اى دریغا چه گلى ریخت به خاک چه دلى رفت به باد چه چراغى افسرد چه بهارى پژمرد در میان اصحاب فرهنگ وادب و دانش بخصوص در سده معاصر دکتر سید جعفر شهیدى از شان و منزلتى رفیع برخوردار بود. سید جعفر شهیدى از معدود اندیشمندانى بود که فضل وفضیلت را در وجود خویش به نیکى جمع ساخته بود و ستاره رخشان سپهر وجودش روشنابخش مریدان دانش و دیانت بود. استاد نماد اندیشه دینى در حوزه و دانشگاه بود. در حوزه در محضر اساتیدى همچون آیت الله بروجردى و آیت الله خویى ودیگر بزرگان حوزه قم و نجف به مقام اجتهاد نایل آمد ودر دانشگاه نیز جزء سرآمدان شد واز دانشگاه پکن نیز موفق به دریافت دکتراى افتخارى گردید و با آشنایى با مرحوم على اکبر دهخدا ودکتر معین و هکارى با آنان وتداوم راه آنان خدمات ارزندهاى به ادبیات و زبان فارسى نمود و دانشجویان بسیارى را تربیت کرد که امروز جزء اساتید تراز اول ادبیات کشور محسوب مىشوند . استاد هرگز بىوضو نه قلم ونه قدم برداشت و در نگارش و در تدریس همواره با وضو بود. هم خود با طهارت ظاهر و باطن در کلاس حضور مىیافت وهم شاگردان را بدین فضیلت سفارش مىفرمود و حتى دانشجویان را به خواندن یک حزب قرآن کریم در هر روز آن هم با تامل و تدبر توصیه مىکرد . به نماز اول وقت اهتمام جدى داشت و آن طور که از نزدیکان شنیدم نماز شب را نیز ترک نکرد و براى ترویج معارف و ارزشهاى دینى براى تالیفات خویش همچون قیام امامحسین (ع) ، ترجمه نهجالبلاغه و زندگانى ائمه(ع) اطهار حق التالیفى نگرفت تا از قیمت کتاب کاسته شود وافراد بیشترى با مطالعه آن با معارف دینى آشنا شوند. ترجمه نهجالبلاغه ایشان که با قلمى روان و ادبیات و بیانى شاعرانه به رشته تحریر درآمده بود بارها و بارها با تیراژى بسیار به زیور چاپ مزین گشت ودر یکى از چاپهاى جدید بود که در منزلش حضور داشتم ونسخهاى از آن را به این حقیر هدیه دادو راقم از سرجوانى وخامى ویا حس کنجکاوى پرسیدم حقالتالیف این اثر چه میزان است؟ تبسمى ملیح کرد و فرمود: حقالتالیف! حقالتالیفى نگرفتهام.این کار ، کار عشق است و بس. استاد به معناى واقعى تندیس اخلاص و خداخواهى بود و تواضع ایشان زبانزد خاص وعام. از مال دنیا فقط خانهاى داشت وکتابخانهاى ودر روزگار طلبگى با شهریه اندک خویش مىزیست و تا دیروز باحقوق استادى به قناعت به سر مىکرد و آسوده بود. ساعتها در محضرش زانوى ادب مىزدم و از گنجینه ناب کلامش در دانایى بر مىچیدم و در این روزها وساعتها نه غیبتى ،نه بدگویى و نه انگ وافترایى به کسى نبست و من که در کار روزنامه و خبر دستى داشتم سخنى از سیاست وگلایه و شکوهاى هرگز حتى به کنایه واستعاره نشنیدم . ایمان وتوکل، همت بلند واراده استوار ،مناعت طبع و پاکدامنى ، خوشرویى و خوشخویى ، وارستگى و آزادی، صمیمت وخلوص وخیرخواهى ،بىاعتنایى به زخارف دنیا و عدم رغبت به نام ونان ، سیماى اصلى شخصیت ایشان را ترسیم مىنمود. دکتر سید جعفر شهیدى به واقع از استادان تراز اول زبان وادب فارسى و از صاحبنظران برجسته در تاریخ اسلام بود و سالهاى متمادى که بیش از نیم قرن به طول انجامید با مساعى خستگىناپذیر در احیاى ارزشهاى فرهنگ و تمدن ایران واسلام گام نهاد و با تالیف کتبى گرانسنگ درباره زندگانى ائمه اطهار(ع) و قیام امامحسین (ع) خرافه را زدود و واقعیتها را به نیکى تبیین کرد. ایشان همچنین با ترجمه نهجالبلاغه که اثر برگزیده نیز شناخته شد توانست ترجمهاى روان ومتقن از این کتاب شریف را به جامعه علمى عرضه نماید.