پس از ناکامى و شکست اصلاحطلبان در انتخابات ریاست جمهورى که به تعبیر خود آنها “ بیشترین تاثیر را درتضعیف جبهه اصلاحات و تشدید تفرقه وانفعال سیاسى در بین اصلاحطلبان بر جاى گذاشت”(1) انتخابات مجلس هشتم و موفقیت درآن بهترین فرصت جهت برون رفت از انفعال سیاسى و حضور مجدد و جدى اصلاحطلبان در عرصه سیاسى کشور به شمار مىآید. اصلاحطلبان به منظور دستیابى به این مهم با اتخاذ سیاست وراهبردى واحد مبتنى بر “ناکارآمد جلوه دادن مدیریت اصولگرا” بویژه تضعیف و تخریب دولت اصولگراى دکتر احمدى نژاد در تلاشاند مقبولیت مردمى از دست رفته خویش را بازیافته با تقویت پایگاه اجتماعى خود امیدوارى خود را براى پیروزى در انتخابات آتى دوچندان سازند . اصلاحطلبان که در تحلیل و ارزیابى علل شکست خود درانتخابات ریاست جمهوری، دورى از مردم و عدم درک صحیح مطالبات حقیقى آنها را بهعنوان مهمترین عامل در پیش روى خود دارند با آگاهى از گرایش واقبال مردم به گفتمان اصولگرایى وشعارها و برنامههاى عدالت طلبانه اصولگرایان برآنند تا با انتقاد از عملکرد دولت، ایجاد تردید درتوانایى دولت نسبت به برآورده ساختن انتظارات وخواستههاى مردم و بزرگنمایى مشکلات موجود افکار عمومى جامعه را متوجه خویش سازند و گوى سبقت را در تصدى کرسىهاى مجلس هشتم از رقیب اصولگراى خویش بربایند.جریانهاى مخالف دولت به امید پیروزى در انتخابات پیش روى و با حربه تخریب دولت در اذهان عمومى جامعه قصد دارند براى خود یارگیرى کنند. این جریان در تلاش است وعدههاى عدالتطلبانه دولت احمدىنژاد را در حد شعارهایى معرفى کند که عمدتا با هدف فریب مردم و کسب آراى آنها در انتخابات مطرح شده است.با نگاهى گذرا به تیترها،سرمقالهها ،تحلیلها ،یادداشتها وحتى خبرهایى که با هدف تضعیف مدیریت اصولگرا ، تنظیم و در روزنامههاى منتسب به اصلاحطلبان و سایتهاى مخالف دولت منتشر مىشود مىتوان به این استراتژى فریبکارانه مدعیان اصلاحات پى برد. درراستاى همین استراتژى جریان اصلاحات است که سخنگوى حزب کارگزاران سازندگى بهترین شعار انتخاباتى را”پایان بىکفایتى در مدیریت “، مىداند و معتقد است :” آرامش درعرصه سیاست خارجى و برخورد با بىکفایتى مدیریتى در عرصه داخلى شعارهایى است که طرح آن از سوى احزاب و گروهها در این دوره انتخابات مورد اقبال مردم قرارخواهد گرفت... باید فضایى ایجاد کرد که کشور با مدیریتى با کفایت حرکت کند تا برایند این مدیریت براى کشور مثبت وسازنده باشد.”(2)به نظر مىرسد عملیات روانى وتبلیغات منفى این جریان که از اولین روزهاى آغاز به کار دولت خدمتگزار دکتر احمدىنژاد در شکلها و ابعاد گوناگونى شروع شده با نزدیکتر شدن به موعد انتخابات مجلس هشتم روند فزایندهترى یافته است . اصلاحطلبان درحالى به هجمه گسترده خویش علیه دولت اصولگرا ادامه مىدهند که مقام معظم رهبرى کرارا با حمایت،تحسین و تمجید ازخدمات بىنظیر وعدالتمدارانه دولت نهم ، پشتکار و تلاش بىوقفه دولت رااز نعمتهاى الهى برشمرده چنین بیان فرمودهاند:”مسئولان دولت به معناى حقیقى کلمه شبانه روز در حال مجاهدت هستند و با برنامهریزی،اقدام و پیگیرى اهداف نظام و مردم را دنبال مىکنند که باید این نعمت را شناخت و قدر دانست.”(3)مخالفان دولت با نادیده انگاشتن دستاوردهاى مثبت وعملکرد قابل قبول دولت تمام همت خود را صرف آن کردهاند که با القاى ناکارآمدى دولت بزرگنمایى وتکرار کاستىها وضعفهاى دولت(که برخى ازاین کاستىها نتیجه مستقیم عملکرد نادرست دولت سابق است ) موجبات نا امیدى مردم وسلب اعتماد آنان به دولت والبته اصولگرایان را به نفع خود فراهم آورده و از این نمد براى خود کلاهى دست وپا نمایند. اصلاحطلبان به گمان خود اگر بتوانند دولت را در تحقق وعدههایش ناکارآمد و ناکام جلوه دهند مىتوانند مردمى که رویکرد خود به اصولگرایى را با راى به احمدىنژاد به منصه ظهور رساندهاندجذب جبهه خود کنند ؛ غافل از آنکه هنوز مردم تجربه تلخ حضور چندساله اصلاحطلبان درعرصه تقنینى و اجرایى کشور را به یاد داشته، حاصل شعارها ، برنامهها وعملکرد دولت اصلاحات را به وضوح دیده و چشیدهاند.نه تنهادولت بلکه مجلس اصولگراى هفتم نیز از گزند تبلیغات منفى وهجمه گسترده داعیهداران اصلاحات درامان نبوده است . بهعنوان نمونه مىتوان به سرمقاله یکى از روزنامههاى اصلاحطلب با عنوان “فرار از مچگیرى “ اشاره کرد.(4)نویسنده این سرمقاله تلاش نموده است با طرح چندین پرسش در خصوص مسائل داخلى وبرون مرزى عملکرد مجلس اصولگراى هفتم را به چالش بکشد . در بخشى از این سرمقاله آمده است:”...کسى از آنها نمىپرسد که آیا وظایف نظارتى خود برمجموعه دولت اعم از وزیران و رئیس جمهور را به خوبى انجام دادهاید؟کسى امروز اصولگرایان را به چالش جدى نمىکشد که با کدام مجوز شرعى وقانونى برخى تصمیمات دولت را هزینه ساز مىنامید اما از اختیارات قانونى خود به صورت کامل و به موقع استفاده نمىکنید تا زیانهاى ناشى از این تصمیمات رامتوقف و عاملان ایراد خسارت به ملت و کشور را به دست قانون بسپارید؟ با توجه به شعارهاى متعدد شما درمورد معیشت مردم ارزیابى منصفانه خودتان از شرایط اقتصادى کشور و زندگى روزمره مردم چیست؟ آیا در دوره مسئولیت شما مردم احساس آسایش و رفاه بیشترى مىکنند یا تورم وگرانى هر روز بیش از پیش مردم را آزار مىدهد؟...”هر چند در این نوشتار در مقام نقد و پاسخ تفصیلى به پرسشهاى مطرح شده دراین سرمقاله نیستم لکن تذکر دو نکته خالى از فایده نیست. اولا : حمایت مقام معظم رهبرى از اقدامات مجلس هفتم و تائید عملکرد آن دلیل محکمى است بر کارنامه مثبت و نمره قبولى مجلس هفتم. در بخشى از سخنان معظم له چنین آمده است:”... شما هم در تبلیغات انتخاباتىتان غالبا برروى اصول اسلامى ،پایبندى به ارزشها، مبارزه با فساد ، کار براى طبقه محروم ،تلاش براى حفظ استقلال و عزت ملى تکیه کردید. مردم هم از این شعارها وحرفها استقبال کردند وراى دادند واین مجلس تشکیل شد ... بر مبناى همین هویت و در امتداد همین شعارها، خطوط اساسى و خوبى هم ،حقاو انصافا تعقیب شد. نه دوستان شما (طرفداران مجلس ) و نه دشمنان شما نمىتوانند منکر آنها بشوند. مجلس نشان داد که به طبقات ضعیف در جامعه اهتمام مىورزد. براى او مسئله اساسى جبران ضعف طبقات ضعیف و مردمان فقیرو دورماندگان از بسیارى از امتیازات است، به این توجه نشان دادید هم در گفتهها گفته شد هم در برخى از قوانین منعکس شد که بسیار مهم وخوب بود... در زمینه سیاستهاى اصل چهل و چهار که مىتواند یک حرکت عظیم اقتصادى در کشور به وجود بیاورد مجلس پاسخ خوبى داد ... از جمله نقاط قوت بسیار بارز در این مجلس مواضع محکم واصولى در مسائل بینالمللى و در مواجهه با استکبار بود ... یکى از امتیازات این مجلس در این سه سال گذشته این بود که منشاء تشنجات سیاسى و بگومگوهاى اختلاف افکن در بیرون نشد.”(5)ثانیا: بهتر بود نویسنده محترم سرمقاله این پرسشها وانتقادات را چهار سال پیش در آستانه پایان کار مجلس ششم مطرح مىکرد. رویگردانى مردم از مدعیان اصلاحات درانتخابات مجلس هفتم (اسفند 82) نشان داد که مردم به هیچ فرد وحزب و گروهى چک سفید امضا نداده و حمایت آنها از افراد واحزاب مادامى است که آنها درجهت احقاق حقوق عامه مردم و همسو با مطالبات وخواستههاى اکثریت افراد جامعه حرکت کنندو به محض اینکه از چارچوب مطالبات عمومى خارج شوند چتر حمایتى مردم نیز از سر آنان برداشته خواهد شد. بنا به اعتراف خود نمایندگان اصلاحطلب مجلس ششم این مجلس بیش از آنکه به مطالبات حقیقى مردم توجه کند و به فکر رفع معضلات آنها باشد با ورود به مسائل سیاسى و حاشیهاى موجب سلب اعتماد مردم و رویگردانى آنها از اصلاحطلبان شد.باقر کرد نماینده زاهدان وعضو فراکسیون دوم خرداد مجلس ششم با انتقاد از نبود استراتژى و برنامه کارى مشخص در سالهاى گذشته در جبهه اصلاحات چنین بیان داشته است:” متاسفانه همیشه شعارها بر عملکرد ما سایه افکنده و بیشتر از اینکه عمل کنیم به حرف و تنش پرداختیم .”(6) همچنین محمدرضا دولت آبادى نماینده نیشابور و عضو فراکسیون دوم خرداد دربیان علت دورى مردم از جبهه اصلاحات چنین گفته است :”وارد شدن بیش از حد به عرصه سیاسى دلیل اصلى ناکارآمدى جبهه دوم خرداد در انتخابات مجلس هفتم بود... جبهه دوم خرداد نتوانست خواستهها و مطالبات اصلى مردم را برآورده کند و نسبت به بیکارى و مشکل تورم وگرانى جامعه قدم مثبتى بردارد تا مردم نسبت به آن امیدوار باشند.”(7) از این گونه اعترافات درمیان اظهارات نمایندگان اصلاحطلب مجلس ششم بسیار به چشم مىخورد.اصلاحطلبان باید بدانند که این استراتژى فریب کارانه آنها که بر مبناى تخریب مدیریت اصولگرا بنا شده نیز نتیجه نخواهد داد چرا که ملت شریف ایران خدمتگزاران خود را به خوبى شناختهاند وبا اعتقاد کامل به گفتمان اصولگرایى و اصول وارزشهاى انقلاب به حمایت خویش از این گفتمان ادامه خواهند داد. پىنوشتها:-1 حبیبالله پیمان ،”رهایى از یک چرخه تاریخى “، سالنامه شرق، 1384،ص 42-2 کارگزاران ،86/6/25، شماره 390، ص احزاب -3 کیهان ،شنبه 85/11/5، شماره 18746، ص 1-4 آفتاب یزد ،486/10/، شماره2250، ص1-5 دیدار با نمایندگان هفتمین دوره مجلس شوراى اسلامى ، 86/3/8-6 کیهان ،2882/12/، شماره 17909 ، ص2-7 کیهان ، 86/12/16، شماره17898،ص 2