صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۱۶۴۶۳۲
سردبیری: این سند پس از بررسی توسط گزینشگر متن حذف گردید.

حجت‌الاسلام دکتر عبدالله حاجى‌صادقى / استاد حوزه و دانشگاه
درباره دفاع مقدس هنوز حق مطلب ادا نشده است. ناگفته هایی از آن دوران وجود دارد که شایسته است در نوشته ها، در رمان ها، در فیلم ها و مانند آن توجه ویژه ای به آنها شود. البته منظور از ناگفته ها، آن اسرار نظامی نیست که نباید گفته شود. بلکه منظور بیشتر آن بعد معنوی دفاع مقدس است. در خصوص بعد معنوی، آنچه از زبان حماسه سازان شهید می توان گفت این است که غالب آنها اعتقاد داشتند دفاع مقدس ما جنگ بین ایمان و کفر بود و در صحنه های نبرد هر گاه بعد معنوی، ارتباط با خدا، اخلاص، بی توجهی به دنیا و در یک کلمه توکل قوی تر بود، موفقیت، پیروزی و سلحشوری خودش را بیشتر نشان می داد و اگر احیاناً در بعضی مواقع به امکانات مادی، کمیت نیروی انسانی و طرح و عملیات خودمان اعتماد می کردیم، با عدم موفقیت روبه رو می شدیم. شاید اینها به خاطر این بود که خدا می خواست ما را متوجه کند که رو به کدام سمت و سو داریم.
برای نیل به این منظور لازم می دانم دو خاطره را بگویم. اوایل جنگ، یعنی اسفند 59 و اوایل سال 60 بود. در سپاه خرمشهر بودم و قرار بود بیایم قم و برگردم. برای خداحافظی خدمت شهید جهان آرا رسیدم و گفتم دارم می روم قم شما فرمایشی ندارید؟ شهید محمد جهان آرا انسان عجیب و فوق العاده ای بو!د او این جمله را با این مضمون به من گفت: «وقتی به قم رسیدی، سلام مرا به علما و مخصوصاً آیت الله مشکینی برسانید و بگویید ما فرماندهان در جبهه ها خیلی که تلاش کنیم، دو کار را می توانیم انجام دهیم: یکی شکم رزمندگان را سیر کنیم و غذا به آنها برسانیم تا رمق جنگیدن داشته باشند، دوم سلاح آنها را از مهمات پر کنیم تا امکان مبارزه داشته باشند. اما (حضرت) آیت الله مشکینی! اینجا نه شکم پر می جنگد نه سلاح پر! اینجا ایمان است که در برابر کفر می جنگد. اینجا باورها و اعتقادات است که می جنگد. اینجا اندیشه ها و باورهای معنوی مبارزه می کند و اعتقادات مذهبی است که در برابر دشمن استقامت می کند. دشمن که هم از ما سیرتر است و هم امکاناتش از ما بیشتر و هیچ کمبودی در این زمینه ندارد! بعد قریب به این مضمون گفت: «پشتیبانی از این بعد و پر کردن ظرف روح ها، بر عهده شماست و حوزه های علمیه باید همواره تغذیه کننده ایمان و معنویت و ارزش های اسلامی جبهه ها باشند.»
خاطره بعدی از اواخر جنگ است. بعد از یکی از عملیات ها که موفقیت لازم به دست نیامد، لازم بود فرماندهان برای عملیات دیگری آماده شوند که آن عدم موفقیت جبران شود، مرحوم شهید میثمی که از شخصیت های برجسته و کم نظیر و در سلک روحانیت بود، طلبه های مستقر در قرارگاه ها را جمع کرد تا ما را توجیه کند که برویم در یگان ها و قرارگاه های خودمان و کاری بکنیم که رزمندگان برای عملیات های بعدی بمانند و فرماندهان را در این زمینه کمک کنیم. ایشان آنجا یک جمله گفت که این هم تحلیل زیبایی است. فرمود: «توان ما به میزان امکانات در دست ما نیست؛ توان ما به میزان اتصال ما به خداست. در میدان رزم و مبارزه هر چه این اتصال را قوی تر کنیم، توانمندتر خواهیم شد و اقتدار ما بیشتر خواهد بود و هر کجا که این ارتباط ضعیف بشود، هر چند امکانات ما زیادتر باشد، ضعیف تر می شویم.»
دفاع مقدس هشت ساله ما، تمام جنگ ها و غزوات و سریه های زمان پیامبر را در دل خود داشت! ما در جریان دفاع مقدس، بدر را دیدیم که یک عده قلیل چگونه بر یک عده کثیر غلبه می کنند؛ در دفاع مقدس احد را دیدیم که اگر احیاناً در یک محور، بعضی از نیروها توجه شان به دستور فرماندهی ضعیف می شود و یا خدای ناکرده غیر از آنچه که مسائل انقلاب و نظام و خدا می خواهد، چیز دیگری در دل بعضی ها رسوخ می کند، چه عواقبی دارد!
و هم حنین را دیدیم که اگر جایی اعتماد ما به کمیت نیروی ما و امکانات بود، خدا چگونه ما را متنبه می ساخت. حاصل همه اینها این بود که نیروهایی ساخته شده اند که اکنون وقتی سراغ آنها می روید، آن بعد ارزشی آن ها بر همه چیز می چربد و به این باور رسیده اند که تنها عامل پیروزی ما همان معنویت بود.
به قول شهید میثمی: «گویا خدا خواسته است که پایین همه عملیات های ما بخورد: مِیْد این الله (made in Alaah). تعبیرشان این بود خدا نمی خواهد که پایین هیچ عملیاتی بخورد:مِیْد این سپاه ـ مِیْد این ارتش و... .»
صحنه های مختلف این مسئله از اول جنگ گرفته تا پایان جنگ بسیار فراوان است.
بعد دومی هم وجود دارد و آن اینکه فقط معنویت رزمندگان، بر دفاع مقدس اثرگذار نبود، بلکه دفاع مقدس هم در معنوی کردن رزمندگان اسلام نقش داشت! که کمتر به آن توجه شده است. حضرت امام فرمودند: «جبهه یک دانشگاه است»، این دانشگاه، دانشگاه فیزیک نبود، دانشگاه تعالی و رشد، دانشگاه رسیدن به مقصد و دانشگاه یافتن صراط مستقیم و حرکت بر آن صراط مستقیم بود و توانست جوان ها را بسازد. این لایه دفاع مقدس بسیار قابل توجه است. دفاع مقدس توانست جوانان و مردم را به گونه ای بسازد که نه تنها در دهه اول بلکه در دهه های بعد هم جزو حافظان اصلی انقلاب اسلامی باشند و در راه حفظ انقلاب، دیگران به تبع از آنها نقش آفرین شوند.
در دوران دفاع مقدس افرادی بودند که روز ورودشان به دفاع مقدس و روز برگشت شان بسیار فرق می کرد. آنها که شهید شدند به جای خود. اما آنهایی که برای سه یا شش ماه هم آمده بودند و متحول می شدند می گفتند ما در اعزام دوم و سوم مان، برای آن به جبهه آمده ایم که علاوه بر خدمت به دفاع مقدس، از دفاع مقدس بهره بگیریم!