علی موحد
دکتر حسن روحانی، رئیسجمهوری اسلامی ایران چهارشنبه هفته گذشته برای سفری دو روزه، راهی جمهوری آذربایجان شد. وی در این سفر ضمن دیدار با الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، دیدارهایی نیز با ایرانیان مقیم آذربایجان و نیز تجار و بازرگانان داشت.
از سال گذشته تاکنون چهار نوبت رؤسای جمهور دو کشور، دیدار و مذاکره داشتهاند و در این دیدارها سعی شده گامبهگام روابط و مناسبات دو کشور بههم نزدیکتر شود. در جریان این سفر، شش سند همکاری در بخشهای مختلف به امضا رسید و رؤسای جمهور دو کشور در خصوص گسترش بیشازپیش روابط تهران- باکو در بخشهای مختلف، بهویژه در زمینههای اقتصادی، انرژی، محیطزیست، راهآهن، کریدور شمال- جنوب و همکاریهای چندجانبه و همچنین مسائل سیاسی و منطقهای، مذاکرات مفصلی انجام دادند و به توافق دست پیدا کردند.
لازم به ذکر است رئیسجمهوری هنگام ورود به تهران اعلام کرد: «در گفتوگو با همتای آذربایجانی خود در خصوص مسائل بانکی، عوارض گمرکی و موضوعات مرزی و تعدیل تعرفهها توافقات کلی انجام شد و مقرر گردید، نتایج نهایی از سوی هیئتهای دو کشور در این زمینهها حاصل شود.»
سفر آقای دکتر روحانی، رئیسجمهوری کشورمان به جمهوری آذربایجان را میتوان فصل جدیدی در روند توسعه روابط دو کشور تلقی کرد. ایران یکی از همسایگان جنوبی جمهوری آذربایجان است. دو کشور با حدود 618 کیلومتر مرز خاکی، ارزشهای مشترک تاریخی، دینی، مذهبی، فرهنگی و حتی زبانی دارند. عضویت دو کشور در سازمانهای منطقهای مانند سازمان همکاریهای اسلامی و اکو، شاخص مهمی است که دو کشور را به هم وابسته و پیوسته میکند. جمهوری آذربایجان دروازه ورود به منطقه قفقاز است و از اینرو بیش از دیگران، توجه ایران را به خود معطوف میکند.
در حوزه ترانزیت و حملونقل، ایران محور اتصال جمهوری آذربایجان به آبهای گرم خلیجفارس قلمداد میشود و به همین سبب، تسریع در احداث راهآهن قزوین- رشت- آستارا و اتصال آن به جمهوری آذربایجان مورد تأکید دولتهای دو کشور است. راهآهن قزوین- رشت- آستارا فرصتی برای ایجاد تکمیل کریدور شمال به جنوب و اتصال منطقه به اروپا از طریق کشورهای حاشیه دریای خزر است. کارشناسان امور سیاسی معتقدند ارتباط بین کشورها زمانی شکل گرفته و تقویت میشود که اراده سیاسی مقامات عالی بهویژه رؤسای جمهوری بر حرکت در مسیر توسعه روابط استوار باشد و بهطور طبیعی، اگر این اراده وجود نداشته باشد، ارتباط در سایر حوزههای اقتصادی، فرهنگی نیز شکل نمیگیرد.
شواهد نشان میدهد که امروز اراده سیاسی ایران و جمهوری آذربایجان بر تقویت مناسبات استوار است و در سایه این امر، فرصت مطلوب برای تهران و باکو فراهم شده تا روابط خود را تحکیم بخشند. دیدار سازنده رؤسای جمهوری دو کشور در حاشیه چهلوچهارمین اجلاس مجمع جهانی اقتصاد در داووس، سفر آقای «الهام علیاف» رئیسجمهوری آذربایجان به تهران در فروردین 1393، برگزاری کمیسیون مشترک همکاریهای اقتصادی در سال جاری و تبادل هیئتهای عالیرتبه از جمله این شواهد است. دو کشور همچنین در حوزه امنیتی نیز توافقاتی داشتهاند و وزرای دفاع دو کشور دیدارهای متعددی داشته و توافقنامههایی نیز به امضا رساندهاند.
دو کشور در حالی که بر توسعه مناسبات تأکید دارند نباید از تلاش عواملی که مایلند در روابط ایران و جمهوری آذربایجان تنش ایجاد کنند، نیز غافل شوند. در سطح خارجی، عناصری چون رژیم صهیونیستی علاقهمند به تداوم روابط دوستانه تهران و باکو نیستند. در داخل جمهوری آذربایجان هم گروههایی به دنبال ایجاد خلل در مناسبات تنگاتنگ ایران و آذربایجان هستند که درایت و هوشیاری مسئولان دو کشور میتواند ترفندهای این قبیل عناصر را خنثی کند. در حالی دو کشور میتوانند روابط گستردهای داشته باشند که تصورات سران آذربایجان مبنی بر بهرهگیری از روابط با رژیم صهیونیستی و آمریکا و حتی تقویت روابط با ناتو ابهاماتی را در اراده باکو برای تحقق گسترش همهجانبه روابط دو کشور ایجاد کرده است.
گزارشها نشان میدهد که باکو قرارداد نظامی به مبلغ 6/1 میلیارد دلار با رژیم صهیونیستی امضا کرده و توافقاتی نیز با ناتو و آمریکا داشته است که تهدیدی برای امنیت منطقه و حتی این کشور میباشد. ایران و آذربایجان به عنوان همسایگان خزر، سهم مهمی در تأمین امنیت و مقابله با نظامیشدن آن به دست بیگانگان دارند که همگرایی امنیتی و نظامی دو کشور میتواند تحققبخش این امر باشد.
به هر ترتیب، در باب سفر دکتر روحانی به جمهوری آذربایجان میتوان گفت که این سفر گامی مهم برای توسعه مناسبات دو کشور همسایه است که میتواند برای هر دو کشور دستاوردهای بسیاری به همراه داشته باشد. رویکرد صادقانه باکو به همگرایی منطقهای و عدم دلبستگی به وعدههای فرامنطقهای میتواند مؤلفهای مهم برای تحقق این امر باشد که نقشی قابل تأمل در روابط دو کشور و تحقق صلح و ثبات در منطقه خواهد داشت.