صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۱۵۰۹۶۳

سیامک باقرى
رئیس جمهور ایران از زمان روی کار آمدن اوباما تاکنون در چند نوبت طرح مذاکره با وی را با حضور رسانه ها مطرح ساخته است. آخرین مورد آن در همایش ایرانیان خارج از کشور بود که با واکنش های متفاوت و تدریجی از سوی کاخ سفید روبه رو شده است. اگرچه در ابتدا اوباما مناظره رو در رو با احمدی نژاد را رد نمود، اما وی پس از مدت کوتاهی با ترتیب دادن نشست مطبوعاتی با خبرنگاران در کاخ سفید طرح گفت وگو با ایران را راجع به برنامه هسته ای ایران و موضوع افغانستان اعلام کرد. متعاقباً کلینتون وزیر خارجه آمریکا نیز آمادگی کاخ سفید برای تعامل با ایران را مطرح ساخت. اما در این راستا مشاور امنیت ملی آمریکا به گونه ای دیگری وارد عمل شده و اعلام کرد که اوباما احتمالاً آمادگی دارد تا با رئیس جمهور ایران دیدار نماید. اما جمهوری اسلامی ایران برخلاف روند مواضع آمریکایی ها که از موضع رد تا نسبتاً قبول را طی کرده است، روند معکوسی را آغاز کرد. در این زمینه ابتدا وزیرخارجه اعلام کرد که ایران برای مذاکره دوجانبه با آمریکا درخواستی مطرح نکرده است. سپس سخنگوی وزارت خارجه گفت که ایران بنا ندارد وارد مذاکره دوجانبه با آمریکا شود و کسی نیز تاکنون این حرف را اعلام نکرده است. سوالی که در این اینجا مطرح است این است که انگیزه طرفین از طرح مذاکره و نوع واکنش نسبت به درخواست ها چیست؟ به طور کلی دیپلماسی مذاکره توسط ایران و آمریکا از دو حیث قابل توجه است:
1- انگیزه مذاکره: مواضع کاخ سفید پیرامون مذاکره با ایران که ماهیت واکنشی داشته ریشه در چند مسئله دارد. اولین مسئله به دیپلماسی عمومی ایران برمی گردد. برمبنای تئوری دیپلماسی عمومی ایجاد تصویر مثبت در نزد دولت ها و مردم، می تواند بسترهای تأثیرگذاری و نفوذ را بر افکار عمومی فراهم و برای آن کشور حقانیت و مشروعیت ویژه ای ایجاد نماید. برهمین مبنا کارشناسان آمریکایی در محاسبات خود به این نتیجه رسیدند که اقدام رئیس جمهور ایران برای مناظره با اوباما در صورت ندادن پاسخ مناسب، قادر است ضمن ایجاد تصویر مثبت از ایران رفتارهای کاخ سفید علیه آن را نیز مدیریت و به کلی غیر مشروع جلوه دهد. دومین مسئله مربوط به شرایط جهانی و عصر اطلاعات و نبرد کلمات است. به تعبیر «التوسر» در مباره سیاسی، ایدئولوژیکی و فلسفی، کلمات در حکم اسلحه، مواد بی حس کننده و مواد سمی هستند. در چنین شرایطی طرح مستمر مناظره با اوباما را نه می توان کتمان کرد و نه بدون پاسخ گذاشت. از آنجایی که این موضوع از زمان طرحش تاکنون همواره در دستور کار خبرنگاران و تحلیلگران بوده، مقامات آمریکایی ناچار به پاسخگویی به آن بودند. اما پاسخ منفی می توانست حیثیت سیاسی و بین المللی آمریکا را درگیر نماید. لذا لازم بود تا پاسخ ها به گونه ای ترتیب داده شود تا شرایط به نفع آمریکا رقم خورد.
سومین مسئله به فضای جنگی بر می گردد که با سخنان فرمانده ستاد مشترک ارتش آمریکا کلید خورده بود. بازتابی که این حرکت در افکار عمومی دولت ها و افکار عمومی داخل آمریکا، منطقه و جهان داشته، از نظر مقامات کاخ سفید تداومش به سود آمریکا نبود. از این رو طرح مذاکره در واقع این پیام را داشته که آمریکا قصد حمله به ایران را ندارد. آمریکایی ها برای اینکه این موضوع کاملاً جا بیفتد موضع فرمانده ارتش را نیز بی اهمیت تلقی کرده و نماینده آمریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی تأکید کرد که اظهارات مولن، رئیس ستاد ارتش آمریکا در خصوص حمله به ایران به دلیل پیشینه نظامی وی بوده و اهمیت استراتژیک ندارد.
چهارمین مسئله به برداشت مقامات آمریکایی از موقعیت ایران پس از وضع تحریم ها و فشارهای روانی بر می گردد. به زعم آنها تحریم ها اثر خود را گذاشته و بر مبنای راهبرد دو مسیری، زمینه را برای مذاکره مطلوب فراهم ساخته است. چنانچه وزیر خارجه آمریکا اظهار داشت که ازمنابع مختلف در سراسر جهان شنیده ایم که بستر تحریم ها علیه ایران بر افکار عمومی ایران تأثیر داشته است.
2- معنای مذاکره: نگاهی به مواضع مقامات ارشد کاخ سفید، کارشناسان و صاحب نظران مرتبط با ساختار قدرت، موسسات راهبردی مانند رند، هریتیج، بروکینگز، سابان، شورای روابط خارجی و... در زمینه برنامه هسته ای ایران و نحوه برخورد با آن بیانگر این نکته است که مذاکره با ایران از نظر آنها در نهایت امر باید منجر به عقب نشینی ایران از مواضع هسته ای گردد، تحت هیچ شرایطی برتری ایران در منطقه پذیرفته نشود و رفع چالش های آمریکا در منطقه مبنا قرار گیرد. همین شرایط در دوره دوم ریاست جمهوری بوش نیز در دستور کار قرار داشت. در آن دوره که آمریکایی ها به شدت در باتلاق عراق گیر کرده بودند، تیم بوش مذاکره ای را با ایران دنبال می کرد که چالش آنها در عراق در اولویت قرار داشته باشد. اکنون نیز اوباما با توجه به وضعیت بغرنج در افغانستان به جای پاسخ به مناظره ایران، گفت وگو در زمینه افغانستان را درخواست کرد. یا وزیرخارجه آمریکا ضمن آمادگی برای تعامل با ایران تأکید کرد که ایرانی ها آنچه را که باید انجام دهند نمی دانند! با این توصیف مراکز راهبردی آمریکایی که مذاکره با ایران را توصیه می کنند به این نکته اشاره دارند که در طی مذاکره آمریکا می تواند ضمن شنیدن مستقیم خواسته های ایران، ایران را متقاعد به انجام خواسته هایش نماید. در حالی که از نظر تهران اصل موضوع هسته ای با توجه به حقایق مطروحه در آژانس قابل مذاکره نیست و اساساً نه تنها بنا ندارد وارد مذاکره دوجانبه با آمریکا شود بلکه در زمینه ترکیب مذاکره کنندگان نیز خواهان تغییراتی است. از سوی دیگر طرح مناظره با اوباما ارتباطی با موضوع هسته ای نداشته و موضوع بحث با آمریکا در خصوص مدیریت مسایل جهانی، بحران های بین المللی در سطح جهانی و منطقه ای و بررسی ریشه های آن است تا منطق ظرفیت درباره این موضوعات برای افکار عمومی جهان مشخص گردد.