کسى مىگفت اشتباه بعضى در سیاست آن است که مسائل را از نگاه چپ وراست مىبینند در حالى که باید آن را از نگاه راست و نادرست دید. متاسفانه گاهى تعصبات سیاسى آنچنان افرادى را در تار و پود خود گرفتار مىکند که عملا امکان ارزیابى اشتباهات را از او ستانده و چندین بار او را به ورطه اشتباه مىافکند؛ آن هم در حوزه سیاست که گاه اولین اشتباه آخرین اشتباه خواهد بود. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى سازمان کم تجربهاى نیست و گردانندگان آن نیز افراد ناپختهاى تلقى نمىشوند ولى متاسفانه بارها اشتباهات واحدى را تکرار مىکنند که از آنان عجیب است. صدور نامه سرگشاده به رهبرى در انتقاد از رفتار یک روزنامه در زمره این اشتباهات در تحلیل است. زیرا:-1 هر چند نماینده رهبرى در روزنامه کیهان حضور دارد ولى نمىتوان و نباید مواضع فردى وى را به پاى رهبرى نوشت زیرا در این صورت در تحلیل اینکه مسئولیت اعمال و مواضع اصلاحطلبانه مدیر مسئول محترم روزنامه اطلاعات را به پاى که بنویسیم دچار تناقض خواهیم شد. -2 روشن است که مشى رهبرى دادن مجال به کیهان و اطلاعات با دو روش و تحلیل فکرى براى طرح عقاید خود است تا بتوانند به درستى دیدگاههاى موجود جامعه را انعکاس دهند. لذا اگر انتقادى به رویکرد تحلیلى مدیر مسئول کیهان دارند بهتر است به او نامه نوشته یا تحلیل و پاسخ خود را ارائه نمایند، بىگمان این روش هم براساس عقل پسندیده است و هم قانون.-3 کوشش براى ایجاد کانال میان رفتار سیاسى یک روزنامه با رهبرى از منظر خرد سیاسى و ارزیابى مصلحت کشور نیز نادرست است که متاسفانه دوستان مجاهدین انقلاب بدان دست یازیدند. -4 به نظر مىرسد مجاهدین انقلاب با طرح مقاله کیهان درصددند مجدداپروژه “دستهاى پنهان” را مطرح کرده و رد صلاحیتها را برنامهاى از پیش طرح شده بنمایانند.آیا تکرار این ادعا که بارها از سوى مخالفان “توطئه انگاری”! در هر انتخاباتى مطرح شده و نتیجهاى هم نداشته خردمندانه مىنماید. ضمن آنکه رادیکال کردن فضاى انتخاباتى و تهاجم به شوراى نگهبان هیچ گاه به نفع دوم خردادىها تمام نشده است.-5 نگارنده به هیچ وجه قصد دفاع از روش یا منش نگارشى مدیر مسئول کیهان را ندارد؛ زیرا این امر کاملا بر عهده خود اوست؛ ولى خوشبختانه یا متاسفانه مجاهدین انقلاب این بار کاملا از مسیر غلط وارد شده و به جاى نقد یا حمله سیاسى و تحلیلى به آقاى بوش که چنین سخنى گفته است؛ به رهبرى نامه مىنویسند که چرا نماینده شما تحلیل خاص خود را دارد!(؟) آیا این منش با خرد سیاسى معتقد به قرائتهاى مختلف ودموکراسى حتى تا مرز عقیدتى همخوانى دارد. -6 البته ناگفته نماند مطلق انگارى در نفى گرایشهاى سیاسى قانونى و انتساب آنها به بیگانگان نیز پذیرفتنى نیست و گمان نمىرود در حالى که مقام معظم رهبرى از گستردن چتر اصولگرایى بر سر همگان سخن مىگویند کسى از میان اصولگرایان بر این باور اصرارى داشته باشد.