31ـ رویکرد جامع نگری تکنولوژیک:
فناوری هستهای، نه نخستین و نه فرجامین فناوری مورد نیاز دولت و ملت ایران است. به همین دلیل آشکار، اکیداً ضروری است دولت و ملت ایران راهبردی اساسی و بلندمدت در زمینه تولید و انتقال فناوریهای پیشرفته در کشور اتخاذ کنند، بهگونهای که تمامی هزینهها و مخاطرات رویکردهای گوناگون تولید یا انتقال انواع فناوریهای پیشرفته به کشور، مدیریت شود تا سال دیگر با تنشهای فناوریهای نانو، سال بعد با تنشهای فناوریهای خورشیدی، سال بعد با تنشهای فناوریهای ژنتیک، سال بعد با تنشهای فناوریهای ابررایانهای و... روبرو نشویم. این رویکرد، ممکن است به تعدیل وزن فناوری هستهای در میان فناوریهای پیشرفته مورد نیاز کشور و نیز به مدیریت راهبردی و بلندگاهی و فرانگر تکنولوژیک بیانجامد.
32ـ رویکرد مقابله سیاسی:
همانگونه که برخی اعضای آژانس، برخی اعضای شورای امنیت و برخی محافل دیگر تلاشهای ناپسندی در راستای محکوم کردن ایران و مسدود کردن برنامههای هستهای ایران کردهاند، جمهوری اسلامی ایران میتواند در یک تقابل آشکار با همکاری و توجیه کشورهای دیگر بیانیهها و قطعنامههایی تنظیم و به محافلی چون شورای داوران آژانس، شورای امنیت یا مجمع عمومی سازمان ملل، سازمان کنفرانس اسلامی، جنبش غیرمتعهدها و مانند آنها پیشنهاد کند که متضمن تایید ناروا بودن بیانیهها و قطعنامههای ضدایرانی، تایید طرحها و برنامههای هستهای ایران، تقبیح و محکومسازی سوءاستفاده شورای امنیت از جایگاه قانونی خود و مانند آنها باشد. این رویکرد مشروعیت بیانیهها و قطعنامههای ضدایرانی را هدف گرفته و ابطال خواهد کرد.
33ـ رویکرد جداسازی هستهای:
آژانس بینالمللی انرژی هستهای و نیز شورای امنیت سازمان ملل، اعضایی داشته و دارند که زیر فشارهای آشکار و پنهان اعضای پرنفوذ دیگر و بهگونهای ناخواسته، به قطعنامهها و بیانیههای ضدایرانی رأی داده یا میدهند. ایجاد شکاف و تفرقه و جداسازی اعضای میانهرو از اعضای تندرو، یک رویکرد اساسی در پیشگیری از تشدید اوضاع هستهای ایران است. چنین فرآیندی نمیتواند در دقیقه 90 و شب آزمون آغاز و بیدرنگ بارور شود. دستگاه دیپلماسی کشور میتواند و باید بگونهای بسیار جدی و پیوسته این فرآیند را با کمک فرهیختهترین نیروهای حقوقی و فنی و سیاسی کشور پیگیری کند. پرداخت هرگونه هزینهای در این راستا، کمتر از هزینههای قطعنامههای آینده خواهد بود.
34ـ رویکرد بیباکی هستهای:
ملتی بزرگ و سترگ و ریشهدار چون ملت ایران را (چه قبل از ظهور دین مبین اسلام و چه بعد از اقبال آگاهانه و پذیرش دین حیاتبخش اسلام و مذهب تشیع از سوی ایرانیان) تاکنون هیچ جهانخواری چون تورانیان، مقدونیان، مغولان و مانند آنها بهرغم چندهزارسال فشار سیاسی، نتوانسته است به دسیسه و بغی و ظلم، مغلوب و مقهور خویش کند. این حقیقت بیمانند تاریخی که ریشه در نه چند دهه، که در چند هزار سال تمدن سترگ ایرانی دارد، این درس و دانش و این دلیری و بیباکی را به ایرانیان داده و خواهد داد که هر سلطهگری را دیر یا زود از اریکه استکبار به زیر کشند. سرنوشت یک ملت چندهزار ساله نمیتواند بهدست چند دولت زورگو دگرگون شود. دیپلماسی جنگ سیاسی است و سربازان این جبهه باید هم آگاه و هم دلاور باشند؛ بسیاری از مکائد اهریمنان با بیباکی و دلیری و دلاوری، سترون و نابود میشود، چرا که «ان کید الشیطان کان ضعیفا». مگر همین شیاطین میخواستند ما صنعت نفت داشته باشیم؟ ولی امروز داریم؛ مگر همین شیاطین میخواستند ما خوزستان داشته باشیم؟ ولی امروز داریم؛ مگر همین شیاطین میخواستند ما آزادی داشته باشیم؟ ولی امروز داریم؛ مگر همین شیاطین میخواستند ما استقلال داشته باشیم؟ ولی امروز داریم.
35ـ رویکرد فرسایش هستهای:
آنکه در فرآیند نظارت بر برنامههای هستهای ایران ناشکیبایی و شتاب دارد طرف بیگانه است. ایرانیان به دلیل ذیحق بودن در برنامههای هستهای خود نباید مقهور و مفتون هیچگونه شتابکاری و شتابزدگی شوند و باید با کمال خونسردی و شکیبایی و بردباری و زمانبری بدخواهان شتابزده را دیوانه و سرگشته و سرگردان کنند و باید از هرگونه پاسخگویی شتابزده به فریبکاریهای بیگانگان که بهدنبال شکار لحظههای هستهای هستند، پرهیز داشته باشند و بیگانگان را در پرونده هستهای خود به فرسایش کشند، بویژه آنکه دولتها و احزاب و مقامهای سیاسی کشورهای بیگانه، دائما در حال جابهجایی و تغییراند و هرگونه جابهجایی و تغییری میتواند یک فرصت برای گفتوگو و همگرایی بیشتر ایشان با ایران باشد. ادامه دارد...