صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۲:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۲۴۷۱۴۵

هادى محمدى
مبانی لائیک در تفکر حزبی و به ویژه سیاست داخلی و خارجی در ترکیه، معیارهای شکننده ای برای حسابرسی سیاست های حزب حاکم شکل داده و عملاً هزینه های کلان بر این تصمیمات تحمیل کرده است. معادل قرار دادن همراهی با غرب و پذیرش منطق حاکم بر مناسبات بین الملل با منافع ملی در ترکیه و پرهیز از رفتار و رویکردهای مستقل و ارزشی، ضریب ریسک و خسارت را به شدت افزایش داده است. همانگونه که امام خمینی(ره) در یکی از پیام های خود، این قرن را قرن اسلام و اسلامگرایی نامیده بود و با درک عمیق از سمت گیری تحولات جهانی و تحقق شاخص هایی که در سوره روم از نابودی پیاپی قدرت های استکباری بیان می شود، فروپاشی قدرت های امروز و جوانه زدن جنبش های پرقدرت اسلامی را نوید داده بود، شاهد تحولات در سطح جهانی و به ویژه منطقه ای هستیم. مقامات حاکم ترکیه با اینکه در دسته بندی کلی خود را اسلامگرا می دانند، از درک این حقیقت آشکار ناتوان بودند و بر روی اسب باخته شرط بندی کردند.
 با این تصور که در چارچوب سیاست های آمریکایی و غربی و همراهی با رویکردهای آنان، در سوریه به میهمانی پرسودی گام می گذارند، توهم زده و هیجان انگیز خود را درگیر کردند. هنوز سناریوهای تخریب سوریه و نقشه سیاسی خاورمیانه و منطقه به پایان نرسیده ولی ترک ها در همین ابتدا با شرایط خطرناکی روبه رو شده اند. اگر در ماه های گذشته مقامات ترک تلاش کردند که از پدیده آوارگان سوریه ای برای اجرای سیاست های رو به جلو و فشار به سوریه استفاده کنند، امروز این پدیده با مشکلات دیگر در درون جامعه ترکیه گره خورده و کارکردهای منفی و ویژه را نشان می دهد. جمعیت ترکیه در سه بخش کلی سنی، علوی و کرد قابل دسته بندی هستند و دولت ترکیه همواره با دو بخش کرد و علوی که دو سوم جمعیت اصلی را تشکیل می دهند با مشکل جدی روبه رو بوده است. در بخش سنی هم جریان های سیاسی رنگارنگ و مختلفی که الزاماً با حزب حاکم همسویی ندارند، وجود دارد. اجرای سیاست های افراطی و پرهزینه، نه تنها موزائیک جمعیتی را با شکاف روبه رو کرده، بلکه با ترویج رویکردهای وهابی مآبانه، زمینه های تنش اجتماعی- امنیتی را فعال و به نقطه انفجار نزدیک می کند.
این در حالی است که واگرایی سیاسی- اجتماعی تنها به بخش های مذهبی و نژادی محصور نمی شود و در کنار فعال کردن احزاب رقیب سیاسی، فضای درون حزبی را در حزب عدالت و توسعه هم با شکاف و درگیری های علنی روبه رو کرده است. این جناح بندی ها که حداقل در سه بخش متضاد شکل گرفته، این حزب را با احتمالات خسارت باری روبه رو کرده است. همراهی با قطر و عربستان، به جز تحمیل خسارت های شکست در سوریه، موجب فعال سازی یک جریان و هابی- سلفی افراطی در درون جامعه سنی ترکیه شده و در حداقل ترین شرایط، دولت ترکیه را با رقیب تاریخی و بازیگر جدیدی در محیط داخلی خود روبه رو خواهد کرد. دولت های ارتجاعی عرب هیچ گاه نگاه اعتمادگونه به ترکیه نداشته اند و فقط با روش ابزاری از آنها برای مقابله با تهدیدات خود استفاده کرده اند و فراموش نکرده اند که با قدرت یابی ترک ها، خاطرات امپراتوری عثمانی برای شان زنده می شود.
تنش های ناشی از مشارکت در سیاست های آمریکایی و صهیونیستی در سوریه، استان هاکای را با خطر انفجار اجتماعی و درگیری علوی- سنی روبه رو کرده است که در این حال جمعیت پر تعداد آوارگان سوریه از ابزار فشار به سوریه، به عنصر بی ثباتی و پرهزینه در محیط داخلی ترکیه تبدیل می شود. از آنجا که جریان پ ک ک نیز از پشتوانه قابل تأملی در محیط داخلی و منطقه ای برخوردار است، ادامه سیاست های فعلی دولت ترکیه، مسئله و شرایط موجود را از تلفات زیاد سربازان ترکیه که هر روز شاهد آن هستیم، به وضعیت پر تهدید جدید خواهد رساند. در حالی که ترکیه خود را برای انتخابات سال 2014 آماده می کند، مولفه های یاد شده داخلی در کنار خسارت راهبردی در سوریه و استحکام یابی یک محور منطقه ای از ایران تا لبنان، ترکیه را در یک انزوای منطقه ای راهبردی قرار داده و کارنامه دولت حاکم ترکیه، چه در عرصه سیاست خارجی و چه در عرصه سیاست داخلی و فعال شدن شکاف های امنیتی- جمعیتی که تا مرز تجزیه ترکیه نیز ظرفیت دارند، تاوان سنگینی برای ماجراجویی های تعدادی از رهبران اسلامگرا در ترکیه است که با مبانی و چارچوب های غربی، رویکردهای خود و ترکیه را در مقابل منافع تاکتیکی و غیرقابل استمرار، با هزینه های گوناگون همراه کرده اند، آمریکا، غرب و رژیم صهیونیستی که از افغانستان و عراق با سرافکندگی و شکست روبه رو شده اند نه در پروژه سوریه و نه بقیه طراحی خود در قبال مقاومت منطقه ای، دستاورد راهبردی نخواهند داشت و ترکیه اولین برگ سوخته آنها است که باید هزینه آنها را نیز تحمل کند.