بخش سیاسى خارجی موفقیت یا شکست یک حمله نظامی، براساس جمع سه فاکتور اساسى محاسبه مىگردد. در این راستا میان “توان طرف مهاجم”، “واکنش طرف تهاجم” و بسترى که حمله در آن صورت گیرد باید رابطهاى مستقیم و متوازن وجود داشته باشد تا در قالب آن “پیروزى جریان مهاجم” به فعلیت برسد. در صورتى که فاکتورهاى ذکر شده در تقابل با یکدیگر قرار گرفته یا برآیند کمى و کیفى آنها به سوى عدد “صفر” میل پیدا کند، طرف متخاصم چارهاى جز پذیرش شکست و تحمل هزینههاى ناشى از اقدام نظامى خود ندارد. طى هفتههاى اخیر رسانههاى آمریکایى و اروپایى سعى کردهاند سناریوى “حمله احتمالى به ایران” را با چاشنىهاى تبلیغاتى در هم آمیزند و با ایجاد تشنج در فضاى بینالملل، قدرت مانور خود علیه تهران را افزایش دهند. به راستى هدف کاخ سفید و غرب از پیاده سازى این سناریو چیست؟ 1- ایالات متحده آمریکا و متحدانش در حالى به هیاهو و جنجال سازى در خصوص “حمله به ایران” ادامه مىدهند که در باتلاق عراق و مرداب افغانستان سردرگم و ساکن ماندهاند. واشنگتن جهت گذار از وضعیت فعلى خود در خاورمیانه، از طریق افرادى مانند “رایان کراکر” و “زلماى خلیل زاد” دست به دامان جمهورى اسلامى ایران شده است. از سوى دیگر، فریاد “استیضاح بوش” در درون مرزهاى آمریکا لحظهاى قطع نمىشود و دموکراتهاى کنگره در جهت تضعیف نومحافظه کاران از هیچ گونه اقدامى فرو گذار نمىکنند. در چنین شرایطى وضعیت متحدان آمریکا نیز مشخص است؛ انگلستان با خروج نیروهاى خود از بصره پیام “فاصلهگیرى از کاخ سفید” را به گونهاى ظریف مخابره کرده است. در فرانسه نیز افرادى مانند سارکوزى و برنارد کوشنر به علت مواضع ضد ایرانى خود مورد بازخواست احزاب فرانسوى و سایر کشورهاى دنیا قرار مىگیرند. به راستى در این شرایط تروئیکاى ضربهپذیر “واشنگتن - لندن- پاریس” چگونه از حمله به ایران سخن به میان مىآورند؟ 2- جمهورى اسلامى ایران هم اکنون در کسوت “قدرت اول خاورمیانه” به حیات سیاسى خود در منطقه ادامه مىدهد. پیروزىهاى مکرر شیعیان عراق و رزمندگان مقاومت اسلامى در لبنان و فلسطین سبب تحکیم موقعیت تهران در خاورمیانه شده است. توان نظامى ایران طى سالهاى پس از پایان جنگ تحمیلى به گونهاى تقویت شده است که مىتواند هرگونه “کنش دشمن” را در “حداقل زمان” پاسخ دهد. بنابراین در مقطع فعلى با “غرب سردرگم” و “ایران قدرتمند” روبرو هستیم. نتیجه تقابل این دو نیز کاملا مشخص است. هرگونه حماقت واشنگتن و متحدانش فاجعهاى به بار خواهد آورد که تبعات آن آمریکا را به کشورى شکست خورده و منزوى در جهان تبدیل خواهد کرد. این هشدارى بوده که بارها توسط استراتژیستهاى دو حزب جمهوریخواه و دموکرات آمریکا مورد تاکید قرار گرفته است. 3- موقعیت ایران در نظام بینالملل به گونهاى است که امکان هیچ گونه مانور نظامى (هر چند به صورت بسیار محدود) علیه آن وجود ندارد. هم اکنون سازمانهایى مانند “آژانس بینالمللى انرژى اتمی” و سایر جریانهاى موثر در معادلات جهان امروز از ایجاد روابط سازنده با تهران استقبال کرده و به کارگیرى هرگونه اهرم فشارى علیه کشورمان را محکوم نمودهاند. واکنش همه جانبه نظام بینالمللى نسبت به اظهارات اخیر “برنارد کوشنر” وزیر امور خارجه فرانسه وجهه مثبت جمهورى اسلامى ایران در جهان را به تصویر کشیده است. در نهایت اینکه هیاهوى آمریکا و متحدانش تنها در قالب یک شانتاژ رسانهاى قابل تحلیل است و نتیجه این جنجال سازى اتلاف بیشتر انرژى کاخ سفید، فرانسه و انگلستان خواهد بود. مسلما ادامه این روند به تضعیف بیشتر پایههاى قدرت این کشورها و سقوط سریعتر آنها در ابتداى هزاره سوم خواهد انجامید. سقوطى که تا احقاق کامل آن زمان اندکى باقى مانده است.