهانی را ، کشتند مرحوم نوری را و مسیر ملت را از آن راهی که بود ، برگرداندند به یک مسیر دیگر.(3)
در جنبش مشروطیت همین علما در راس بودند و اصل مشروطیت اساسش از نجف به دست علما و در ایران به دست علما شروع شد و پیش رفت . این قدری که آنها می خواستند که مشروطه تحقق پیدا کند و قانون اساسی در کار باشد ، شد لکن بعد از آنکه شد ، دنباله اش گرفته نشد. مردم بیطرف بودند ، روحانیون هم رفتند هر کس سراغ کار خودش ، از آن طرف عمال قدرتهای خارجی و خصوصا در آن وقت انگلستان در کار بودند که اینها را از صحنه خارج کنند یا به ترور و یا به تبلیغات گویندگان و نویسندگان ، آنها کوشش کردند به اینکه روحانیون را از دخالت در سیاست خارج کنند و سیاست را بدهند به دست آنهایی که می توانند به قول آنها ، یعنی فرنگ رفته ها و غربزده ها و شرقزده ها و کردند آنچه را کردند ، یعنی اسم مشروطه بود و واقعیت استبداد ، آن استبداد تاریک ظلمانی ، شاید بدتر از (این) زمان ، و حتما بدتر از زمانهای سابق.(4)
امام خمینی در باره علت شهادت آیت الله شیخ فضل الله نوری ، نکته سنجی و تحلیل ویژه ای دارند. ایشان معتقدند یکی از علل مهم شهادت آیت الله شیخ فضل الله نوری ، درک قدرت روحانیت ، به ویژه درک قدرت آیت الله شیخ فضل الله نوری از سوی غرب گرایان و دشمنان اسلام در آن زمان است . به عبارت دیگر ، چون دشمنان اسلام وغرب گرایان متوجه شدند که روحانیت اصیل چنان قدرتی دارد که به راحتی انقلاب ایجاد کند و در هر آن ، اوضاع را به نفع اسلام و به زیان دشمنان اسلام تغییربدهد ، بنابر این ، درصدد برآمدند قدرت مندترین و هوشیارترین روحانی رااز میان بردارند تا کسی نتواند در برابر انحرافات آن ها بایستد.
یکی از علل مهم قیام آیت الله شیخ فضل الله نوری علیه غرب گرایان این بود که وی به خوبی دریافت که آن ها به بهانه انقلاب و به اسم مشروطه خواهی ، می خواهند به تعبیر خودشان ، جامعه ایران را از نوک پا تا فرق سرفرنگی کنند و دین و فرهنگ دینی و میهنی و بومی را به طور کامل از میان بردارند. در واقع ، غرب گرایان می خواستند انقلابی را که هدف آن عدالت و اجرای دقیق تعالیم واحکام دین و مبارزه با استبداد بود ، به یک انقلاب ضددینی تغییر دهند.
شیخ فضل الله نوری نه تنها خودش وارد نهضت شد ، بلکه سایر علما را نیز با استدلال دعوت کرد به نهضت بپیوندند و زمینه را برای سامان یافتن اوضاع ایران فراهم نمایند. وی درآن زمان که غرب گرایان او را متهم به مخالفت با مجلس و نهضت می کردند ، در این باره چنین گفت : ایهاالناس ، من به هیچ وجه منکر مجلس شورای ملی نیستم ، بلکه مدخلیت خود را در تاسیس این اساس ، بیش از همه کس می دانم ، زیرا که علمای بزرگ ما که مجاور عتبات عالیات و سایر ممالک هستند ، هیچ یک همراه نبودند ولی من همه را با اقامه دلایل وبراهین ، همراه کردم . از خود آقایان عظام می توانید این مطلب را جویا شوید. الان هم من همان هستم که بودم.
موضوعی که آیت الله شیخ فضل الله نوری را از دیگران متمایز می کرد و همین تمایز ، مشکلاتی را برای ایشان پیش آورد ، این بود که فهم ایشان فراتر از فهم زمان خود بود و بسیاری از مسائل و حوادث را پیش از آنکه دیگران درک کنند ، ایشان درک می کرد. در بسیاری از نهضت ها و انقلاب ها ، روند انحراف به شکلی فراگیر می شود وبه گونه ای همه عرصه ها را در می نوردد که حتی رهبران و بزرگان انقلاب نیز نمی توانند به خوبی جریان انحراف راتشخیص بدهند ، ولی آیت الله شیخ فضل الله نوری عالمی بودکه انحرافات را در همان مراحل اولیه تکوین به خوبی تشخیص می داد. به همین دلیل است که وی در حالی که از بنیانگذاران اصلی نهضت بود ، در همان مراحل اولیه بعد از پیروزی ، متوجه شدکه غرب گرایان و عوامل استعمارگران خواب دیگری برای نهضت دیده اند و می خواهند آن را به سمتی کاملا مخالف و متضاد با اهداف اولیه نهضت بکشانند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات