صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ تير ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۲۲۱۳۹۶

نویسنده: ناصر نیکلا
مترجم: سحر دولتیان

صرف نظر از جزئیات و احتمال موفقیت یا شکست طرح ابتکاری فرانسه برای آغاز مذاکرات مستقیم میان سازمان آزادی بخش فلسطین و رژیم صهیونیستی، نکته قابل توجه، تلاش فرانسه برای نقش آفرینی در این زمینه، آن هم در غیاب نقش فعال آمریکا و به راه انداختن نسخه فرانسوی کنفرانس آناپولیس در زمان ریاست جمهوری جورج بوش می باشد.
هدف جورج بوش از به راه انداختن کنفرانس آناپولیس، برگزاری یک مانور صلح آمیز برای منحرف ساختن افکار عمومی از ماجراجویی های جنگ طلبانه آمریکا در افغانستان و عراق بود و اکنون عیناً همین شرایط در مورد نیکلا سارکوزی صدق می کند. وی علی رغم اینکه می داند، سرنوشتی بهتر از آناپولیس در انتظار طرحش نخواهد بود، تلاش می کند افکار عمومی را از مداخله نظامی کشورش در افغانستان و لیبی و شاخ و شانه کشیدن برای سوریه به منظور ممانعت از نفوذ هر کشور دیگری به غیر از فرانسه در لبنان منحرف کند.
تلاش فرانسوی ها برای به تأخیر انداختن مسائل قدس و آوارگان تا یک سال دیگر، فقط و فقط در جهت مشروعیت بخشیدن به کنفرانس خودشان و پاداش دهی به رژیم صهیونیستی به خاطر موافقت آن با مذاکرات مستقیم قرار دارد.
این پاداشی است که صهیونیست ها برای دریافت آن مدت ها انتظار کشیده اند. استقبال سازمان آزادی بخش از این طرح نه تنها هیچ دلیل قانع کننده ای ندارد ؛ بلکه باعث به خطر افتادن اجرای آشتی ملی شده است.
پیشنهاد وزیر امور خارجه فرانسه مبنی بر اینکه هر یک از وزیران دولت وحدت ملی آینده به طور جداگانه تعهد دهد که تل آویو را به رسمیت خواهد شناخت و مقاومت را کنار خواهد نهاد، هیچ کمکی به بهبود جایگاه فرانسه به عنوان نماینده تمام عیار استعمار معاصر اروپایی نخواهد کرد.
سفر سارکوزی به منطقه در ایام جنگ 22 روزه به منطقه برای تحت فشار قرار دادن مقامات رژیم صهیونیستی و یا ارسال نیرو به منطقه نبود؛ بلکه وی در دمشق مقامات سوریه را برای اعمال فشار بر رهبران حماس تحت فشار قرار داد تا از مقاومت دست بردارد!
موضع سارکوزی در آن زمان نسخه فرانسوی برخورد دوگانه آمریکا بود و اکنون هم طرح ابتکاری این کشور گامی دیگر در جهت نظامی سازی سیاست خارجی این کشور نسبت به جهان عرب و اسلام است.
در همین راستا مقامات این کشور بارها سوریه را شاخه نظامی ایران در منطقه قلمداد کرده اند. از این رو روزنامه آلمانی «یونگا ویلت» اخیراً طی مقاله ای به نام «ژنرال انقلاب» هشدار داده بود که عقده ناپلئون بناپارت در رفتار سارکوزی نسبت به انقلاب لیبی و دیگر کشورهای عربی کاملاً مشهود است و این امر تبعات بسیار خطرناکی را در پی خواهد داشت.
این سارکوزی جنگ طلب که با کنار نهادن سیاست مخالفت آمیز کشورش با جنگ عراق، به تأیید این مداخله نظامی پرداخت چگونه ممکن است یک باره به سفیر صلح و آزادی مبدل شود؟
انگیزه فرانسه از مداخله نظامی در لیبی، احیای پروژه اتحاد کشورهای حوزه دریای مدیترانه به عنوان مدخلی برای شراکت منطقه ای رژیم صهیونیستی و همچنین طمع به منابع نفت و گاز الجزایر و لیبی است. همچنین جاه طلبی های سارکوزی برای بازگشت به عصر قیمومیت کشورش بر لبنان در ظاهری جدید نیز در همین راستا ارزیابی می شود. در این میان اگر هم سناریوی لیبی در سوریه تکرار شود برای اهداف سارکوزی هیچ مشکلی ایجاد نمی شود.