برنارد کوشنرطى روزهاى اخیر به نماد جنجال آفرینى درکاخ الیزه تبدیل شده است. وزیر امورخارجه فرانسه اخیربرهمراهى پاریس با واشنگتن در صدور قطعنامه سوم علیه تهران تاکید کرده است.کوشنر ادعا نموده که ایران در پى دستیابى به بمب هستهاى است. وباید با کشورمان درقالبى سلبى برخورد نمود. کوشنر یک “سوسیالیست سرمایهدار” است! فردى که ویژگىهاى شخصیتى مشابهى با “سگولن رویال” دارد! افراطىگرى جزئى لاینفک از حیات سیاسى واجتماعى وى محسوب مىشود. از اینرو انتخاب کوشنر از سوى سارکوزى وفیون بىدلیل نبوده است . دراین خصوص یادآورى سه نکته را لازم مىدانیم:1- نیکولاسارکوزى پیامآور بحرانزایى دراروپاى امروز محسوب مىشود.” انسجام” تنها کلید واژهاى است که مىتوان با استناد به آن پازل اروپاى در هم ریخته را باز تعریف نمود اما افرادى مانند سارکوزى و مرکل نه تنها خود مولد انسجام نیستند بلکه مانع از انسجام 24 کشور اروپایى دیگر مىشوند. رئیس جمهور فرانسه پس از پایان دوران حضور ژاک شیراک با نوعی” توهم مزمن” دست و پنجه نرم مىکند.محصول این توهم ادامه حیات پاریس در مدارى پارادوکسیکال است. دربرخى اضلاع این مدار “صلحطلبى کاذب” و در اضلاع دیگر آن “ نمادهاى فرانسه خشونتطلب “ خودنمایى مىکنند.پس ازخروج تونى بلر ازخانه شماره 10 داونینگ استریت ، سارکوزى درصدد برآمده است تا درغیاب نخست وزیر سابق انگلستان نقش مکمل بوش را ایفا نماید . این در حالى است که تکمیل سیاستهاى کاخ سفید درخاک اروپا درابتداى هزاره سوم به مرام وروشى نافرجام تبدیل شده است . سارکوزى در این خصوص بسیار ناشیانه عمل مىکند.وى حتى حاضر به مروراجمالى سرنوشت افرادى مانندبلر، اسناروبرلوسکونى نیست.2- فیون،نخست وزیر فرانسه اخیرا از ورشکستگى اقتصادى دولت خود پرده برداشته است . فیون که باهدف مدرنیزه کردن راستگرایان فرانسه برسرکارآمده است هم اکنون دغدغه بقاى حداقلى خود در قدرت را دارد. مطابق آخرین نظرسنجىها محبوبیت سارکوزى و فیون در فرانسه کاهش قابل توجهى داشته است. بسیارى ازتحلیلگران مسائل اروپا معتقدندکه دولت فرانسه درآیندهاى نه چندان دور با بحرانهاى اقتصادی، اجتماعى وسیاسى گستردهاى دست و پنجه نرم خواهد کرد. انتشار اخبار مربوط به رسوایى اخلاقى نیکلاسارکوزى نیزبر وخامت اوضاع افزوده است. به راستى یک سیاستمدار در چنین شرایطى چه رویکردى را باید اتخاذ کند؟ حداقل سارکوزى و کوشنر پاسخ این معماى مهم را نمىدانند.3- سارکوزى ،کوشنر و فیون درمحاسبه سه فاکتورعینى درعالم سیاست اشتباه را کردهاند.انعکاس این خبط بزرگ در سیاست داخلى و خارجى فرانسه قابل مشاهده است. “محاسبه وزن واقعى فرانسه”،”بررسى وضعیت جهان امروز” و”کالبد شکافى جریان سلطه” از سوى دولت فرانسه به درستى صورت نگرفته است .بر این اساس پاریس به کانون تزلزل و بحرانهایى بالقوه تبدیل شده است.ناپلئونهاى مصنوعى که در کاخ الیزه مستقر شدهاند خود را افرادى قدرتمند ،بلا رقیب و زیرک مى دانند حال آنکه همین توهم مىتواند به پاشنه آشیل دولت سارکوزى درآیندهاى نه چندان دور تبدیل شود .پس ازپایان جنگ جهانى دوم ملت فرانسه پذیراى پیروى پاریس از آمریکا نبودهاند . ازاین رو سارکوزى وکوشنر درمسیرى گام برداشتهاندکه درنهایت به سقوط آنها از قدرت خواهد انجامید. سارکوزى اکنون مىتواند پیش لرزههاى این سقوط را در یک قدمى کاخ الیزه حس کند.