روایتی خواندنی از مادر شهید محمدنوری؛
مادرشهید که چشمانش خیس است، از روزی که پسرش به جزیره مجنون رفت با بغض حرف می زند. «از آن روز تا حالا هیچ خبری از او ندارم و فقط هرچندوقت یکبار به گلزار شهدا می آیم و با مزار خالیاش حرف میزنم».
کد خبر: ۲۸۸۶۸۴ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۱/۰۴
دلنوشته ای در یادمان شهدای والفجر 8
اروند آرامگاه جوانان بسیاری هستند که در دل این رود غمره آرمیده اند و شرمنده از مادرانی که میآیند و دست خالی برمیگردند.
کد خبر: ۲۸۸۶۸۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۱/۰۴