صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ آذر ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۱۳۱۴۴۱
مجید زادبوم مقدمه: تامین امنیت رژیم صهیونیستی همواره از دغدغه های صهیونیسم بین الملل بوده و بر این اساس،استراتژی های مختلفی را طرح ریزی شده است. یکی از راهبردهای امنیتی صهیونیسم، بهره گیری از پتانسیل های بالقوه و بالفعل اقلیت های دینی و قومی در کشورهای پیرامون حوزه امنیتی رژیم صهیونیستی بوده است. از آغاز شکل گیری رژیم جعلی صهیونیستی در سرزمین های اشغالی فلسطین ، سیاست برقراری و ارتباط با اقلیت های قومی و نژادی و نفوذ درون آنها،بخشی از اهداف و راهبردهای صهیونیسم را در خاورمیانه تشکیل می داد و تحریک اقوام و طوایف گوناگون جزئی از توطئه صهیونیسم برای تحدید خطر کشورهای ناهمسو با اهداف صهیونیستی و ایجاد نزاع قومی در جهان اسلام بود که در چارچوب «استراتژی پیرامونی » رژیم صهیونیستی تبلور یافت. در این راستا ، وجود اقلیت کرد در عراق که در زمان حاکمیت «رژیم بعث » و نیز در مقاطع پیشین از حضور در عرصه ای سیاسی و حکومت داری محروم و همواره به عنوان اقلیتی ناراضی مطرح بوده ، زمینه حضور و نفوذ صهیونیسم را برای بهره برداری و استفاده از این اقلیت به منظور مقابله با رژیم بعثی «صدام »و تجزیه سرزمینی آن فراهم ساخت . با حمله آمریکا و متحدانش به عراق و اشغال آن ، نگاه و برنامه های نوین استراتژیست های صهیونیستی با توجه به شرایط اشغالی این کشور ، الزامات ، تعریف ها و مبانی جدیدی را پیش روی صهیونیسم قرارداده است چرا که صهیونیسم با سهم خواهی از جنگ خود خوانده خود در عراق ، شمال عراق را که تحت حاکمیت دولت خودمختار کردستان است را مرکز ثقل حضور خود در عراق قرار داد و از زمینه سازی های گذشته به عنوان بستراهداف و برنامه های جدید صهیونیستی بهره مند خواهد شد. بر این اساس در این مقاله سعی شده تا اهداف صهیونیسم از حضور در شمال عراق مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.

مبانی اهداف صهیونیسم در شمال عراق
طرح شعارهای «اسرائیل بزرگ » ،«سرزمین مقدس نیل تا فرات » قبل و بعد از تشکیل دولت صهیونیستی - یهودی در فلسطین ماهیت ادعاهای ارضی صهیونیسم و به تبع آن رژیمصهیونیستی را آشکار می سازد. چنانکه این راهبرد حتی تا به امروز نیز در راس برنامه های رهبران رژیم صهیونیستی قرار دارد.جنگ عراق با اندیشه تصاحب سرزمین بین النهرین همواره به عنوان یک آرمان در صهیونیسم سیاسی و صهیونیسم دینی متبلور بوده است. از سوی دیگر به دلیل رسوخ این تفکر در مکتب پروتستانتیسم و به تبع آن صهیونیسم مسیحی حاکم بر آمریکا، سرزمین عراق به عنوان نقطه مشترک مذهبی در ثقل توجهات استعماری قرار داشته است.وجود لابی های قدرتمند صهیونیستی و سازمانهای صهیونیستی متعدد همانند آیپک - بنای برث - مجمع ضدافتراء - کنگره یهودیان آمریکا - انجمن هاداسا و... در ایالات متحده آمریکا، طی قرن گذشته از مهمترین نهادهای موثر بر روابط خارجی و مداخله نظامی این کشور بوده اند. لذا اندیشه سلطه طلبانه صهیونیسم بین الملل به منظور تصرف و مداخله خشونت بار در خاورمیانه و بخصوص عراق به طور کاملاً طرح ریزی شده مربوط به آغاز دهه هشتاد میلادی قرن گذشته می باشد. دقت در فرازهایی از «استراتژی صهیونیسم در سالهای دهه 1980 » که توسط سازمان صهیونیسم جهانی در 14 فوریه 1982 در مجله کیوونیم در بیت المقدس به چاپ رسیده است، عمق اهداف صهیونیستی در خاورمیانه را آشکار می سازد:«انفجار و فروپاشی سوریه و عراق به مناطقی که براساس معیارهای قومی یا مذهبی مشخص شده باشند باید در درازمدت هدف اولیه صهیونیسم باشد و اولین مرحله آن، همانا تخریب قدرت نظامی این کشورهاست.. عراق، غنی از نفت و طعمه درگیریهای داخلی، در خط حمله دولت صهیونیستی قرار دارد. تجزیه و انهدام آن برای ما از سوریه مهم تر است، چه در کوتاه مدت این کشور جدی ترین خطر برای دولت صهیونیستی در خاورمیانه خواهد بود. اشتعال یک جنگ بین سوریه و عراق، به انهدام این کشور از درون کمک خواهد کرد، و این امر، باید قبل از آن واقع شود که بتواند به حد آغاز یک مخاصمه گسترده علیه ما برسد».
فدرالیسم وکردستان مستقل
بهترین سناریویی که صهیونیسم در پیامد اشغال عراق به دنبال آنست، تجزیه این کشور است. در دیدگاه و اهداف صهیونیسم بین الملل تجزیه عراق باید براساس قومیتهای نژادی نظیراعراب، کرد وترکمن و گرایش های مذهبی نظیر شیعه وسنی باشد و براساس طرح صهیونیستی تجزیه عراق به سه قسمت دولت کرد در شمال ، دولت سنی در مرکز، و دولت شیعه در جنوب تقسیم و خاک این کشور تجزیه شود. در این صورت صهیونیستها برای همیشه از تشکیل یک دولت اسلامی در عراق آسوده خواهد شد. با توجه به روابط صهیونیسم با اقلیت کرد عراق و همچنین بستر سازی نفوذ صهیونیسم در منطقه اکراد عراق، منطقه کردستان در شمال عراق از مستعدترین و درعین حال پراهمیت ترین مناطق برای حضور و بهره برداری صهیونیسم در در این راستا می باشد.
تغییرنقشه سیاسی خاورمیانه
از آنجایی که کشورهای منطقه خاورمیانه با تنش ها و بحران های قومی وفرهنگی روبرو هستند،«فدرالی شدن عراق » و «استقلال کردستان » سبب تغییر نقشه سیاسی منطقه خواهد گردید.صهیونیسم بین الملل که از گذشته چشم طمع به خاورمیانه را داشته و برای اجرای طرح های توسعه طلبانه خود پروژه های بلند مدتی چون«خاورمیانه بزرگ » و «خاورمیانه جدید » را دنبال کرده است ، با حمایت از «نظام سیاسی فدرالیسم » بعنوان ساختار جدید عراق به خصوص در منطقه کردستان عراق در صدد ترسیم نقشه سیاسی جدیدی برای منطقه می باشد بطوریکه در فضای جدید خاورمیانه اهداف سیاسی و اقتصادی سران صهیونیستی به بهترین وجه ممکن تحقق یابد.
کنترل جریانات فکری در خاورمیانه
سران صهیونیستی با تحریک حمله ایالات متحده امریکا و متحدانش به عراق و اشغال این کشور،اجرای پروژه تغییر ساختار سیاسی عراق را دنبال می کردند.در این پروژه صهیونیستی علاوه بر اینکه« دولت سازی » در عراق را مورد توجه خود قرار داند به ضرورت« ملت سازی»هم توجه خاصی داشته اند.
با سقوط حکومت رژیم بعث در عراق و جایگزینی یک حکومت مسالمت جوی تحت نفوذ آمریکا و انگلستان شرایط استراتژیکی منطقه طبق اهداف صهیونیسم تغییر خواهد کرد، در همین راستا با تسهیل شرایط حضور عوامل صهیونیستی در عراق و خصوصا در کردستان عراق ، تسلط صهیونیسم بر جریانات فکری و کانون های اسلامی ضدصهیونیسی در منطقه خاورمیانه بیشتر می شود.از آنجایی کشور عراق دارای گرایش های اسلامی مختلفی از جمله شیعی و سنی می باشد و منطقه خاورمیانه شاهد ظهور و قدرت یافتن تشیع و «گفتمان مقاومت » می باشد ، در چنین موقعیتی صهیونیسم بدنبال سناریوی است که بتواند جریانات فکری منطقه راکنترل و هدایت کند.در این راستا صهیونیسم در صدد است تا با تنش زایی و بحران میان گروههای اسلامی و ایجاد جبهه بندی در بین آنها با دو محوریت گروههای «میانه رو و مسالحه جو » و «بنیادگرایان »، تفکرات و جریان های جهان اسلام را از سمت گیریهای ضد صهیونیستی به منازعات و درگیری های درونی در جهان اسلام هدایت نماید.
تضعیف دولت های ایران ،ترکیه و سوریه
صهیونیسم با حمایت از خودمختاری اکراد در عراق و الگو سازی حکومت کردی در صدد است تا موقعیت کشورهایی نظیر ایران، سوریه و ترکیه تضعیف نماید. تا از این منظر ،از طرفی زمینه های تبدیل رژیم صهیونیستی (بعنوان پادگان نظامی صهیونیسم بین الملل و جهان غرب در منطقه استراتژیک خاورمیانه) به عنوان قدرت برتر منطقه را فراهم نموده واز سوی دیگربا جدی تر شدن مسئله «ناسیونالیسم کردی » در شمال عراق، صهیونیسم با بهره جستن الگوی «خودمختاری » اقلیت کرد در منطقه، کشورهای«ایران »، «ترکیه »و«سوریه »را به چالش های قومیتی کشانده و در نهایت موقعیت آنها را تضعیف نماید.که در این راستا اهداف صهیونیسم ب این اساس است که اولا خطر ات ضد صهیونیستی این دولت ها خصوصا جمهوری اسلامی ایران را تحدید می کند و ثانیامنطقه را دچار ناامنی و بحران می سازد که این امر باعث ایجاد فضایی مناسب برای پیگیری اهداف صهیونیستی در منطقه خواهد شد.
دستیابی به«نفت » طمع دیرینه صهیونیسم
عراق از نفت خیزترین کشورهای منطقه است و طبیعتاً با تسهیل شرایط نفوذ صهیونیسم در این کشور و امن شدن مسیر ارتباطی دولت صهیونیستی با خلیج فارس به عنوان بزرگترین منبع نفتی جهان ، قابلیت صهیونیسم بین الملل برای تأمین نیازهای انرژی خود بیشتر می شود. یکی از ترفندهای اخیرصهیونیسم برای بدست آوردن منابع نفتی عراق حمایت فعالانه ازتشکیل «کردستان مستقل »و فدرالی شدن عراق می باشد. البته تحرکات عوامل صهیونیسم در کردستان عراق صرفا به خاطر نفت نیست ،اما متغیرنفت تاثیرچشمگیری دارد، چرا که یک دولت مستقل کرد در عراق آرزوی دیرینه صهیونیستها برای راه اندازی خط لوله «موصل -حیفا » برای تحقق عینی نزدیک تر می شود.
جنگ های آینده «آب» در خاورمیانه
آنچه امروز به رویکرد توسعه طلبی صهیونیسم در عرصه نگرش اقتتصادی جنبه فرا راهبردی به اهداف خاورمیانه ای صهیونیستی می دهد، اراده سیطره و سلطه برمنابع آبی عراق است. آب به عنوان عنصر کلیدی حیات، امنیت و قدرت درآینده خاورمیانه از هم اکنون مورد توجه صهیونیسم بین الملل قرار گرفته است.
اگر بپذیریم که موضوع جنگهای آینده خاورمیانه آب خواهد بود، آنگاه به روشنی علت حضور مو سسات تجاری، بازرگانی و صنعتی صهیونیسم رادرمناطق شمالی عراق یعنی منابع اصلی آب و سرچشمه های آب شیرین درخواهیم یافت.