صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۹:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۲۳۸۵۶۶

قاسم غفورى
کشورهای اروپایی در حالی در ماه های اخیر با محوریت اعتراض های مردمی به نظام سرمایه داری افکار عمومی جهان را به خود مشغول داشته اند که این روزها تحولاتی خاص در این قاره در حال رخ دادن است. در فرانسه تصویب قوانین سخت گیرانه در قبال مسلمانان، گروگان گیری در تولوز فرانسه که مقامات این کشور از جمله سارکوزی رئیس جمهور آن را 11 سپتامبر دیگر نامید و به این بهانه بر سیاست های ضداسلامی خود افزود، به طوری که اخراج مسلمانان از فرانسه به شدت افزایش یافته است. در انگلیس محدود شدن آزادی های فردی مسلمانان و نظارت بیشتر بر آنها اعتراض گروه های اسلامی را به همراه داشته است. در آلمان بزرگ ترین مسجد برلین مورد هتک حرمت قرار می گیرد. در بلژیک مسجد مسلمانان به آتش کشیده می شود و امام جماعت آن به شهادت می رسد. گروه های نژاد پرست و افراطی تجمعات ضداسلامی برگزار می کنند. قوانین سخت گیرانه علیه زنان مسلمان هر روز در کشورهای اروپایی وضع می شود. این تحولات و صدها تحول دیگر یک نکته اساسی را آشکار می کند و آن اینکه سران غرب اسلام ستیزی را محور تحرکات خود قرار داده اند. این روند در آمریکا نیز مشاهده می شود، چنانکه زن مسلمان در خانه اش به جرم داشتن حجاب به قتل می رسد.
عملکرد دولتمردان غربی نشان می دهد که آنها به دنبال آنند تا چنان وانمود سازند که اسلام دین جنگ و کشتار است و مسلمانان عامل بحران و ناامنی. این سیاست تا بدان جا پیش رفته که آنها جنگ طلبی خود در افغانستان و هزینه کردن میلیاردها دلار پول مالیات دهندگان را با نام مقابله با افراط گرایی اسلامی و نجات کشورهای اسلامی توجیه می کنند. مجموع تحرکات غربی ها نشان می دهد که آنها به دنبال آنند تا اسلام را عامل تمام بحران های غرب معرفی و به نوعی افکار عمومی را در برابر جهان اسلام قرار دهند. این تحرکات در حالی از سوی غربی ها صورت می گیرد که ارزیابی سیاست ها و اقدامات سران غرب نشان می دهد که ادعاها و اقدامات ضد اسلامی غربی ها اقدامی برای فریب ملت های شان است که در لوای آن اهداف خاصی را پیگیری می کنند. این اهداف عبارتند از :
اولاً کشورهای غربی اکنون با موجی از بحران های اقتصادی و اعتراض های گسترده مردمی مواجه شده اند. مردم در حالی علیه نظام سرمایه داری قیام کرده اند که سران غرب به دنبال دور ساختن آنها از طغیان علیه نظام سرمایه داری هستند. سران غرب با در پیش کشیدن اسلام ستیزی برآنند تا مردم را از مسائل اقتصادی و مقابله با نظام سرمایه داری به امور امنیتی سوق دهند. به عبارت دیگر آنها برآنند تا خروش مردم برای رهایی از بند نظام سرمایه داری را اجرا سازند.
ثانیاً سران غرب در چارچوب مقابله با مطالبات مردمی و اوج گیری اعتراض ها به ساختارهای غیر مردمی حاکم بر اروپا برآنند تا فضای سرکوب را تشدید و وضع قوانین ضدبشری را توجیه کنند. البته غرب برای آنکه اسلام ستیزی خود را پنهان سازد ادعای محدودسازی و حتی اخراج و بازداشت مسلمانان را برای مقابله با حرکت های افراط گرایان ضداسلامی مطرح می کند. اقدامات ضدحقوق بشری سران غرب به جایی رسیده که حتی از وسایل منزل برای جاسوسی از زندگی شخصی افراد استفاده می کنند.
ثالثاً سران غرب در فریبی دیگر علیه ملت های شان جنگ طلبی در افغانستان و سایر کشورها را توجیه می کنند، در حالی که ملت های غربی تأکید دارند که پول مالیات های شان باید صرف اقتصاد شود. سران غرب همچنان به دنبال جنگ افروزی در جهان هستند که نمود عینی آن در افغانستان قابل مشاهده است. سران غرب همزمان دو سیاست را اجرا می کنند؛ از یک سو کمک به مردم افغانستان که مسلمان هستند و نیز مقابله با افراط گرایی اسلامی را عامل هزینه کردن پول مالیات دهندگان غربی در افغانستان عنوان می کنند که به تشدید حس اسلام ستیزی در جوامع غربی منجر می شود، از سوی دیگر با تحریک احساسات مردم اروپا و آمریکا، رضایت آنها برای تأمین هزینه های جنگ افروزی در افغانستان را جلب می کنند. به عبارت دیگر، غرب هم اسلام ستیزی را تشدید می کند و هم جنگ افروزی خود را توجیه.
رابعاً نکته مهم دیگر فریبکاری سران غرب در زمینه سکوت شان در برابر جنایات و سرکوب گری های صورت گرفته در کشورهای عربی متحد آنها است. در یک سال گذشته بحرین، اردن، یمن، عربستان با موجی از اقدامات ضدبشری حاکمان دست نشانده غرب علیه مردم همراه است، اما سران غرب راه سکوت در پیش گرفته اند. حربه سران غرب برای توجیه این اقدامات و همسو ساختن ملت های شان با این رویکرد ترویج اسلام ستیزی در جوامع غربی است. سران غرب با نمایش چهره منفی از اسلام در کشورهای شان و معرفی مسلمانان به عنوان عامل بحران اقتصادی و امنیتی غرب به دنبال سکوت ملت های شان در برابر جنایات صورت گرفته در بحرین، عربستان، یمن و حتی توجیه حمایت های خود از جنایات آل سعود و آل خلیفه هستند.
خامساً فریب دیگر سران غرب علیه ملت های شان معطوف به عملکرد آنها در زمینه همکاری و همراهی با آمریکا و صهیونیست ها است. اروپایی ها با بهانه امنیت اروپا همکاری با آمریکا را توجیه می کنند و هر دو با هم (آمریکا و اروپا) سرسپردگی به صهیونیست‌ها را توجیه می تنند. این در شرایطی است که مردم اروپا از روابط با آمریکا ناراضی هستند و مردم اروپا و آمریکا از سرسپردگی کشورهای شان به رژیم صهیونیستی تنفر دارند.
با توجه به آنچه ذکر شد می توان گفت که تشدید فضای ضداسلامی در جوامع غربی برگرفته از فریبکاری سران این کشورها برای حذف حقوق و مطالبات ملت های شان در زمینه هایی همچون رفع بحران اقتصادی با سرنگونی نظام سرمایه داری است. پایان جنگ طلبی در جهان، مقابله با جنایات حاکمان دست نشانده عرب در عربستان، بحرین، پایان وابستگی به صهیونیست ها و... می باشد. به عبارت دیگر سران غرب اکنون در کنار اجرای سیاست های ضد اسلامی به دنبال فریب افکار عمومی خود نیز هستند.