تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۱۳۸۳۰۱

مریم کاملیان
هر روز خبرهایی را می‏شنویم از گوشه و کنار جهان درباره مخالفت‏های غرب با مظاهر دینی مسلمانان به‏ویژه حجاب زنان مسلمان. اخراج گویندگان محجبه از شبکه‏های تلویزیونی و ممنوعیت حجاب در کشورهای اروپایی مانند فرانسه و حتی کشورهای آسیایی و اخراج دانشجویان زن محجبه مسلمان از دانشگاههای آنها.
یک جامعه‏شناس فرانسوی در خصوص سیاستهای استعمار در مبارزه با حجاب زنان الجزایر می‏گوید : هر چادری که دور انداخته می‏شود افق جدیدی را که برای استعمار ممنوع بوده در برابر او می‏گشاید پس از دیدن هر چهره بی‏حجاب امیدهای حمله‏ور شدن استعمار ده برابر می‏شود.
رسانه‏های غربی و اساساً دنیای غرب، بوسیله شبکه‏های تلویزیونی خود با پروژه‏های دنباله‏دار به ‏هویت مسلمانان ضربه می‏زنند، از جمله آن ضربه به عفاف و حجاب زنان مسلمان، با تمسخر نمادهای حجاب همچون مقنعه، پوشیه، چادر و... است.
هر روز تولیدات مستهجن و با ترویج برهنگی، بی‏بندوباری، بزرگ‏نمایی اقدامات دولت‏ها علیه حجاب، اخراج گوینده‏های محجبه، اخراج دانشجویان با حجاب از جمله برنامه‏هایی است که اعمال می‏شود.
اینجاست که دغدغه ما در این امر جدی می‏شود.
مهمترین و اثرگذارترین رسانه صدا و سیما است که می‏تواند ضرورت و نقش اساسی در نهادینه کردن این امر داشته باشد و جایگاه رسالت آن در واکنش به اقدامات هدفمند و دنباله‏دار آنها از طریق برنامه‏سازی سریع و مناسب بر تهدیدات حجاب پاسخگو باشد.
در این میان در فیلم‏هایی که از سیما با سینما بعضاً می‏بینیم استفاده و حضور بازیگران زن خارجی است که البته سابقه آن به پیش از انقلاب برمی‏گردد. این زنان بی‏حجاب به‏راحتی کنار هنرپیشه‏های ایرانی قرار می‏گیرند توجیه فیلمساز و بعضی از نقادان سینمایی غیرمسلمان بودن این زنان و جواز نگاه به آنها و تصویرشان، اما این حضور چه نیازی از مخاطب را پاسخ می‏دهد؟! اگر این شیوه از تکنیک‏های دنیای فیلمسازی به‏شمار می‏رود چرا فیلمسازان خارجی نیازی به نشان دادن زنی با حجاب کامل اسلامی در فیلم‏هایشان ندارند یا اگر هم اقدام به این‏کار می‏کنند هنرپیشه زن مسلمان را وادار به برداشتن حجاب یا بازی در نقش‏های ضددینی می‏کنند؟! به گمان من این موضوع نه به‏عنوان تکنیک حرفه‏ای و پاسخگویی به نیازهای حقیقی مخاطب، بلکه تنها به‏منظور جذابیت بخشیدن و ایجاد تنوع در پوشش زنان حاضر در فیلم و جذب مخاطب بیشتر انجام می‏گیرد. که اگر این روند و استفاده از ستاره‏های جهان پیش رود چه بر سر حجاب و هویتمان می‏آید؟!!
در فیلم‏های سینمایی و گاهاً در سریال‏ها یک نوع غفلت به پوشش زن هنرپیشه است که با مانتو تنگ و چسبان، آستین کوتاه، شال کوتاه و آرایش غلیظ دیده می‏شود که در اکثر فیلم‏ها صادق است.
بعضاً در فیلم‏ها هنرپیشه‏ای با حجاب در یک نقش تاثیرگذار حضور دارد ولی تعهد دینی ندارد و نقش‏هایی کم‏مایه، با حجاب مبتذل را در فیلم‏هایی دیگر می‎پذیرد و هویت خود را دستمایه خواست فیلمساز قرار می‏دهد و نقش‏هایی نامناسب را بازی می‏کند برای بدست آوردن شهرت که این اثری بسیار تخریبی بر ذهن مخاطب می‏گذارد و مقایسه‏ای نسبت به تصاویری از پوشش نامناسب یا بدون حجاب و نقش‏های تاثیرگذار او در ذهن ایجاد می‏کند که لازم است به این مهم توجه شود که در ایفای نقش‏ها تاثیرگذار و الگوساز برای مخاطب از کسانی استفاده شود که سابقه منفی در ذهن مخاطب نداشته باشد.
یکپارچه نبودن چادر هم در برنامه‏های تلویزیونی موجب سرگردانی مخاطب می‏شود. مجریان برخی برنامه‏ها با چادر بعضی دیگر با پوشش‏های رنگارنگ گویا پوشیدن کت‏وشلوار به‏عنوان لباسی مشترک میان گویندگان بخش‏های خبری و اغلب برنامه‏ها رایج است. اگر چادر هم با طراحی شایسته برای مجریان زن بخش‏های گوناگون به‏صورت همسان در نظر گرفته شود. می‏توان غیرمستقیم و با تکیه بر تصویر چادر را با نگاه مخاطب گره زد و آن را ترویج نمود. حجاب را باید در برنامه‏های کودک نیز ترویج داد، نشان دادن دختران باحجاب و نزدیکی آنها به خدا و ائمه از طریق ساخت پویانمایی و برنامه‏های مختلف می‏تواند در جهت انتخاب و تصمیم‏گیری او در انتخاب پوشش کمک کند که بعضاً دختران 10 و 9 ساله در برنامه‏های زنده بدون پوشش حاضر می‏شوند. تلویزیون با اجرای یک برنامه یک ساعته و لباس‏های رنگارنگ مجریان نه تنها ترویج حجاب را ندارد بلکه ترویج تجملگرایی را نیز دارند و این راه ارائه الگوی مناسب نیست.
به ساخت برنامه‏های تبیینی درباره فلسفه حجاب و پاسخگویی به شبهات بسیار کم پرداخت شده که پرداختن این مهم ضروری به‏نظر می‏آید.