بصیرت :گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی «حریت» 22 ژوئن 2011 (1 تیر) در مقالهای، به تشریح فضای کنونی خاورمیانه و روابط ترکیه، ایران و سوریه پرداخت و نوشت: تهاجم به عراق در سال 2003، شکاف شیعه و سنی در خاورمیانه را آشکارتر از گذشته کرد که این مسئله در اوج کشمکشهای داخلی عراق بیشتر مشخص شد. ترکیه تلاش بسیاری کرده است تا خود را فراتر از محور فرقهگرایی شیعه و سنی قرار دهد و به دنبال راههایی برای توسعه روابط با سنیها و شیعیان است؛ بهطوریکه کشورهای سنیمذهب مانند پاکستان، مصر و عربستان سعودی در یک سو و عراق جدید، ایران، سوریه و حزبالله در سوی دیگر سیاستهای متوازنکننده ترکیه قرار گرفتهاند. در این مسیر، ترکیه از فرصتهای مختلف در کاهش تنشهای فرقهای استفاده کرده است.
در ادامه مقاله آمده است: بهار عربی سبب شد کشمکشهای موجود بر سر عراق کاهش یابد. در حال حاضر، روندی در سراسر جهان عرب به وجود آمده است که صاحبان قدرت و توازن قدرت منطقهای را دچار چالش کرده است. برای نمونه، در طیف سنیها، مصر قرار گرفته که با مسائل داخلی خود درگیر است و در طیف شیعیان، سوریه با تغییر و پتانسیل جابهجایی قدرت روبهروست. بهنظر میرسد این خیزشهای مردمی، پیامدهای مثبتی به نفع طیف شیعیان در بر نخواهد داشت. روابط سوریه و ترکیه اخیراً متفاوت بود. این خیزشها ماهیت و ویژگیهای این روابط را دستخوش تغییر قرار داد. لحن عبداللهگل و اردوغان در مورد سوریه بهخوبی گویای این تغییر رویکرد است. بهعلاوه، تشابه دیدگاه ترکیه و آمریکا در مورد سیاستهای سوریه بهطور شفاف نشان میدهد ترکیه بهطور کامل همراهی با بشار اسد را متوقف کرده است. اردوغان خواهان بروز بحران دیپلماتیک دیگر در فضای سوریه شبیه آنچه که در مورد مسئله هستهای ایران اتفاق افتاد، نیست. میتوان گفت اردوغان بهلحاظ ایدئولوژیک بیش از بشار اسد به اخوانالمسلمین سوریه نزدیک است.
نویسنده در پایان مقاله آورده است: در کوتاهمدت، راهبرد جدید ترکیه در قبال سوریه پتانسیل بروز کشمکش با ایران را دارد. تغییر احتمالی قدرت به نقش سوریه بهعنوان متحد راهبردی ایران پایان خواهد داد که در عوض، مسئولیتی جانبدارانه را متوجه ترکیه میکند. روابط ایران و سوریه، درسی بزرگ برای درک توازن قدرت در منطقه به همگان میدهد. قدرتیابی اخوانالمسلیمن در سوریه با حمایت روانی غرب به این معنا خواهد بود که سوریه دیگر متعلق به طیف شیعیان نخواهد بود. ایران با از دست دادن سوریه بهعنوان متحد، جغرافیای بسیار مهمی را از دست خواهد داد. در چنین شرایطی، ترکیه به احتمال بسیار، سیاستهای متوازنکننده را کنار خواهد گذاشت و از نقش خود به عنوان عضو جدید طیف سنیها استقبال خواهد کرد. جای شگفتی نخواهد بود که در آینده نزدیک، روابط ترکیه و ایران شکل جدیدی به خود بگیرد.
بصیرت: ظاهراً نویسنده، منتقد سیاستهای دولت کنونی ترکیه و مخالف جدی موقعیت برتر منطقهای ایران است. وی بر پایه این دو پیشفرض، درصدد است به شکل تمنایی و تصوری، آینده امور را به آنجایی برساند که آرزو دارد، حال آنکه واقعیات میدانی، خلاف تمنیات و تصورات وی را نشان میدهد که بزرگترین نشانهاش، راهپیمایی سراسری مردم سوریه در حمایت از حکومت این کشور بهعنوان اصلیترین متغیر تحولات بوده است.