صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۱۵۰۳۶۸

على تتماج
هر چند یمن با برخورداری از موقعیت استراتژیک به ویژه قرار داشتن در کنار دریای سرخ، باب المندب و خلیج عدن در کنار برخورداری از منابع انرژی می تواند به بازیگری مهم در عرصه منطقه ای و جهانی مبدل شود اما روند تحولات و چالش های حاکم بر این کشور موجب شده تا این امر با نابسامانی هایی مواجه شود. در بررسی دلایل ریشه ای استمرار بحران و ناآرامی های یمن چند نکته قابل توجه است.
الف) ساختار قبیله ای در یمن از نکات مهم و تأثیرگذار بر روند تحولات این کشور است. در این میان مناطق جنوبی یمن برخلاف مناطق شمالی خواستار خودمختاری و جدایی از یمن واحد می باشند که نتیجه آن را در درگیری ها و تقابل میان این قبایل و دولت مرکزی به ریاست جمهوری علی عبدالله صالح می توان مشاهده کرد.
ب) وضعیت مناطق شمالی یمن به ویژه منطقه صعده که اکثریت آن را شیعیان تشکیل می دهند از دیگر مسائل مطرح در تحولات یمن است. ساکنان این مناطق با محوریت گروه الحوثی همواره تأکید دارند که هرگز خواستار جدایی از یمن واحد نبوده و صرفاً خواستار توجه بیشتر دولت به مشکلات معیشتی مردم مناطق شمالی و تلاش دولت برای ایجاد امکانات رفاهی برای آنها می باشند. هر چند که تاکنون 6 مرتبه میان دولت مرکزی و ساکنان این مناطق جنگ و در نهایت توافقنامه صلح امضا شده اما همچنان برخی تنشها و چالشها میان دولت مرکزی با مناطق شمالی مشاهده می شود که می رود تا هفتمین جنگ میان طرفین را به همراه داشته باشد، چنانکه برخی گزارش ها از تقابل نظامی میان طرفین حکایت دارد. برخلاف توافقات آتش بس میان طرفین، همواره دو طرف بر اجرای خواسته های خود تأکید دارند به ویژه اینکه دولت مرکزی با نادیده گرفتن توافقات آتش بس ضمن تحرکات نظامی از اجرای تعهدات خود برای بهبود شرایط زندگی مناطق شمالی خودداری می کند. در جنگ گذشته که از مرداد 1388 تا اواسط زمستان به طول انجامید صدها نفر کشته و صدها هزار نفر آواره شدند.
ج) فعالیت گروه های سلفی و القاعده که دست پرورده برخی کشورهای منطقه مانند عربستان و نظام سلطه با محوریت انگلیس و آمریکا می باشند نیز از دلایل بحران در یمن است. گروه هایی که با هدف سرکوب شیعیان و ایجاد پایگاه برای بنیانگذاران این گروه ها تأسیس شدند، اکنون نیز به بهانه ای برای مداخله این کشورها در امور یمن مبدل شده اند. در این عرصه نقش صهیونیست ها امری انکارناپذیر است که در لوای فعالیت کشورهای غربی صورت می گیرد.
د) برخی تحرکات منطقه ای به ویژه از سوی کشورهایی مانند عربستان از دیگر عوامل بحران در یمن است. جنگ ششم یمن به صراحت آشکار است که عربستان برای حاکمیت به مناطق شمالی یمن و نیز اجرای برخی طرح ها در مناطق مرزی خود به بحران سازی در یمن می پردازد.
ی) محور اصلی بحران های یمن را باید در سیاست های آمریکا و غرب جست وجو کرد که با همکاری صهیونیست ها اجرا می شود. این حقیقت انکارناپذیر است که موقعیت جغرافیایی یمن به ویژه نزدیکی آن به باب المندب، خلیج عدن و دریای سرخ در کنار منابع زیرزمینی این کشور، عامل توجه نظام سلطه به این کشور بوده است. کشورهایی برای رسیدن به منافع خود به بحران سازی در آن می پردازند که نمونه بارز آن را در تحرکات آمریکا می توان مشاهده کرد که به بهانه کمکهای نظامی و مبارزه با تروریسم به جنگ افروزی در یمن می پردازد. این کشورها با عناوین مختلف از جمله کمک به یمن در مبارزه با تروریسم و امضای توافقنامه های امنیتی و نظامی برای رسیدن به منافع خود در این کشور فعالیت می کنند. ناظران سیاسی تأکید دارند که یمن برای غرب پلی برای سلطه بر سایر کشورهای منطقه از جمله سومالی همسایه دیگر خلیج عدن و نیز سلطه بر آب راه های منطقه است که از جایگاه استراتژیک برای استعمارگران برخوردار می باشد.
به هر تقدیر براساس آنچه ذکر شد می‌توان گفت که بحران یمن برگرفته از چالش‌های داخلی، منطقه ای و مداخلات بیگانگان است که فضایی نامناسب را بر این کشور حاکم ساخته است. این امر سبب شده تا به رغم فعالیت های بسیار دولت علی عبدالله صالح در تحقق وحدت ملی و پایان دادن به نابسامانی ها با ناکامی مواجه شود، چنانکه طرح آشتی ملی وی نیز نتیجه ای به همراه نداشته است. این در حالی است که در نهایت برنده استمرار این بحران ها آمریکا و صهیونیست ها هستند که با بحران سازی در کشوری اسلامی برای رسیدن به اهداف سلطه طلبانه خود فعالیت می کنند که حاصل آن قربانی شدن صدها هزار مسلمان است.