بین الملل >>  سیاست خارجی >> نبض بین الملل
تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۱۵  ، 
کد خبر : ۳۸۷۸۲۹
بصیرت اعتراف ونس به را بررسی می کند

آمریکا برای مذاکره جدی است؟

بی‌اعتمادی ایران به طرف آمریکایی یک رویکرد منطقی است چرا که ترامپ نشان داده است که فاقد ثبات تصمیم گیری است و لذا ایران برای برهم زدن معادلات او گزینه تقویت توان دفاعی با دستانی روی ماشه را در پیش گرفته است و لذا اولین اشتباه می تواند به آخرین اشتباه آمریکا مبدل گردد
پایگاه بصیرت / علی تتماج
در کنار هیاهوهای رسانه‌ای برای ایجاد فضای وحشت و سایش متناوب در ایران آمریکایی ها با دوگانه مذاکره و جنگ و صحبت های هر روزه ترامپ در حالی به دنبال نمایش جدی بودن آمریکا در مذاکرات هستند که سخنان ونس مبنی بر اینکه تصمیم ها را ترامپ شخصا می گیرد در کنار اذعان به حقیقت بی اختیار بودن تیم مذاکره کننده هسته ای آمریکا، این سوال را نیز ایجاد می کند که در چنین وضعیتی آیا امریکا مذاکره را صرفا یک نمایش می داند و سعی دارد تا در لوای آن اهداف دیگرش را دنبال نماید یا اراده ای واقعی برای یک توافق و جلوگیری از جنگ ادعایی را دنبال می کند؟ «جی دی ونس» در نشست خبری در ایروان ارمنستان در پاسخ به سوالی درباره اینکه «آیا آمریکا حاضر است سطح محدودی از غنی‌سازی اورانیوم در ایران را بپذیرد یا اینکه عدم غنی‌سازی به‌طور کامل خط قرمز امریکاست؟» او گفت تصمیم نهایی در این‌باره با رئیس‌جمهور آمریکا است.
معاون رئیس جمهور امریکا ادامه داد: «رئیس‌جمهور (ترامپ) در نهایت تصمیم می‌گیرد که خطوط قرمز در مذاکرات دقیقاً کجا قرار بگیرد. 
این سخنان همراه با بیان نامشخص بودن خطوط قرمز مذاکراتی آمریکا در حالی بیانگر طراحی این کشور برای تعیین خطوط قرمز بر اساس میزان مقاومت ایران بر مواضع خویش و مولفه های قدرت چانه زنی ایرانیانیان یعنی انسجام ملی و توان و اقتدار نظامی است که یک اصل را آشکار می سازد و آن اینکه ویتکاف و کوشنر تیم مذاکره کننده آمریکا با ایران دارای اختیاری برای تبادل دیدگاه ها و چانه زنی دیپلماتیک نمی باشند و لذا عملا حساب باز کردن روی حرف آنها هیچ سندیتی نمی تواند داشته باشد. 
تفاوت میان تیم مذاکره کننده ایران و آمریکا در این نقطه است که تیم ایرانی با حاصل جمع دیدگاه ها و نظرات تصمیم سازان و تصمیم گیران در مذاکرات حاضر می شوند لذا آنچه به طرف آمریکایی منتقل می شود، قابل استناد، قابل اعتماد و کارکرد اجرایی و عملیاتی است حال آنکه آنچه از سوی ویتکاف مطرح می گردد عملا فاقد هر گونه ساختار قابل اعتماد است بویژه آنکه ترامپ نشان داده که او نه بر اساس واقعیت ها و راهبردهای کلان منطقی بلکه بر اساس بولهوسی هایش رفتار می کند چنانکه اخیرا نیز تعرفه های سوئیس را صرفا به این خاطر که از لحن صحبت های رئیس جمهور این کشور خوشش نیامده افزایش داده است.
 سخنان ونس بیش از آنکه بیانگر نقش محوری ترامپ در قبال مذاکرات هسته ای باشد پیام آور صفحه‌ای خاکستری در مذاکرات است که ابهامات را بیشتر می سازد چرا که برخلاف تیم ایرانی که با جامعیت و انسجام در مذاکرات حاضر می شود طرف آمریکایی عملا از این رویکرد منسجم محروم است و هر لحظه احتمال تغییر رفتار آنها وجود ندارد.
این بی‌ارادگی و بی اختیاری ویتکاف را در سایر عملکردهای جهانی آن از جمله مسئله غزه و نیز اوکراین می‌توان مشاهده کرد که به دلیل تناقض در تعهدات ویتکاف و رفتارهای ترامپ عملا این فرایندها با حاشیه های بسیار مواجه شده است. به عبارتی دیگر می توان گفت که سخنان ونس بیش از آنکه بیانگر نقش محوری ترامپ در قبال مذاکرات هسته ای باشد پیام آور صفحه ای خاکستری در مذاکرات است که ابهامات را بیشتر می سازد چرا که برخلاف تیم ایرانی که با جامعیت و انسجام در مذاکرات حاضر می شود طرف آمریکایی عملا از این رویکرد منسجم محروم است و هر لحظه احتمال تغییر رفتار آنها وجود ندارد. جنگ 12 روزه در حالی روی داد که طرفین در میانه مذاکرات بودند و ویتکاف از روند رو به رشد می گفت . آمریکا نمی تواند از یک سو ادعای رویکرد جدی به مذاکرات را سر دهد و همزمان نیز هیچ اختیاری برای تیم هسته ای خود قائل نیست. این رویه نه تنها کمکی به مذاکرات نمی کند بلکه می تواند زمینه ساز منازعات تازه‌ای گردد که در نهایت آمریکا توان مدیریت آن را نخواهد داشت.  در چنین شرایطی می‌توان گفت که بی اعتمادی ایران به طرف آمریکایی یک رویکرد منطقی است چرا که ترامپ نشان داده است که او فاقد ثبات تصمیم گیری است و لذا ایران برای برهم زدن معادلات او گزینه تقویت توان دفاعی با دستانی روی ماشه را در پیش کرفته است و لذا اولین اشتباه می تواند به آخرین اشتباه آمریکا مبدل گردد و در کنار تابوت های بی شمار سربازان آمریکایی فاجعه ای بزرگ را در منطقه رقم زند. 
نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات