تاریخ انتشار : ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۰:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۲۴۰۸۰
نصر عزیزی مقدمه: زندگی اجتماعی ضرورتا نیازمند نظام اجتماعی است. نظام اجتماعی متشکل از گروهها و نهادها و ساختارهای متعددی است که تنوع و حجم و میزان و رابطه آنها با توجه به ساختار اجتماعی بصورت بالقوه و بالفعل وجود داشته و فعال هستند هر نظام اجتماعی ممکن صدها و یا هزاران زیرنظام داشته باشد. کارکرد هر زیرنظام پاسخ به نوعی از نیازهای مردمی است که در آن جامعه زندگی می‌کنند. در گذشته به دلیل محدودیت‌های زندگی سنتی و محدودیت‌ نیازهای یک فرد و یا یک خانواده ممکن بود با دهها نوع نیاز روبرو باشد ولی با پیچیده شدن روابط زندگی و تنوع و تعدد زیرنظام‌های جدید، بطور قطع هر فرد و یا خانواده بصورت معمول با صدها و هزاران نوع نیاز سروکار دارد. به هر نسبتی که روابط اجتماعی پیچیده، تنوع نیازها فراوان، بازار عرضه و تقاضا زیاد، کارکردهای نهادها و ساختار فنی و تخصصی، سرعت ارتباطات بالا و ضریب رشد انتظارات زیاد می‌گردد، به همان نسبت مدیریت و رهبری و هدایت جامعه مشکل‌تر می‌شود. در چنین شرایطی اگرچه سازمانهای رسمی براساس قانون ایجاد و هر کدام وظیفه پاسخگویی به نیازهای جامعه را به عهده دارند، ولی آنقدر موضوعات، مسایل، مشکلات و پیچیدگیهای پیدا و پنهانی وجود دارد که لازم است نهادهایی به نام احزاب از درون یا خارج از دایره نظامهای کارکردی رسمی وجود داشته باشند تا با راهبردها و سیاستها و روشهای مختلفی که در آینده به تشریح آنها پرداخته می‌شود، ایفای نقش نمایند با این مقدمه بعضی از ضرورتهای ایجاد حزب در هر جامعه بشرح زیر می‌باشد:

 1- ضرورتهای عقلی

عقل حکم می‌کند که برای رفع و تامین هر نوع نیاز مشترک گروهی، اعضای گروه حق دارند با همدیگر اندیشیده نموده و پس از تفاهم و مشورت اندیشه خود را عملی کنند. حال اگر گروهی از سیاستمداران برای اداره سرنوشت یک ملت در جایگاه مدیریت جامعه تصمیم‌گیری نمایند، بنابراین گروههای دیگری هم ممکن است ایده‌ها و طرحها و برنامه‌های مناسبتر و مفیدتر و بهتری داشته باشند که با عرضه آن به افکار عمومی از استقبال بیشتری برخوردار شوند.

2- ضرورتهای سیاسی

در فضای بحث و تبادل نظر سیاسی که بطور معمول برای اداره امور جامعه انجام می‌گیرد، هزاران موضوع مختلف و متنوع مبادله می‌شود. در این میان گروههایی که با مشارکت همدیگر و یا بطور مشترک نظریات و دیدگاههای یکسان دارند، بصورت رسمی و یا غیررسمی نقش یک حزب را ایفا می‌کنند. علاوه بر این حوزه سیاست از نظر مبانی، ساختارها، کارکردها، راهبردها، شرایط پیرامونی، عوامل و عناصر بسیار وسیع و متنوع بوده که لازم است در این رابطه گروههای مختلفی در هر کدام از این موارد وارد شده و برنامه‌ها یا مواضع خویش را اعلام نمایند.

چنانچه حزبی با هدایت آشکار و یا پنهان با کسب آرای مردم و دستیابی به قدرت حاکمه زمام امور را به عهده گیرد، بدون شک غالب مسئولیت اداره جامعه به عهده آن حزب خواهد بود و این تجربه در دنیا بارها تکرار گردیده است. البته شرایط جمهوری اسلامی با شرایط سایر نظامهای دنیا متفاوت است و این شرایط نظام ما را بی‌نیاز از حزب نمی‌نماید و بلکه با وجود احزاب آشکار و یا پنهان وابسته به دشمنان این نیاز صدچندان خواهد بود.

3- ضرورتهای اجتماعی

در مسایل اجتماعی که حوزه‌های وسیعی از موضوعات اجتماعی نظیر رفاه عمومی، اشتغال، درآمد، بهره‌وری، مدیریت، کارآفرینی، مسایل و موضوعات شهری، ارتباطات، خانواده و مسایل پیرامون آن، ناهنجاریها، آموزش و دهها شاخص توسعه را در بر می‌گیرد، اگر هر حزبی بصورت مستدل، مستند، علمی یا کاربردی، تجربی و با ارایه الگوها در هر کدام از موضوعات مورد نظر به ارایه راهبردها و برنامه‌ها و دیدگاههای خود بپردازد، تکلیف دولت و مردم را تا حدود زیادی مشخص می‌نماید. به هر حال هر دولتی باید الگویی برای برنامه‌های اجرایی خود داشته باشد این الگوها بدون شک از چند حالت خارج نیست.

الف ـ ممکن است بصورت پنهان و یا آشکار از یک حزب گرفته، شده باشد.

ب ـ ممکن است بصورت پنهان و یا آشکار از چند حزب گرفته شده باشد.

ج ـ ممکن است بصورت پنهان و یا آشکار از الگوهای کشورهای صاحب تجربه استفاده شده باشد.

د ـ ممکن است بصورت التقاطی و یا تلفیقی از هر الگویی تصویربرداری شده باشد.

و ـ ممکن است بدون الگو دولت و مجلس موضوعات را به اتفاقات و حوادث شرایط بسپارند.

هر کدام از حالت‌های فوق ضمن اینکه بدون فایده نیستند، ولی پیامدهای بسیار ناگواری برای اداره امور جامعه دارند که هر کدام از این پیامدها تحت عنوان یک یا چند مشکل اجتماعی در حوزه‌های زندگی مردم متجلی می‌گردد. بنابراین اگر دولت بطور مشخص از الگوهای ارایه شده یک یا چند حزب همگرا استفاده کند، تکلیف خود و مردم را در گذر زمان مشخص می‌نماید. کمااینکه بدون تشبیه تا حدودی این رویه در کشورهای غربی پیشرفته با ساختار موردنظرشان اعمال می‌گردد.

ضرورتهای حاکمیتی

حاکمیت در هر نظامی در قبال جامعه مسئولیت‌هایی دارد و معمولا امور حاکمیتی امور کلانی هستند که با نگاه ملی به نیازهای جامعه مورد توجه قرار می‌گیرند. اگر در کشور احزابی با برنامه‌های وسیع و یا حتی محدود به فعالیت و رقابت بپردازند حاکمیت ضمن اینکه با استفاده از قوانین نظاره‌گر امور ملت، این قبیل فعالیت‌ها را باید گامی به جلو بر اداره امور جامعه تلقی نماید زیرا احزاب بخشی از تکالیف و بار حاکمیتی را به عهده می‌گیرند و در این میان مردم هم بهتر می‌توانند با دقت و هوشیاری انتخاب نموده و مطالبات خود را از این طریق پیگیری نمایند و اگر حاکمیت از این روش اجتناب نماید، صرف‌نظر از حاکمیت ولایت فقیه به مرور گرایش به استبداد شکل می‌گیرد.          ادامه دارد...