صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۲۴۹۲۹۳
پذیرش خطا و سهیم دانستن رهبری در"تحدید نسل" و طلب بخشش کردن، آن هم در انظار عمومی بیش از همه باید برای دیگر مسئولان نظام اسلامی از صدر تا ذیل درس آموز باشد و آنان را به تغییر رفتار، تواضع و پاسخگویی در برابر ملت، دقت در تصمیم گیری ها، پذیرش خطاهای احتمالی و پرهیز از فرافکنی و متهم کردن دیگران سوق دهد. این در حالی است که ...

اختصاصی بصیرت:گذشته رفتارها و گفتارهایی از فقیه حاکم در جامعه اسلامی به ثبت رسیده که وجوه تمایز و برتری نظام اسلامی را بر دیگر نظام های غیراسلامی آشکار ساخته است که آخرین نمونه آن را می توان در اظهارات رهبر معظم انقلاب اسلامی در سفر به استان خراسان شمالی مشاهده کرد.
معظم له در اجتماع مردم بجنورد ضمن اشاره به جایگاه مهم جوانان در پیشرفت و اقتدار ملی به تبعات ناصواب سیاست «تحدید نسل» اشاره کرده و ضمن غلط خواندن تداوم آن فرمودند: «یکی از خطاهایی که خود ما کردیم - بنده خودم هم در این خطا سهیمم - این مسئله تحدید نسل از اواسط دهه 70 به این طرف بود که باید متوقف می شد. البته اولی که سیاست تحدید نسل اتخاذ شد، خوب بود، لازم بود، لیکن از اواسط دهه 70 باید متوقف می شد. این را متوقف نکردیم؛ این اشتباه بود. عرض کردم؛ مسئولان کشور در این اشتباه سهیمند، خود بنده حقیر هم در این اشتباه سهیمم. این را خدای متعال و تاریخ باید بر ما ببخشد.»
فارغ از ابعاد مسئله تحدید نسلی، آنچه در کلام معظم له قابل توجه و بررسی است، پذیرش خطا و سهیم دانستن خود در آن و طلب بخشش کردن، آن هم در انظار عمومی و در مقابل توده های ملت است. اینکه چگونه عالی ترین مقام یک کشور، می تواند به سادگی و به دور از هرگونه کبر و نخوت و غرور - که مختص اغلب حاکمان در نظام های سیاسی امروز و دیروز دنیاست - چنین سخنانی را بر زبان آورد، موضوعی است که فهم آن برای معتقدان به مکاتب غیرالهی به سادگی ممکن نخواهد بود. در یک نگاه اجمالی دقت نظر در این اقدام حکیمانه می تواند ما را به ملاحظاتی راهنمایی کند:
1- شاید اولین نکته قابل تأمل اثبات عینی این نظریه باشد که رعایت موازین اخلاقی در انتخاب حاکم و مسئولان جامعه یکی از مهم ترین تضمین ها برای تحقق عدالت در جامعه است. بدون شک شجاعت ابراز چنین عباراتی ناشی از اوج بزرگی و مناعت طبع معظم له است که با سلاح تقوا و ورع توانسته کبر و خودخواهی را در وجود خود مهار کند و اینچنین ساده و بی آلایش با ملت سخن بگوید. داشتن چنین الگوی شخصیتی برای قرار گرفتن در مصدر زعامت و حکومت، بیش از گذشته به نیاز جوامع بشری تبدیل شده است که باید برای معرفی آن به جهانیان تلاش کرد.
2- این اقدام رهبری بیش از همه باید برای دیگر مسئولان نظام اسلامی از صدر تا ذیل درس آموز باشد و آنان را به تغییر رفتار، تواضع و پاسخگویی در برابر ملت، دقت در تصمیم گیری ها، پذیرش خطاهای احتمالی و پرهیز از فرافکنی و متهم کردن دیگران سوق دهد. این در حالی است که متأسفانه در روزهای گذشته شاهد آن هستیم که برخی مسئولان نه تنها از پذیرش خطاهای صورت گرفته خود پرهیز دارند، بلکه با فرافکنی و فرصت طلبی دیگران را متهم ساخته و فضای عمومی کشور را دچار التهاب و کشمکش می کنند!
3- اشاره به اینکه در نظام تصمیم گیری کشور احتمال وجود خطاهایی حتی در سطح سیاست های راهبردی نیز وجود دارد، مسئولیت را بر دوش نخبگان، کارشناسان و آگاهان جامعه اسلامی دوچندان می کند که باید با تمام توان و با چشمانی تیزبین به رصد اقدامات و تصمیمات نظام سیاسی نشسته و با دلسوزی و دقت نظر، مبتنی بر فریضه راهبردی امر به معروف و نهی از منکر به ارائه نظرات خود در جهت اصلاح اقدام کنند.
4- بر مسئولان و صاحب منصبان مختلف کشور نیز فرض خواهد بود که بر اصل حیاتی شور و مشورت توجه ویژه نموده و خود را بی نیاز از چشمان تیزبین کارشناسان و ناظران امین ندانند و با استقبال از ایشان، فضا را برای ایراد نظرات مخالف و نقدهای دلسوزانه فراهم آورند.
5- ملاحظه آخر ارائه چهره ای صحیح و حکیمانه از جایگاه رهبری الهی است که متأسفانه گاه تصویر آن تحت تأثیر حب و بغض ها و تفاسیر و تعابیر ناصواب، مغشوش شده است. گاه شوق و ارادت و علاقه به ولی فقیه تا بدانجا پیش رفته که دچار تملق و انحراف شده و مورد اعتراض رهبری قرار گرفته و معظم له افراد را از به کارگیری تعابیر غلوآمیز به شدت نهی می کنند! و گاه دشمنی و کینه موجب می شود تا با تحریف نظریه اسلامی، از ولی فقیه چهره ای متصلب و خودکامه ارائه شود که جز به استبداد و دیکتاتوری نخواهد انجامید.
این اقدام بزرگ معظم له حکایت از آن دارد که رهبر جامعه اسلامی حکیمی است که به آموزه های اسلامی در عالی ترین سطح (که درجه فقاهت باشد) آشناست و به فرایند تصمیم گیری معتقد بوده و در همه امور و تصمیمات با کارشناسان امر مشورت کرده و به آنها اعتماد دارد و از دیگر سوی در مکتب اهل بیت(علیهم السلام) آنچنان تربیت یافته که در صورت بروز خطا و اشتباهی، حاضر است بدان اعتراف کرده و برای اصلاح آن اقدام کند و این عالی ترین شیوه حکمرانی است که برای بشر عصر غیبت قابل تصور بوده و دنیای امروز بدان سخت محتاج است.