یکی از قاعدههای رفتاری نامطلوب متداول در جامعه که به گونهای تهدیدگر مقوله حجاب محسوب میشود مساله رواج "مد" در بین جوانان است. مد اگر چه اصطلاحاتی برگرفته از علم آمار و در معنای یک عامل مشخص کننده است اما در علوم اجتماعی و به ویژه جامعهشناسی مد به نحوه پوشش و لباس پوشیدن و همچنین نوع آرایش اطلاق میشود و در عین حال متوجه چیزی است که در مقطعی از زمان بیشترین استفاده را دارد.
گرایش به مقوله مد را جامعهشناسان در میان جمعیت جوان بیشتر از افراد سالخورده گزارش کردهاند و دلایل این امر را در اموری چون برخورداری جوانان از روحیه تنوعطلبی و ثبات کاری کمتر در مقابل سالخوردگان (با افزایش سن، ثبات در منش جای تنوعطلبی را میگیرد)، خودرایی در جوانان، عدم حصول موفقیت در زندگی، فقدان بهرهمندی از الگوی شخصیتی مناسب، استفاده ناصحیح و برخورد نامعقول با پدیدههایی چون ماهواره، اینترنت ومحصولات فرهنگی دنیای غرب، عدم جامعهپذیری اصولی و صحیح جوانان در خانواده، مدرسه، وسایل ارتباط جمعی و... معرفی میکند و نتایج آن را در اموری چون خروج از حالت طبیعی اعتدال، احساس خلا در زندگی، آلت دستشدن، کم شناختی نسبت به ارزش و شخصیت خود و غوطهوری در فرهنگ مصرفی و گرفتار آمدن در دایره نامطلوب انفعال و از دست دادن هوشیاری سیاسی و اجتماعی میدانند.(1)
اگر چه و در واقع مدگرایی با اهدافی سیاسی تبلیغ میگردد و حاصل آن گسترش روحیه مصرفگرایی از یک سو و گرم شدن بازارهای تولیدی جوامع غربی از دیگر سو است اما این پدیده در عمل از یک طرف هویت ملی و از طرف دیگر هویت دینی جوامع را هدف قرار داده و در خصوص مساله حجاب تهدیدی اساسی فراروی این مقوله محسوب میشود. چه آنکه این مساله در ابتدا به شکل پدیدهای ارزشی در میان قشرهای بالای جامعه و به تقلید از غرب و فرهنگ غیربومی ترویج میگردد و سپس در میان سایر اقشار جامعه رواج پیدا میکند و پس از آنکه در میان قشر فرودست عمومیت یافت، متوجه نوخواهی و تنوعطلبی جدید گردیده و این سیر تسلسلوار ادامه مییابد. به نظر میرسد سیر حرکت ارزشها در جامعه در این خصوص معنای خود را بازنمایی کند. "نکته قابل توجه در این تغییر آن است که اولا پدیدههای ارزشی قشر بالا مانند موج به مرور زمان قشرهای دیگر جامعه را فرا میگیرد و ثانیا به مجرد اینکه این پدیده به قشر متوسط سرایت کرد و آنها خود را به مقیاسهای ظاهری آراستند قشر بالا مجددا برای متمایز ساختن خود یک موج دیگر تولید میکند".(2)
توجه به گونههای مختلف مد که در قالب بیتل، رپ و سپ، هیپی، متالیک، هوی، هوی متال و... هراز گاهی در جامعه ایران رشد مییابد ضرورت تامل جدی به این مساله را فراروی متولیان فرهنگی جامعه قرار میهد و به نظر میسد تلاش برای ارایه الگویی مناسب در پوشش در کنار ضرورت توجه به فرآیند جامعهپذیری جوانان از کودکی تا جوانی امری شایسته دقت در این باب باشد.
در ادبیات اسلامی آنچه را میتوان به عنوان معادلی برای "مد" معرفی کرد مساله تقبیح شده تشبه زن به مرد و بالعکس است و در راستای همین امر است که تنها رنگ مکروه لباس در اسلام رنگ سیاه معرفی شده و در باب لباس دایره انتخاب با خط قرمز پرهیز از لباسی که موجب شهرت گردد معین گردیده است و افزون بر آن عفت در پوشش در قالب گزینش جامعهای معرفی گردیده که با هویت دینی، هنجارهای اخلاقی، شخصیت والای انسانی و ارزشهای متعالی اجتماعی سازگار باشد.(3)
در باب تشبه و ضرورت پرهیز از آن در اسلام احادیث و روایات متعددی آمده است که از آن جمله است: رسول خدا(ص) از مردی که در لباس پوشیدن مانند زنان عمل کند و زنی که مانند مردان عمل نماید بیزار است."(4) و یا در عروهالوثقی آمده است: "لباس شهرت یعنی پوشیدن لباسی که در شان کسی نباشد و موجب شهرت و انگشتنما شدن وی شود."(5) و یا از امام حسین(ع) نقل شده است: "من لبس ثوبا یشهره کساهالله یوم القیامه توما ثوبا من النار: کسی که لباس شهرت بپوشد در روز قیامت خداوند او را لباسی از آتش خواهد پوشاند."(6)
نظر به آنچه گذشت از سویی مطلوبیت حجاب اسلامی برای زن و مقصود بودن آن در آیین مقدس اسلام روشن میگردد و از دیگر سو آنچه برخلاف این پوشش مورد استفاده قرار گیرد و یا آنکه این امر را مخدوش ساخته و مورد تهدید قرار دهد ناپسند و خارج از آموزههای دینی حجاب محسوب میگردد.