تاریخ انتشار : ۱۴ تير ۱۳۸۸ - ۱۳:۲۹  ، 
کد خبر : ۹۹۹۹۸
نقد و بررسی طرح جدید «استفاده مدیریت شده از ماهواره» در گفت‌وگو با سعید ابوطالب

قصد آزادی یا محدودیت ماهواره را نداریم

حامد حقیقت اشاره: همان گونه که حاکمیت در هر جامعه ای موظف است از وضعیت فرهنگی صیانت کند، لازم است نیازهای فرهنگی مردم را نیز مرتفع نماید. امروزه ماهواره به عنوان یک ابزار و فرصت فرهنگی است که نمی توان آن را از مردم سلب کرد. با این حال مقابله با هجمه های فرهنگی نیز اقتضا می کند که راهکارهای مقتضی در خصوص استفاده نامشروع از ماهواره فراهم شود. چندی است که طرح «استفاده مدیریت شده از برنامه های ماهواره» به عنوان یکی از راهکارهای پیشنهادی در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار گرفته است. طرح 11 ماده ای «استفاده مدیریت شده از ماهواره» حدود سه ماه قبل تهیه و در کمیسیون فرهنگی مجلس مطرح شده است. هدف از ارایه این طرح، ایجاد شرایط لازم به منظور دریافت برنامه های صوتی و تصویری از طریق شبکه های اطلاع رسانی کابلی و کانالهای ماهواره ای بر اساس ضوابط صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، با در نظر گرفتن شرایط رو به توسعه و پیشرفت سریع کشور و جهان در عرصه فناوری، ارتباطات و با هدف صیانت از هویت و فرهنگ اسلامی ایران اعلام شده است. به اعتقاد برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و آگاهان این طرح، دولت با بها دادن به بخشهای خصوصی که توانایی اداره برنامه های ماهواره ای را دارند، می تواند از طریق شبکه های کابلی، این شبکه ها را با بهترین کیفیت در اختیار مردم قرار دهد. روزنامه قدس در راستای معرفی بهتر زوایای مختلف این طرح، گفتگویی را با سعید ابوطالب، نماینده مردم تهران و رئیس کمیته هنر و رسانه های مجلس شورای اسلامی انجام داده است. ابوطالب از عالم هنر و کارگردانی بر کرسی نمایندگی مجلس تکیه زده که حضور وی در کمیسیون فرهنگی مجلس و مسؤولیتش در کمیته رسانه ها، حکایت از دغدغه های او حتی در عالم سیاست دارد. وی سالها در صدا و سیما به ساخت برنامه های مستند اشتغال داشته که رهاورد آن، تولید و پخش بیش از 100 قسمت برنامه مستند در شبکه های مختلف تلویزیونی است. این گفتگو هم اینک پیش روی خوانندگان قرار دارد.

* آقای ابوطالب، ما در بحث ماهواره، با سه گزینه تسلیم، برخورد و یا استفاده گزینشی مواجه هستیم. به نظر شما چه تمهیداتی در این زمینه قابل اجراست؟
** موضوع ماهواره، فقط موضوع کشور ما نیست، بلکه همه کشورها و سرزمینهایی که دارای فرهنگی هستند و برای فرهنگ خود دل می سوزانند، نسبت به این مسأله حساسیت نشان داده و برای آن، راه حلهایی را در نظر گرفته اند. همان طور که گفتید ما در برابر این پدیده، یا باید تسلیم شده و آن را رها سازیم، یا باید با آن برخورد سلبی داشته باشیم و یا اینکه راه سومی را برای فرار از گزینه اول و دوم انتخاب کنیم. طبیعتاً این راه سوم، فقط یک روش خاص نخواهد بود، بلکه دهها روش مناسب در این زمینه وجود دارد. روشهایی که نه کاملاً سلبی، و نه کاملاً ایجابی است. قانونی که در سال 1373 در این زمینه به تصویب رسیده، قانونی است که تقریباً به بحث ممنوعیت ماهواره، یعنی به جنبه سلبی آن، تأکید داشت اگر چه در همان قانون هم بندهایی داریم که تأکید دارد صدا و سیما یا وزارت ارشاد، برنامه های مفیدی را از ماهواره ضبط کنند و در اختیار مردم بگذارند. اما واقعیت این است که همین بخش ایجابی قانون، برای دستگاههای مربوطه الزام آور نبوده و به درستی اجرا نشده است. یعنی اگر وزارت ارشاد بگوید ما مؤسسه رسانه های تصویری را ایجاد کرده و صدا و سیما هم اظهار کند ما برنامه های ماهواره ای را دوبله کرده و برای مردم پخش کرده ایم، باز هم به نظر می رسد که این اقدامها در مقابل صدها و بلکه هزاران شبکه ماهواره ای که در موضوعات مختلف تخصصی، علمی، هنری و موضوعات مختلف بشری در این دهه، برنامه پخش کرده اند، کافی نبوده و همچنان تقاضا وجود دارد. این را هم اضافه کنم که تعداد کشورهایی که کاملاً ماهواره را آزاد کرده باشند خیلی کم هستند و حتی در کشورهای لیبرالیستی هم فیلترینگ وجود دارد. به هر حال حتی اگر در یک نگاه خوشبینانه، ماهواره را یک تهاجم فرهنگی ندانیم، بالاخره یک فرهنگ بیگانه است که موجب هضم و انهدام خرده فرهنگها و فرهنگهای ملی در گستره دنیا می شود. بنابراین ما فکر می کنیم که قانون مصوب سال 73 بر فرض این که برای زمان خودش، مناسب بوده، حداقل به درستی اجرا نشده است. از سوی دیگر پدیده ای که امروزه با آن مواجهیم، با آن پدیده سال 73 کاملاً متفاوت است.
* منظورتان کدام پدیده است؟
** ببینید، در سالهای قبل از 73، عده کمی از مردم، دیشهای ماهواره ای داشتند و این مسأله گسترش نیافته بود. ما آمار دقیقی از استفاده کنندگان ماهواره در آن سالها نداریم، ولی این قانون نشان می دهد که استفاده کنندگان، آن قدر کم بوده اند که تصور می شد با برخورد سلبی، می توان مانع از ورود آن گردید و یا سرعت ورود آن را گرفت. به نظر می رسد که روح این قانون، تا حدودی هم به خریدن زمان تمرکز داشت. یعنی با تصویب این قانون، ظاهراً قصد بر این بود که سرعت ورود این پدیده فرهنگی کند شود، تا دستگاههای فرهنگی ما در سایه این فرصت، ساز و کاری ایجاد کنند و برنامه های مفید را پس از استخراج، در اختیار مردم قرار دهند و جلوی برنامه های هنجارشکن را هم بگیرند. ولی متأسفانه باید گفت که دستگاههای فرهنگی دست کم نتوانستند به همه اهداف قانون سال 73 دست پیدا کرده و کار ایجابی نمایند.
مسأله بعدی این است که در سال 73، همان عده محدودی که به سمت ماهواره می رفتند، بیشتر استفاده از برنامه های هنجارشکن آن را مدنظر قرار می دادند. قطع نظر از پژوهشهای آن سال و این که آمار و علل استفاده از ماهواره درست بوده یا خیر، باید بگویم که پژوهشهای امروز صدا و سیما و یا مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی نشان می دهد که امروزه با پدیده جدیدی که دقیقاً عکس پدیده سال 73 است، مواجه هستیم. یعنی اولاً عده بسیار زیادی از مردم امکان دسترسی به ماهواره را دارند و بقیه هم این تمایل در آنها هست. از سوی دیگر بر اساس همین پژوهشها، آنهایی که امکان استفاده از ماهواره را دارند، تنها عده بسیار کمی از آنها از برنامه های هنجارشکن و ضدفرهنگی استفاده می کنند و بیشتر افراد از برنامه های سالم و آموزنده استفاده می کنند. پژوهشها، حتی پژوهشهای سازمان صدا و سیما نشان می دهد که هم اینک، اکثریت قریب به اتفاق استفاده کنندگان از ماهواره، برای پاسخگویی به یک نوع تقاضای خود، به دنبال ماهواره می روند. و این پدیده ای است که حداقل در ابتدای دهه 70 با آن مواجه نبودیم. از سوی دیگر آمار و ارقام هم نشان می دهند که وقتی رسانه ملی ما، برنامه هایی را پخش می کنند که ارزش هنری یا خبری و یا تفریحی و سرگرمی دارد، نگاه به ماهواره هم کم می شود. خود این مسأله نشان می دهد که امروزه مردم در استفاده از ماهواره هم به دنبال چه موضوعاتی می گردند و نوعاً به دنبال پاسخ به یک تقاضای سالم خود هستند. این نکته را هم اضافه کنم که شبکه های ماهواره ای هم با شبکه های بیست سال پیش کاملاً متفاوتند. یک زمانی شبکه های ماهواره ای، بیشتر به حاکمیتها و دولتها تعلق دارد، حال که اکنون این گونه نیست، بلکه خیلی از گروههای فرهنگی، اجتماعی و طبقات مختلف مردم و گروههای مختلف سیاسی در نقاط مختلف دنیا، از این وسیله ارتباطی برخوردارند. یعنی از میان صدها شبکه ماهواره ای با شبکه های بیست سال قبل متفاوتند و هزاران شبکه ماهواره که وجود دارند، تعداد زیادی از آنها دولتی نبوده و متعلق به گروههای فرهنگی بوده و بلندگوی دولتی خاص یا نظامی سلطه نیستند. مجموعه این دلایل است که بازنگریها را در قانون سال 73 طلب می کند.
* وقتی بحث دفاع از ماهواره مطرح می شود، عده ای سریعاً روی موضوعات فرهنگی و محتوایی تمرکز کرده و معتقدند مردم به این خاطر از ماهواره استفاده می کنند. آیا به صراحت می توان گفت که همه استفاده کنندگان برای تأمین این خواسته خود، یعنی به خاطر استفاده از برنامه های مفید وفرهنگی به دنبال ماهواره بوده اند؟ شما معتقدید در برخی مواقع توانسته ایم با تولید برنامه های مفید و سازنده، ماهواره ها را خاموش و مردم را پای تلویزیونها بنشانیم. اگر چنین است، چرا به جای تصویب قانون، برای ترویج ماهواره، به فکر ساخت این برنامه ها در داخل کشور نباشیم؟
** اینکه استفاده کنندگان فعلی از ماهواره، عمدتاً به دنبال برنامه های هنجارشکن نبوده و موضوعات مفید را دنبال می کنند، حرف من نیست، بلکه نتیجه پژوهش دستگاههایی است که به نوعی متولی این امر هستند. پژوهشها نشان می دهند که اگر خانواده یا فردی، با مقوله شبکه های ماهواره ای مواجه می شوند، سه تا شش ماه سرگردانند تا شبکه های مرجع خود را انتخاب می کنند. و در طول این چند ماه اولیه، کنجکاویها و بعضی شیفتگی ها را انکار نمی کنیم. ولی در نهایت پس از طی این مدت، به شبکه هایی می رسند که احساس می کنند نیاز آنها را پاسخ می گوید. من مضرات آن شش ماه اولیه را انکار نمی کنم و معتقدم که آن هم بسیار مضر است، ولی تردید نکنید که این گذراست و استفاده کنندگان خیلی سریع روی شبکه های دلخواه خود، اعم از شبکه های سیاسی، علمی، مستند، ورزشی و... تمرکز می کنند. مسأله بعدی این است که ما در طرح خود، اصلاً بحث دفاع از ماهواره را نداریم. ما می گوییم که ماهواره یک پدیده فرهنگی است که باید آن را به عنوان یک ابزار فرهنگی ببینیم. یقیناً می شود از این ابزار فرهنگی، به نحو مطلوب استفاده کرد، مشروط بر آن که بتوانیم ناهنجاریها و زشتیهای آن را بگیریم. من معتقدم که نه تنها حق حاکمیت است که این کار را انجام دهد، بلکه وظیفه او هم هست تا این بستر فرهنگی را برای مردم ایجاد کند. چنانکه بند «ط» ماده 104 برنامه چهارم توسعه هم صراحت دارد که دولت موظف است امکان استفاده درست مردم از برنامه های ماهواره ای را ایجاد کند. همچنان که وظیفه دارد در موقع لزوم، روی برخی از این شبکه ها، فیلترینگ را اعمال کند. امری که در همه جای دنیا اجرا می شد. منافاتی هم ندارد که این اقدامات، همزمان با تولید و گسترش برنامه های مفید و متنوع، در داخل کشور صورت گیرد.
* اگر قرار است ماهواره را به چشم یک ابزار نگاه کنیم، باید به این نکته هم توجه کنیم که فرم و قالب این ابزار را دیگران تعریف می کنند. یعنی حتی اگر بخواهیم صرفاً از محتوا و مضمون این ابزار استفاده کنیم، باز هم تردیدی نیست که آنها، محتوا و مضامین را در قالبها و فرمهای خود ارائه می کنند. قالبها و فرمهایی که چه بسا با ارزشهای ما سازگاری نداشته باشند...
** این یک بحث فلسفی است که اساساً آیا می توانیم از ابزار دیگران استفاده کنیم یا خیر. اگر بخواهیم استفاده از این ابزارها را به طور کلی رد کنیم، باید بگوییم رادیو و تلویزیون هم پدیده هایی هستند که بالاخره از دل سرمایه داری بیرون آمده اند. در موضوعاتی چون اینترنت و سایر ارتباطات ماهواره ای هم با همین استدلال مواجهیم. باید توجه داشت که اینها صرفاً ابزارند.
* به هرحال ما رادیو و تلویزیون را در خدمت ارزشهای خود گرفته ایم. سؤال این است که این کار در مورد ماهواره هم امکان تحقق دارد؟
** آری، می توانیم و باید بتوانیم! نظام سلطه، ابزارها را در راستای اهداف خود، تهیه می کند، ولی آیا ما هم برای استفاده از آن ابزار و استخدام آنها در راستای اهداف خود ممنوعیت داریم؟ ما در زمان دفاع مقدس، با اسلحه دشمن، علیه خود دشمن جنگیدیم. کما اینکه حزب ا... لبنان نیز هم اکنون همین کار را می کند. پس با برنامه ریزی صحیح می توانیم نه تنها آن ابزارها را در خدمت ارزشهای خود بگیریم، بلکه در صورت لزوم با همان ابزار به مقابله فرهنگی با دشمن هم برخیزیم. هم اینک با راه اندازی چند شبکه ماهواره ای، به این کار مشغولیم. من نیز معتقدم ماهواره ابزاری است برای نظام سلطه و در جهان سرمایه داری شکل گرفته است، ولی ما هم می توانیم از همان ابزار برای نیل به اهداف خود استفاده کنیم. زیرا ابزار اصولاً ربطی به محتوا ندارد. به قول شما این کار را صدسال پیش با رادیو، شصت سال پیش با تلویزیون، حدود پانزده سال قبل با ویدیو و در سالهای اخیر هم با اینترنت کرده ایم. این سخن درست نیست حال که ما امکان استفاده از ابزار را نداریم، پس استفاده از آن را هم ممنوع کنیم. ما باید خود را توجیه کنیم که از این ابزارها در راستای اهداف اسلام و انقلاب، بهره ببریم. کما اینکه روح قانون سال 73 نیز همین بود که زمان ایجاد کند تا دستگاههای فرهنگی و هنری ما در پرتو این زمان، برنامه ریزی کنند که متأسفانه دستگاههای مربوطه از این فرصت به درستی استفاده نکردند.
* طرح اخیر مجلس، دراین باره چه می گوید و هم اکنون در چه مرحله ای قرار دارد؟
** در این طرح، دو راه اول یعنی «آزادی کامل» و «ممنوعیت کامل» را کنار گذاشتند و تلاش کرده ایم روشهای مدیریت شده را پیدا کنیم. خیلی از کشورهای دنیا- اعم از مسلمان و غیرمسلمان- روشهای متفاوتی را برای این مسأله اتخاذ کرده اند. ما هم با شناسایی و بررسی آن روشها، سعی کرده ایم براساس فرهنگ و امکانات داخلی خود، روشی را پیشنهاد کنیم. این پیشنهاد توسط مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، بررسی شده و آن مرکز، نظرهای کارشناسی خود را ارایه کرده است. این طرح هم اینک در کمیسیون فرهنگی مجلس تصویب شده و با امضای یکصد و پنجاه نماینده مجلس، به صحن علنی ارایه شده است. ما در این طرح یک بخش سلبی داریم و یک بخش ایجابی. بخش ایجابی این طرح، صداوسیما را موظف می کند که تعدادی شبکه ماهواره ای تأسیس کند. یعنی صداوسیما برنامه هایی را از ماهواره دریافت کند و در شبکه های خاصی برای مردم پخش کند و مردم با همین گیرنده های فعلی، قابلیت دریافت آن را داشته باشند. ما هم تجربه داخلی این کار را داریم و هم خیلی از کشورها و حتی کشورهای اسلامی، این کار را انجام داده اند. به هرحال ما هرگز درها را به روی خود نبسته ایم. هم اینک هم بخش زیادی از برنامه های صداوسیما، تولید داخلی نیست. کما اینکه بعضی از برنامه ها بخصوص برنامه های ورزشی را هم از طریق ماهواره دریافت کرده و با اندک تأخیری برای مردم پخش می کنیم. پس این کار شدنی است. در ادامه بحث ایجابی در این طرح، دولت موظف شده به یک سری مراکز خصوصی مجوز دهد که به صورت حرفه ای، امکان دریافت حرفه ای از ماهواره را تهیه و تعبیه کنند تا بتوانند با کیفیت بهتری و با دستورالعملی که سازمان صداوسیما به آنها می دهد، تعدادی از این شبکه ها را فیلتر کرده و برنامه های سالم را در اختیار مشتریان خود قرار دهند. این واگذاری می تواند از طریق سیستم داخلی، نظیر آنچه که در شهرکها و مجتمعهای مسکونی انجام می شود، باشد و یا می تواند از طریق شبکه های کابلی یا شبکه های پرسرعت مخابراتی و... انجام شود. ما در مورد اینترنت از این موضوع عبور کرده ایم و می توانیم آن تجربه را به گونه ای دیگر، در بحث ماهواره هم به کار بگیریم. درست است که ما در ایجاد شبکه های مختلف ملی و استانی، موفقیتهایی داشته ایم ولی بحث ماهواره یک بحث تخصصی است یعنی ما در ماهواره، شبکه هایی داریم که مثلاً به موضوع بورس جهانی می پردازند و یا یک شبکه به اقتصاد یا نفت اختصاص دارد و شبکه بعدی، صرفاً به موضوعات ورزشی و یا علمی می پردازد و... همه این مسایل، موضوعاتی نیستند که ما بخواهیم یا بتوانیم برای آنها شبکه های مستقلی را تأسیس کنیم. یعنی نه انگیزه این کار را داریم و نه انجام آن برای ما مقرون به صرفه است.
* برای بخشهای سلبی این پدیده، چه تمهیداتی داشته اید؟
** بخش سلبی این قانون، می گوید که داشتن دیشهای شخصی نه تنها همچنان ممنوع است، بلکه جریمه داشتن آن، به صد برابر هم می رسد. این جریمه البته، معنای انتظامی نخواهد داشت و یک جریمه و معنای اقتصادی دارد. یعنی هیأت مدیره یک شهرک و یا یک بخش خصوصی، از دولت مجوز می گیرند که این سیستم را برای آن شهرک یا منطقه ای خاص راه اندازی کنند و خود این بخش خصوصی، هزینه های اولیه این کار را می پردازد. حال وقتی این بخش دهها میلیون خرج کرده و مجوز بهره برداری ماهواره ای را برای منطقه ای خاص، دریافت داشته، یقیناً برای او استفاده از دیشهای قاچاق توجیهی نخواهد داشت. لذا دراین صورت با کسانی که حاضر نیستند از مسیرقانونی، از برنامه استفاده کنند، برخورد کرده و خود این مراکز، شاکی خصوصی کسانی خواهند بود که به طور غیرمجاز، اقدام به استفاده از ماهواره می کنند.
* مراکزی که به صورت شهرک اداره نمی شوند، چطور؟
** ما محله ها و منطقه هایی را در این طرح درنظر گرفته ایم. یعنی ممکن است مثلاً صد نفر در تهران درخواست راه اندازی این مراکز را داشته و هر یک از آنها، محله ها یا مناطق خاصی را پوشش دهند. خود آنها هزینه های لازم را هم تقبل می کنند و با استفاده از امکانات موجود فنی و مخابراتی، به مناطق تحت پوشش، خدمات ارایه می کنند. به هرحال راهکارهایی در این طرح وجود دارد که با کمک بخش خصوصی قابل اجراست. بخصوص اینکه این کار صرفه اقتصادی داشته و انگیزه کافی برای ورود بخش خصوصی به این عرصه وجود دارد. مشروط بر آنکه بخش ایجابی آن به موازات بخش سلبی انجام گیرد.
* آیا سازوکارهایی برای گزینش و نظارت، در این طرح، تعریف شده است؟
** این بخش را به طور کامل، به صداوسیما سپرده ایم. زیرا قانون اساسی این اختیار را به صداوسیما سپرده است. وزارت ارشاد، البته با کلیت بحث، مشکلی ندارد، ولی حرفش این است که چرا بحث مدیریت و نظارت بر این مسأله را به جای صداوسیما، به ما نمی سپارید. استدلال ما طبق برداشتی که از قانون اساسی داشتیم، این بود که ارسال هر نوع سیگنال و برنامه های رادیو تلویزیونی، در اختیار صداوسیماست. پس ما هم این مجوز را نمی توانیم به مراکز دیگری ارایه کنیم. ضمن اینکه تخصص، تجربه و دانش این کار هم در اختیار صداوسیما قرار دارد. صداوسیما، مدیریت این کار را برعهده می گیرد و در واقع همین سازمان است که نوع انتخاب برنامه ها و یا فیلتر آنها را تعریف می کند.
* در یک نگاه کلی، چه نگاهی به طرح دارید و احیاناً در شرایط فعلی، چه معایبی را بر آن وارد می دانید؟
** البته بدیهی است که این طرح، معایبی داشته باشد و به تغییر یا اصلاحاتی نیاز دارد. در کمیسیونهای مختلف هم موافقان و مخالفان به اظهارنظر خواهند پرداخت و برآیند همه این اظهار نظرها، طرح مزبور را غنی تر خواهد کرد. من امیدوارم کلیت این طرح، در صحن علنی مجلس رأی بیاورد، به این خاطرکه 150نفر از نمایندگان، این طرح را امضا کرده، و در واقع پیشنهاد دهنده آن بوده اند. نکته بعدی این است که این طرح قبل از آنکه آماده شود، حدود یکسال و نیم روی آن کارهای کارشناسی داشته ایم. یعنی عده زیادی از شخصیتهایی که به نوعی دست اندرکار این مسأله هستند و یا نگاه رسانه ای، فنی، هنری و حتی جامعه شناختی دارند، روی این طرح نظر داده و پژوهشهای مجلس هم، دو مرتبه روی این طرح اعمال نظر کرده و گمان می کنم در کلیت این طرح، نقص خاصی وجود نداشته باشد و تا حدودی می توان گفت که یک اجماع نسبی روی آن وجود دارد. به هرحال باید توجه داشت که این طرح، نه به معنای آزاد کردن ماهواره است و نه به معنای محدودترکردن آن، بلکه هدف این طرح، مدیریت ماهواره است. یعنی ایجاد یک جریان سالم که مردم بتوانند از آن استفاده کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات